#یاد_ها
۴۸ سال پیش در روزی چون دیروز، به یکباره از صحنه سیاست منطقه ناپدید شد؛ در منطقهای که بنظر میرسید ائتلافی برای حذفش شکل گرفته بود. گو اینکه علی کنی خبر قتلش به دستور معمر قذافی را به محمد رضا شاه پهلوی گفته و شاه در سکوتی پر رمز و راز بر صندلی میخکوب شده بود، اما واپسین سند ساواک ادعا کرد: «سید موسی صدر هنوز زنده است!»
📚 منبع: آرش رئیسینژاد، «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه: ایران، کردهای عراق و شیعیان لبنان»، نشر نی.
➕پینوشت نگاره:
امام موسی صدر در میان سید صادق طباطبایی (خواهرزاده صدر)، فاطمه صدر عاملی (خواهرزاده صدر و همسر صادق)، غزاله طباطبایی (دختر صادق و فاطمه)، ماری کلود (همسر فرانسوی [محمود] همشری مبارز فلسطینی [و نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین در فرانسه]) و البته چهره هزارچهره انقلاب، صادق قطب زاده!
🖋 آرش رئیسینژاد
🔹کاتلین تایسون:
نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی ژاپن ۲۴۹ درصد است.
سه دهه رشد صفر.
وضعیت جمعیتشناختی آن فاجعهبار است.
صنایع بزرگ آن توسط چین در حال نابودی و رقابت شدید هستند.
تاکایچی در حال تشدید نظامیسازی و افزایش هزینههای تسلیحاتی است.
چه بانک مرکزی ژاپن نرخ بهره را افزایش دهد و چه کاهش، تغییر چندانی در نتیجه حاصل نخواهد شد.
🔻"بین دوگانگی ها":
ژاپن در حال مردن است.
علت ان: توافق نامه پلازا.
توافقنامه پلازا (Plaza Accord) در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۵ در هتل پلازا در نیویورک و در دوران ریاستجمهوری رونالد ریگان به امضا رسید.
این توافق میان کشورهای گروه ۵ (ایالات متحده، ژاپن، آلمان غربی، فرانسه و بریتانیا) صورت گرفت تا بهطور عمدی ارزش دلارِ بیش از حد تقویتشده آمریکا را در برابر ین ژاپن و مارک آلمان کاهش دهند.
چرا این توافق انجام شد؟
* کسری تجاری عظیم آمریکا: نرخهای بهره بالا در آمریکا تحت نظر بانک مرکزی این کشور، ارزش دلار را به رکوردهای بیسابقهای رسانده بود و باعث شده بود کالاهای صادراتی تولید آمریکا بسیار گران و در بازارهای جهانی غیرقابلرقابت شوند.
* جهش صادراتی ژاپن: لوازم الکترونیکی، خودروها و ماشینآلات ژاپنی بازارهای آمریکا را تصرف کرده بودند. این موضوع فشار سیاسی زیادی از سوی قانونگذاران در واشنگتن ایجاد کرد و ژاپن را به اعمال تعرفههای حمایتی تهدید میکردند.
تأثیر مستقیم توافق نامه پلازا بر صادرات و رشد اقتصادی ژاپن
* افزایش سریع ارزش ین (Endaka): ظرف دو سال، نرخ ارز بهطور چشمگیری از حدود ۲۴۰ ین به ازای هر دلار به حدود ۱۲۰ ین رسید—یعنی قدرت خرید ین عملاً یکشبه دو برابر شد.
* از دست رفتن رقابتپذیری صادرات: کالاهای ژاپنی در بازارهای آمریکا بسیار گران شدند. حاشیه سود صادرات کاهش یافت و تولیدکنندگان بزرگ ژاپنی مجبور شدند برای کاهش هزینهها، خطوط تولید خود را به جنوب شرق آسیا و آمریکا منتقل کنند.
* سیاست پول آسان (کاهش نرخ بهره): بانک مرکزی ژاپن برای جلوگیری از رکود ناشی از صادرات (Endaka Fukyo)، نرخ بهره را به شدت کاهش داد تا تقاضای داخلی را تقویت کند.
* حباب داراییها و «دهههای از دست رفته»: نقدینگی عظیمی که ایجاد شده بود به جای بخش مولد اقتصاد، وارد بازارهای املاک و سهام شد و یک حباب دارایی غیرقابلتحمل ایجاد کرد. وقتی این حباب در سال ۱۹۹۱ ترکید، منجر به دههها رکود اقتصادی («دهههای از دست رفته») شد که ژاپن هنوز هم با تبعات آن دستوپنجه نرم میکند.
https://fxtwitter.com/Kathleen_Tyson_/status/2094692375352291664
#مرگ_ژاپن
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵مقایسه توافقنامه پلازا در سال ۱۹۸۵ با سیاستهای تجاری کنونی آمریکا و تنشها با چین
تنشهای تجاری کنونی میان آمریکا و چین از نظر ظاهر شباهتهای ساختاری زیادی با تقابل آمریکا و ژاپن در دهه ۱۹۸۰ دارد؛ اما در باطن، ابعاد اقتصادی و سیاسی آن کاملاً متفاوت است.
در دهه ۱۹۸۰، واشنگتن توانست با فشار دیپلماتیک ژاپن را مجبور به امضای «توافقنامه پلازا» و پذیرش جهش ارزش ین کند؛ اما پکن با بررسی همان تجربه تاریخی، سناریوی مشابه را رد کرده و مسیر کاملاً متفاوتی در پیش گرفته است.
۱. شباهتهای ساختاری
کسری تجاری عظیم آمریکا: در هر دو دوره، آمریکا با کسری تجاری گسترده در برابر یک رقیب بزرگ صنعتی (ژاپن در دهه ۸۰ و چین در حال حاضر) مواجه بوده است.
اتهام دستکاری ارز: واشنگتن در هر دو مورد، کشور مقابل را به نگهداشتن عمدی ارزش پایین پول ملی (ین / یوان) برای ارزانتر کردن صادرات متهم کرده است.
خشم سیاسی در کنگره: در دهه ۱۹۸۰ نمایندگان کنگره خواستار تعرفه علیه خودرو و الکترونیک ژاپن بودند؛ همان الگویی که امروزه علیه تکنولوژی و خودروهای برقی چین تکرار میشود.
۲. تفاوتهای کلیدی (چرا چین، ژاپنِ دیگری نیست؟)
لطفا به جدول پیوست رجوع کنید.
🔸نتیجهگیری
پکن توافقنامه پلازا را یک «تله آمریکایی» میداند که به قیمت نابودی رشد اقتصادی و دههها رکود ژاپن تمام شد. به همین دلیل، چین حاضر به پذیرش توافقی مشابه نیست و در برابر فشارهای ارزی مقاومت میکند.
آمریکا نیز که میداند ابزارهای نرم دهه ۱۹۸۰ روی چین جواب نمیدهد، به جای دیپلماسی ارزی، به محدودسازی مستقیم تکنولوژی و تعرفههای گمرکی سنگین روی آورده است.
برای درک بهتر زمینه تاریخی نحوه پیشبرد این مذاکرات تجاری در دهه ۱۹۸۰، این تحلیل کوتاه را ببینید:
Lessons on Japan-U.S. trade deal in the 1980s.
این ویدیو به بررسی توافقنامه پلازا در سال ۱۹۸۵ و پیامدهای اقتصادی مستقیم آن بر اقتصاد صادراتمحور ژاپن میپردازد.
#مرگ_ژاپن
🔵درسهایی از توافق تجاری ژاپن و آمریکا در دهه ۱۹۸۰
تعرفههای بالاتر بر کالاهای چینی تأثیر چندانی در کاهش تنشهای تجاری میان چین و آمریکا نداشت.
چالشها در روابط تجاری میان بزرگترین اقتصادهای جهان موضوع جدیدی نیست؛ ژاپن و آمریکا نیز سه دهه پیش در وضعیت مشابهی قرار داشتند.
در دهه ۱۹۸۰، ژاپن و آمریکا برای بهبود روابط تجاری خود گفتگوهایی داشتند که به «توافق پلازا» در سال ۱۹۸۵ انجامید.
این توافق به نرخ ارز پرداخته و شامل افت ۵۰ درصدی ارزش دلار آمریکا در برابر ین ژاپن بود. اما پیامدهای رکودی ناشی از تقویت ین بر اقتصاد صادراتمحور ژاپن، به حباب قیمت داراییها در ژاپن در اواخر دهه ۱۹۸۰ منجر شد.
این وضعیت در نهایت به دورهای طولانیمدت از تورم منفی و رشد اقتصادی پایین در ژاپن مبدل گشت که به «دهه ازدسترفته» معروف است.
پیش از این، تیان وی با یاسوئو فوکودا، نخستوزیر سابق ژاپن گفتگو کرد؛ وی دیدگاههای خود را درباره تنشهای تجاری چین و آمریکا و همچنین روابط تجاری تاریخی و کنونی ژاپن و آمریکا به اشتراک گذاشت.
https://youtu.be/eaWxLCWwNZ0?is=kmF76h02qlmrskDu
#مرگ_ژاپن
🔹هنری کیسینجر (وزیر امور خارجه پیشین آمریکا):
«دشمنی با آمریکا ممکن است خطرناک باشد، اما دوستی با آن مرگبار است.»
* متن انگلیسی:
"It may be dangerous to be America's enemy, but to be America's friend is fatal."
پیشزمینه تاریخی:
این جمله اشاره به رویدادهای سال ۱۹۶۹ و جریان سقوط دولت نوین دیِم (نخستوزیر وقت ویتنام جنوبی) دارد که از متحدان نزدیک آمریکا بود، اما در نهایت با چراغ سبز ایالات متحده در یک کودتا سرنگون و کشته شد.
کیسینجر این عبارت را در نقد رفتارهای نوسانی و سیاست خارجی آمریکا در قبال متحدانش مطرح کرد.
#مرگ_ژاپن
🔻هشداری درباره دیدار سرپایی پزشکیان و شی!
دیدار سرپایی پزشکیان و شی را احتمالا باید یک هشدار و سیگنال منفی جدی در روابط تهران و پکن تلقی کرد؛ بهویژه اگر درخواست برگزاری ملاقات از سوی طرف ایرانی مطرح شده باشد و طرف چینی بنا بر هر ملاحظهای ترجیح داده باشد دیدار رسمی و دوجانبهای میان سران دو کشور انجام نشود!
ادامه وضعیت بلاتکلیفی در روابط ایران و چین، در صورت تداوم و عدم ورود آن به مرحلهای روشن و مشخص، میتواند تبعات قابلتوجهی برای سیاست خارجی ایران به همراه داشته باشد؛ بهخصوص در شرایطی که گزینههای کشور در مناسبات خارجی چندان گسترده نیست.
پرسش اساسی اینجاست که پس از تعیین نماینده ویژه برای پیگیری روابط با چین، چرا نهتنها تحرک و دستاورد قابلتوجهی در مناسبات دو کشور مشاهده نشده، بلکه نشانههایی از حرکت روابط تهران و پکن به سمت واگرایی نیز به چشم میخورد؟ اگر قرار است چین همچنان یکی از شرکای راهبردی ایران باشد، لازم است دلایل این رکود و روند کاهشی در روابط بهطور جدی بررسی و برای خروج از این وضعیت، تصمیمی روشن و عملی اتخاذ شود.
🔹تریتا پارسی:
https://fxtwitter.com/tparsi/status/2094547564632686866
واقعاً خیرهکننده است. همین یک هفته پیش بود که اسکات بسنت گفت تحریمها نیاز به اقدام نظامی را از بین میبرند.
۶ روز بعد، ایالات متحده دوباره ایران را بمباران کرد.
و اکنون، آکسیوس فاش میکند که در تمام این مدت، پنتاگون در حال آمادهسازی طرحی برای بمبارانهای «دورهای» ایران بوده تا از جلوگیری این کشور از تردد در تنگه هرمز پیشگیری کند.
این موضوع چه چیزی را به ما میگوید؟
نخست اینکه، ظاهراً دولت [آمریکا] از حل این مسئله چه از طریق نظامی، چه اقتصادی یا دیپلماتیک ناامید شده است.
در عوض، برای مدیریت این مشکل به یک جنگ دائمی نیاز است.
اشتباه نکنید - بمباران دورهای یک کشور، یعنی ورود به یک «جنگ ابدی».
در واقع، آکسیوس حتی از قول یک مقام آمریکایی نقل کرده که این اقدام را «چمنزنی» (دستکم گرفتن و تضعیف مداوم توان دشمن) نامیده است.
این همان استراتژی اسرائیل است:
هرگز صلح نکن، هرگز در جنگ پیروز نشو، بلکه فقط به بمباران کشورهای اطراف ادامه بده تا مطمئن شوی که آنها هرگز توانایی ایجاد بازدارندگی در برابر اسرائیل را به دست نمیآورند.
این همان کاری است که اسرائیل سالهاست در غزه و لبنان انجام میدهد.
در دولتهای قبلی، اسرائیل تلاش کرد جنگ با ایران را به ایالات متحده بفروشد و اذعان کرد که حملات نظامی برنامه هستهای ایران را از بین نمیبرد، بلکه نیازمند بازگشت «دورهای» به اقدامات نظامی سخت است تا این برنامه تحت کنترل بماند.
ایالات متحده دقیقاً به این دلیل این طرح را رد کرد که نمیخواست در یک وضعیت جنگ دائمی با ایران قرار بگیرد.
اکنون، وزیر جنگ ترامپ در حال فشار برای اجرای آن است.
ترامپ درحال بررسی حملات محدود علیه ایران برای مهار حملات در تنگه هرمز!
آکسیوس بهنقل از سه مقام آمریکایی بیان میکند ترامپ و دستیاران ارشد او درحال بررسی حملات محدود در تنگه هرمز هستند تا مانع از بازسازی قابلیتهای راداری و موشکی ایران برای حمله به کشتیها شوند.
این طرح که طی هفته گذشته توسط سنتکام و با حمایت پیتر هگزت وزیر جنگ آمریکا تهیه شده بود، پیش از تبادل آتش این هفته با ایران توسط ترامپ تأیید نشده بود اما او میتواند پس از تشدید تنش جدید، چراغ سبز نشان دهد.
یکی از مقامات آمریکایی گفت که ایده پشت این طرح، کاهش خطر حملات ایران به نفتکشها، کشتیهای نیروی دریایی و هواگردهای نیروی هوایی آمریکا است برای «چمنزنی» است.
مقامات آمریکایی میگویند سنتکام نگران تلاش ایران برای بازسازی قابلیتهای راداری، پدافند هوایی و موشکهای ضدکشتی خود در تنگه برای هدف قراردادن دقیقتر کشتیها شده است.
1/3
یک مقام آمریکایی گفت یکی از حوادثی که در روزهای اخیر نگرانیهایی را ایجاد کرد، شلیک یک موشک ضدهوایی ایران به سمت یک جنگنده F-35 آمریکایی بود که درحال پوشش کشتیها در تنگه بود.
به گفته این مقام آمریکایی، اگرچه این موشک به اندازه کافی نزدیک نشد که تهدیدی محسوب شود اما نشانهای از تلاش ایران برای بازسازی ظرفیت نظامی خود بود.
سنتکام در روزهای اخیر به وزیر جنگ، رئیس ستاد مشترک ارتش و کاخ سفید اعلام کرده که «ارتش ممکن است برای ادامه جابهجایی ایمن روزانه دهها نفتکش از خلیج فارس، نیاز به حمله دورهای به ایران داشته باشد».
به گفته مقامات، کاخ سفید هفته گذشته از تصویب این طرح با هدف جلوگیری از تشدید تنش خودداری میکرد اما حمله موشکی ایران به اردن میتواند این تصمیم را تغییر دهد؛ همانطور که ترامپ روز دوشنبه به فاکس نیوز گفت «به حملات ایران پاسخ خواهد داد و به آنها ضربه خواهد زد».
2/3
🔴 همانطور که پس از آتشبس و در حین درگیریهای مابین ایران و آمریکا پس از آتشبس که بهصورت روتین عملیاتی در مناطق جنوب کشور انجام میشد در دفعات متعدد بیان کردیم، دشمن با استفاده از عباراتی مانند «اقدامات دفاعی، طرحهای عملیاتی برای مقابله با مینریزی، طرحهای عملیاتی برای بازگشایی تردد تجاری در تنگه هرمز و...» طی چندین شب متوالی با استفاده از ناوگان هوایی نیروی دریایی و هوایی، تسلیحات موشکی زمینپایه (هیمارس) و دریاپایه (موشکهای کروز تاماهاوک) و پهپادهای شناسایی-رزمی خود اقدام به حمله به اهدافی در جنوب کشور میکرد و اقدامات خود را که آشکارا ناقض آتشبس بود، با عباراتی این چنین توجیه میکرد تا در فضای رسانهای و همینطور فضای ذهنی مقامات ایرانی از شدت کار خود بکاهد.
🔴 این حملات اگرچه در کمترین فاصله زمانی ممکن توسط نیروهای مسلح کشور با حمله به اهدافی در بحرین، کویت و اردن پاسخ داده میشد (که خود یک اقدام بسیار مثبت و پسندیده بود) اما همانطور که در چندین شب متوالی شاهد بودیم، کشورهایی مانند بحرین و کویت با وجود این حملات همچنان مبدأ حملات موشکی هیمارس به نواحی جنوب کشور بودند و اردن نیز مبدأ پروازهای پهپادها و جنگندههای نیروی هوایی آمریکا برای حمله به ایران بود! بنابراین در حملات تنبیهی جدا از اصل موضوع پاسخدهی (که باید بدون اتلاف وقت صورت بگیرد)، میزان اثرگذاری و بازدارندگی حملات نیز موضوعیت دارد تا دشمن را از انجام ادامه طرحهای برنامهریزی شده خود منصرف کند و باعث بازنگری در اقدامات آتی آن شود.
🔴 آنچه که از گزارش اخیر آکسیوس برمیآید (به فرض صحت گزارش و به وقوع پیوستن آن و اگر ترامپ در صفحه مجازی خود اعلام نکند پس از تماس تلفنی سران کشورهای منطقه از حمله منصرف شده و...)، آمریکا قصد دارد همچنان با استفاده از همان تاکتیک گذشته، حملات گاه و بیگاه خود را با عباراتی مانند «حملات محدود با هدف کاهش توان تهاجمی ایران در تنگه هرمز برای تردد ایمن شناورهای تجاری از تنگه هرمز» ادامه دهد و صراحتاً از عباراتی مانند «چمنزنی» برای طرح عملیاتی خود علیه ایران استفاده میکند؛ بهعبارت بهتر یعنی اجرای عملیات دورهای علیه ایران با هدف کاهش توان عملیاتی و توان بازسازی نیروهای مسلح بهویژه در حوزه پدافندی و ضدکشتی!
🔴 اینکه همزمان با صحبتها و مصاحبههای متعدد مقامات کشور در حوزه کمبودهای ایجاد شده، کاهش فروش نفت و... و سخنانی درباره تفاهمنامه امضاشده مابین ایران و آمریکا و توصیف آن بهعنوان بهترین سند امضا شده در تاریخ معاصر و لزوم پایبندی آمریکا به آن و...، مقامات آمریکایی طرحهای چمنزنی با هدف کاهش توان نظامی ایران را بررسی میکنند، خود بخش جالب ماجراست که جای تفکر فراوانی دارد اما در این برهه فارق از تلاشهای دیپلماتیک، در وهله اول لازم است تا هوشیاری و آمادگی در برابر هرگونه اقدام نظامی در بالاترین میزان ممکن باشد تا از هرگونه غافلگیری جلوگیری شود.
🔴 در وهله دوم لازم است تا بدون توجه به اینکه دشمن اقدامات خود را با چه عباراتی توجیه میکند تا از شدت آن بکاهد (تا پاسخ ایران را از آن چیزی که باید انجام شود، به سطح محدودتری برساند)، لازم است تا حملات تنبیهی و اقدامات متقابل ایران در برابر چنین حملاتی در سطحی فراتر از تصور دشمن و با شدتی بالاتر از سطح پیشبینی شده توسط آن صورت بگیرد تا ضمن برهمزدن تصورات دشمن و تحمیل بازنگری در محاسبات خود، از تبدیل چنین حملاتی به یک روتین عملیاتی (که مانند حملات پس از آتشبس مرتباً توسط دشمن انجام بگیرد) جلوگیری شود؛ طرحی که از سوی طرف آمریکایی بهشکل علنی با عنوان «چمنزنی» خطاب میشود و بنا دارد آن را نه به شکل محدود و در بازه زمانی کوتاه، بلکه به شکل دورهای و در هر زمان که احساس نیاز کرد و پس از هرگونه تحرکات از سوی نیروهای مسلح کشور که آن را تهدید ارزیابی کنند، به انجام برساند!
🔴 به این ترتیب اکنون که دشمن به خود اجازه داده به چنین طرح عملیاتی فکر و برای آن برنامهریزی کند، نباید به آن اجازه داد چنین طرحی را به مرحله اجرا برساند و باید سریعا در نطفه خفه شود.
3/3
🔵حلقهٔ در حال گسترش انتقام ایران
✍حمیدرضا عزیزی:
🔹پاسخ ایران به حملهٔ آمریکا به لارک دارای دو ویژگی مهم بود.
🔹نخست، سرعت. تهران تنها چند ساعت پس از حمله، به پایگاههای آمریکا در اردن پاسخ داد. برخی از ناظران (مانند mhmiranusa@) این تصمیمگیری سریعتر را به ادغامِ در حال انجامِ قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء در ستاد کل نیروهای مسلح مرتبط دانستهاند؛ اصلاحی که هدف آن بهبود هماهنگی میان برنامهریزی راهبردی و عملیات است. این موضوع ممکن است نخستین نشانهای باشد که ثابت میکند ساختار جدید کارآمد است.
🔹دوم، به نظر میرسد اردن اکنون به حلقهٔ اول عملیات تهاجمی ایران منتقل شده است. در طول دو هفته درگیری در ماه ژوئیه، حملات ایران عمدتاً بر تأسیسات آمریکا در کویت و بحرین متمرکز بود و حملات محدودتری در سایر مناطق صورت میگرفت. اما با کاهش حضور نیروهای آمریکایی در پایگاههای نزدیکتر به ایران — از جمله در بحرین و کردستان عراق — تهران به طور فزایندهای فشار خود را به سمت بیرون و به طرف اردن منتقل میکند.
🔹این مسئله با استراتژی کلانتر ایران مبنی بر «پایگاهزدایی» (debasification) همخوانی دارد؛ یعنی غیرقابل استفاده کردن تدریجی پایگاههای منطقهای آمریکا و جلوگیری از بازسازی زیرساختهای نظامی واشنگتن در آن مناطق.
🔹در اینجا یک شباهت جالب وجود دارد. به نظر میرسد واشنگتن در حال حرکت به سمت حملات محدود و مکرر به توانمندیهای ایرانِ مرتبط با عملیات در تنگه هرمز است؛ استراتژیای که اساساً «چمنزنی» (محدود نگهداشتن قدرت حریف با ضربات دورهای) نامیده میشود. در مقابل، به نظر میرسد ایران نیز نسخهٔ اختصاصی خود را توسعه داده است: هدف قرار دادن مکرر زیرساختهای منطقهای آمریکا برای جلوگیری از شکلگیری واقعیتهای نظامی جدید.
🔹ایران همچنان دارای آسیبپذیریهای عمدهای است؛ بیش از همه اقتصاد این کشور و این احتمال که فشارهای خارجی با تجدید ناآرامیهای داخلی همراه شود. اما در میدان نبرد، برنامهریزان ایرانی ممکن است رویارویی مجدد را فرصتی برای ادامهٔ عقب راندن زیرساختهای نظامی آمریکا از مرزهای ایران ببینند.
https://fxtwitter.com/HamidRezaAz/status/2094702141982069142