ترامپ درحال بررسی حملات محدود علیه ایران برای مهار حملات در تنگه هرمز!
آکسیوس بهنقل از سه مقام آمریکایی بیان میکند ترامپ و دستیاران ارشد او درحال بررسی حملات محدود در تنگه هرمز هستند تا مانع از بازسازی قابلیتهای راداری و موشکی ایران برای حمله به کشتیها شوند.
این طرح که طی هفته گذشته توسط سنتکام و با حمایت پیتر هگزت وزیر جنگ آمریکا تهیه شده بود، پیش از تبادل آتش این هفته با ایران توسط ترامپ تأیید نشده بود اما او میتواند پس از تشدید تنش جدید، چراغ سبز نشان دهد.
یکی از مقامات آمریکایی گفت که ایده پشت این طرح، کاهش خطر حملات ایران به نفتکشها، کشتیهای نیروی دریایی و هواگردهای نیروی هوایی آمریکا است برای «چمنزنی» است.
مقامات آمریکایی میگویند سنتکام نگران تلاش ایران برای بازسازی قابلیتهای راداری، پدافند هوایی و موشکهای ضدکشتی خود در تنگه برای هدف قراردادن دقیقتر کشتیها شده است.
1/3
یک مقام آمریکایی گفت یکی از حوادثی که در روزهای اخیر نگرانیهایی را ایجاد کرد، شلیک یک موشک ضدهوایی ایران به سمت یک جنگنده F-35 آمریکایی بود که درحال پوشش کشتیها در تنگه بود.
به گفته این مقام آمریکایی، اگرچه این موشک به اندازه کافی نزدیک نشد که تهدیدی محسوب شود اما نشانهای از تلاش ایران برای بازسازی ظرفیت نظامی خود بود.
سنتکام در روزهای اخیر به وزیر جنگ، رئیس ستاد مشترک ارتش و کاخ سفید اعلام کرده که «ارتش ممکن است برای ادامه جابهجایی ایمن روزانه دهها نفتکش از خلیج فارس، نیاز به حمله دورهای به ایران داشته باشد».
به گفته مقامات، کاخ سفید هفته گذشته از تصویب این طرح با هدف جلوگیری از تشدید تنش خودداری میکرد اما حمله موشکی ایران به اردن میتواند این تصمیم را تغییر دهد؛ همانطور که ترامپ روز دوشنبه به فاکس نیوز گفت «به حملات ایران پاسخ خواهد داد و به آنها ضربه خواهد زد».
2/3
🔴 همانطور که پس از آتشبس و در حین درگیریهای مابین ایران و آمریکا پس از آتشبس که بهصورت روتین عملیاتی در مناطق جنوب کشور انجام میشد در دفعات متعدد بیان کردیم، دشمن با استفاده از عباراتی مانند «اقدامات دفاعی، طرحهای عملیاتی برای مقابله با مینریزی، طرحهای عملیاتی برای بازگشایی تردد تجاری در تنگه هرمز و...» طی چندین شب متوالی با استفاده از ناوگان هوایی نیروی دریایی و هوایی، تسلیحات موشکی زمینپایه (هیمارس) و دریاپایه (موشکهای کروز تاماهاوک) و پهپادهای شناسایی-رزمی خود اقدام به حمله به اهدافی در جنوب کشور میکرد و اقدامات خود را که آشکارا ناقض آتشبس بود، با عباراتی این چنین توجیه میکرد تا در فضای رسانهای و همینطور فضای ذهنی مقامات ایرانی از شدت کار خود بکاهد.
🔴 این حملات اگرچه در کمترین فاصله زمانی ممکن توسط نیروهای مسلح کشور با حمله به اهدافی در بحرین، کویت و اردن پاسخ داده میشد (که خود یک اقدام بسیار مثبت و پسندیده بود) اما همانطور که در چندین شب متوالی شاهد بودیم، کشورهایی مانند بحرین و کویت با وجود این حملات همچنان مبدأ حملات موشکی هیمارس به نواحی جنوب کشور بودند و اردن نیز مبدأ پروازهای پهپادها و جنگندههای نیروی هوایی آمریکا برای حمله به ایران بود! بنابراین در حملات تنبیهی جدا از اصل موضوع پاسخدهی (که باید بدون اتلاف وقت صورت بگیرد)، میزان اثرگذاری و بازدارندگی حملات نیز موضوعیت دارد تا دشمن را از انجام ادامه طرحهای برنامهریزی شده خود منصرف کند و باعث بازنگری در اقدامات آتی آن شود.
🔴 آنچه که از گزارش اخیر آکسیوس برمیآید (به فرض صحت گزارش و به وقوع پیوستن آن و اگر ترامپ در صفحه مجازی خود اعلام نکند پس از تماس تلفنی سران کشورهای منطقه از حمله منصرف شده و...)، آمریکا قصد دارد همچنان با استفاده از همان تاکتیک گذشته، حملات گاه و بیگاه خود را با عباراتی مانند «حملات محدود با هدف کاهش توان تهاجمی ایران در تنگه هرمز برای تردد ایمن شناورهای تجاری از تنگه هرمز» ادامه دهد و صراحتاً از عباراتی مانند «چمنزنی» برای طرح عملیاتی خود علیه ایران استفاده میکند؛ بهعبارت بهتر یعنی اجرای عملیات دورهای علیه ایران با هدف کاهش توان عملیاتی و توان بازسازی نیروهای مسلح بهویژه در حوزه پدافندی و ضدکشتی!
🔴 اینکه همزمان با صحبتها و مصاحبههای متعدد مقامات کشور در حوزه کمبودهای ایجاد شده، کاهش فروش نفت و... و سخنانی درباره تفاهمنامه امضاشده مابین ایران و آمریکا و توصیف آن بهعنوان بهترین سند امضا شده در تاریخ معاصر و لزوم پایبندی آمریکا به آن و...، مقامات آمریکایی طرحهای چمنزنی با هدف کاهش توان نظامی ایران را بررسی میکنند، خود بخش جالب ماجراست که جای تفکر فراوانی دارد اما در این برهه فارق از تلاشهای دیپلماتیک، در وهله اول لازم است تا هوشیاری و آمادگی در برابر هرگونه اقدام نظامی در بالاترین میزان ممکن باشد تا از هرگونه غافلگیری جلوگیری شود.
🔴 در وهله دوم لازم است تا بدون توجه به اینکه دشمن اقدامات خود را با چه عباراتی توجیه میکند تا از شدت آن بکاهد (تا پاسخ ایران را از آن چیزی که باید انجام شود، به سطح محدودتری برساند)، لازم است تا حملات تنبیهی و اقدامات متقابل ایران در برابر چنین حملاتی در سطحی فراتر از تصور دشمن و با شدتی بالاتر از سطح پیشبینی شده توسط آن صورت بگیرد تا ضمن برهمزدن تصورات دشمن و تحمیل بازنگری در محاسبات خود، از تبدیل چنین حملاتی به یک روتین عملیاتی (که مانند حملات پس از آتشبس مرتباً توسط دشمن انجام بگیرد) جلوگیری شود؛ طرحی که از سوی طرف آمریکایی بهشکل علنی با عنوان «چمنزنی» خطاب میشود و بنا دارد آن را نه به شکل محدود و در بازه زمانی کوتاه، بلکه به شکل دورهای و در هر زمان که احساس نیاز کرد و پس از هرگونه تحرکات از سوی نیروهای مسلح کشور که آن را تهدید ارزیابی کنند، به انجام برساند!
🔴 به این ترتیب اکنون که دشمن به خود اجازه داده به چنین طرح عملیاتی فکر و برای آن برنامهریزی کند، نباید به آن اجازه داد چنین طرحی را به مرحله اجرا برساند و باید سریعا در نطفه خفه شود.
3/3
🔵حلقهٔ در حال گسترش انتقام ایران
✍حمیدرضا عزیزی:
🔹پاسخ ایران به حملهٔ آمریکا به لارک دارای دو ویژگی مهم بود.
🔹نخست، سرعت. تهران تنها چند ساعت پس از حمله، به پایگاههای آمریکا در اردن پاسخ داد. برخی از ناظران (مانند mhmiranusa@) این تصمیمگیری سریعتر را به ادغامِ در حال انجامِ قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء در ستاد کل نیروهای مسلح مرتبط دانستهاند؛ اصلاحی که هدف آن بهبود هماهنگی میان برنامهریزی راهبردی و عملیات است. این موضوع ممکن است نخستین نشانهای باشد که ثابت میکند ساختار جدید کارآمد است.
🔹دوم، به نظر میرسد اردن اکنون به حلقهٔ اول عملیات تهاجمی ایران منتقل شده است. در طول دو هفته درگیری در ماه ژوئیه، حملات ایران عمدتاً بر تأسیسات آمریکا در کویت و بحرین متمرکز بود و حملات محدودتری در سایر مناطق صورت میگرفت. اما با کاهش حضور نیروهای آمریکایی در پایگاههای نزدیکتر به ایران — از جمله در بحرین و کردستان عراق — تهران به طور فزایندهای فشار خود را به سمت بیرون و به طرف اردن منتقل میکند.
🔹این مسئله با استراتژی کلانتر ایران مبنی بر «پایگاهزدایی» (debasification) همخوانی دارد؛ یعنی غیرقابل استفاده کردن تدریجی پایگاههای منطقهای آمریکا و جلوگیری از بازسازی زیرساختهای نظامی واشنگتن در آن مناطق.
🔹در اینجا یک شباهت جالب وجود دارد. به نظر میرسد واشنگتن در حال حرکت به سمت حملات محدود و مکرر به توانمندیهای ایرانِ مرتبط با عملیات در تنگه هرمز است؛ استراتژیای که اساساً «چمنزنی» (محدود نگهداشتن قدرت حریف با ضربات دورهای) نامیده میشود. در مقابل، به نظر میرسد ایران نیز نسخهٔ اختصاصی خود را توسعه داده است: هدف قرار دادن مکرر زیرساختهای منطقهای آمریکا برای جلوگیری از شکلگیری واقعیتهای نظامی جدید.
🔹ایران همچنان دارای آسیبپذیریهای عمدهای است؛ بیش از همه اقتصاد این کشور و این احتمال که فشارهای خارجی با تجدید ناآرامیهای داخلی همراه شود. اما در میدان نبرد، برنامهریزان ایرانی ممکن است رویارویی مجدد را فرصتی برای ادامهٔ عقب راندن زیرساختهای نظامی آمریکا از مرزهای ایران ببینند.
https://fxtwitter.com/HamidRezaAz/status/2094702141982069142
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
روایت یواسای تودی از عملکرد موشک مرگبار ایرانی در جنگ
🔵روزنامه یواسای تودی، موشک بالستیک «خیبرشکن» را مهمترین نمونه از نسل جدید موشکهای ایران معرفی کرده که توانایی مانور در مرحله پایانی، هدایت ماهوارهای و برد حدود ۱۴۵۰ کیلومتری دارد.
🔵به گفته کارشناسان آمریکایی، خیبرشکن برخلاف موشکهای بالستیک معمولی میتواند در مرحله نهایی مسیر خود را تغییر دهد و همین مسئله رهگیری آن را برای سامانههای دفاع موشکی آمریکا دشوار میکند.
🔵کارشناسان معتقدند موشکهای ایران توانستهاند به بخشی از لایههای دفاعی آمریکا نفوذ کرده و به پایگاههای این کشور در منطقه خسارت قابلتوجهی وارد کنند.
🔵پایگاههایی مانند العدید قطر، شاهزاده سلطان عربستان و الظفره امارات در برد موشکهای ایران قرار دارند و حملات اخیر نگرانیها درباره ادامه استقرار نیروهای آمریکایی در این پایگاهها را افزایش داده است.
🔵 «بری مککافری» ژنرال بازنشسته چهارستاره آمریکایی گفته آمریکا «احتمالاً برای همیشه دسترسی خود به ۱۵ پایگاه در خلیج فارس» را به دلیل حملات موشکی و پهپادی ایران از دست داده است.
🔵حملات ایران خسارت گستردهای به پایگاه پشتیبانی دریایی آمریکا در بحرین وارد کرده؛ پایگاهی که مرکز منطقهای ناوگان پنجم آمریکا و یکی از اصلیترین پایگاههای قدرت دریایی واشنگتن در خلیج فارس است.
🔵بر اساس تحلیل تصاویر ماهوارهای توسط واشنگتنپست، حملات موشکی و پهپادی ایران دستکم ۲۲۸ سازه در ۱۵ سایت نظامی آمریکا در خاورمیانه را تخریب یا آسیبدیده کرده است.
🔵حمله ۱۷ ژوئیه ایران به پایگاه «موفق السلطی» در اردن به کشته شدن سه نظامی آمریکایی منجر شد. برخی کارشناسان آمریکایی معتقدند موشک خیبرشکن در این حمله نقش داشته است.
🔵کارشناسان میگویند ایران از سال ۲۰۲۴ به بعد قابلیتهای این موشک را ارتقا داده؛ از جمله هدایت ماهوارهای بهتر، مسیر پروازی دشوارتر برای پیشبینی، مقاومت بیشتر در برابر جنگ الکترونیک و استفاده همزمان موشک و پهپاد.
🔵یکی از عوامل افزایش آسیبپذیری آمریکا، علاوه بر حملات ایران به رادارها و سامانههای پدافندی منطقه، کاهش ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا عنوان شده است.
🔵 پنتاگون میگوید بیشتر موشکهای ایران رهگیری شدهاند، اما کارشناسان مورد استناد یواسای تودی معتقدند حتی عبور تعداد محدودی موشک میتواند خسارت بسیار سنگینی ایجاد کند.
🔵«جیم لمسون» تحلیلگر سابق سیا، میگوید ایران با تطبیق فناوری، تاکتیک و عملیات خود توانسته از آسیبپذیریهای آمریکا بهره بگیرد تا بتواند جنگ را ادامه دهد و تسلیم نشود.
🔵حملات موشکی ایران باعث شده واشنگتن درباره کل «ردپای نظامی» خود در خاورمیانه و اینکه آیا پایگاههای فعلی همچنان قابلدفاع هستند یا به «اهداف آسان» تبدیل شدهاند، تجدیدنظر کند.
🔵مککافری میگوید تصور امن بودن متحدان آمریکا در منطقه، از جمله اسرائیل، اردن، عربستان، قطر و بحرین از بین رفته است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
مکمیلان: برای جهان جدید آماده نیستیم
🔵«مارگارت مکمیلان» مورخ و استاد پیشین دانشگاه آکسفورد، در یادداشتی در نیویورکتایمز نوشته جهان وارد «عصر جدیدی از بینظمی» شده و نشانههای فروپاشی نظم بینالمللی موجود دیگر قابل نادیده گرفتن نیستند.
🔵نظم جهانی پس از ۱۹۴۵ در حال فرسایش است و نمیتوان فرض کرد قواعد و نهادهای دیروز در آینده نیز پابرجا خواهند ماند.
🔵آمریکا دیگر مانند گذشته ضامن نظم بینالمللی نیست. در دوره ترامپ واشنگتن از نقش سنتی خود بهعنوان حامی نهادهای بینالمللی، متحدان و هنجارهای جهانی فاصله گرفته است.
🔵جهان همزمان با چند بحران روبهروست: جنگ، بدهی، تغییرات اقلیمی، هوش مصنوعی، بیثباتی سیاسی و تضعیف دیپلماسی.
🔵تعداد درگیریهای دولتی در جهان به بالاترین سطح از سال ۱۹۴۶ رسیده است.
🔵جنگهای اوکراین و جنگ ایران نشان میدهند که قدرتهای بزرگ نیز در برابر جنگهای نامتقارن و فناوریهای ارزان و جدید آسیبپذیرند.
🔵خطر درگیری فاجعهبار میان قدرتهای بزرگ اکنون به بالاترین سطح طی چند دهه نزدیک شده است.
🔵انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه و ظهور هیتلر نشان میدهند نخبگان سیاسی اغلب زمانی متوجه شکنندگی نظم موجود میشوند که دیگر برای جلوگیری از بحران دیر شده است.
🔵در مقابل، تجربه بریتانیا در سال ۱۸۳۲ نشان میدهد که اصلاح بهموقع میتواند مانع وقوع یک بحران بزرگتر شود.
🔵ناتو تحت فشار قرار گرفته، جنگ ترکیبی روسیه با اروپا در حال گسترش است و احتمال رویارویی آمریکا و چین بر سر تایوان همچنان وجود دارد.
🔵با این حال، پایان نظم قدیم الزاماً به معنای پایان همکاری جهانی نیست. سازمان ملل، بانک جهانی، سازمان تجارت جهانی و مجموعهای از معاهدات و نهادهای بینالمللی همچنان وجود دارند.
🔵کشورهایی مانند کانادا، استرالیا و ژاپن تلاش میکنند با همکاری یکدیگر بخشی از خلأ ناشی از عقبنشینی آمریکا را پر کنند.
https://www.nytimes.com/2026/09/01/opinion/world-order-international-relations.html
⭕️فراسوی جناحبندیهای کهنه؛ ضرورت شکلگیری فضای گفتمانی برای ایران قوی
✍️تفرشی
🔸تشکیل میز در وزارت اطلاعات برای اشخاص معلومالحالی چون زیباکلام و مطهرنیا، یا تجسس در زندگی شخصی آقازادهها، هیچکدام راهگشا نیست. اولویت امروز باید ساخت #فضای_گفتمانی حول #استقلال، #امنیت، #قدرت و پیشرفت ایران باشد؛ گفتمانی که جمهوری اسلامی باید خود را خواستار، مدافع و نماد آن نشان دهد.
🔸در آینده، نیروهایی تعیینکننده خواهند بود که به تقویت همه مؤلفههای قدرت ملی باور داشته باشند. در سیاست خارجی، این نیروها نه غربگرا هستند و نه ارتباط با جهان را نفی میکنند، بلکه به «نظریه امنیت ملی» و ضرورت تقویت همهجانبه قدرت ملی پایبندند. از این منظر، برخی چهرهها مانند جلاییپور نیز با فاصلهگیری از غربگرایی رایج در میان بخشی از اصلاحطلبان، در حال حرکت به سمت گفتمانی هستند که تغییر را در جهت ساخت ایران قوی میجوید.
در جامعه ایران پس از تجربه اعتراضات متعدد، اعم از ۹۶، ٩٨، ۱۴۰۱ و وقایع ۱۸ و ۱۹ دی، انباشتی از نارضایتی و مطالبات شکل گرفته است.
🔸در این فضا، مرزبندیهای قدیمی مانند چپ و راست یا اصولگرا و اصلاحطلب رنگ باختهاند. «تغییر» اکنون به معنای خروج از وضعیت نامطلوب اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و بهبود مستمر کیفیت حکمرانی و زندگی است. این مطالبه عمومی است، اما تفسیرها از آن متفاوت است.
بر اساس نگاه نیروهای سیاسی به ساختار موجود، میتوان آنها را به چهار رویکرد تقسیم کرد:
۱. اصلاحطلبانه: باور به تغییر تدریجی و مسالمتآمیز در درون ساختار از طریق ظرفیتهای قانونی و انتخابات. این جریان در بحرانهای ملی، از جمله جنگهای اخیر، از موضع حفظ همبستگی ملی عمل کرد و حتی افرادی مانند علی لاریجانی با وجود رد صلاحیت، امر ملی را فدای مناقشه شخصی نکردند.
۲. رادیکال: معتقد است ساختار فعلی امکان تغییر ندارد و باید بهطور کامل کنار گذاشته شود. این جریان که در بیانیه آقای موسوی تجلی یافت، نه تنها با تأخیر وارد بحران شد، بلکه همبستگی ملی شکلگرفته را به چالش کشید و نشان داد برای نمایندگی همبستگی ملی قابل اتکا نیست.
۳. واگرا (ارتجاعی): تغییر را در بازگشت به گذشته جستجو میکند. این جریان در جریان جنگ با همراهی با دشمن، عملاً از مدار منافع ملی خارج شد و جامعه نیز با انزوا و بیاعتباری، پاسخ آن را داد.
۴. محافظهکار: معتقد است مشکل از ساختار نیست، بلکه از مجریان یا برخی سیاستهاست. این جریان که به «خالصگرایی» شهرت دارد، پس از جنگ از طریق رسانههای خود به تقابل با همبستگی ملی برخاست و نشان داد رویکردش نهایتاً به انسداد سیاسی میانجامد.
🔸تجربه جنگ اخیر یک سرمایه اجتماعی بزرگ ایجاد کرد: جامعه ایران نشان داد میتواند میان «اعتراض داخلی» و «دفاع از موجودیت ملی» تفکیک قائل شود. اما اگر نظام حکمرانی به مطالبه عمومی #تغییر پاسخ ندهد، این سرمایه به سرعت دچار فرسایش خواهد شد. امید به بازگشت به وضعیت پیش از جنگ، به معنای از دست دادن فرصت طلایی برای بازسازی رابطه دولت و ملت است.
🔸بنابراین، تثبیت امنیت و انسجام ملی حاصل از جنگ، فقط از مسیر اصلاحات داخلی، پاسخگویی به مطالبات عمومی و تقویت واقعی همه مؤلفههای قدرت ملی ممکن است، نه صرف مقاومت نظامی.
#تغییر #گفتمانسازی #استقلال #امنیت #پیشرفت #ایران_قوی #نیروی_تراز #گفتمان_انقلاب
🆔@world_order
🔴 در توضیح دیدار سرپایی شی جینپینگ با پزشکیان
▪️در طی دو سال گذشته تلاشهای بسیاری برای برنامه ریزی دیداری سطح بالا میان سران جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین شده اما تا به امروز هیچکدام از این تلاشها به نتیجه نرسیده و در آخرین مورد تنها فرصت یک گفتگوی سرپایی با شی جینپینگ به رئیس جمهور ایران رسید.
▪️این در حالی که است که شی در ادامه سفرهای کاری خود بیشکک را به مقصد قاهره ترک خواهد کرد تا با رئیس جمهور مصر دیدار داشته باشد.
▪️شی به عنوان عالیرتبه ترین مقام چینی آخرین بار در سال ٢٠١۶ به ایران سفر کرد و این سفر نخستین سفر خارجی وی در آن سال بود که چند هفته پس از انعقاد برجام انجام شد و روابط دو کشور را به«مشارکت جامع راهبردی» ارتقا داد که این اقدام در بیش از یک دهه گذشته مهمترین دستاورد در روابط دو کشور است!
▪️در شرایط فعلی اما موضع چین بسیار متفاوت است و احتمالا به دلیل سیاستهای محتاطانه چین در تعامل با طرفین تخاصم با آمریکا، نه از روی جانبداری، بلکه به دلیل درک«الزامات یک قدرت بزرگ» بودن به این زودیها شاهد دیدار سران ایران با رهبر چین نخواهیم بود.
✍فرشاد عادل
محاصره دریایی، فشارهای اقتصادی و حملات اخیر، در ظاهر اجزای یک کارزار فشرده علیه ایران هستند؛ اما اگر معطوف به توالی و نسبت این ابزارها با یکدیگر شویم، تصویر متفاوتی شکل میگیرد. واشنگتن بیش از آنکه یک راهبرد مشخص را دنبال کند، در حال جابجایی میان ابزارهای مختلف و آزمودن ظرفیت آنها برای تولید یک نتیجه سیاسی مشخص است.
اما با این حال، تا اینجا این اقدامات بیش از آنکه واشنگتن را به یک نتیجه سیاسی ملموس نزدیک کنند، آن را گرفتار دور یاطلی از تاکتیک ها کرده است؛ بطوریکه هر تاکتیک نه بهعنوان حلقهای در زنجیره یک راهبرد، بلکه در واکنش به محدودیت یا ناکامی تاکتیک پیشین بوده است. در واقع واشنگتن در تلاش برای یافتن راه خروج، مدام در همان مسیری پیش می رود که از آن واهمه دارد.
جنگ بی پایان.
#کاتخون
سالهای سال آقای خامنهای از دشمن و برنامههای دشمن سخن میگفت. بارها و بارها اشاره میکردند که دشمن در کمین است، دشمن مترصد فرصت است، دشمن از تمام ابزارهای سیاسی و فرهنگی و رسانهای و نظامی خود استفاده میکند، دشمن مکار و دروغگوست، دشمن دست چدنی خود را با روکشی از مخمل میپوشاند، دشمن در دشمنی خود هیچ خط قرمزی نمیشناسد و...
در مقابل جریان سیاسی پر قدرتی تمام تلاش خود را به کار گرفت تا همه این انذارها و گوشزدها را به «توهم توطئه پیرمردی کینهتوز» که دشمن شادی و رفاه مردم ایران است تقلیل داده و کاری کند که مردم تمام مشکلات کشور از خشکی دریاچهها و رودها تا کمبود برق و تورم را از چشم این دست سخنان ایشان ببیند.
این فضاسازی برای بیش از دو دهه جواب میداد و بخش بزرگی از جامعه را همدل و همراه خویش کرد و همه مشکلات به نگاه بدبینانه رهبری به جهان نسبت داده شده و موجی از توهین و تهمت و فحاشی از سوی کارگر و کارمند تا استاد دانشگاه و دانشجو و زن و مرد، به سوی ایشان هدایت میشد.
اما اندک انتظار این بود که حداقل حاملان خود این گفتمان که اتفاقا بیشترین انتفاع سیاسی و مادی از جمهوری اسلامی داشته و دارند، پس از مشاهده دو جنگ و شهادت هزاران نفر از فرماندهان و دانشمندان و نظامیان و به ویژه رهبری، دیگر چنین سخنانی نگفته و به حقانیت گفتمان و نگاه دقیق رهبری نسبت به دشمن، آگاهی پیدا کرده باشند.
اما مواضع این جریان سیاسی نشان میدهد که حتی با بمب و موشک دشمن هم از خواب بیدار نمیشوند و تا سرباز آمریکایی و اسرائیلی با لگد در اتاق خوابشان را باز نکند از خواب بیدار نخواهند شد. (حتی در آن صورت هم تصور نمیکنم بیدار شوند و در سایه تحقیر سربازان بیگانه هم از تعلیق غنیسازی و دوستی ملتها سخن خواهند گفت)