4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⏪ حقیقتا موجودات چندشآور و کثیفی هستند، این جماعت رمال که به اسم تحلیلگر به مانند مور و ملخ همه جا ریخته و چرکها، عقدهها و و حقارتهای درونی خود را به اسم تحلیل بیرون میریزند.
این جماعت لیاقت رهبری مانند آقای خامنهای که تا شهادت خود و خانوادهاش پیش رفت اما حاضر به معامله بر سر منافع ایران نشد را ندارد.
این جماعت لیاقت رهبری که با ایستادگی خود بر سر منافع ملی، در میان انواع فشارهای بینالمللی، فلات خشک ایران را به کشوری مدرن با شبکه عظیم بهداشت و راه و آموزش و قدرت موشکی و نظامی تبدیل کرد را ندارد.
لیاقت این جماعت رهبری مثل صدام و همین حکام فاسد عرب است که امنیت و اقتصاد کشور را به آمریکا برونسپاری میکرد و خود و خانوادهاش در کاخهای آنچنانی مشغول تفریح میشد و با ته مانده ثروت کشور گاهی هم یک برج و ورزشگاه و کازینویی چیزی میساخت و چند فوتبالیست و رقاصه و خواننده آمریکایی دعوت میکرد تا ملت ثناگویش باشند.
لیاقت این جماعت این چنین ایثاری نبود که الان با این زبان کثیف، شهادت ایشان را نابود شدن توسط آمریکا خوانده و بحث انتقام خون رهبری و شهدا را در حد عقده خونخواهی فرزند- پدر، تقلیل دهند.
قائمپناه، معاون رئیسجمهور:
من اگر بودم و میدانستم آمریکا رهبر ما رو شهید میکنه، دست از غنی سازی برمیداشتم.
۱- خوک نارنجی به وضوح و علنی بارها و بارها گفته است که هدف ما از حمله به ایران به دست گرفتن منابع نفتی و انرژی ایران است. اما متأسفانه مقام دولتی ما آنقدر پرت از دنیاست که تصور میکند اگر غنیسازی خود را تعطیل میکردیم، آمریکا به ایران حمله نمیکرد.
۲- ایران در آخرین دور مذاکرات قبل از جنگ حاضر به پذیرش بسیاری از محدودیتهای هستهای بود، اما طرف مقابل از مدتها پیش (و به ویژه پس از به دست گرفتن بی هزینه نفت ونزوئلا) تصمیم به جنگ گرفته بود.
۳- رهبری کاملا آگاهانه میان حفظ جان خویش و ایستادن بر سر استقلال کشور و جلوگیری از بلعیده شدن ایران توسط آمریکا، دومی را انتخاب کرد.
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرهاد قنبری:
عصر، عصر حمله به آخوند و حجاب و مذهب و تمسخر و تحقیر، دینداران است و طبیعتا آنهایی که بچهزرنگترند و روح کاسبکارشان، پژواک زمانه را زودتر دریافت میکند، در تلاشاند که از این خوان گسترده برای کلاه خود نمدی ببافند.
به این واسطه است که هر روز از لُپلُپ شبکههای اجتماعی چهره جدید و شعبده جدید و به تبع آن کاسبکاری جدیدی پیدا شده و امکان جدیدی برای جامعه تشنه تمسخر و توهین و تحقیر فراهم میکند.
میگوید من در چشمان زنان محجبه حسرت و نفرتی نسبت به زنان بدون حجاب میبینم.
خب که چه؟ آیا به چشم تک تک زنان محجبه نگاه کرده و به چنین شناختی رسیدی؟ یا صرفا روح کاسبکارت چنین سخنانی را مشتریپسند میداند؟
👈 احتمالا زنان محجبهای باشند که با حسرت به زنان بیحجاب نگاه میکنند، اما من هم به تجربه میگویم که نفرتی که در نگاه زنان بیحجاب نسبت به زنان محجبه میبینم، چند برابر بیشتر است.
👈 به تجربه میگویم آرامش و وقاری که در زنان محجبه میبینم بسیار بیشتر از زنان بیحجاب است.
👈 به تجربه میگویم نسبت زنان بیحجابی که به عمد دنبال بهانه برای درگیری با زنان محجبه میگردند، چند برابر بیشتر از برعکس آن است.
روح کاسبکارانه بدترین ویژگی هر انسانی است. و وای به حال جامعهای که این ویژگی به رفتار نرمال و پسندیده عمومی تبدیل شده و مورد تایید و تشویق قرار بگیرد.
روح کاسبکار همه چیز را با منطق کاسبکارانه میفهمد. کاسبیاش ایجاد کند در تلویزیون برای سلامتی حاکمان جمهوری اسلامی دعا میکند و فردا روزی که احساس کند کاسبی با این عنوان دیگر جواب نمیدهد، بساطش را در اینترنشنال و متلک و فحاشی به حکومت میجوید.
روح کاسبکارش ایجاب کند با پیشنهاد مستقیم رئیسجمهور، مربی تیم ملی میشود. در صداوسیما سربند یا زهرا میبندد، درباره مهدویت در اندیشه بنیانگذار انقلاب مقاله مینویسد و...، اگر و چند روز دیگر، روح کاسبکارش احساس کند که الان کاسبی بهتر در دشمنی با آنهاست، به تکتک آنها پشت کرده و از در دشمنی درمیآید.
روح کاسبکار چون به همه چیز به چشم معامله نگاه میکند و چون جهانی فرای کاسبی نمیشناسد از یحیی سنوار تا سیدحسن نصرالله و سلیمانی را کاسب میبیند.
روح کاسبکار از اینکه کسی شش ماه پرچم وطنش را بر دوش بکشد را نمیفهمد، با منطق کاسبکارانه قیمتی برای آن میتراشد.
روح کاسبکار از عشق تا دوستی و رفاقت و سیاست و هنر و همه چیز را با منطق کاسبی میفهمد.
روح کاسبکار یک چیز میشناسد و آن منافع شخصی است.
نه عقیدهای، نه باوری و نه هیچ چیز دیگری..
🔻حملات امشب آمریکا گسترده بوده و به نظر میرسد ایران نیز در واکنش به این وضعیت، سطح پاسخ خود را گسترش خواهد داد. با توجه به شرایط موجود، تحولات مهم و داغی در پیش خواهد بود.
واشنگتن همزمان دو مسیر فشار اقتصادی و نظامی را فعال کرده و رویکردی چندوجهیتری از گذشته برای فشار در پیش گرفته است. در مقابل، ایران نیز برای عبور از این مرحله، به چالش کشاندن محاصره و ایجاد بازدارندگی مؤثرتر، احتمالا سطح و نوع پاسخ خود را ارتقا خواهد داد.
بهطورکلی، تنش وارد مرحلهای حساس پس از دورهای از تعلیق تنش شده و نحوه واکنش طرفین در روزهای آینده مسیر تحولات بعدی را تعیین میکند.
پادگان تفنگداران آمریکایی در اردن موسوم به کمپ تیتین هدف موشکهای بالستیک قرار گرفت.
ملت قهرمان و بپاخاسته ایران اسلامی، ارتش تروریستی و شکست خورده آمریکا، عاجز از رویارویی مستقیم با رزمندگان اسلام با حمله وحشیانه به یک منزل مسکونی در سیریک، محل مجلس عقد دو جوان پاک را به خاک و خون کشیده و با به شهادت رساندن و مجروح کردن نزدیک به پنجاه نفر از مردم عزیزمان خاطره وحشیگری مدرسه میناب و ورزشگاه لامرد را زنده کرد.
رژیم کودککش آمریکا در این حمله جنایتکارانه یک بار دیگر با به شهادت رساندن چندین نفر از جمله یک کودک، عمق کینهتوزی و دشمنی خود با مردم ایران را آشکار کرد.
در پاسخ به این شرارت سبعانه، رزمندگان دلیر نیروی هوافضای سپاه در موج دوم عملیات تنبیه متجاوز "با رمز مقدس یا رسول الله (ص)" با حمله سنگین موشک های بالستیک به پادگان تفنگداران آمریکایی در اردن موسوم به کمپ تیتین، واقع در سواحل خلیج عقبه، تعداد زیادی از نیروهای آمریکایی را به درک واصل کرده و چند تاسیسات مهم و بالگردهای هجومی دشمن را منهدم نمودند.
عملیات انتقامی نیروهای اسلام ادامه دارد.
پینوشت: تصویر مربوط به کمپ تیتین در عقبه
تکذیب برخی ادعاها درباره توسعه روابط با چین
🔹دفتر نماینده ویژه جمهوری اسلامی ایران در امور چین در پی انتشار برخی اظهارات و مطالب رسانهای مبنی بر اینکه جمهوری خلق چین، سفر نماینده ویژه کشورمان در امور چین و گسترش روابط تهران و پکن را مشروط به تحقق مجموعهای از شروط از سوی جمهوری اسلامی کرده است، اطلاعیهای صادر کرد.
در این اطلاعیه آمده است:
🔹انتساب چنین شروطی به طرف چینی و ادعای مشروط شدن سفر و توسعه روابط دو کشور به تحقق موارد مطرحشده، فاقد صحت است. مخالفت قاطع و صریح جمهوری خلق چین در برابر تحریمهای یکجانبه آمریکا نشاندهنده رویکرد حمایتی چین در قبال جمهوری اسلامی ایران است.
🔹روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین بر پایه احترام متقابل، منافع مشترک و مشارکت جامع راهبردی دو کشور استوار بوده و همکاریها و رایزنیهای دو طرف در حوزههای سیاسی، اقتصادی، تجاری، سرمایهگذاری و سایر زمینههای مورد توافق، بهطور مستمر در حال پیگیری و توسعه است.
🔹از رسانهها، فعالان سیاسی و صاحبنظران انتظار میرود در انتشار مطالب مرتبط با روابط خارجی کشور، بهویژه مناسبات با شرکای مهم بینالمللی، دقت لازم را به عمل آورده و از انتشار اخبار، برداشتها و گمانهزنیهای تأییدنشده که میتواند بر منافع ملی و روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار باشد، خودداری کنند.
🔹 روابط خارجی کشور و منافع ملی، عرصه رقابتها و منازعات جناحی و رسانهای نیست و صیانت از آن، مسئولیتی مشترک است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
تکذیب برخی ادعاها درباره توسعه روابط با چین 🔹دفتر نماینده ویژه جمهوری اسلامی ایران در امور چین در پ
این خبر از جماران نیوز هست که در واکنش به ادعای حسین مرعشی است. مرعشی گفته چین خواسته که ایران رابطه اش با عربستان و آمریکا رو خوب کنه و تنگه رو باز کنه...
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔹مصطفی نجفی:
اظهارات آقای مرعشی درباره شروط چین دقیق نیست.
مسئله اصلی چین، تعیین پیششرطهای مشخصی برای ایران مثل باز کردن تنگه هرمز نیست؛ بلکه پکن به دنبال آن است که ایران موضع و سیاست خود را در قبال برخی پروندههای حساس و تعیینکننده روشن کند.
از وضعیت تنگه هرمز گرفته تا نحوه تعامل یا تقابل با کشورهای منطقه و همچنین آینده پرونده هستهای.
در واقع، دنبال این هستند که ایران سیاستاش را در پروندههای مهم به صورت شفاف ارائه کند تا اینکه سیاستهایش را به نحوی که آنها میخواهند تغییر دهد!
برای نمونه، در موضوع تنگه هرمز، مطالبه چین الزاماً این نیست که ایران حتماً و با فوریت تنگه را باز کند.
آنچه برای چینیها اهمیت دارد، پیشبینیپذیر شدن سیاست ایران است؛ اینکه ایران چه رویکردی در قبال تنگه دارد، این رویکرد با چه اهدافی دنبال میشود، تحت چه شرایطی تنگه بسته یا باز خواهد بود و این وضعیت قرار است تا چه زمانی ادامه پیدا کند.
بنابراین، مسئله را نمیتوان صرفاً در قالب شروط چین صورتبندی کرد.
چین بیش از آنکه در پی تحمیل یک تصمیم مشخص به ایران باشد، تلاش میکند سطح ابهام و عدم قطعیت درباره سیاستهای تهران را کاهش دهد.
پکن برای حفاظت از منافع اقتصادی و راهبردی خود، میخواهد بداند با چه سناریویی مواجه است تا بتواند متناسب با آن، روابط و برنامهریزیهای خود را تنظیم کند.
از این منظر، مطالبه اصلی چین را میتوان شفاف شدن مسیر سیاست ایران دانست، نه الزام ایران به پذیرش یک پیششرط مشخص.
از نظر چینیها، هرچه این مسیر برای آنها روشنتر و قابل پیشبینیتر باشد، امکان مدیریت ریسکها و تنظیم مناسبات دو کشور نیز بیشتر خواهد بود.
https://x.com/Mostafa_Najafii/status/2095040341468446767
اگر خبر آقای مرعشی را درباره شروط چین خواندهاید طبیعتا باید این خبر را هم بدانید. خبر در ظاهر ساده است، اما معنای سیاسی آن بسیار فراتر از یک اختلاف لفظی در بیانیهای اقتصادی است.
در نشست دو روزه وزرای دارایی و رؤسای بانکهای مرکزی گروه بیست که در ۳۱ اوت و ۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در اَشویل آمریکا برگزار شد، واشنگتن کوشید متنی را به تصویب برساند که در بند چهارم آن بر ضرورت «عبور آزاد، امن و قابل پیشبینی» از تنگه هرمز تأکید شده بود. همه اعضای حاضر با متن موافقت کردند، جز چین. پکن با چهار بند، یعنی بندهای ۴، ۱۰، ۱۱ و ۱۳ مخالفت کرد و همین مخالفت کافی بود تا سند پایانی دیگر «بیانیه مشترک گروه بیست» نباشد و تنها با عنوان «بیانیه رئیس نشست» منتشر شود. وزارت خزانهداری آمریکا نیز مخالفت چین را آشکارا در پاورقی متن رسمی ثبت کرد.
این تفاوت صرفاً حقوقی یا تشریفاتی نیست. در سازوکار گروه بیست، اجماع اهمیت سیاسی دارد. اگر چین بند چهارم را میپذیرفت، آمریکا میتوانست ادعا کند که بزرگترین اقتصادهای جهان، از غرب تا شرق، در مسئله هرمز به موضع مشترکی رسیدهاند. از آن پس، صورتبندی آمریکایی بحران دیگر فقط موضع واشنگتن نبود، بلکه بهعنوان «موضع جامعه بینالمللی» عرضه میشد.
چین دقیقاً مانع شکلگیری چنین تصویری شد.
با این حال، این مخالفت را نباید به معنای حمایت چین از بستهماندن تنگه هرمز دانست. پکن پیشتر موضع خود را روشن کرده بود. وانگ یی، وزیر خارجه چین، در ماه ژوئن خواستار بازگشت سریع کشتیرانی عادی در تنگه هرمز شده و آن را برای ثبات زنجیرههای تولید و تجارت جهانی ضروری دانسته بود. به گفته اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، هیئتهای چین و آمریکا در حاشیه همین نشست نیز درباره ضرورت جریان آزاد نفت و کالا از هرمز اشتراک نظر داشتند. بنابراین پیام چین این نیست که ایران حق دارد هرمز را برای مدت نامحدود بسته نگه دارد.
موضع پکن ظریفتر از یک حمایت ساده از ایران است: هرمز باید باز باشد، اما آمریکا نمیتواند نقش خود و اسرائیل در ایجاد جنگ و گسترش بحران را حذف کند و سپس تنها نتیجه جنگ، یعنی اختلال در هرمز، را به مسئلهای بینالمللی علیه ایران تبدیل کند.
برای ایران این یک امتیاز دیپلماتیک واقعی است، اما نباید درباره معنای آن اغراق کرد. چین حاضر نیست امنیت انرژی و تجارت خود را فدای ایران کند. پکن به باز بودن هرمز نیاز دارد و اگر بحران ادامه پیدا کند، فشار چین بر تهران نیز افزایش خواهد یافت.
بنابراین پیام این اتفاق نه این است که «چین پشت ایران ایستاده» و نه اینکه «چین از بسته بودن هرمز حمایت میکند».
پیام دقیقتر این است:
چین حاضر نیست روایت آمریکایی جنگ را به روایت رسمی جهان تبدیل کند. در شرایطی که واشنگتن تلاش میکند محاصره دریایی و فشار اقتصادی علیه ایران را از یک سیاست آمریکایی به یک مطالبه بینالمللی تبدیل کند، همین مقاومت دیپلماتیک پکن اهمیت زیادی دارد.
✍حسین قتیب