معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔻عامل سقوط صفویه صرفاً خطاهای حاکمان و نفوذ زنان نبود؛ عوامل زیستمحیطی بر زوال امپراتوریها تأثیر د
یافتههای سیدجواد طباطبایی رو کنفیکون کرد!
توییت برنی سندرز در پاسخ به نوشته ترامپ درخصوص تغییر نام تنگه هرمز و ...:
"نه، آقای ترامپ. مردم آمریکا نمیخواهند شما تنگه هرمز را به نام خودتان تغییر نام دهید.
آنها میخواهند شما به جنگ غیرقانونیتان در ایران پایان دهید که قیمت دیزل را به ۵.۶۹ دلار در هر گالن و قیمت بنزین را به ۴.۱۲ دلار در هر گالن رسانده است.
شما رئیسجمهور هستید، نه یک پادشاه دیوانه. مثل آن عمل کنید."
سخنگوی وزارت خارجه چین:
رئیس جمهور شی جین پینگ در مورد وضعیت خاورمیانه خاطرنشان کرد که چین از کشورهای منطقه در توسعه روابط حسن همجواری و دوستانه، حمایت از دیدگاه امنیت مشترک، جامع، مشارکتی و پایدار و ایجاد یک معماری امنیتی جدید برای خاورمیانه حمایت میکند.
رئیس جمهور شی چهار پیشنهاد ارائه داد:
1️⃣ آزادسازی شتاب داخلی امنیت مشترک منطقهای.
2️⃣ پیشبرد مدیریت جامع امنیت مشترک منطقهای.
3️⃣ تقویت پایههای توسعه امنیت مشترک منطقهای.
4️⃣ افزایش هماهنگی بینالمللی در مورد امنیت مشترک منطقهای.
https://fxtwitter.com/rnamdari/status/2095276664250945779
🔸احمد جعفر (@ahmjaf)
«اگر به حملات امروز علیه #کویت پاسخ نظامی از سوی ایالات متحده داده نشود، این حملات میتوانند قاعدهی خطرناک جدیدی را تثبیت کنند:
#ایران ریتم تحرکات را تعیین میکند، هدف را انتخاب میکند و ابتکار عمل را در دست میگیرد.
این امر خبر بسیار بدی برای کشورهای خلیج [فارس] خواهد بود.»
🔹دنی سیترونویچ:
دقیقاً.
دولت ترامپ به روشنی نمیخواهد وارد یک دور باطل و طولانیمدت از اقدامات تلافیجویانه با ایران شود.
اما پس از آخرین پاسخ ایران و حمله امروز در کویت، عدم پاسخگویی نیز هزینههای خاص خود را به همراه دارد: این کار بازدارندگی ایالات متحده را بهویژه در تهران و سراسر منطقه خلیج [فارس] بیش از پیش تضعیف میکند.
معضل واشنگتن دقیقاً همین است. اگر دولت میخواهد یک خط قرمز معتبر ترسیم کند، باید تمایل به اجرای آن را هم داشته باشد.
اما هرگونه پاسخ معنادار از سوی ایالات متحده به احتمال زیاد پاسخ دیگری از سوی ایران را به همراه خواهد داشت و همان چرخه تنشزایی که ترامپ سعی در اجتناب از آن دارد را دوباره فعال میسازد.
این مسئله به مشکل بنیادی استراتژی فعلی اشاره دارد: یک طرف سعی در حفظ وضع موجود دارد، در حالی که طرف دیگر فعالانه میکوشد آن را تغییر دهد.
این فرمولی برای دستیابی به ثبات نیست.
واشنگتن میخواهد این تقابل را مهار کند؛ تهران میخواهد آن را بازطراحی کرده و شکل جدیدی به آن بدهد.
دولت آمریکا اکنون در حال درک این موضوع است که تطبیق دادن این دو واقعیت با یکدیگر تا چه حد دشوار است.
#جنگ_ایران
https://fxtwitter.com/citrinowicz/status/2095386665539850515
روایتی از تفاهم اسلامآباد
📝 یادداشت اختصاصی ابتکار ایران
بخش
قدرت چانهزنی و اهرمسازی شما خواهد بود.
اشکالاتی در تعریف نظم جدید در تنگه هرمز داشتیم و هنوز هم داریم، ولی نفس این هدفگذاری درست بود. بخشی از منازعه جدید برای این شروع شد که ایران تسلطی در تنگه نداشته باشد.
از همان روزهای اول توافق، یعنی قبل از آنکه ایران در ایام تشییع به چند کشتی حمله کند، آمریکاییها کریدور جنوبی را راه انداخته بودند.
آقای عراقچی به ویتکاف گفته بود که اگر دو هفته صبر کنید، ترافیک در تنگه هرمز عادی میشود؛ مسیر جنوبی را تعلیق کنید. ولی سنتکام نپذیرفت و به نظرم چارهای نبود جز اینکه این مسیر باید مسدود میشد.
من همان موقع هم میگفتم که راه انسداد تنگه، لزوماً زدن کشتیها نیست و باید عمان و امارات را که خدمات ناوبری و شاتلینگ را تسهیل میکنند، هدف قرار دهیم؛ چون بدون این دو کشور، مسیر جنوبی نمیتوانست تثبیت شود. ولی به هر حال این اتفاق نیفتاد.
آمریکا مطابق بند ۵ عمل نکرد و اینجا هم توافق اجرا نشد. نقض آتش بس و عدم پایبندی به توافق از طرف آمریکا شروع شد.
اولویت چهارم هم این بود که یکپارچگی محور مقاومت حفظ شود و ترمز عقبنشینی ایران در منطقه کشیده شود.
ولی آمریکا، یعنی همان دقیقا شخص ونس با هماهنگی روبیو، توافق سهجانبه با دولت لبنان و رژیم ایجاد کرد و عملاً، بهجای احترام به تمامیت ارضی لبنان، موقعیت رژیم را در نوار امنیتی لبنان تثبیت کرد.
طرف مقابل حتی حاضر نشد کمیتهای را که حتی میتوانست به ضرر ایران باشد تشکیل بدهد؛ کمیتهای که در آن ایران در مقابل دولت نواف سلام و دولت ترامپ قرار میگرفت. دلیلش این بود که نمیخواست به ایران مشروعیتی برای اعمال نفوذ در لبنان بدهد.
بنابراین، بند یک تفاهم هم در موضوع لبنان اجرا نشد.
مشکل این است که تفاهم اسلامآباد به یک دعوای داخلی تبدیل شد. واقعاً تلقی این نبود که تفاهم، فرصتی برای تنفس بین دو جنگ است. چون اگر این بود، نباید قالیباف و پزشکیان تا این حد از شروع درگیری برآشفته میشدند و اینگونه به دفاع سرسختانه از آن می پرداختند به نحوی که از نگاه ایشان موافقت با مخالفت با تفاهم اسلام آباد به ملاک مرزبندی افراد و جریان های اجتماعی تبدیل شود.
تصور آقای قالیباف، که یک چهره و سرمایه ملی و قابل احترام است، این بود که میتوان با تفاهم، نقطه پایانی بر این جنگ گذاشت و کشور را ساخت.
الان هم موضوع حیثیتی و سیاسی شده است و آسیب ها و چالش هایی که داریم به درستی بحث نمی شود. آنچه در میانه این مباحث فراموش شده است این است که ما هنوز به هیچکدام از اهداف چهارگانه نرسیدهایم و درباره تفاهم با هم اختلاف داریم؛ در حالی که مسئله باید این باشد که چگونه میتوان این اهداف را محقق کرد.
تفاهم اسلامآباد تقریباً تمام شده است و سودای بازگشت به آن را نباید داشت. نباید هم فکر کرد که قرار بود این تفاهم تا ابد کار کند. این تفاهم، یک پیروزی نمادین و لحظهای برای ایران بود و تمام شد.
دنبال مقصر داخلی هم نباید گشت. این متنها برای طرف آمریکایی هیچ ارزشی ندارد و حتی اگر آن شب آن سه کشتی هم هدف قرار نمیگرفتند، این تفاهم کنار گذاشته میشد؛ همانطور که ترامپ متن دهبندی (مبنای گفت و گو در اسلام آباد اول) را با یک توئیت کنار گذاشت و بسیاری از توافقهای بینالمللی دیگر را نیز زیر پا گذاشت.
به هر حال، در این نقطه باید از گذشته درس گرفت و رو به جلو، به مسئله بازدارندگی، تابآوری، انسجام اجتماعی و تثبیت نفوذ در خلیج فارس و شامات فکر کرد.
تازه بعد از انتخابات نیز بحرانهای جدیدی پیش رو داریم.
شی جینپینگ محترمانه از کشورهای منطقه خواست تا از تبدیلشدن به دولتهای دستنشاندهی آمریکا دست بردارند و به اعراب یادآوری کرد که مسئلهی فلسطین در کانون «پرسش خاورمیانه» قرار دارد و هرگز نباید نادیده گرفته شده یا به حاشیه فرستاده شود.
شی گفت: «مردم خاورمیانه باید ارباب و صاحباختیار امور خود باقی بمانند و مداخلهی خارجی باید رد شود.»
او افزود: «چین آماده است تا برای از بین بردن ریشههای اصلی این مناقشه با کشورهای منطقه همکاری کند.»
Xi politely called on nations in the region to stop being U.S. vassal states, reminding Arabs that the Palestinian issue is at the core of the "Middle East question" and should never be overlooked or marginalized.
'People in the Middle East should remain masters of their own affairs, and external interference should be rejected,' Xi said.
'China stands ready to work with regional countries to eliminate the root causes of the conflict.' he added.
https://fxtwitter.com/MenchOsint/status/2095365478654841023?s=20
جنگ چگونه شریان تجاری دبی را قطع کرد؟
🔵روزنامه انگلیسی فایننشالتایمز در گزارشی ابعاد خسارتی را در جنگ به بندر «جبلعلی» دبی وارد شده، آشکار کرده است.
🔵جبلعلی صرفاً یک بندر بزرگ نیست که بتوان بهسادگی آن را با بندر دیگری جایگزین کرد، بلکه مرکز یک منظومه یکپارچه صادراتی و تجاری است.
🔵حجم جابهجایی کالا در بندر جبلعلی در هفتههای نخست جنگ بیش از ۹۰ درصد کاهش یافت و از آن زمان نیز تنها بهبود محدودی در فعالیت بندر مشاهده شده است.
🔵«اریک هوپر» کارشناس اقتصادی، الگوی فعالیت و تعطیلیهای مکرر تنگه هرمز را «خطری وجودی» برای دبی توصیف کرده، زیرا اقتصاد این شهر به تداوم جریان تجارت وابسته است، نه عبور موردی محمولهها تحت حفاظت نظامی.
🔵بندر جبلعلی و منطقه آزاد آن در مجموع بیش از یکپنجم تولید ناخالص داخلی دبی را تشکیل میدهند. بنابراین اختلال در فعالیت آنها مستقیماً به اقتصاد دبی ضربه میزند و صرفاً یک زیان محدود به بخش حملونقل دریایی نیست.
🔵جبلعلی در سال گذشته حدود ۳۰ درصد از درآمد «DP World» را تأمین کرده؛ شرکتی که یکی از مهمترین شرکتهای امارت دبی محسوب میشود و در نهایت از طریق گروه «دبی ورلد» تحت مالکیت خاندان حاکم قرار دارد.
🔵منطقه آزاد جبلعلی حدود ۱۲ هزار شرکت را در خود جای داده است. این شرکتها قطعات و مواد اولیه را وارد میکنند، محصولات را در داخل تولید یا مونتاژ کرده و سپس بدون طی روندهای معمول گمرکی، آنها را دوباره صادر میکنند.
🔵پیش از جنگ، بندر جبلعلی روزانه حدود ۴۰ هزار کانتینر را از طریق چهار پایانه کانتینری و بیش از ۱۱۰ جرثقیل جابهجا میکرد و با فاصله قابلتوجه، بزرگترین مرکز کشتیرانی خاورمیانه بود.
🔵شرکت «حصانه» عربستان سعودی نیز ۲.۴ میلیارد دلار برای خرید یک سهم ۱۰ درصدی سرمایهگذاری کرد؛ موضوعی که نشان میدهد تداوم بحران جبلعلی، سرمایهگذاریهای بزرگ دولتی خارجی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
🔵مزیت جبلعلی تنها تعداد اسکلهها و جرثقیلهای آن نیست، بلکه اکوسیستمی است که در اطراف آن شکل گرفته است؛ از منطقه آزاد و کارخانهها و انبارها گرفته تا شبکه جادهای، شرکتهای خدماتی، سرمایه، نیروی کار و ارتباط با حملونقل هوایی از طریق امارات.
🔵دبی بهواسطه همین اتصال به یک مرکز حملونقل ترکیبی تبدیل شده است. کالاها از طریق دریا به جبلعلی میرسند و سپس از دبی بهوسیله هواپیما به اروپا و سایر بازارها منتقل میشوند. همین شبکه باعث میشود انتقال فعالیتها به یک بندر جایگزین بسیار پیچیدهتر از صرفاً ساخت چند اسکله جدید باشد.
🔵فرودگاه «آل مکتوم» در نزدیکی جبلعلی نیز این زیرساخت را تقویت میکند و قرار است پس از تکمیل طرح توسعه ۳۵ میلیارد دلاری، از نظر ظرفیت جابهجایی مسافر و بار به بزرگترین فرودگاه جهان تبدیل شود.
🔵یک مقام ارشد اماراتی گفته است که عملاً «ساختن همین سیستم در فجیره غیرممکن است»، زیرا جبلعلی فقط یک بندر نیست، بلکه مجموعهای از ساختارهای اقتصادی و لجستیکی در اطراف آن شکل گرفته است.
🔵شرکت DP اکنون در حال برنامهریزی برای ساخت دو پایانه در فجیره در ساحل دریای عمان است تا وابستگی امارات به تنگه هرمز کاهش یابد.
🔵این دو پایانه، بسته به نوع کالا، میتوانند ظرفیتی معادل حدود نیمی از ظرفیت جبلعلی در بخش حملونقل کالاهای عمومی ایجاد کنند، اما ساخت آنها حدود دو سال زمان خواهد برد.
🔵فجیره نیز مصونیت کاملی ایجاد نمیکند چراکه این منطقه در تیررس موشکهای کوتاهبرد ایران قرار دارد و در جریان جنگ نیز هدف حمله قرار گرفته است.
🔵شرکت «گلفتینر» نیز طرحی ۲ میلیارد دلاری برای افزایش ظرفیت بندر خورفکان در شارجه اعلام کرده است. شرکت فرانسوی CMA CGM نیز متعهد شده ۴۰۰ میلیون دلار در بندر صحار عمان سرمایهگذاری کند.
🔵بنادر خارج از خلیج فارس در مجموع دارای ظرفیت مازاد حدود ۲۰ میلیون کانتینر در سال هستند؛ ظرفیتی که در تئوری از حدود ۱۵ میلیون کانتینری که جبلعلی جابهجا میکرد بیشتر است.
🔵مشکل اینجاست که این ظرفیتها از طریق همان شبکههای جادهای و ریلی و زنجیرههای انبارداری که به دبی متصل هستند، ارتباط ندارند. بنابراین وجود ظرفیت اسکله به معنای وجود یک جایگزین اقتصادی و عملیاتی نیست.
🔵بندر صلاله عمان نیز حدود ۳ میلیون کانتینر ظرفیت اضافی دارد، اما حدود ۱۲۰۰ کیلومتر مسیر زمینی با دبی فاصله دارد و این مسیر از مناطق بیابانی و دورافتاده عبور میکند.
🔵خود ایران نیز به دبی بهعنوان یک مرکز تجاری و مالی و مسیر مهم صادرات مجدد کالا وابسته است.
🔵این وابستگی به ایران انگیزهای میدهد تا از فلج کردن کامل جبلعلی خودداری کند، زیرا تعطیلی این بندر، مسیر مهمی برای دسترسی ایران به کالا و منابع مالی را نیز قطع خواهد کرد.
🔵با این حال، این وابستگی متقابل تضمینکننده امنیت جبلعلی نیست، زیرا جنگ نشان داده است که تصمیمات نظامی میتواند بر منافع تجاری ایران اولویت پیدا کند، بهویژه زمانی که از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار علیه آمریکا و کشورهای خلیج فارس استفاده میشود.
هدایت شده از مطالعات یمن
🔴 فوری🔴
♦️ حمله گسترده نیروهای مسلح یمن در جبهههای ساحلی تعز
نیروهای مسلح یمن حملهای گسترده را در چند محور از جبهههای ساحلی استان تعز آغاز کردهاند و در حال پیشروی و تسلط بر مواضع نیروهای وابسته به عربستان سعودی هستند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این پیشرویها در جبهههای کدحه در مناطق المعافر، الطویر، الأحطوب و الکویحه در منطقه جبل حبشی و همچنین تا کوه غباری در منطقه الوازعیه و منطقه موزع ادامه دارد.
درگیریهای شدید همچنان در این محورها جریان دارد و گزارشها از تلفات و مجروحان زیادی در میان نیروهای وابسته به عربستان سعودی حکایت دارد.
گزارشها از گسترش پیشروی نیروهای مسلح یمن حکایت دارد؛ بهگونهای که خبرها از کنترل مناطق وسیعی از منطقه موزع در غرب شهر تعز به دست انصارالله را خبر میدهند.
#انصارالله #یمن #عربستان
🔸 کانال مطالعات یمن
@yemenstudies_ir
هدایت شده از مطالعات یمن
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 فرار نیروهای وابسته به سعودی و خانواده آنها از مناطق تازه آزاد شده توسط انصارالله در تعز
🔸 کانال مطالعات یمن
@yemenstudies_ir
هدایت شده از مطالعات یمن
✍به نظر میرسد که انصارالله با پیشروی در منطقه الکدحة و حرکت به سمت منطقه موزع، به دنبال محاصره المخا و مناطق باقی مانده از جنوب استان الحدیده است. باید دید که این پیشروی در روزهای آینده ادامه پیدا خواهد کرد یا نه.
🔸 کانال مطالعات یمن
@yemenstudies_ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
مسئله اصلی این نیست که حسین مرعشی درباره رابطه ایران و چین چه میگوید، بلکه مسئله این است که: - اگر
🔹سینا طوسی:
به نظر من آنچه این ماجرا بیش از هر چیز آشکار میکند، تداوم حضور جریان طرفدار تنشزدایی با غرب در ایران است.
ادعاهای مرعشی از سوی مقامات ایرانی و تحلیلگران نزدیک به پرونده چین به طور گسترده به چالش کشیده شده است، اما رویکرد کلیتری که او نمایندگی میکند، مدتهاست که در فضای سیاسی و رسانههای رسمی ایران نفوذ داشته است.
بزرگترین ضربه به این جریان نه از سوی مخالفان داخلیاش، بلکه از جانب سیاستهای آمریکا وارد شد. خروج واشنگتن از برجام و فشارها و نزاعهای پس از آن، کسانی را که استدلال میکردند سازش با غرب میتواند به رابطهای پایدارتر منجر شود، به مرور بیاعتبار کرد.
اینکه آنها حتی در حال حاضر نیز فعال باقی ماندهاند، یادآور این است که زمانی چقدر فرصت برای مسیری متفاوت وجود داشت؛ بهویژه اگر اجازه داده میشد برجام باقی بماند و به وعدههایش عمل کند.
در عوض، واشنگتن اغلب سیاستهای ایران را به چارچوب سادهانگارانه «همه آنها تندرو هستند» تقلیل داد و سیاستهایی را دنبال کرد که دقیقاً به حاشیهرانده شدن نیروهای مدافع تنشزدایی کمک نمود.
نتیجه، ایرانی است که اکنون به مراتب بیشتر حول پارادایم مقابل متحد شده است: بیرون راندن قدرت نظامی آمریکا از منطقه، حفظ محور مقاومت، ایجاد شبکههای مالی و تجاری جایگزین، و اکنون نهادینهسازی اهرم فشار خود بر تنگه هرمز.
طنز ماجرا اینجاست که سیاست آمریکا دقیقاً به تقویت همان جهتگیری راهبردی ایران کمک کرد که ظاهراً در پی شکست آن بود.
https://fxtwitter.com/SinaToossi/status/2095534856713437519?s=20