eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.7هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
وارده: چیزی که می دانیم حداقل هشت ساعت نشستن اونجا چوپانی می بینه اطلاع می ده و حداقل سه سری در حین نزدیک شدن به هدف شهید می شن و یک سری هم می رن گمسیر ها رو مسدود کنن که شهید می شن اخر سر یگان ویژه می ره با فاصله زیاد یک منطقه ای که خاک ریز مانند بوده جان پناه می گیرن از قرار معلوم دو تیم از پدافند با یه پدافند دوش پرتاب می ره که دو تیم شهید می دن ولی تونستن برای مدت کوتاهی اسمان رو حفظ کنن که موجب می شه یگان ویژه یکم درگیر بشه ولی این درگیری از فاصله زیاد بوده ( بین سه تا شش کیلیومتر نقل متفاوت هست!) اما عملا ما نتونستیم عملیاتی علیه تیم زمینی بکنیم و در نهایت امریکایی ها با اعزام هواپیما نیرو های خودشون رو خارج می کنن و باقی رو بمباران می کنن نکته اینه که اگر یه خمپاره انداز درست بود حداقل چهارتا پرتاب می کردیم سمتشان یعنی سپاه و ارتش اصفهان به اون بزرگی و با تجهیزات فراوان یه خمپاره اندازی یه راکت اندازی چیزی نداشتند اون نقطه رو بزنن!؟ یه پهباد دست پرتابی یه کوادی چیزی نبود تا منطقه درست شناسایی بشه !؟ اگر روز اول بود باز آدم می گه باشه غافل گیر شدند. بابا روز سوم طرف اومده نشسته چرخ چرخ کرده رفته! چرا یگان خاص برای مقابله با هلی برن دشمن در منطقه تعریف نشده بود؟ چرا پروتکل مقابله تعریف نشده بود! ؟ از نوع شهدا و ماشین ها مشخصا نیرو های دلسوز در مرحله اول به منطقه رفتند ! خب چرا در مرحله دوم و سوم هیچ تجهیزاتی ارسال نشد؟ آسمان اصفهان در تسخیر هواگرد های دشمن بود از قم و شیراز و یزد و زنجان چرا با راکت و موشک منطقه رو نزدید!؟ چرا نیروی رزمی موجود در منطقه نتوانست نقطه گذاری کند و مختصات محل دشمن را بدهد؟؟ چرا یگان پدافندی منحصر به دوش پرتاب اونم یکی دوتا بود؟ روایت تیم پدافندی ارتش رو شنیدید؟ چرا نیروی رزمی در حین نزدیکی به دشمن به راحتی شناسایی و مورد هدف قرار می گرفت؟؟ علت استفاده از جاده اصلی توسط نیروهای خودی چه بود؟ عدم اشنایی نیرو بومی به منطقه یا عدم حضور نیروی بومی!؟ چرا سامانه های الکترونیک و شبکه به اخلال مواجه شد چرا ارتباط امن تاکتیکی توسط نیرو ها استفاده نشد!؟ چرا در منطقه حضور دشمن تله گذاری نشده بود ایا احتمال هلی برن داده نمی شد؟؟ ایا احتمال هدف قرار دادن پرنده های دشمن را نمی دادید!؟ ایا آن جاده آسفالته باند اضطراری نیروی هوایی ارتش بود؟ اگر بود چرا هیچ اقدام تامینی نداشت؟ اساسا ایا سناریو های محتمل بررسی شده بود؟ https://t.me/kriyaassess
ارسالی از دوستان: یکی از وظایف بدیهی لشگرهای عملیاتی ارتش و‌ سپاه در استان ها تهیه بررسی و برآوردهای میدانی برای سناریوهای رزمی و تدوین راهکارهای مقابله با دشمنه یکی از اصلی ترین موارد تهیه شناسنامه و طرح برای اماکن حیاتی حساس و‌ مهم از جمله باندهای فرودگاهی باندهای یدکی و متروکه و اماکن مشابهی است که امکان فرود و برخواست هواگرد رو برای هرنوع عملیات داره آدم از این آتش میگیره که چرا بعد از یک مرحله جنگ‌ ۱۲ روزه، و احتمال بالای رخداد همچین سناریویی باند متروکه دشت مهیار( متعلق به هوانیروز اصفهان) در ۳۰ کیلومتری لشکر عملیاتی ۱۴ امام حسین_ گروه توپخانه وموشکی ۱۵ خرداد_ لشگر ۴۰ مهندسی و... برای فرود هواپیماهای پهن پیکر دشمن حاضر و آماده بود؟ وظیفه بدیهی این یگانها کور کردن این باندها در فاصله ۸ ماهه دو جنگ با استفاده از حداقل هزینه و زمان با پیش پا افتاده ترین ماشین آلات راه سازی بود. اینها مطلقا مسائل پیچیده ای نیست و در حیطه کاری افسران جزء در معاونتهای تخصصی یگانهای عملیاتی است. سردار جواد استکی سردار مجتبی فدا و‌ تازه سردار حسن امینی هرندی باید بخاطر این ترک فعل که باعث تسهیل عملیات ویژه آمریکا در کشور شد پاسخگو باشند. این وضعیت عینا در استان تهران هم با توجه به سناریوهای پیش رو محتمله. باید به دوستانی که به دنبال: آموزش نظام جمع به بانوان ۴۵ کیلویی رژه موتورسواران رژه اسکیت سواران رژه اسکوتر سواران تجدید میثاق انجمن عکاسان و خانه رقاصان با آرمانهای امام راحل و... هستند عرض کرد: با یک دوربین شکاری تویوتا وانت حامل دوشکا و ۵ بسیجی آموزش ندیده‌ نمی توان برای سناریوهای مقابله با عملیات‌های مشابه عملیات دلتافورس آمریکا در اصفهان، در استان تهران آماده شد. اضافه کنید به این سناریو ، عملیات یگان های ویژه رژیم صهیونیستی. با توجه به دسترسی سهل الوصول تر آنها به تهران از طریق جمهوری باکو و الهام علیف یا آسیای میانه. https://t.me/kriyaassess
✍ هاشمی در آینه خاطرات 🗓 جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۸۲ بني‌صدر هم از حرف‌های حسين خمینی فاصله‌ گرفته و گفته، اینکه او پذیرفته با دخالت آمریکا آزادی به دست آيد، مثل عراق نشان مي‌دهد که او معنای آزادی را نمي‌فهمد. [ریچارد] مورفي، [معاون سابق وزیرخارجه آمریکا] هم به دولت آمریکا پیشنهاد کرده که از او فاصله بگیرد، زیرا نزدیكی به او هم برای آمریکا مضر است و هم برای خود حسین.
📝 بر اساس محاسبات الهی، ایران قدرت اوّل جهان است ✍🏻 بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب به ‌مناسبت هفته دفاع مقدس و سالگرد شهادت شهید سیدحسن نصرالله: ▪️آن روزهایی [پیش از انقلاب] که آنان [مستکبرین] دوست دارند کشور ما را به آن برگردانند، روزهایی بود پر از عقب‌ماندگی، ذلّت و خواری، وابستگی، و بدنامی ایران در جهان اسلام؛ و این روزهایی که در آن هستیم پُر است از پیشرفت، عزّت، استقلال، و قدرِ اَعلای اعتبار در جهان اسلام و بلکه کلّ جهان. امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا می‌دانند. البته آنان بر اساس محاسبات دنیایی چنین می‌گویند؛ ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلّق به عترت طاهره صلوات‌الله‌ و سلامه‌‌علیهم‌اجمعین می‌داند و عمده مردمانش دلبسته آن والامقامانند و برای اقامه حق هراسی ندارند را قدرت اوّل جهان می‌داند. ▪️آن روزها دو دریای جنوب ایران، جولانگاه نیروهای دشمن بود، ولی این روزها آنان به‌خاطر ضربات دردآوری که از رزمندگان دلاور و محافظان تنگة هرمز خورده‌اند، از دریای عرب جلوتر نمی‌آیند و هرگاه این خطر را به‌جان خریده‌اند، آسیبی به‌خود وارد نموده‌اند؛ و زود است که دریای عرب هم خود را از آنان خالی کند. 🗓۶/مهر/۱۴۰۵ 💻 Rahbar.ir | ۲ 
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📝 بر اساس محاسبات الهی، ایران قدرت اوّل جهان است ✍🏻 بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب به ‌مناسبت هفته د
پرواضح است که نباید در فهم از سنت‌های الهی و عاملیت‌ آن‌ها در سیاست دچار ساده‌انگاری شد. اما اینجا رهبران انقلاب از جدا شده و بازیگری جمهوری اسلامی با هیچ‌کدام از چارچوب‌های نظری سیاست بین‌الملل قابل فهم نیست. وقتی صحبت از سنت‌های الهی، اصالت طاعت خدا و عمل به تکلیف و نزول نصرت الهی می‌شود، دیگر رئالیسم گیج و نفهم است. این عبارت که «خامنه‌ای واقع‌گرا است»، از اساسْ غلط است. ایشان نه واقع‌گرا، که «واقع‌بین» است و به دنبال تغییر نظم و وضعیت موجود است؛ «آرمان‌خواه واقع‌بین».
هدایت شده از علیرضا زادبر
ولایت فقیه تشریفاتی!!! همان جریان فکری/سیاسی که در سال ۶۸ میخواست جایگاه رهبری را بعد از امام(ره) با کوچک کردن رهبر جدید به یک جایگاه تشریفاتی تبدیل کند و در اعلمیت "خامنه ای شهید" تشکیک ایجاد و سپس بهانه ‌های دیگر آوردند تا رهبری شخص آیت الله خامنه ای را از مدار و مرکزیت نظام سیاسی کنار بزنند، در دوران آغاز زعامت آیت الله سیدمجتبی خامنه ای نیز تلاش دارند جایگاه رهبر و ولی فقیه را به امر فرمایشی تقلیل دهند. شهید خامنه ای با ذکاوت و تدبیر مانع حذف ولایت فقیه یا تشریفاتی شدن آن در نظام سیاسی گردید. راه او به میدان آوردن مردم و سخن گفتن مستقیم با مردم بود. بحران ها و فتنه های بزرگ دوران رهبری ایشان در واقع فتح سنگر ولایت فقیه بود. حال در شرایط فعلی وقتی امام حاضر به دلیل جبر فضا و خباثت دشمن متجاوز امکان حضور مستمر و مستقیم بین مردم را ندارد باید خواص متعهد زبان گویای ایشان باشند. متن های قوی و پیام های دقیق ایشان در حکمرانی پساجنگ نیازمند نقش آفرینی خواص است. نباید اجازه داد پروژه سال ۱۳۶۸ اجرا و موفق شود. @Politicalhistory
🔰بنده نگرانی جدی از طمع محور تل‌آویو/ابوظبی نسبت به مسندم و کنترل جغرافیای سیاسی جنوب تنگه هرمز که با موافقت ترامپ نیز همراه خواهد شد دارم. بعد از سفر نتانیاهو به ابوظبی اگر در تهران کماکان با همان‌نگاه قبلی به امارات پرداخته شود،باید ارزیابی جدیدی از نوع تصمیم سازی داشته باشیم!
🔹برت اریکسون: تا صبح امروز، بازده اوراق قرضه ۱۰ ساله و ۳۰ ساله خزانه‌داری آمریکا به رکوردهای بی‌سابقه‌ای در دوران جنگ ایران رسیده است. بازده اوراق ۳۰ ساله آمریکا به اوج جدید ۵٫۵۴۸ درصد رسیده که نسبت به ۴٫۶۳۰ درصد در روز قبل از آغاز جنگ ایران افزایش یافته است؛ یعنی یک افزایش نسبی ۱۹٫۸۳ درصدی در بازده، معادل ۹۱٫۸ واحد پایه رشد. بازده اوراق ۱۰ ساله آمریکا نیز به اوج جدید ۵٫۲۳۴ درصد رسیده که نسبت به ۳٫۹۶ درصد در روز قبل از شروع جنگ ایران افزایش یافته است؛ یعنی یک افزایش نسبی ۳۲٫۲ درصدی در بازده، معادل ۱۲۷٫۴ واحد پایه رشد. این جنگ قابل ادامه نیست. 🔹Bret Erikson: BREAKING: As of this morning, the U.S. bond yields on the 10-year and the 30-year have reached new Iran War highs. The U.S. 30-year has reached a new peak of 5.548%, up from 4.630% on the day before the Iran War began. A 19.83% increase in relative yield, up 91.8 basis points. The U.S. 10-year has also reached a new peak of 5.234%, up from 3.96% on the day before the Iran War began. A 32.2% increase in relative yield, up 127.4 basis points. This. War. Is. Not. SUSTAINABLE. https://fxtwitter.com/BrettErickson28/status/2104564014575444271
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نباید فقط به باز شدن فرودگاه نجف بسنده کرد ⛓️ مرز واقعیت - تفسیر جنگ خبرگزاری تسنیم ▪️یکی از حربه‌های دشمن برای مهار ایران این بوده که همیشه راه اصلی را مسدود کرده و در کنار آن پنجره کوچکی را باز می‌کند تا ایران این طریق راضی شده و مهار شود. ▪️در مورد عراق نیز این الگو در حال اجرایی شدن است. پس از بسته شدن همه فرودگاه‌های عراق روی پروازهای ایرانی حالا صحبت از باز شدن شدن فرودگاه نجف است که نباید به آن بسنده کرد. 🔴«علیرضا مجیدی» مسئول میز منطقه‌ای گروه تفسیر جنگ تسنیم @TasnimNews
دنی سیترینوویچ، متخصص امور امنیتی و مسائل خاورمیانه، در تحلیلی درباره رویکرد دولت دونالد ترامپ در قبال ایران، معتقد است که راهبرد واشنگتن در حال آشکارتر شدن است. به نوشته سیترینوویچ، ترامپ ظاهراً تمایلی ندارد امتیاز بزرگی مانند رفع تحریم‌ها را صرفاً برای بازگشایی تنگه هرمز هزینه کند؛ به‌ویژه آنکه از نگاه او، ایالات متحده در شرایط کنونی از اهرم‌های قابل‌توجهی برای اعمال کنترل بر وضعیت تنگه برخوردار است. بر همین اساس، رویکرد مورد نظر ترامپ آن است که مذاکرات مستقیماً بر مسئله هسته‌ای متمرکز شود و گشایش‌های اقتصادی به‌عنوان اهرمی برای دستیابی به توافقی گسترده‌تر مورد استفاده قرار گیرد. اما به اعتقاد این کارشناس، مشکل اصلی در ترتیب اجرای تعهدات میان دو طرف نهفته است. سیترینوویچ می‌نویسد که تهران همچنان بر این موضع تأکید دارد که تفاهم‌های پیشین میان ایران و آمریکا باید ابتدا اجرا شوند. از دید ایران، رفع محاصره دریایی، دسترسی مجدد به منابع مالی بلوکه‌شده و درآمدهای نفتی و همچنین اجرای تعهدات اقتصادی مندرج در تفاهم قبلی، باید پیش از ورود به مرحله جدید مذاکرات محقق شود. به روایت این تحلیل، ایران لزوماً با اصل مذاکره درباره برنامه هسته‌ای مخالفتی ندارد. مقام‌های ایرانی، به نوشته سیترینوویچ، آمادگی خود را برای گفت‌وگو درباره محدودیت‌های قابل‌توجه در برنامه هسته‌ای و سازوکارهای بازرسی اعلام کرده‌اند و حتی ممکن است با تسریع روند مذاکرات موافقت کنند. با این حال، اختلاف اصلی از نگاه نویسنده بر سر محتوای مذاکرات هسته‌ای نیست، بلکه بر سر این است که چه چیزی باید اول اتفاق بیفتد. در چارچوبی که سیترینوویچ ترسیم می‌کند، واشنگتن خواهان آن است که ابتدا از ایران امتیازات هسته‌ای دریافت کند و سپس در ازای آن، گشایش اقتصادی قابل‌توجهی ارائه دهد؛ در حالی که تهران خواهان آن است که ابتدا تعهدات اقتصادی و سیاسی پیشین آمریکا اجرا شود و پس از آن، درباره محدودیت‌های بیشتر در برنامه هسته‌ای مذاکره کند. از همین‌جا، به نوشته سیترینوویچ، پرسش مهم‌تری مطرح می‌شود: اساساً جنگ و فشارهای نظامی و اقتصادی اخیر قرار بود چه هدفی را محقق کند؟ او در ادامه استدلال می‌کند که اگر واشنگتن پس از این میزان تشدید نظامی، فشار اقتصادی و بحران پیرامون تنگه هرمز، در نهایت دوباره به چارچوبی بازگردد که بر اساس آن ایران در ازای پذیرش محدودیت‌های قابل‌راستی‌آزمایی در برنامه هسته‌ای خود از گشایش اقتصادی برخوردار شود، این پرسش در آمریکا مطرح خواهد شد که تفاوت چنین چارچوبی با منطق برجام دقیقاً چیست. البته سیترینوویچ تأکید می‌کند که توافق احتمالی جدید می‌تواند از نظر جزئیات تفاوت‌های جدی با برجام داشته باشد و حتی محدودیت‌های سخت‌گیرانه‌تری را برای ایران در نظر بگیرد. با این حال، به اعتقاد او، منطق کلی معامله می‌تواند آشنا به نظر برسد: گشایش اقتصادی در برابر پذیرش محدودیت‌های هسته‌ای مورد توافق و تحت نظارت. از این منظر، نویسنده اهمیت اختلاف فعلی بر سر «زمان‌بندی» و «ترتیب اقدامات» را در همین نکته می‌داند: ترامپ صرفاً به دنبال رسیدن به یک توافق نیست؛ بلکه به توافقی نیاز دارد که بتواند آن را به‌عنوان توافقی متفاوت و بلندپروازانه‌تر از برجام معرفی کند؛ توافقی که از نظر سیاسی با توافق هسته‌ای دوران اوباما فاصله داشته باشد، توافقی که ترامپ سال‌ها از آن انتقاد کرده است. منبع: https://x.com/citrinowicz/status/2104615946585325849
خالد الجابر، مدیر اجرایی شورای خاورمیانه در امور جهانی در تحلیلی که در نشریه «نشنال اینترست» منتشر شده است، با اشاره به تحولات بنیادین در مناسبات واشنگتن و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس تصریح می‌کند که فرمول سنتی پنجاه‌ساله در روابط طرفین—که از زمان شوک نفتی ۱۹۷۳ بر پایه معادله «تأمین امنیت و فروش تسلیحات در ازای تضمین امنیت انرژی و عبور نفت از تنگه هرمز» استوار بود—در دنیای امروز بسیار ناقص و ناکافی است. به اذعان این پژوهشگر، کشورهای منطقه نظیر عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و کویت، تنوع‌بخشی اقتصادی را فراتر از کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی دنبال می‌کنند و با استفاده از صندوق‌های ثروت ملی چندصد میلیارد دلاری خود، در حال تبدیل شدن به قطب‌های اصلی زیرساخت‌های فناوری پیشرفته نظیر هوش مصنوعی، مراکز داده، پردازش ابری، انرژی‌های نو و زنجیره‌های تأمین نیمه‌هادی‌ها هستند. این تحول بنیادین موجب بروز واگرایی راهبردی میان طرفین شده است؛ چرا که واشنگتن در پی حفظ این کشورها در زیست‌بوم فناوری و انحصاری آمریکا و حذف چین است، در حالی که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به دنبال جایگزین کردن متحدان نیستند، بلکه هدف آن‌ها افزایش فضای مانور استراتژیک و برقراری شراکت‌های متعدد با قدرت‌های جهانی از جمله پکن، هند و اروپا است. این کارشناس ارشد امور بین‌الملل در ادامه تحلیل خود تأکید می‌کند که چالش اصلی آمریکا در درک تفاوت رویکرد خود با چین نهفته است؛ واشنگتن همچنان خلیج فارس را از عینک نظامی و امنیتی می‌نگرد، در حالی که پکن منطقه را به عنوان یک سیستم یکپارچه از بنادر، کابل‌های زیردریا، تجار‌ت، سرمایه‌گذاری و فناوری هوش مصنوعی ارزیابی می‌کند و توانسته بدون تحمل هزینه‌های سنگین نظامی یا اعزام ناوگروه، نفوذ کلیدی در بخش‌های حیاتی منطقه کسب کند. گرچه ایالات متحده همچنان قدرت برتر و چتر امنیتی اصلی منطقه باقی خواهد ماند—چرا که چین در بحران‌های نظامی توانایی یا تمایلی برای ایفای نقش متحد دفاعی ندارد—اما قدرت در قرن بیست‌ویکم دیگر صرفاً با جابه‌جایی ناوگان‌های جنگی سنجیده نمی‌شود، بلکه کنترل شبکه‌های فناوری و جریان سرمایه‌گذاری در معادن بحرانی و زیرساخت‌های دیجیتال تعیین‌کننده موازنه قدرت است. الجابر در جمع‌بندی گزارش خود خاطرنشان می‌سازد که کشورهای خلیج فارس را دیگر نمی‌توان دولتهای تابع نفوذ قدرتهای بزرگ فرض کرد؛ بنابراین واشنگتن اگر بخواهد جایگاه خود را در عصر پسانفت حفظ کند، باید راهبرد فشار را کنار گذاشته و خلیج فارس را به عنوان شریکی برابر در معماری نوین اقتصاد و فناوری جهانی بپذیرد. منبع: https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/how-us-gulf-relations-will-change-in-the-post-oil-era