در عصر ژئواکونومی، قدرت فقط با اشغال سرزمین یا تغییر مرزها اعمال نمیشود؛ بلکه یکی از پیچیدهترین اشکال آن «خفگی ژئوپلیتیکی» است. فرآیندی تدریجی، چندلایه و بلندمدت، که هدف آن کاهش نقش و کارکرد یک کشور در شبکههای منطقهای و جهانی است. در این روند، جغرافیای کشورها ثابت میماند، اما ارزش ژئوپلیتیکی آنها بتدریج کاهش مییابد.
از این منظر، محاصره دریایی و هوایی ایران را باید بخشی از راهبردی گستردهتر برای سلب مزیت جغرافیایی ایران دانست؛ یعنی تبدیل دریا، آسمان و موقعیت ترانزیتی کشور از ابزار قدرت به نقاط فشار.
در واقع ما با روندی روبرو هستیم که هر چند در ابتدا هدفش بازگشایی هرمز و امتیاز گیری در پرونده هستهای است، اما با این حال مقصدش جای دیگری است، بازمهندسی محیط راهبردی ایران.
#کاتخون
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
محمد آیتاللهی تبار، دانشیار امور بینالملل در مدرسه حکومت و خدمات عمومی بوش در دانشگاه تگزاس در تحلیلی برای نشریه «فارن افرز» تأکید میکند که جمهوری اسلامی ایران پس از مواجهه با درگیریهای مستقیم نظامی و حملات گسترده آمریکا و اسرائیل، با انعطافپذیری و بازسازی ساختاری توانسته است استراتژی خود را به یک دکترین تهاجمی مداوم و تنشزا تغییر دهد.
وی تصریح میدارد که نخبگان حاکم در تهران با رد هرگونه سازش یا اتکا به توافقات دیپلماتیک شکننده با واشنگتن، بر این باورند که تنها راه نهایی برای تضمین امنیت ملی، وارد آوردن هزینههای سنگین و مداوم بر نیروها و منافع آمریکا در منطقه است؛ راهبردی که هدف بنیادین آن وادار ساختن ایالات متحده به خروج اکثر نیروهای خود، پذیرش کنترل ایران بر تنگه هرمز و بهرسمیت شناختن جمهوری اسلامی بهعنوان یک قدرت پایدار منطقهای تعیین شده است.
در ادامه این تحلیل، این کارشناس برجسته امور بینالملل خاطرنشان میسازد که تهران برای تحقق «بازدارندگی حداکثری» و فرسایش گامبهگام توان نظامی و استراتژیک دشمن، طیف وسیعی از اقدامات پیشدستانه شامل اختلال در گلوگاههای انرژی و خطوط ارتباطی زیردریا، حملات موشکی و پهپادی به پایگاههای منطقهای آمریکا و در صورت تداوم تهدیدات، حرکت به سمت دستیابی به بازدارندگی هستهای را مدنظر قرار داده است.
از دیدگاه تبار، برخلاف محاسبات واشنگتن مبنی بر تضعیف ایران، اقدامات نظامی آمریکا به غیرمتمرکزتر شدن ساختار فرماندهی، افزایش انسجام نخبگان سیاسی و تقویت اقناع عمومی در خصوص ضرورت مقاومت منجر شده و تهران را مصمم ساخته است تا با استفاده منطقی از ظرفیتهای داخلی و منطقهای خود، موازنه قدرت را تا خروج کامل نیروهای متخاصم به نفع خود تثبیت کند.
منبع:
https://www.foreignaffairs.com/united-states/why-iran-escalates?utm_campaign=tw&utm_content=&utm_medium=social&utm_source=twitter
یک مقام آمریکایی به نیویورک تایمز گفت که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از ماه اوت تاکنون، هر هفته حدود ۳۰ حمله پهپادی و ۱۰ حمله موشکی ضدکشتی علیه شناورهای تجاری در تنگه هرمز انجام داده است.
در واقع، اگرچه UKMTO (سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا) تمام حادثهها را گزارش نمیکند، اما افزایش قابلتوجهی در گزارشهای مربوط به هدف قرار گرفتن نفتکشها مشاهده شده است.
علاوه بر این، به نظر میرسد آمریکا سیاست حملات تلافیجویانه «نفتکش در برابر نفتکش» علیه ایران را بهطور کامل کنار گذاشته است.
https://fxtwitter.com/MoloWarMonitor/status/2105908205251363194
🖋افزایش بازده اوراق ایالات متحده آمریکا به علت جنگ یا رشد اقتصادی؟🖋
🖊نویسنده:سیدمجتبی بقائی اردکانی
اخیراً در فضای مجازی فارسی بحثی مطرح شده است با این مضمون که جنگ ایران عامل اصلی افزایش بازده اوراق دولتی آمریکا بوده است یا اینکه رشد اقتصادی و رشد هوش مصنوعی موجب افزایش بازده اوراق ایالات متحده آمریکا شده است؟
بازده اوراق دهساله آمریکا که پیش از آغاز جنگ در اواخر فوریه حدود ۳.۹۷ درصد بود، در اول اکتبر به ۵.۳۴ درصد رسید؛ سطحی که از سال ۲۰۰۲ دیده نشده بود. این افزایش، هزینه تأمین مالی دولت، بنگاهها و خریداران مسکن را تحت فشار قرار میدهد. اما اختلاف اصلی بر سر خود افزایش بازده نیست؛ بر سر علل توضیح دهنده این افزایش بازده می باشد!
در این بحث، دو روایت اصلی وجود دارد:
روایت اول این است که سرمایهگذاری در هوش مصنوعی منابع مالی را جذب میکند. این روایت بر افزایش نیاز شرکتهای فناوری به سرمایه تکیه دارد. ساخت مراکز داده، خرید تجهیزات و توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی به تأمین مالی گسترده نیاز دارد. شرکتها با انتشار اوراق بلندمدت وارد بازاری میشوند که دولت نیز در آن منابع جذب میکند. سرمایهگذاران میان این اوراق انتخاب میکنند و افزایش عرضه میتواند بازده مورد مطالبه آنان را بالا ببرد. در اظهارات استراتژیست مکواری، رقابت اوراق خزانهداری با اوراق شرکتهای دارای رتبه اعتباری بالا جایگاه مهمی دارد. او بر جذابیت وضعیت مالی برخی شرکتها و کاهش فاصله بازده اوراق شرکتی و دولتی تأکید میکند. بنابراین، استدلال او مشخصاً درباره رقابت برای سرمایه بلندمدت است؛ نسبت دادن این ادعا به او که «تمام افزایش بازده نشانه رشد سالم اقتصاد است» دقیق نیست.
روایت دوم این است که کسری بودجه،اثرات جنگ و افزایش انتظارات تورمی فشار اصلی را ایجاد کرده است. این روایت بر نیاز مستمر دولت به استقراض تأکید دارد. دولت برای پوشش فاصله درآمد و مخارج خود باید منابع جذب کند؛ همزمان، سرمایهگذاران درباره تورم، مسیر بدهی و ارزش واقعی دریافتیهای آینده تصمیم میگیرند.
روایت دوم چند دلیل برای اثبات ادعای خود دارد:
نخست، اندازه اثری که برای عرضه اوراق برآورد شده، با توضیح تمام جهش سازگار نیست. در گزارش سپتامبر مؤسسه مدیریت دارایی ارسته، به نقل از بانک آمریکا، اثر فشار عرضه اضافی اوراق بر بازده دهساله حدود ۳۰ واحد پایه ذکر شده است. این رقم در برابر افزایش حدود ۱۳۷ واحدی از ۳.۹۷ به ۵.۳۴ درصد، معادل تقریباً ۲۲ درصد است. البته این نسبت، سهم علّی دقیق هوش مصنوعی نیست: تاریخ برآورد و دوره مقایسه یکسان نیستند و فشار عرضه نیز لزوماً فقط به هوش مصنوعی مربوط نمیشود.باقی افزایش نیز خودبهخود به کسری بودجه تعلق نمیگیرد؛ تورم، جنگ و سیاست پولی باید جداگانه بررسی شوند. دوم، زمانبندی اهمیت دارد. بازده دهساله در فصل سوم حدود ۸۷ واحد پایه افزایش یافت؛ بزرگترین افزایش فصلی از سال ۱۹۹۴. اگر توضیح بر افزایش تدریجی انتشار اوراق فناوری استوار باشد، باید روشن کند چرا واکنش بازار در این مقطع چنین شتاب گرفته است. تغییر ناگهانی انتظارات و وقوع جنگ ایران میتواند این اختلاف را توضیح دهد.
سوم، مسئله محدود به آمریکا نیست. مقایسه بازده کشورها نشان میدهد شماری از اقتصادهای با بدهی بالا، از جمله فرانسه، ایتالیا، ژاپن و بریتانیا، نسبت به متوسط جهانی فشار بیشتری تجربه کردهاند. این الگو با نگرانی درباره بدهی عمومی سازگار است و تفسیر صرفاً مبتنی بر رونق فناوری را تضعیف میکند. البته بازارهای مالی جهانی به هم متصلاند؛ بنابراین، نبود شرکتهای فناوری مشابه در یک کشور به معنای مصونیت آن از تحولات آمریکا نیست. شاهد مهمتر، تفاوت فشار بازار میان کشورهای دارای وضعیت مالی متفاوت است.
چهارم، افزایش بازده همواره با اخبار بهتر اقتصادی همراه نبوده است. بررسی منتشرشده در اول سپتامبر نشان میدهد طی ماه قبل، شماری از دادههای اقتصادی آمریکا ضعیفتر از انتظار بودند، اما بازده افزایش یافت. این واگرایی، روایت ساده «رشد بهتر، نرخ بالاتر» را زیر سؤال میبرد( فد آتلنتا پیش بینی خود را از رشد اقتصادی از حوالی ۶ به ۳ کاهش داده است اما همزمان بازده اوراق دولتی در حال افزایش است،این نیز شاهدی است که نمیتوان همه رشد بازده اوراق را به رشد اقتصادی و رشد هوش مصنوعی نسبت داد.)
پنجم، بازخرید اوراق بلندمدت خزانهداری نشان میدهد مدیریت بازار بدهی به مسئله مهمی تبدیل شده است. با این حال، از خود بازخرید نمیتوان نتیجه گرفت که دولت حتماً در حال سقفگذاری بر بازده است. همچنین کاهش عرضه خالص بر اثر بازخرید، ذاتاً تحریف آمار نیست؛ برای ارزیابی آن باید منبع تأمین مالی بازخرید و تغییر سررسید بدهی را دید.
🔻بر اساس ادله روایت دوم، میتوان نتیجه گرفت که روایت اول در تبیین نقش رشد هوش مصنوعی و رشد اقتصادی در افزایش بازده اوراق، دچار بزرگنمایی و اغراق است و نمیتوان سهم زیادی از افزایش بازده را به اوراق نسبت داد.
🔵گفتگوی انتخاب با تریتا پارسی: نشانههای جدی جنگ سوم را میبینم؛ از حمله زمینی به ایران تا طرح اشغال خارک
آیا منطقه در آستانه دور سوم درگیری و یک جنگ تمامعیار بین ایران و آمریکا و اسرائیل قرار دارد؟
تریتا پارسی، معاون اجرایی اندیشکده کوئینسی در واشنگتن، در این گفتگوی اختصاصی به تحلیل تحولات پرشتاب تنش میان ایران، اسرائیل و آمریکا میپردازد.
در این مصاحبه، ابعاد سناریوهای احتمالی از جمله هدف قرار دادن زیرساختها از سوی دو طرف، احتمال درگیری زمینی و محاسبات واشنگتن و تلآویو مورد موشکافی قرار گرفته است.
چرا احتمال آغاز دور جدید جنگ بیشتر از توافق است؟
📌 محورهای مهم این گفتگو:
▫️ ارزیابی خطر وقوع دور سوم درگیری در خاورمیانه
▫️ محاسبات استراتژیک در واشنگتن و نقش دولت ترامپ
▫️ بررسی احتمال حملات زیرساختی و سناریوهای گسترش جنگ
▫️ پیامدهای منطقهای شکست روندهای دیپلماتیک
#ایران #جنگ #ترامپ #امریکا #چین #اسرائیل #نتانیاهو #انتخابات #تحلیل #اخبار_جنگ
⏱️ زمانبندی گفتگو:
00:00 آنچه خواهید دید
00:59 احتمال وقوع دور سوم جنگ را خیلی جدی میدانم
02:18 ترامپ دوباره در فضای اطلاعات غلط قرار گرفته
03:32 ترامپ اصلا در حال و هوای «سازش» و «برداشتن محاصره» نیست
04:24 ترامپ از توافق اسلامآباد متنفر است
04:42 محتمل است که ایران تصمیم بگیرد اول حمله کند
04:58 شاید نتانیاهو به خاطر انتخابات، به ایران حمله کند
06:09 اجماع اعراب برای دور جدیدی از جنگ علیه ایران، بعید است
07:10 ۳۰ روز آینده مهم است
07:38 دیپلماسی برای ترامپ جواب داد، اما گران تمام شد
08:28 در آمریکا فقط ترامپ و ونس پای توافق ماندند
09:31 برای ترامپ تفاهمنامه از جنگ پرهزینهتر بود
10:08 در ذهن ترامپ، جنگی خیلی خیلی بزرگتر همراه با حمله زمینی و زیرساختی است
10:31 ترامپ پس از انتخابات آمادگی بیشتری برای پذیرش خطر دارد
11:30 شکست تحقیرآمیز در انتخابات، ترامپ را بیپرواتر میکند
11:50 مذاکرات برای ترامپ جذاب نیست، چون زمانبر است
14:02 ترامپ اگر نگران میراث خود بود، جنگ را شروع نمیکرد
14:40 وارد شدن چین میتواند جنگ را تمام کند
15:37 افراد کمی هستند که میتوانند واقعیات را به ترامپ بگویند
17:14 میانجیهای فعلی آن اهرم فشاری که چین دارد را ندارند
19:00 چینیها میگویند فقط اگر آمریکا بخواهد، میانجیگری میکنند
19:46 در شرایط فعلی بعید است اتفاق دیپلماتیکی رخ دهد
21:34 آمریکا میخواهد فقط و یک راست سراغ مسئله هستهای برود
22:32 شکاف بزرگی بین درک ایران و ترامپ از واقعیت وجود دارد
23:21 ترامپ جایگاه ایران را به شدت دستکم میگیرد
24:24 شاید اصلا گفتوگوی مستقیم با ترامپ در این مقطع جواب ندهد
25:08 چینیها به نفع خود هستند، نه کار خیر
25:19 متأسفانه شاید به سمت جنگی بیپایان برویم
27:06 «چمنزنی» یا همان جنگ دائمی با شدت کم؛ اینها نگران کننده است
28:08 این جنگ اگر دو سال طول بکشد، شاید «بیپایان» شود
28:49 شاید «جنگ» تنها راه تغییر دیدگاه ترامپ باشد
29:44 جنگ چهل روزه در مقایسه با جنگ احتمالی آینده، «محدود» است
30:27 اهمیت ۱۲ روز آینده
30:58 شرایط شباهت زیادی به قبل دارد؛ کاری از اعراب هم برنمیآید
32:15 محصولات واشنگتن، فقط در صورت اجبار با ایران توافق میکنند
33:45 اگر بایدن یا کلینتون در ۲۰۰۹ در قدرت بودند، برجام شکل نمیگرفت
34:56 ترامپ هنوز هم رئیسجمهوری است که بیشتر از همه مایل به توافق بود
35:39 حملهها در داخل آمریکا هم باعث فروپاشی MOU شد
36:15 ادامه جنگ تا تغییر رئیسجمهور آمریکا، عاقلانه نیست
37:24 قطعا اختیار کنگره در دست دموکراتها، مانع از تشدید تنش میشود
38:44 احتمالاً دموکراتها ترامپ و هگست را استیضاح میکنند
39:39 اتفاقاً آمریکا نمیخواهد پیش از انتخابات با ایران توافق کند
41:50 توافق قبل از انتخابات برای آمریکا با هزینه و بدون سود است
42:53 توافق با ایران برای ترامپ متفاوت از چیزی که فکر میکرد، بود
44:22 میخواهند برای بُرد خود، قدرت مقابله به مثل ایران را از بین ببرند، اما...
47:20 آمریکا دیگر سراغ جنگی شبیه دور اول و دوم نمیرود
47:58 جنگ احتمالی آنقدر گسترده است که چین نمیتواند از آن دور بماند
48:19 صددرصد احتمال زیرساختی بودن جنگ سوم وجود دارد
48:32 اعراب فهمیدهاند که احتمالاً ترامپ سراغ جنگ سوم برود
49:51 «نابودی ایران» یعنی استفاده از سلاح کشتار جمعی
51:03 ممکن است به جای آمریکا، اسرائیل از سلاح هستهای استفاده کند
52:13 تکرار توافق آمریکا و ویتنام با ایران؟ بعید است
53:34 ممکن است با اقدام چین، نظر ترامپ ۱۸۰ درجه عوض شود
54:06 ونس نمیتواند سیاست خارجی خودش را داشته باشد
55:43 باید چرخه اطلاعاتی ترامپ را تغییر داد که از افراد داخل آمریکا برنمیآید
57:55 هنوز هم تجزیه ایران طرفدار زیادی در دولت آمریکا ندارد
1:00:51 قبلاً بحث تنبیه ایران در ذهن ترامپ نبود، الان هست
1:01:05 دیپلماسی هنوز خیلی مهم است
1:02:14 هزینه جنگ احتمالی سوم فراتر از تصور خواهد بود
1:02:51 مذاکرات غیرمستقیم حس ضعف را به ترامپ منتقل میکند
1:04:37 جای ایران بودم، به چگونگی ورود چین به مذاکرات فکر میکردم
🔗 https://youtu.be/7lHmqiuGX60?si=LRc0Mk1EaS1gOXEv
🔻پیوند به این فرسته در X:
https://x.com/FGhoddoussi/status/2106223585731678266?s=20
🔻دو تحرک مهم در منطقه در حال تکمیل است: ۱. تحرکات نظامی چندلایه و متراکم آمریکا، ۲. تحرکات منطقهای حول آن از جمله تحولات در یمن، عراق و برخی نشستهای مشترک و پیدا و پنهان عربی- اسرائیلی، عربی-آمریکایی و…
آرایشها و آمادگیها برای رسیدن به لحظه تصمیم در حال انجام است. با این حال، همه میدانند هر اقدام نظامی تازهای ممکن است به یک بحران فراگیر و غیرقابل مهار- با تبعات بیشتری نسبت به جنگ قبلی- تبدیل شود.