معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
به عبارتی جریانهایی در واشنگتن پیروز شوند که به ایده اشمیتی Großraum و امکان همزیستی قطبهای قدرت در جهان معتقدند، نه کسانی که چون فوکویاما سلطه ارزشهای لیبرال را پایان تاریخ میدانند و نه کسانی که به متاثر از هانتینگتون، به برخودهای تمدنی می اندیشند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵پیرو ارجاع اخیر روبیو به جنگهای ایران و یونان
✍مهدی خراتیان
https://fxtwitter.com/MehdiKharratya/status/2108516797498511463
یکی از اختلافات جدی ما با جریان غربگرا در ایران، این نکته است که جریان مذکور تصور میکند طرف غربی ایران را منهای تاریخ و ظرفیتهای تمدنی آن تحلیل میکند، و مساله استقلال ژئوپولتیک و بن مایه های عمیق حکمرانی در ایران را برای خود تهدید انگاری نمیکند.
لذا مساله ایران و غرب صرفا امری برساخته و "ایدئولوژیک" است که میتوان آنرا با فشردن چند "دکمه صلح" (مثلا دیدار با ترامپ، تماس با کاخ سفید یا امضای چند برگ کاغذ) و تغییر دادن شعارها و ... به سرعت حل و فصل کرد.
در حالیکه طرف غربی در موارد متعددی نشان داده که کنشهای درون مرزی و برون مرزی ایران را به احیای امپراطوری پارس مرتبط میکند و مساله موجودیت ایران را در چارچوب عقبه تاریخی آن تحلیل میکند.
(برای مثال ر.ک. مصاحبه کیسینجر با NPR در ۲۰۱۴ قابل دسترس در این لینک:
https://www.northcountrypublicradio.org/news/npr/346114326/henry-kissinger-s-thoughts-on-the-islamic-state-ukraine-and-world-order)
و در طرف مقابل، غربگرای ایرانی تصور میکند طرف آمریکایی در حال طبیعی خود ابدا به این چیزها فکر نمیکند و این طرف ایرانی است که با نوشتن فلان شعار عبری بر موشک، طرف غربی را از حال طبیعی خود خارج کرده و "تحریک" میکند.
این در حالی است که مساله اساسی و بی پاسخ طرف غربی در طراحی و تحمیل نظم مطلوب خود به خاورمیانه پس از فروپاشی عثمانی، وجود یک دولت ملت با عقبه تاریخی و فرهنگی عمیق به نام ایران است که بر خلاف کشورهایی چون امارات و کویت و ... (که فاقد بن مایه عمیق فرهنگی و تمدنی هستند)، حتی به غربگراترین حکام خود اجازه نمیدهد به شکلی مطلق در چارچوبهای تحمیلی از جانب غرب رفتار کنند، و همین امر موجب شده است که در سخنان اخیر مقامات غربی تعداد شواهدی که نشان میدهد مساله اساسی غرب، موجودیتی به نام ایران است، نه نظامی به نام جمهوری اسلامی، به شدت افزایش یابد.
اینکه ترامپ اخیرا مساله آمریکا با ایران را دارای قدمتی ۵۱ ساله دانست و دوره اختلافات غرب با ایران را به دوره شاه گسترش داد (سال ۱۹۷۵ سال توافق الجزایر بین ایران و عراق بود که برای اسراییل گران تمام شد، هر چند مسائل نفتی و هسته ای و ... هم محل بحث است) و اخیرا روبیو در سفر خود به آتن نیز مجددا با طرح مساله جنگهای ایران و یونان، تلویحا به جنگ ایران و آمریکا رنگ و بویی هویتی و تمدتی بخشید.
پیشتر در مقام تحلیل سند استراتژی امنیت ملی آمریکا و به استناد مقاله اخیر لئونارد شوته در فارن افرز با عنوان
The New Right’s Grand Strategy After Trump
How Civilizationism Would Upend
America's Role in the World
گفته بودیم که جریان ماگا در حال پدید آوردن مکتب جدیدی در سیاست خارجی آمریکاست که در آن حوزه نفوذ آمریکا نه صرفا نیمکره غربی بلکه کشورهای میراثدار تمدن غرب است و در آن رگه های جدی زنوفوبیا، اسلام هراسی و ضدیت با مهاجرت و در یک کلام، ترسیم خطوط پررنگ هویتی میان تمدن غرب و سایر تمدنها بسیار برجسته است.
دخالتهای آشکار دولت آمریکا در انتخابات کشورهای غربی از بریتانیا به نفع نایجل فاراژ تا در آلمان به نفع AfD و ... همگی در این جهت قابل تحلیل است.
به عبارتی در دکترین ترامپی، تقید آمریکا به ناتو تنها زمانی معنی دارد که کشورهای عضو از حیث فرهنگی نیز کل متحدی را بسازند که به شدت نسبت به نفوذ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی غیر، حساس باشند.
سخنان روبیو در آتن نیز از همین رویکرد تمدن گرا نشات گرفته است.
روح سخنان روبیو این است که اولا، آتن در برابر سپاه خشایارشا مقاومت کرد؛ معابدش ویران شدند، اما شهر بعدها بازسازی شد.
ثانیا آتن سرچشمه ویژگیهای تمدنی است که به زعم روبیو غرب را ساختهاند: جاهطلبی، شجاعت، رقابت، اکتشاف و اراده برای پیروزی و ثالثا، نتیجهگیری سیاسی معاصر، روبیو میگوید غرب امروز باید دوباره اراده ملی، قدرت نظامی، استقلال راهبردی و توان رقابت با رقبایش را در عصر رقابت قدرتهای بزرگ بازیابد.
به عبارتی در منطق تمدنگرایی تیم ترامپ، تاریخ و فرهنگ دارای وزنی عمده و قابل توجه است و این امر در کنار منطق ژئوپولتیک، فضایی را فراهم میکند که نحوه فیصله بخشی به جنگ اخیر را از فضای "فشردن یا نفشردن یک یا چند دکمه صلح" فراتر میبرد.
در فضایی که طرف آمریکایی تصمیمش را برای یکپارچه سازی هویتی تمدن غرب گرفته است، سوال اساسی که سیاستمدار ایرانی باید به آن بیاندیشد، این است که چطور میتوان ایران را در مساله تقسیم بندی "حوزه نفوذ" میان قدرتهای بزرگ، در جایگاهی قرار داد که امنیت آن در بلند مدت تضمین شود.
🔹سهند ایرانمهر:
برای نشان دادن حماقت آنها که هنوز فکر میکنند جنگ کنونی آمریکا علیه ایران صرفا ذیل مفهوم « جمهوری اسلامی» معنا پیدا میکند نه کلّیت ایران نشانه کم نیست از سخنان اخیر روبیو در یونان تا این مصاحبه صریح ترامپ با مایکل پرچیک خبرنگار شبکه تلویزیونی WTVD :
«در حال حاضر، آنها را شرورترین کشور جهان میدانند. و مدتهاست که همینطور بودهاند؛ سالهای بسیار زیادی است. میدانید، ۴۷ سال است که این حرف را میشنوم؛ [در حالی که] پنج سال است... حقیقت این است که انگار ۵۲ سال است، اما سابقهاش به قبل از آن هم برمیگردد.»
مصداق تاریخی این نگاه را در تاریخ هم میتوان یافت.
در کتاب پنجم تاریخ جنگ پلوپونزی، نوشته توسیدید، گفتگوی ملیوسیها و آتنیها با جزییات آمده است.
داستان این بود که در سال ۴۱۶ پیش از میلاد، آتن از جزیره کوچک ملیوس خواست تسلیم امپراتوریاش شود.
ملیوسیها میکوشیدند بیطرفی خود را حفظ کنند و امیدوار بودند عدالت، استقلال و امکان کمک اسپارت از آنها محافظت کند اما آتنیها استدلالشان را روشن بیان کردند:
«مسئله فقط دشمنان امروز ما نیستند؛ جزیرههای مستقلی مثل شما هم برای امپراتوری خطرند، چون بیرون از نظم ما ایستادهاند...اگر مردمانی استقلال خود را حفظ میکنند، به این دلیل است که قدرت دارند؛ و اگر ما به آنها تعرض نمیکنیم، به این دلیل است که از آنها میترسیم. پس با مطیع کردن شما، علاوه بر گسترش امپراتوریمان، امنیت خود را نیز افزایش میدهیم؛ بهویژه از آن رو که شما جزیرهنشین و از دیگران ضعیفترید و نباید بتوانید بر سروران دریا چیره شوید»
.
(توسیدید، تاریخ جنگ پلوپونزی، کتاب پنجم، بند ۹۷)
https://classics.mit.edu/Thucydides/pelopwar.5.fifth.html
https://fxtwitter.com/sahandiranmehr/status/2108530765109600505?s=52
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
#گزیده_های_جهان
☑️ سخنرانی روبیو در آتن درباره تمدن ایران و غرب
🔵«مارکو روبیو» وزیر امور خارجه آمریکا، در یک سخنرانی که در آکروپولیس آتن انجام شد، تمدن یونان را بهعنوان یکی از سرچشمههای اصلی تمدن غرب و بخشی از «هویت» غرب معرفی کرد و آنرا نقطه مقابل تمدن ایران قرار داد.
🔵روبیو با اشاره به جنگهای ایران و یونان در دوران باستان، ارتش خشایارشا را «متجاوزان پارسی» توصیف کرد و از مقاومت آتنیها و اسپارتیها در برابر ارتش پارس بهعنوان نمونههایی از شجاعت، فداکاری و پایبندی به وظیفه یاد کرد.
🔵روبیو با اشاره به حمله ارتش خشایارشا به آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد گفت: «ارتش خشایارشا به این شهر رسید و اماکن مقدس را به آتش کشید.»
🔵او افزود که بیشتر آتنیها پیش از رسیدن نیروهای پارسی، شهر را ترک کرده و با کشتی به جزیرهای در نزدیکی آن رفته بودند، اما گروهی از آنها حاضر به ترک خانه خود نشدند و در دژ سنگی آکروپولیس سنگربندی کردند تا در برابر ایرانیها مقاومت کنند.
🔵به گفته روبیو، این گروه برای چند روز در برابر «بزرگترین امپراتوری آن عصر» ایستادگی کرد، اما سرانجام مغلوب شد و نیروهای پارسی معابد را غارت کردند، آنها را به آتش کشیدند و آکروپولیس را ویران کردند.
🔵روبیو در ادامه گفت آتنیها پس از بازگشت، بقایای آکروپولیس قدیمی را جمعآوری و در تپهای که این بنا بر آن قرار داشت دفن کردند و چند دهه بعد، در دوران پریکلس، پارتنون را در این محل ساختند.
🔵وزیر خارجه آمریکا همچنین هنگام تشریح مفهوم قهرمانی در تمدن غرب، به نبرد ۳۰۰ اسپارتی با ارتش پارس اشاره کرد و گفت این نیروها در حالی که بهشدت از نظر تعداد در اقلیت بودند، فرصت نجات خود را رد کردند و ترجیح دادند تا آخرین نفر بجنگند و موضع و وظیفه خود را ترک نکنند.
🔵روبیو در بخش دیگری از اظهاراتش گفت یونانیان باستان میدانستند ملتها منافع خاص خود را دارند و دولتداری به احتیاط و دیپلماسی نیاز دارد، اما زمانی که دیپلماسی شکست میخورد، کشورها باید توانایی استفاده از قدرت را داشته باشند.
🔵وی گفت قدرت تنها به معنای داشتن ابزار دفاع از خود نیست، بلکه مستلزم آن است که دیگران باور داشته باشند یک کشور در صورت لزوم حاضر به استفاده از قدرت خود است.
🔵روبیو این برداشت از تاریخ یونان باستان را به سیاست دولت ترامپ پیوند زد! و گفت آمریکا در دوره ترامپ تصمیم گرفته «قدرت ملی» خود را دنبال کند، کنترل زنجیرههای تأمین حیاتی را بازپس بگیرد، تولید صنعتی را احیا کند و در حوزههایی مانند فناوریهای پیشرفته، پهپادها، تسلیحات، تراشهها، مواد معدنی، فضای سایبری و اکتشافات فضایی توسعه پیدا کند.
🔵وزیر خارجه آمریکا همچنین با انتقاد از روندهای چند دهه اخیر در غرب مدعی شد که کشورهای غربی از ویژگیهایی که آنها را قدرتمند کرده بود فاصله گرفتهاند و در نتیجه بخشی از حاکمیت، صنعت و توان نظامی خود را از دست دادهاند.
🔵روبیو هشدار داد که غرب اکنون در یک «نقطه عطف» قرار دارد و تصمیمهایی که در دهه آینده گرفته میشود، مسیر قرن آینده را تعیین خواهد کرد.
🔵وی از کشورهای اروپایی خواست هزینههای دفاعی خود را افزایش دهند و برای مقابله با تهدیدهای جدید آماده شوند و در پایان گفت تاریخ یونان باستان صرفاً تصویری از نهادهای سیاسی گذشته ارائه نمیدهد، بلکه «تصویری از خود ما» به غرب نشان میدهد و کشورهای غربی باید به این میراث افتخار کنند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
#گزیده_های_جهان ☑️ سخنرانی روبیو در آتن درباره تمدن ایران و غرب 🔵«مارکو روبیو» وزیر امور خارجه آمر
#گزیده_های_ایران
☑️ واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه به تلاش مارکو روبیو برای تحریف تاریخ و ساختن توجیه فلسفی - تاریخی برای جنگافروزی آمریکا
▫️اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به ادعاهای مطرحشده از سوی مارکو روبیو وزیر امور خارجه آمریکا در رابطه با ایران در جریان سخنرانی در آتن (یونان) در روز چهارشنبه ۱۵ مهر (۷ اکتبر)، در شبکه ایکس نوشت:
🔹مارکو روبیو در آکروپولیس، با ارائه روایتی انحرافی، تاریخ غرب را ــ از یونان باستان تا آمریکای ترامپ ــ به خطی مستقیم و یکپارچه فرو کاسته است. این دقیقاً مصداق آناکرونیسم است: تحریف زمان تاریخی از طریق درهمآمیختن ناشیانه مفاهیمی چون یونان، روم، مسیحیت، اروپا، آمریکا و سرانجام «اول آمریکا». گویی آمریکا به این نتیجه رسیده است که بهتر است به جای قلدری عریان با زبان گاوچرانها، سیاست ارعاب و زور خود را زیر چراغهای زیبای نئونِ «فلسفه تاریخ» برای دنیا توجیه کند.
🔹روبیو مفهوم یونانیِ «توموس» را از زمینه تاریخی و فلسفی آن جدا کرده و آن را به ستایش قدرت، رقابت و اراده ملی بازتعریف میکند. اما تناقض بنیادی اینجاست که یونان فقط صحنه نمایش قدرت و شکوه نبود؛ یونان زادگاه تراژدی تکبر و تجاوز نیز بود (اسطوره تروا و ایلیاد هومر)، خواستگاه نقد قدرت بود (تاریخ جنگ پلوپونزی توسیدید)، زادگاه فلسفه سیاسی بود (جمهوری افلاطون و سیاست ارسطو) و زادگاه پرسش از حدود قدرت و مسئولیت انسان بود (آنتیگونه و اُدیپ شهریار سوفوکل).
🔹روبیو این نیمه دیگر را حذف میکند تا تاریخ را از عرصه پرسش و نقادی خالی نموده و آن را به ابزاری برای مشروعیتبخشی سیاسی تبدیل کند. آنچه او عرضه میکند فلسفه تاریخ نیست؛ بلکه نسخهای دستکاریشده و انحرافی از تاریخ است که برای توجیه سیاستهای ستیزهجویانه و جنگطلبانه دولت آمریکا و برساختن یک اسطوره سیاسی طراحی شده است؛ تقلایی عامدانه برای بازسازی گذشته به شکلی که سیاست امروز آمریکا، «اجتنابناپذیر» و از حیث تاریخی «مقدر» به نظر برسد.
🔹هنگامی که تاریخ به ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرت تبدیل شود، گام بعدی دیگر «فهم گذشته» نیست؛ بلکه «تقدیس قدرت» فینفسه است.
🔹کتاب آپوتئوز جنگ (The Apotheosis of War) اثر واسیلی وِرِشچاگین، هرم جمجمههای برجامانده از فاتحان را در برابر اسطوره شکوه و قدرت قرار میدهد؛ تصویری از آنچه باقی میماند وقتی تاریخ به ستایش قدرت فروکاسته شود.
🔹در چنین بزنگاه تاریخی، رسالت متفکران غربی دفاع از خودِ تاریخ ــ و از پیچیدگی فلسفی تمدن غرب ــ در برابر بازخوانی تحریفشده و توجیهگرانهای است که یک قدرت توسعهطلب و ستیزهجو از آن ارائه میکند؛ قدرتی که همچنان میکوشد دستاوردهای انسانی یک تمدن را قربانی کند تا توسل بیقید و بند به زور را مشروعیت ببخشد.
🔹خطر این روایت انحرافی از تاریخ، صرفا در بازخوانی نادرست وقایع گذشته نیست بلکه در مصادره به مطلوب گذشته در جهت مشروعیتبخشی به زور عریان و تقدیس آن در حال حاضر است.
https://x.com/IRIMFA_SPOX/status/2108236293058560241
#گزیده_های_ایران
🔸در میانه جنگ ۴۰ روزه بود که لیندسی گراهام، سناتور امریکایی گفت: «اکنون فرصتی دست داده تا یک بار برای همیشه به این جنگ دوهزار ساله پایان دهیم.» (صفحات شخصی گراهام: اینجا ( https://www.facebook.com/LindseyGrahamSC/posts/i-truly-believe-2026-can-be-the-year-of-ending-a-2000-year-long-conflictpeace-is/1477769467048500/) و اینجا ( https://x.com/LindseyGrahamSC/status/2035770984876163450 ) ) منظور او نبردهای اشکانیان و رومیها بود و جور کردن ریشهٔ تمدنی برای آمریکا و ادعای سابقهٔ تاریخی برای جنگ. اخیرا هم مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا سخنرانیاش در آکروپلیس آتن را با ماجرای لشکرکشی خشایارشا به آتن (۴۸۰ پیش از میلاد) شروع کرد، به نبرد ترمودیل (ماجرای ۳۰۰ اسپارتی) ارجاع داد، این نبرد را مقاومت تمدن در برابر توحش خواند تا یونان باستان را به امریکا پیوند دهد. (متن رسمی سخنرانی اینجا(https://www.state.gov/releases/office-of-the-spokesman/2026/10/secretary-of-state-marco-rubio-remarks/ ) ). چنین ادعاهایی را پیش از این، امیرمهدی بدیع در کتاب مهم «یونانیان و بربرها» پاسخ داده و با استفاده از منابع خود یونانیها نشان داده که این غرور یونانیان بود که خود را متمدن و دیگران را «بربر» میخواندند و آنچه درباره نبردهای یونان و ایران میگویند نیز افسانهای بیش نیست. بسیاری از متفکران غربی نظیر هگل هم به سهم شاهنشاهی ایران در تمدن غربی معترفند (نظرات هگل در اینجا( https://academic.oup.com/book/59898/chapter-abstract/512049794?redirectedFrom=fulltext) ). ارتباط منطقی یک کشور ۴۰۰ساله به ماجراهای ۲۵۰۰ سال پیش هم که گفتن ندارد!
🖋 احسان رضایی
در مورد غیرتی شدن ترامپ برای هوش مصنوعی
غیرتی شدن ترامپ برای هوش مصنوعی از اینجا میآید که کالت سرمایهگذاران در های تکنولوژی و سیلیکون ولی و کسب و کارهای اینترنتی، همچون پیتر تیل، ایلان ماسک، لری الیسون، دیوید ساکس، جف بزوس، بن هوروویتز، مارک زاکربرگ، سم آلتمن، مارک اندرسون و... با کمپین انتخاباتی او و نیز دولت دومش، زیادی جوش خوردهاند. بیش از نیمی از این اشحاص یهودی هستند و حتی اگر سکولار و غیرمذهبی باشند با صهیونیسم همراه هستند.
شواهد و قرائن نشان میدهد، برخی از این چهرهها قائل به نوعی آخرالزمان سکولار و ماتریالیستی هستند. جهانی با آیندهای کم جمعیت. کمی جمعیتی که هوش مصنوعی و رباتها، هم آن را ناگزیر میکنند و هم قابل تحمل. با این حال چون این چهرهها خودشان ثروتمند و سردرمدار هوش مصنوعی و تکنولوژی هستند، خود را جزو اقلیتی میبینند که از مرحله مرگ و میر منتهی به آن آخرالزمان عبور خواهند کرد. تدارکاتی مثل خانه زیرزمینی زاکربرگ در هاوایی یا خرید زمین در نیوزیلند توسط پیتر تیل یا پروژههای بلندپروازانه ماسک همچون زندگی خارج از زمین را میشود در همین چهارچوب دید.
پدیدهای که جوش خوردن این جماعت را با دولت ترامپ خطرناکتر میکند این است که دو فرقه آخرالزمانی دیگر نیز در دولت ترامپ حضور دارند و با یکدیگر کنار آمدهاند یا یکدیگر را حمایت میکنند: صهیونیستهای مسیحی و صهیونیستهای یهودی که هر یک خود را عبور کننده از فرایند مرگ و میرهای منتهی به آخرالزمان میبینند.
حامد فتاحی
🔹حسین قتیب:
اگر این میخانه ساقی صاحبنظری داشت، باید فردا تا پس فردا وزیر خارجه ایران در تخت جمشید سخنرانی می کرد.
سخنرانی دقیقی که پاسخ به جنگ تمدنهای روبیو در آتن بود. سخنانی که شامل اعلام اقدامات عملی راهبردی بود و نه اصرار بر مذاکرات منتهی به جنگ!
https://fxtwitter.com/hosseinghatib/status/2108314238968295799?s=52
🔵کمیته نوبل نروژ جایزه صلح نوبل سال ۲۰۲۶ را به ناوی پیلای اهدا کرد.
پیلای یک حقوقدان اهل آفریقای جنوبی و هندیتبار (تامیل) است.
او از فعالان ضد آپارتاید دفاع کرد، ریاست دادگاه بینالمللی سازمان ملل برای رواندا را بر عهده داشت، بهعنوان قاضی در دیوان کیفری بینالمللی خدمت کرد، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد بود و ریاست کمیته حقیقتیاب سازمان ملل درباره اسرائیل و غزه را بر عهده داشت.
تلاشها و فعالیتهای پیلای در دادگاه رواندا به تثبیت این اصل کمک کرد که تجاوز جنسی میتواند مصداق نسلکشی باشد.
پیلای ریاست کمیسیون سازمان ملل متحد را بر عهده داشت که نتیجهگیری کرد اسرائیل در غزه مرتکب نسلکشی شده است. اعتبار و وجاهت کاری او مورد هجوم و حمله دولت اسرائیل و سازمانهای مختلف حامی دولت اسرائیل قرار گرفت.
https://fxtwitter.com/yashar/status/2108485116322619438