eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
533 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.7هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹سهند ایرانمهر: برای نشان دادن حماقت آنها که هنوز فکر می‌کنند جنگ کنونی آمریکا علیه ایران صرفا ذیل مفهوم « جمهوری اسلامی» معنا پیدا می‌کند نه کلّیت ایران نشانه کم نیست از سخنان اخیر روبیو در یونان تا این مصاحبه صریح ترامپ با مایکل پرچیک خبرنگار شبکه تلویزیونی WTVD : «در حال حاضر، آن‌ها را شرورترین کشور جهان می‌دانند. و مدت‌هاست که همین‌طور بوده‌اند؛ سال‌های بسیار زیادی است. می‌دانید، ۴۷ سال است که این حرف را می‌شنوم؛ [در حالی که] پنج سال است... حقیقت این است که انگار ۵۲ سال است، اما سابقه‌اش به قبل از آن هم برمی‌گردد.» مصداق تاریخی این نگاه را در تاریخ هم می‌توان یافت. در کتاب پنجم تاریخ جنگ پلوپونزی، نوشته توسیدید، گفتگوی ملیوسی‌ها و آتنی‌ها با جزییات آمده است. داستان این بود که در سال ۴۱۶ پیش از میلاد، آتن از جزیره کوچک ملیوس خواست تسلیم امپراتوری‌اش شود. ملیوسی‌ها می‌کوشیدند بی‌طرفی خود را حفظ کنند و امیدوار بودند عدالت، استقلال و امکان کمک اسپارت از آن‌ها محافظت کند اما آتنی‌ها استدلالشان را روشن بیان کردند: «مسئله فقط دشمنان امروز ما نیستند؛ جزیره‌های مستقلی مثل شما هم برای امپراتوری خطرند، چون بیرون از نظم ما ایستاده‌اند...اگر مردمانی استقلال خود را حفظ می‌کنند، به این دلیل است که قدرت دارند؛ و اگر ما به آن‌ها تعرض نمی‌کنیم، به این دلیل است که از آن‌ها می‌ترسیم. پس با مطیع کردن شما، علاوه بر گسترش امپراتوری‌مان، امنیت خود را نیز افزایش می‌دهیم؛ به‌ویژه از آن رو که شما جزیره‌نشین و از دیگران ضعیف‌ترید و نباید بتوانید بر سروران دریا چیره شوید» . (توسیدید، تاریخ جنگ پلوپونزی، کتاب پنجم، بند ۹۷) https://classics.mit.edu/Thucydides/pelopwar.5.fifth.html https://fxtwitter.com/sahandiranmehr/status/2108530765109600505?s=52
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
☑️ سخنرانی روبیو در آتن درباره تمدن ایران و غرب 🔵«مارکو روبیو» وزیر امور خارجه آمریکا، در یک سخنرانی‌‌ که در آکروپولیس آتن انجام شد، تمدن یونان را به‌عنوان یکی از سرچشمه‌های اصلی تمدن غرب و بخشی از «هویت» غرب معرفی کرد و آن‌را نقطه مقابل تمدن ایران قرار داد. 🔵روبیو با اشاره به جنگ‌های ایران و یونان در دوران باستان، ارتش خشایارشا را «متجاوزان پارسی» توصیف کرد و از مقاومت آتنی‌ها و اسپارتی‌ها در برابر ارتش پارس به‌عنوان نمونه‌هایی از شجاعت، فداکاری و پایبندی به وظیفه یاد کرد. 🔵روبیو با اشاره به حمله ارتش خشایارشا به آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد گفت: «ارتش خشایارشا به این شهر رسید و اماکن مقدس را به آتش کشید.» 🔵او افزود که بیشتر آتنی‌ها پیش از رسیدن نیروهای پارسی، شهر را ترک کرده و با کشتی به جزیره‌ای در نزدیکی آن رفته بودند، اما گروهی از آنها حاضر به ترک خانه خود نشدند و در دژ سنگی آکروپولیس سنگربندی کردند تا در برابر ایرانی‌ها مقاومت کنند. 🔵به گفته روبیو، این گروه برای چند روز در برابر «بزرگ‌ترین امپراتوری آن عصر» ایستادگی کرد، اما سرانجام مغلوب شد و نیروهای پارسی معابد را غارت کردند، آنها را به آتش کشیدند و آکروپولیس را ویران کردند. 🔵روبیو در ادامه گفت آتنی‌ها پس از بازگشت، بقایای آکروپولیس قدیمی را جمع‌آوری و در تپه‌ای که این بنا بر آن قرار داشت دفن کردند و چند دهه بعد، در دوران پریکلس، پارتنون را در این محل ساختند. 🔵وزیر خارجه آمریکا همچنین هنگام تشریح مفهوم قهرمانی در تمدن غرب، به نبرد ۳۰۰ اسپارتی با ارتش پارس اشاره کرد و گفت این نیروها در حالی که به‌شدت از نظر تعداد در اقلیت بودند، فرصت نجات خود را رد کردند و ترجیح دادند تا آخرین نفر بجنگند و موضع و وظیفه خود را ترک نکنند. 🔵روبیو در بخش دیگری از اظهاراتش گفت یونانیان باستان می‌دانستند ملت‌ها منافع خاص خود را دارند و دولت‌داری به احتیاط و دیپلماسی نیاز دارد، اما زمانی که دیپلماسی شکست می‌خورد، کشورها باید توانایی استفاده از قدرت را داشته باشند. 🔵وی گفت قدرت تنها به معنای داشتن ابزار دفاع از خود نیست، بلکه مستلزم آن است که دیگران باور داشته باشند یک کشور در صورت لزوم حاضر به استفاده از قدرت خود است. 🔵روبیو این برداشت از تاریخ یونان باستان را به سیاست دولت ترامپ پیوند زد! و گفت آمریکا در دوره ترامپ تصمیم گرفته «قدرت ملی» خود را دنبال کند، کنترل زنجیره‌های تأمین حیاتی را بازپس بگیرد، تولید صنعتی را احیا کند و در حوزه‌هایی مانند فناوری‌های پیشرفته، پهپادها، تسلیحات، تراشه‌ها، مواد معدنی، فضای سایبری و اکتشافات فضایی توسعه پیدا کند. 🔵وزیر خارجه آمریکا همچنین با انتقاد از روندهای چند دهه اخیر در غرب مدعی شد که کشورهای غربی از ویژگی‌هایی که آنها را قدرتمند کرده بود فاصله گرفته‌اند و در نتیجه بخشی از حاکمیت، صنعت و توان نظامی خود را از دست داده‌اند. 🔵روبیو هشدار داد که غرب اکنون در یک «نقطه عطف» قرار دارد و تصمیم‌هایی که در دهه آینده گرفته می‌شود، مسیر قرن آینده را تعیین خواهد کرد. 🔵وی از کشورهای اروپایی خواست هزینه‌های دفاعی خود را افزایش دهند و برای مقابله با تهدیدهای جدید آماده شوند و در پایان گفت تاریخ یونان باستان صرفاً تصویری از نهادهای سیاسی گذشته ارائه نمی‌دهد، بلکه «تصویری از خود ما» به غرب نشان می‌دهد و کشورهای غربی باید به این میراث افتخار کنند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
#گزیده_های_جهان ☑️ سخنرانی روبیو در آتن درباره تمدن ایران و غرب 🔵«مارکو روبیو» وزیر امور خارجه آمر
☑️ واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه به تلاش مارکو روبیو برای تحریف تاریخ و ساختن توجیه فلسفی - تاریخی برای جنگ‌افروزی آمریکا ▫️اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به ادعاهای مطرح‌شده از سوی مارکو روبیو وزیر امور خارجه آمریکا در رابطه با ایران در جریان سخنرانی در آتن (یونان) در روز چهارشنبه ۱۵ مهر (۷ اکتبر)، در شبکه ایکس نوشت: 🔹مارکو روبیو در آکروپولیس، با ارائه روایتی انحرافی، تاریخ غرب را ــ از یونان باستان تا آمریکای ترامپ ــ به خطی مستقیم و یکپارچه فرو کاسته است. این دقیقاً مصداق آناکرونیسم است: تحریف زمان تاریخی از طریق درهم‌آمیختن ناشیانه مفاهیمی چون یونان، روم، مسیحیت، اروپا، آمریکا و سرانجام «اول آمریکا». گویی آمریکا به این نتیجه رسیده است که بهتر است به جای قلدری عریان با زبان گاوچران‌ها، سیاست ارعاب و زور خود را زیر چراغ‌های زیبای نئونِ «فلسفه تاریخ» برای دنیا توجیه کند. 🔹روبیو مفهوم یونانیِ «توموس» را از زمینه تاریخی و فلسفی آن جدا کرده و آن را به ستایش قدرت، رقابت و اراده ملی بازتعریف می‌کند. اما تناقض بنیادی اینجاست که یونان فقط صحنه نمایش قدرت و شکوه نبود؛ یونان زادگاه تراژدی تکبر و تجاوز نیز بود (اسطوره تروا و ایلیاد هومر)، خواستگاه نقد قدرت بود (تاریخ جنگ پلوپونزی توسیدید)، زادگاه فلسفه سیاسی بود (جمهوری افلاطون و سیاست ارسطو) و زادگاه پرسش از حدود قدرت و مسئولیت انسان بود (آنتیگونه و اُدیپ شهریار سوفوکل). 🔹روبیو این نیمه دیگر را حذف می‌کند تا تاریخ را از عرصه پرسش و نقادی خالی نموده و آن را به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی سیاسی تبدیل کند. آنچه او عرضه می‌کند فلسفه تاریخ نیست؛ بلکه نسخه‌ای دستکاری‌شده و انحرافی از تاریخ است که برای توجیه سیاست‌های ستیزه‌جویانه و جنگ‌طلبانه دولت آمریکا و برساختن یک اسطوره سیاسی طراحی شده است؛ تقلایی عامدانه برای بازسازی گذشته به شکلی که سیاست امروز آمریکا، «اجتناب‌ناپذیر» و از حیث تاریخی «مقدر» به نظر برسد. 🔹هنگامی که تاریخ به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به قدرت تبدیل شود، گام بعدی دیگر «فهم گذشته» نیست؛ بلکه «تقدیس قدرت» فی‌نفسه است. 🔹کتاب آپوتئوز جنگ (The Apotheosis of War) اثر واسیلی وِرِشچاگین، هرم جمجمه‌های برجامانده از فاتحان را در برابر اسطوره شکوه و قدرت قرار می‌دهد؛ تصویری از آنچه باقی می‌ماند وقتی تاریخ به ستایش قدرت فروکاسته شود. 🔹در چنین بزنگاه تاریخی، رسالت متفکران غربی دفاع از خودِ تاریخ ــ و از پیچیدگی فلسفی تمدن غرب ــ در برابر بازخوانی تحریف‌شده و توجیه‌گرانه‌ای است که یک قدرت توسعه‌طلب و ستیزه‌جو از آن ارائه می‌کند؛ قدرتی که همچنان می‌کوشد دستاوردهای انسانی یک تمدن را قربانی کند تا توسل بی‌قید و بند به زور را مشروعیت ببخشد. 🔹خطر این روایت انحرافی از تاریخ، صرفا در بازخوانی نادرست وقایع گذشته نیست بلکه در مصادره به مطلوب گذشته در جهت مشروعیت‌بخشی به زور عریان و تقدیس آن در حال حاضر است. https://x.com/IRIMFA_SPOX/status/2108236293058560241
🔸در میانه جنگ ۴۰ روزه بود که لیندسی گراهام، سناتور امریکایی گفت: «اکنون فرصتی دست داده تا یک‌ بار برای همیشه به این جنگ دوهزار ساله پایان دهیم.» (صفحات شخصی گراهام: اینجا ( https://www.facebook.com/LindseyGrahamSC/posts/i-truly-believe-2026-can-be-the-year-of-ending-a-2000-year-long-conflictpeace-is/1477769467048500/) و اینجا ( https://x.com/LindseyGrahamSC/status/2035770984876163450 ) ) منظور او نبردهای اشکانیان و رومی‌ها بود و جور کردن ریشهٔ تمدنی برای آمریکا و ادعای سابقهٔ تاریخی برای جنگ. اخیرا هم مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا سخنرانی‌اش در آکروپلیس آتن را با ماجرای لشکرکشی خشایارشا به آتن (۴۸۰ پیش از میلاد) شروع کرد، به نبرد ترمودیل (ماجرای ۳۰۰ اسپارتی) ارجاع داد، این نبرد را مقاومت تمدن در برابر توحش خواند تا یونان باستان را به امریکا پیوند دهد. (متن رسمی سخنرانی اینجا(https://www.state.gov/releases/office-of-the-spokesman/2026/10/secretary-of-state-marco-rubio-remarks/ ) ). چنین ادعاهایی را پیش از این، امیرمهدی بدیع در کتاب مهم «یونانیان و بربرها» پاسخ داده و با استفاده از منابع خود یونانی‌ها نشان داده که این غرور یونانیان بود که خود را متمدن و دیگران را «بربر» می‌خواندند و آنچه درباره نبردهای یونان و ایران می‌گویند نیز افسانه‌ای بیش نیست. بسیاری از متفکران غربی نظیر هگل هم به سهم شاهنشاهی ایران در تمدن غربی معترفند (نظرات هگل در اینجا( https://academic.oup.com/book/59898/chapter-abstract/512049794?redirectedFrom=fulltext) ). ارتباط منطقی یک کشور ۴۰۰ساله به ماجراهای ۲۵۰۰ سال پیش هم که گفتن ندارد! 🖋 احسان رضایی
در مورد غیرتی شدن ترامپ برای هوش مصنوعی غیرتی شدن ترامپ برای هوش مصنوعی از اینجا می‌آید که کالت سرمایه‌گذاران در های تکنولوژی و سیلیکون ولی و کسب و کارهای اینترنتی، همچون پیتر تیل، ایلان ماسک، لری الیسون، دیوید ساکس، جف بزوس، بن هوروویتز، مارک زاکربرگ، سم آلتمن، مارک اندرسون و... با کمپین انتخاباتی او و نیز دولت دومش، زیادی جوش خورده‌اند. بیش از نیمی از این اشحاص یهودی هستند و حتی اگر سکولار و غیرمذهبی باشند با صهیونیسم همراه هستند. شواهد و قرائن نشان می‌دهد، برخی از این چهره‌ها قائل به نوعی آخرالزمان سکولار و ماتریالیستی هستند. جهانی با آینده‌ای کم جمعیت. کمی جمعیتی که هوش مصنوعی و ربات‌ها، هم آن را ناگزیر می‌کنند و هم قابل تحمل‌. با این حال چون این چهره‌ها خودشان ثروتمند و سردرمدار هوش مصنوعی و تکنولوژی هستند، خود را جزو اقلیتی می‌بینند که از مرحله مرگ و میر منتهی به آن آخرالزمان عبور خواهند کرد. تدارکاتی مثل خانه زیرزمینی زاکربرگ در هاوایی یا خرید زمین در نیوزیلند توسط پیتر تیل یا پروژه‌های بلندپروازانه ماسک همچون زندگی خارج از زمین را می‌شود در همین چهارچوب دید. پدیده‌ای که جوش خوردن این جماعت را با دولت ترامپ خطرناک‌تر می‌کند این است که دو فرقه آخرالزمانی دیگر نیز در دولت ترامپ حضور دارند و با یکدیگر کنار آمده‌اند یا یکدیگر را حمایت می‌کنند: صهیونیستهای مسیحی و صهیونیستهای یهودی که هر یک خود را عبور کننده از فرایند مرگ و میرهای منتهی به آخرالزمان می‌بینند‌. حامد فتاحی
🔹حسین قتیب: اگر این میخانه ساقی صاحب‌نظری داشت، باید فردا تا پس فردا وزیر خارجه ایران در تخت جمشید سخنرانی می کرد. سخنرانی دقیقی که پاسخ به جنگ تمدن‌های روبیو در آتن بود. سخنانی که شامل اعلام اقدامات عملی راهبردی بود و نه اصرار بر مذاکرات منتهی به جنگ! https://fxtwitter.com/hosseinghatib/status/2108314238968295799?s=52
🔵کمیته نوبل نروژ جایزه صلح نوبل سال ۲۰۲۶ را به ناوی پیلای اهدا کرد. ​پیلای یک حقوق‌دان اهل آفریقای جنوبی و هندی‌تبار (تامیل) است. ​او از فعالان ضد آپارتاید دفاع کرد، ریاست دادگاه بین‌المللی سازمان ملل برای رواندا را بر عهده داشت، به‌عنوان قاضی در دیوان کیفری بین‌المللی خدمت کرد، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد بود و ریاست کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل درباره اسرائیل و غزه را بر عهده داشت. ​تلاش‌ها و فعالیت‌های پیلای در دادگاه رواندا به تثبیت این اصل کمک کرد که تجاوز جنسی می‌تواند مصداق نسل‌کشی باشد. ​پیلای ریاست کمیسیون سازمان ملل متحد را بر عهده داشت که نتیجه‌گیری کرد اسرائیل در غزه مرتکب نسل‌کشی شده است. اعتبار و وجاهت کاری او مورد هجوم و حمله دولت اسرائیل و سازمان‌های مختلف حامی دولت اسرائیل قرار گرفت. https://fxtwitter.com/yashar/status/2108485116322619438
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵کمیته نوبل نروژ جایزه صلح نوبل سال ۲۰۲۶ را به ناوی پیلای اهدا کرد. ​پیلای یک حقوق‌دان اهل آفریقای
غرب دچار بحران‌ مشروعیت و اعتبار شده است. بعد از غزه حنای هیچکدام از ان‌ شعارهای اعتبار و مشروعیت دهنده (هر چند فقط در حد حرف بودند ) دیگر رنگ ندارد. از این سرعتی هم‌ که ترامپ دارد نظام و قوانین بین المللی را (که بصورت لباسی واقعیت در نهایت استعماری غرب و اروپایی‌ها را پنهان میکرد ) از بین میبرد، به وحشت افتاده‌اند. پیام‌ این جایزه شاید بیشتر خطاب به ترامپ‌ باشد. در پیام کامل کمیته نروژی جایزه صلح نوبل این نگرانی‌ها واضحتر دیده میشود.
✍️ امارات و سودای تجزیه ایران محمدرضا اسلامی 🔵این مقالهٔ نویسندهٔ اماراتی در روزنامهٔ اسرائیلی "جروزالم پست" در تاریخ خواهد ماند. تک‌تک جمله‌ها و حتی نیم‌جمله‌های این مقاله مهم و محل تأمل‌اند. این مقاله را نباید صرفاً یک یادداشت سیاسی دانست. این، صورت‌بندی عریانِ یک آرزوی اماراتی است: آرزوی ایرانی پراکنده و فاقد قدرتِ مرکزی. نویسندهٔ اماراتی با صراحتی کم‌سابقه می‌نویسد: مسئله فقط جمهوری اسلامی نیست؛ مسئله حتی تغییر حکومت در ایران هم نیست؛ مسئله، «قدرت ایران» است. نویسنده اماراتی با ادبیاتی علمی، اما با روحی بی‌حیا می‌نویسد که تضعیف جمهوری اسلامی یا حتی تغییر رژیم، «تهدید ایران» (Iran’s threat) را در منطقه برطرف نمی‌کند(!) چراکه ایران دارای جمعیت زیاد، سرزمین پهناور، ذخایر انرژی، زیرساخت علمی و صنعتی، و موقعیت جغرافیایی است. و این آخری البته از همه جالب تر بود: «موقعیت جغرافیایی!». به همین اندازه عریان سخن می گوید. به همین صراحت. به همین زشتی. 🔵نویسنده اماراتی می‌نویسد: «از این منظر، تغییر رژیم در ایران، اگر به‌عنوان پاسخ نهایی به مسئله مطرح شود، در بهترین حالت فقط "راه‌حلی‌ناقص" است... با این حال، جغرافیا، منافع ملی و توانایی‌های بالقوه‌ی ایران با تغییر رهبران از بین نمی‌روند. جاه‌طلبی‌های دیرینهٔ منطقه‌ای احتمالاً دوباره ظاهر خواهند شد، اما این‌بار در قالب ملی‌گرایی، نه در قالب انقلاب» عجبا! این شاید از نخستین دفعاتی است که یک تحلیلگر عرب، در یک روزنامهٔ اسرائیلی، «مسئله‌ جغرافیای ایران» را چنین صریح و بی‌پرده طرح می‌کند. او به صراحت می‌گوید از کشتن قاسم سلیمانی تا حمله به تأسیسات و مراکز نظامی ایران، هیچ‌کدام «مسئله تهدید ایران» را حل نمی‌کند؛ چون مسئله، یک یا چند فرمانده، یک حکومت یا یک برنامهٔ خاص نیست. مسئله، خودِ امکانِ بازسازی قدرت ایران است. “Geography, national interests and latent capabilities, however, survive leadership turnover.” و نسخهٔ امارات برای «مسئله ایران» چیست؟ فدرال‌کردن ایران، و حتی بازگذاشتن راه برای کنفدرالیسم. "The objective is something other than indefinite weakening of Iran" 🔵این جملات را ببینیم: «تمرکززدایی گسترده یا فدرالیسم (و شاید ترتیبات کنفدرالی)، اگر با رضایت ملی(!؟) و توافق قانون اساسی پذیرفته شوند، می‌توانند انحصارِ مرکز بر ثروت و تصمیم‌گیری را محدود کنند، به مناطق در امور منابع و مسائل مالی اختیار بیشتری بدهند، و برای استفاده از توانمندی‌های ملی در اقدامات خارجی، محدودیت‌های نهادی ایجاد کنند» یک پراگراف بسیار شیک! در سه سطر، تجویز تجزیه یک کشور! برای چه؟ برای اینکه یک کشور قدرتمند در منطقه، کنار دست اعراب و اسرائیل «قابل پذیرش» نیست. لذا تجویزِ تضعیف یک کشور. “Broad decentralization or federalism, and possibly confederal arrangements…” 🔵به این عبارت مقاله دقت کنید: «محدودکردن انحصار مرکز بر ثروت و تصمیم‌گیری» و «محدودیت‌گذاری برای استفاده از توانمندی‌های ملی در اقدامات خارجی». یعنی چه؟ یعنی ایران باید چنان از درون مهار شود که دیگر نتواند با اتکا به جغرافیا، منابع، جمعیت، علم، صنعت و قدرت‌ملی خود، در منطقه "نقش‌آفرینی" کند. 🔵این پاراگراف را هم باید چند بار خواند: «جهان بارها پروژهٔ قدرت ایران را کُند کرده است، اما هرگز توانِ ایران برای "بازسازی قدرت" را از بین نبرده است. ممکن است نظام حاکم روزی سقوط کند، اما فروپاشی آن، عناصر سازنده‌ی قدرتِ ایران را دست‌نخورده باقی‌می‌گذارد» 🔵ظاهرا در امارات دیگر پرده‌ای باقی نمانده که تحلیلگرانش اینگونه بی‌پرده می‌نویسند: مسئله، قدرتِ ایران است، نه فقط هیأت حاکمهٔ فعلی ایران. 🔵هم‌پوشانی سیاسی میان واشنگتنِ ترامپ، تل‌آویوِ نتانیاهو و ابوظبیِ محمد بن زاید، این امکان را فراهم کرده که چنین حرفی با این میزان از عریانی نوشته شود: ایران باید نه فقط مهار، بلکه از درون محدود/پراکنده شود، تا دیگر قدرتِ بازسازی خود را نداشته باشد. 🔵امارات کشوری است که شش شیخ، چون نتوانستند که بر سر یک ساختار کاملِ قدرت مرکزی به توافق برسند، «امارات متحده» را در جغرافیای بیابان در ۱۹۷۱ شکل دادند. یکسال بعد رأس‌الخیمه هم به آنها پیوست. اکنون نویسنده‌ای از همان کشور، برای ایران کهن نسخه فدرالیسم و حتی کنفدرالیسم می‌پیچد. امارات ۵۵ ساله، دارد برای کشوری که شهروندانش از بیش از یک قرن پیش در آن مفاهیم مشروطه، پارلمان و قانون اساسی را در جامعهٔ خود تعریف کردند، نسخه می نویسد. اسرائیلِ ۷۸ ساله و اماراتِ ۵۵ ساله، زیر سایه و چتر آمریکا (که ۲۵۰ سال و ۳ ماه عمر دارد) می‌خواهند برای ایرانِ چند‌هزارساله نسخهٔ تجزیه و کاهش قدرت مرکزی بنویسند.
🔵در این مسیر بهانه‌های خوبی برای روایت‌گری از «ایران شرور» به رسانه های دنیا تزریق شده: پروندهٔ هسته‌ای، توان موشکی، تنگهٔ هرمز، نیروهای نیابتی و ده‌ها عنوان دیگر. اما پشت همهٔ این پرونده‌ها، یک مسئلهٔ اساسی‌تر نشسته است که امروز عریان شده: با «ایرانِ قوی» مسئله دارند. 🔵سودا و آرزوی منفجرکردن نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های ایران، حذف فرماندهان ایرانی، منفجر کردن پل‌ها و فرسایش توان اقتصادی ایران، فقط بخشی از ماجراست. بخش مهم‌تر، سودای منفجرکردن «ایرانِ واحد» است؛ ایرانی که نتواند از منابع خود، جغرافیای خود، جمعیت خود و حافظهٔ تاریخی خود، قدرت بسازد. مسئله، بازتعریف قدرت در منطقه‌ای است که قرار است اسرائیل در آن عُلُو فی الارض داشته باشد. سودای شیوخ امارات که قبلا بر زبان نمی‌آمد، امروز در روزنامه‌ها به شکل مکتوب می‌آید: ایرانِ پراکنده و قابل مدیریت برای ما و اسرائیل مطلوب است. ▪️▪️▪️ ▪️▪️ 📌پی نوشت: دیروز وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو از پِنیکس در آتن (با پس‌زمینه آکروپولیس)، به ایرانِ ۲۵۰۰ سال پیش اشاره کرد. به زمان خشایارشا و حملهٔ سپاه ایران به آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد. او روایت می‌کند که ایرانی‌ها آتن را به آتش کشیدند و آتنی‌ها در آکروپولیس در برابر «بزرگ‌ترین امپراتوریِ عصر خود» ایستادند؛ امپراتوری‌ای که او آن را ایرانِ هخامنشی می‌نامد. براستی چگونه مسائل به یکباره اینطور عریان شد؟ آیا این زبان و ادبیات یک دیپلمات است؟! این سخنرانی روبیو فقط یک اشارهٔ تاریخیِ نیست. گویی روبیو ایران را نه صرفاً به‌عنوان یک حکومتِ امروز، بلکه به‌عنوان یک مسئلهٔ تاریخی و تمدنی در برابر «غرب» صورت‌بندی می‌کند؛ گویی تهدیدِ ایران (که نویسنده اماراتی به آن اشاره داشت) سابقه‌ای ۲۵۰۰ ساله دارد و نه از جمهوری اسلامی که از زمان هخامنشیان آغاز شده است. جالب اینجاست که روبیو نمی‌گوید که حمله ایران به آتن و نبرد ترموپیل پیامد حمله ارتش یونان به قلمرو ایران و به آتش کشیدن شهر سارد در ۴۹۸ پیش از میلاد بوده است. رخدادی که از عوامل مهم لشکرکشی‌های بعدی هخامنشیان به سرزمین اصلی یونان بود. نویسندهٔ اماراتیِ جروزالم پست می‌گفت حتی تغییر رژیم نیز مسئلهٔ «قدرت ایران» را حل نمی‌کند. روبیو یک قدم فراتر می‌رود: او از واژه Persian invaders استفاده می‌کند و به شکل غیرمستقیم صحنهٔ تقابل را از حکومت فعلی ایران و برنامهٔ هسته‌ای، به خشایارشا و ایرانِ هخامنشی می‌برد. روزگار پست. https://t.me/solseghalam/2764 ▪️لینک مقاله سالم الکتیبی اماراتی در روزنامه جروزالم پست اسرائیل🔻 https://www.jpost.com/opinion/article-905285