هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
🔻سه هفته تا نقطه جوش، سه ماه تا تصمیم بزرگ
✍🏻 مهدی محمدی
🔹بازه حساس پیش رو
از امروز تا حدود سه هفته دیگر، در پیک وضعیت حساس و آستانه تنش قرار داریم. ارزیابی من این است که این وضعیت دستکم تا سه ماه آینده ادامه پیدا میکند؛ یعنی یک بازه سههفتهای تا سهماهه افزایش تنش وجود دارد که سه هفته نخست آن را باید بسیار جدی گرفت.
دلیل این وضعیت روشن است: احتمال بسیار جدی وجود دارد که هم آمریکا و هم رژیم صهیونیستی تصمیم بگیرند پیش از انتخاباتهای خودشان، صحنه را تغییر دهند.
انتخابات کنگره آمریکا در این معادله نقش تعیینکننده دارد. اگر جمهوریخواهان دستکم مجلس نمایندگان را از دست بدهند ــ که سناریوی محتملتر است ــ یا حتی اگر بخواهند عقبماندگی خود را جبران کنند و هر دو مجلس را نگه دارند، بازه دو ماه پس از انتخابات برای ما بسیار حساس خواهد بود. ترامپ بعد از انتخابات برای درگیری با ایران ملاحظات کمتری دارد.
نشانههای قابل توجهی وجود دارد که در آن مقطع با تصمیمگیریهای ریسکیتری، بهویژه از سوی ترامپ، مواجه شویم.
🔹مسئله راهبردی تمام شده؛ نبرد عملیاتی آغاز شده است
نکته اصلی این است که تصمیمگیری درباره اصل درگیری با ایران انجام شده است. آنچه امروز محل نزاع است، مسئله راهبردی نیست؛ مسئله عملیاتی است.
دشمن به دنبال فرصت عملیاتی برای دسترسی به اهداف خود است:
●کنترل بازار انرژی
●اثرگذاری بر انتخابات
●آوردن متحدان بیشتر به صحنه
●مهیا کردن فضای داخلی ایران برای آنچه یک عملیات بزرگ آشوب مسلحانه ارزیابی می شود
بنابراین ما بیش از آنکه با یک مسئله راهبردی مواجه باشیم، با یک مسئله عملیاتی مواجهیم. حفظ وضعیت آستانهای به این شکل، به سود ما نیست. باید این صحنه را به هم زد و نگذاشت دشمن وضعیت را در این حالت نگه دارد.
ما امکان تصمیمهای خلاقانهتر و مبتکرانهتری داریم. اگر تا این لحظه تلاش کردهایم وضعیت را کنترل کنیم، به این دلیل بوده که خود را برای اقداماتی آماده میکردیم که ماهیت فیصلهبخش داشته باشد؛ اقداماتی که سرنوشت جنگ را در بلندمدت تعیین کند.
جنگ پیچیده، دشوار و جبهه ما بسیار بزرگ است. درست است که قهرمانانه مقاومت میکنیم، اما فشار قابل توجهی روی ما وجود دارد. باید این فشار را مدیریت کنیم و همزمان رویکرد تهاجمی خود را حفظ کنیم.
🔹نشانههای میدانی: از تنگه هرمز تا کردستان و جنوب شرق
🔸تنگه هرمز و خلیج فارس: افزایش فعالیت هواگردهای دشمن محسوس است. آمریکا، رژیم صهیونیستی، برخی کشورهای اروپایی و یکی دو کشور عربی فعالتر شدهاند. اما حواسشان هست که زیاد روی زمین نمانند؛ زیرا میدانند اصابت به هواگردها روی زمین به یک تاکتیک جدی از سوی ایران تبدیل شده است.
🔸مانورهای هوایی: تلاش جنگندههای رژیم برای عزیمت به شرق دیده میشود؛ مانورهایی در آسمان اردن، سوریه و گاهی عراق. این حرکتها معنای «یورش به شرق» دارد. تا این لحظه هیچ هواگردی وارد آسمان ایران نشده و اگر وارد شود، بلافاصله به سمت آن شلیک خواهد شد.
🔸کردستان عراق: حملات ادامه دارد. هدف هم ضد انقلاب کردی است و هم نیروهای آمریکایی و اسرائیلی که در پوششهای مختلف در حال آموزش ضد انقلاب برای حمله به مرزهای ایران هستند.
🔸جنوب شرق: تقریباً هر روز و هر شب ضربههای قابل توجهی به تجمعات ضد انقلاب، انبارهای تسلیحات، مقرهای فرماندهی و تیمهای متخاصم وارد میشود. با وجود همه سرمایهگذاری دشمن، تلاشها برای ایجاد یک پدیده امنیتی جدی در جنوب شرق کشور به نتیجه نرسیده است.
🔹جنگ رسانهای و اطلاعاتی
خبرهایی منتشر میشود که پنتاگون طرحهایی برای حمله به ایران تدوین کرده و در اختیار ترامپ گذاشته است. این خبرها را خیلی جدی نمیگیرم.
رسانههای غربی این اخبار را با هدف ایجاد هراس در داخل ایران، افزایش نرخ ارز، اثرگذاری بر محاسبات مسئولان در مذاکرات و دامن زدن به منازعات داخلی آمریکا منتشر میکنند.
آمریکاییها نیاز به تدوین طرحهای عملیاتی جدید ندارند. طرحها قبلاً تدوین شده و تصمیمها درباره آن گرفته شده است. آنچه آنها نیاز دارند، فرصت عملیاتی است.
وقتی نیویورک تایمز، و آکسیوس و چند رسانه دیگر یک خبر واحد را همزمان منتشر میکنند، معلوم است ارادهای پشت آن است و میخواهند سیگنالی به ما برسانند.
○حرف ترامپ که «قبل از انتخابات قطعاً وارد جنگ با ایران نخواهد شد» را نیز جدی نگیرید. در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه هم ترامپ از همین حرفها زده بود.
ضابطه ما باید این باشد:
هر چه دشمن میگوید، فرض را بر فریب بگذاریم و سناریوهای بدبینانه را اصل قرار دهیم. اظهارات رسانهای دشمن را به شاخص درجه دو تبدیل کنیم، نه درجه یک.
🔹چهار فشاری که آمریکا را به تصمیمگیری لبه میبرد👇🏻
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
۱. بدتر شدن وضعیت جمهوریخواهان در انتخابات کنگره و نیاز ترامپ به یک پیروزی
۲. عدم امتیازدهی ایران در مذاکرات
۳. احتمال پیشدستی نتانیاهو و تحمیل یک درگیری نظامی به آمریکا
۴. نشانههایی که آمریکاییها از آماده شدن دوباره ایران برای انسداد کامل تنگه هرمز میبینند.
🔹اگر اتفاقی بیفتد، سناریوی محتمل:
● در درجه اول متمرکز بر ترور یک لایه از مقامات ایران خواهد بود؛ سناریویی که به فضل الهی و با هوشیاری نیروهای امنیتی شکست خواهد خورد.
● تلاش برای ضربه به برنامه موشکی ایران؛ جمعآوری اطلاعاتی در این حوزه افزایش یافته، اما موفق نخواهند شد. برنامه موشکی ایران به شیوههای بسیار خلاقانه و توزیعشده محافظت میشود.
● اگر حمله به برنامه هستهای انجام شود، حملهای نمادین خواهد بود، چون شکست میخورد.
هدف دشمن فراتر از انتخابات آمریکاست: بازآرایی نظم جدید منطقه و آغاز مسلحانه براندازانه در ایران.
هدف ما نیز در میانمدت، فلج کردن رژیم صهیونیستی و ماشین جنگی آمریکاست.
پیروزی ما در این درگیری قطعی خواهد بود، به این دلیل که ما برگهایی داریم که تازه توسعه دادهایم و هنوز استفاده نکردهایم؛ در حالی که دشمن برگ جدیدی ندارد.
🔹برگ برنده ایران: جغرافیا به مثابه سلاح
ماشین تبلیغاتی دشمن تلاش میکند همه فشارها را روی ایران نشان دهد؛ اما کمتر گفته میشود که ایران چه بلایی سر اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهانی آورده است.
استراتژی ایران در تبدیل کردن جغرافیا به سلاح و تبدیل جنگ نظامی به یک جنگ ژئوکونومیکی، اقتصاد آمریکا، اروپا و شاخصهای رفاه و تجارت بینالمللی را تحت فشار قرار داده است.
ما در چهارراه شمال به جنوب و شرق به غرب جهان ایستادهایم و این موقعیت، قدرتی به ما میدهد که کسی دیگر ندارد. ایران تنگه هرمز را در اختیار دارد و میتواند گلوی اقتصاد جهانی را فشار دهد. محور مقاومت نیز تنگه بابالمندب را در اختیار دارد.
هزینه جنگ با ما امروز یک هزینه جهانی است؛ از پمپ بنزینهای فرانسه و لندن و ایالتهای آمریکا تا فروشگاهها و فرودگاههای آنها. این همان ارکان بازدارندگی ایران است.
🔹دادههایی که کسی در داخل نمیگوید
🔸ذخایر استراتژیک آمریکا به ۲۸۴ میلیون بشکه رسیده و اگر روند برداشت ادامه یابد، تنها حدود شش ماه ذخیره نفت خواهند داشت. این رقم در ۴۰ سال گذشته بیسابقه است.
🔸۲۷ نماینده مجلس نمایندگان آمریکا هشدار دادهاند که اگر گرانی انرژی ادامه پیدا کند، آمریکاییها مجبور خواهند شد بین گرم کردن خانه در زمستان و تأمین غذا یکی را انتخاب کنند.
🔸آلمانیها در حال بررسی لغو مالیات بر بنزین هستند.
🔸در یک گزارش محرمانه اروپایی گفته شده ایران موفق شده حجم بودجه ۷ سال آینده اتحادیه اروپا را ۴ واحد درصد کاهش دهد.
🔸بازده اوراق خزانه آمریکا برای اولین بار در ۲۴ سال گذشته از ۵.۳۵ درصد عبور کرده است.
🔸فرانسه ناچار شده ذخایر گازوئیل خود را آزاد کند.
🔸انگلیسیها کسری بودجه ۱۲ میلیارد پوندی اعلام کردهاند.
🔸قیمت مواد غذایی به دلیل گرانی انرژی و گازوئیل در حال افزایش است.
بازار نیز آرامآرام حساسیت خود را به خبرهای مذاکره از دست میدهد. ترامپ تلاش میکرد در بدترین زمانها با دروغ درباره مذاکرات، قیمت را پایین بیاورد؛ اما اکنون وضعیت بهقدری خراب است که این خالیبندیها اثر چندانی ندارد.
شاخصهای واقعی بازار دارند حاکم میشوند.
🔹جمعبندی: باید دشمن را از تداوم فشار ناامید کرد
تهدیدهای آمریکا افزایش پیدا خواهد کرد. آنها تصمیم گرفتهاند و دنبال فرصت هستند. ما باید فرض را بر افزایش سطح تهدید بگذاریم.
این تهدیدها دو هدف موازی دارد:
● اثرگذاری بر محاسبات مسئولان ایران در مذاکرات
● اگر نتیجه نگرفت، عملی کردن تهدیدها
اما نکته راهبردی این است: نباید بگذاریم دشمن احساس کند فشار و تهدید میتواند محاسبات ما را تغییر دهد. اگر دشمن چنین احساسی پیدا کند، فشار را افزایش خواهد داد.
مهمترین کار ما ناامید کردن دشمن از تداوم پروژه فشار است.
ما وارد دورانی شدهایم که سطح تنش بالا خواهد ماند. در بازه سه هفته تا سه ماه آینده، احتمال افت سطح تنش وجود ندارد.
حفظ وضعیت آستانهای به سود ما نیست. باید صحنه را به هم زد.
دوران پرداخت هزینه یکطرفه گذشته است؛ اگر ملت ایران درگیر شود، دشمن نیز در زمستان باید سرما و کمبود را تجربه کند. این واقعیت را باید هم به دشمن فهماند و هم در داخل، بیپرده و دقیق، به مردم گفت.
@mohammadi61
هدایت شده از دکتر فکت
⁉️ آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران: امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میدانند.
♦️بررسی منابع معتبر بینالمللی نشان میدهد که ایده تبدیل شدن ایران به «چهارمین قدرت جهانی» در سخنان تعدادی از اندیشمندان و گزارشهای رسانههای دنیا مطرح شده است که در ادامه به برخی از مهمترین آنها اشاره می شود:
♦️رابرت پیپ (Robert A. Pape) – استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و یک استراتژیست ارشد آمریکایی:
او در مقالهای با عنوان «جنگ در حال تبدیل کردن ایران به یک قدرت بزرگ جهانی است»، صراحتاً نوشت: «یک مرکز چهارم قدرت جهانی به سرعت در حال ظهور است: ایران»
♦️شبکه خبری Firstpost (یکی از بزرگترین شبکههای خبری بینالمللی هند)
عنوان گزارش: «آیا ایران در حال تبدیل شدن به چهارمین مرکز قدرت جهان است؟» (Iran Becoming The Fourth Centre of World Power?)
این شبکه در برنامهای تحلیلی به بررسی اظهارات و نظریات استراتژیستهای غربی پرداخت و موضوع برآمدن ایران به عنوان چهارمین قدرت جهانی را پوشش داد.
♦️نشریه و پلتفرم تحلیلی Caspian Post
عنوان گزارش: «افزایش نفوذ ایران: آیا این کشور میتواند ابرقدرت چهارم باشد؟» (Iran's Growing Influence: Could It Be the Fourth Superpower?)
این گزارش، با تمرکز بر اهرمهای اقتصادی و کنترل گذرگاههای حیاتی انرژی (شامل ۲۰ درصد نفت جهان)، تحلیلهای مربوط به اطلاق عنوان «ابرقدرت چهارم» به ایران را بررسی کرده است.
♦️موارد متعدد دیگری نیز وجود دارد که تحلیلگران و استراتژیستهای بینالمللی دیگری، هرچند الزماً از عبارت دقیق «ابرقدرت چهارم» استفاده نکردهاند، اما در مقالات و تحلیلهای خود پس از جنگ، صعود ایران به سطح یک «قطب قدرت اصلی» در نظم چندقطبی جهان را بررسی کردهاند که برخی از آنها عبارتند از:
🔹موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک (IISS)
🔹اندیشکده CSIS (مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی آمریکا)
🔹پلتفرم تحلیلی RealClearDefense
🔹مؤسسه تحلیلی Pressenza
🔹اندیشکده The Soufan Center
🔹عمرو حمزاوی (Amr Hamzawy) – پژوهشگر ارشد اندیشکده کارنگی
🔹استفن والت (Stephen Walt) – استاد دانشگاه هاروارد و پژوهشگر موسسه کوینسی
🔹محسن میلانی (Mohsen Milani) – استاد دانشگاه و تحلیلگر اندیشکده چتم هاوس
🔹نشریه تحلیلی Responsible Statecraft
🔹پروفسور جان میرشایمر (John Mearsheimer) – مصاحبه در وبسایت کریس هجز
🔹پروفسور ولی نصر (Vali Nasr) – استاد دانشگاه جانز هاپکینز در Foreign Affairs
و ...
دكتر فكت: ادعای آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران مبنی بر اینکه امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا میدانند، #درست ارزیابی می شود.
🆔 @drfact
✍کاتخون
تئوپلیتیکی شدن ژئوپلیتیک زمانی رخ میدهد که امر الهیاتی از سطح توجیه سیاست به سطح تعریف اهداف آن ارتقا مییابد، به این معنا که معادلات قدرت دیگر فقط بر اساس ملاحظات سیاسی و امنیتی معنا نمیشوند، بلکه در چارچوب روایتی الهیاتی از تاریخ بازتعریف میشوند. که در آن امر الهیاتی نه تنها به سیاست مشروعیت میبخشد بلکه حتی در تعیین غایت آن نیز دخالت میکند. در نتیجه، آنچه در منطق ژئوپلیتیک میتواند موضوع معامله یا موازنهسازی باشد در منطق تئوپلیتیک به رسالتی الهی تبدیل شود که عقبنشینی از آن عدول از ماموریتی مقدس تلقی میشود. بستر پنهان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران.
🆔@world_order
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
✍کاتخون تئوپلیتیکی شدن ژئوپلیتیک زمانی رخ میدهد که امر الهیاتی از سطح توجیه سیاست به سطح تعریف ا
روبیو روایت خود را از آتن آغاز میکند، اما فارغ از لفاظی ها مقصد این روایت آتن نیست، بلکه اورشلیم است. در واقع در این روایت آتن فقط ایستگاهی برای عبور از تاریخ به الهیات است، جایی که جنگ فعلی، در افقی دینی و آخرالزمانی بازخوانی میشود. افقی که در آن ایران دیگر نه یک رقیب ژئوپلیتیکی یا حتی یک دشمن تاریخی، بلکه مبدل به یک شر متافیزیکی می شود، شری از جنس عمالیق در تورات، عمالیقی که در سفر خروج، نه یک دشمن عادی، بلکه نماد دشمنی است که باید بهطور کامل از میان برداشته شود.
جنگ، پیچیدهترین کنش انسان است. زیرا هیچ پدیدهای به اندازه جنگ، این حجم از متغیرهای متداخل چون قدرت نظامی، اقتصاد، فناوری، اطلاعات، دیپلماسی، مدیریت افکار عمومی، جغرافیا و ...، را به طور هم زمان در خود جمع نمیکند؛ به همین دلیل، نظریه پردازان جنگ چون توسیدید و کلاوزویتس، همواره بر یک نکته تاکید کردهاند: جنگ، قلمرو عدم قطعیت است. قلمرویی که در آن هیچ معادلهای خطی نیست، هیچ برتری دائمی نیست و هیچ پیروزی از پیش تضمین نشده است و بزرگترین خطا راهبردی، تبدیل این جهان پیچیده به روایتی ساده و قابل پیشبینی است.
اما با این حال، یکی از روندهای نگرانکننده در بخشی از رسانه ها، سیاستمداران و افکار عمومی، تقلیل جنگ به یک روایت تکعاملی است؛ روایتی که در آن تمامی پیچیدگیهای جنگ حذف میشوند و تنها یک متغیر باقی میماند: اراده. در این تصویر، موازنه قوا، ظرفیتهای صنعتی، فناوری، سامانههای اطلاعاتی، اقتصاد جنگ، شبکههای ائتلاف، تابآوری اجتماعی و پیامدهای سیاسی، همگی به حاشیه رانده میشوند و جنگ به نبردی میان خواستن و نخواستن تقلیل پیدا میکند. نتیجه این رویکرد هم از همان ابتدا معلوم است؛ دشمن ضعیف است، پیروزی قطعی است و تنها عاملی که این پیروزی را به تاخیر میاندازد، ملاحظات سیاسی یا دیپلماتیک است.
این نوع نگاه، صرفا یک خطای تحلیلی نیست؛ بلکه نوعی فروکاستن ماهیت جنگ است. زیرا جنگ را نمیتوان با حذف متغیرهای آن فهمید. همانگونه که نمیتوان اقتصاد را بدون بازار، پزشکی را بدون زیست شناسی یا سیاست را بدون جامعه تحلیل کرد، جنگ نیز با حذف لایههای مختلفش قابل فهم نیست. زیرا هر متغیری که از معادله حذف شود، به همان میزان احتمال خطای محاسباتی افزایش مییابد. در واقع، سادهسازی جنگ، همان پیچیدهتر کردن شکست است.
اما با این همه آنچه این مسئله را به یک نگرانی راهبردی تبدیل میکند، تاثیر این ساده سازی بر فرهنگ تصمیمگیری است. زیرا هنگامی که بخشی از جامعه، نخبگان یا تصمیمسازان، جنگ را پدیدهای ساده و خطی تصور کنند، حساسیت آنها نسبت به ریسک کاهش مییابد. در چنین شرایطی هزینهها کوچک شمرده میشوند، ظرفیتهای دشمن دستکم گرفته میشود و تصور میشود که اراده، میتواند جایگزین برنامهریزی شود. در چنین فضایی، خوشبینی دیگر یک ویژگی روانشناختی نیست؛ بلکه به یک خطای ساختاری در تصمیمگیری تبدیل میشود، خطایی که مهمترین متضرر آن میدان است، میدانی که با تمام توان می جنگد اما با این حال کارش از طرف مارشال رومل های زیر کولری به هیچ گرفته می شود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵نکاتی تکمیلی در مورد خیز مسکو برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن.
✍مهدی خراتیان
۱. بر اساس اعلام اخیر کرملین، پوتین به موازات معامله دیزل، با هماهنگی پزشکیان، پیشنهاد نهایی ایران برای پایان جنگ را به ترامپ منتقل کرده است.
۲. این اقدام پوتین در چارچوب تلاشها و پیشنهادهای مکرر پیشین مسکو برای وساطت بین تهران و واشنگتن قابل ارزیابی است.
۳. احتمالا در تهران این جمعبندی حاصل شده است که مسیرهای پیشین ارتباط با واشنگتن از قدرت کافی برخوردار نیستند و بهتر است مسیرهای جایگزین به موازات مسیرهای پیشین امتحان شوند.
۴. پیش از این و پس از سفر عراقچی به سنت پترزبورگ در آوریل ۲۰۲۶، پوتین طی یک تماس تلفنی ۹۰ دقیقهای به ترامپ پیشنهادهایی برای ایفای نقش واسط مسکو در پرونده هستهای (احتمالا کنسرسیوم هستهای) ارائه کرده بود که پاسخ منفی ترامپ مواجه شده بود.
ترامپ در گزارش خود از مکالمه با پوتین چنین گفت: ««او به من گفت که دوست دارد در موضوع غنیسازی مشارکت داشته باشد، اگر بتواند در بهدستآوردن آن [مواد هستهای] به ما کمک کند.
من گفتم: ترجیح میدهم در پایان دادن به جنگ اوکراین مشارکت داشته باشی؛ از نظر من، این مهمتر است.»
۵. تا این لحظه این بار واکنش ترامپ مثل دفعه قبل نبوده و ترامپ در پست تروث خود با اشاره به صحبت با پوتین در مورد معامله دیزل، دوباره تکرار کرده است که «ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد.» با گذشتن این گزاره در کنار گزاره «کنترل کامل آمریکا بر تنگه هرمز» مشخص میشود که ترامپ مجددا در مکالمه با پوتین بر لزوم حل و فصل پرونده هستهای ایران (بخوانید تعلیق بلندمدت) تاکید کرده و ایران را فاقد برگه تنگه هرمز میداند (بارها تاکید شد که مماشات بیجا در مساله تنگه هرمز در ماه سپتامبر ایران را در موضع ضعف قرار خواهد داد.)
۶. این اقدام اخیر پوتین اگرچه گامی به جلو است، اما نمیتوان به آن آنچنان دل بست چون در مراتب میانجیگری «پیامرسانی» نازلترین سطح است.
به عبارتی در سه سطح راهبردهای تسهیل ارتباطات (Communication-Facilitation Strategies)، راهبردهای رویهای ـ صورتبندیگر (Procedural-Formulative Strategies) و راهبردهای هدایتگر (Directive Strategies)، نازلترین سطح برای روسیه در نظر گرفته شد و مسکو در تعیین دستورکارها و ملاقلاتها (سطح دوم) و تعریف ابتکارات مرضیالطرفین با مذاکرات فشرده با دو طرف، هنوز نقش تعیینکننده ای ندارد.
۷. روسها برای خود در مورد مواد غنی شده نقشی تعیین کردهاند و علاقه خود را برای نگهداری مواد غنی شده ایران بارها نشان دادهاند.
این خواسته مسکو با توجه به پدیدار شدن علائم اولیه تغییر دکترین هستهای در ایران باید مدیریت شود.
البته مسکو اخیرا تمایل خود را برای مذاکره جهت تغییر دکترین هستهای ایران در مقاطع مختلفی به شکل آشکار (نظیر مصاحبه اخیر لاوروف با RT عربی) و پنهان نشان داده است، که البته لزوما به معنای «چراغ سبز برای بمب» نیست و همچنین تابع شرایط مختلف، مثلا دیدار اخیر عراقچی با وزیر خارجه اوکراین ممکن است لحن روسها تغییر کند. (اظهارات اخیر پسکوف در مورد تقید ایران به NPT)
۸. نگارنده با اینکه مساله ایران با وساطت مسکو یا پکن به تنهایی انجام شود مخالف بوده است.
دلیل این امر این است که این کار صورت مساله را از حالت چند جانبه خارج و ایران را وجه المصالحه منازعات قدرتهای بزرگ در قالب روابط دوجانبه میکند.
به نظر نگارنده اصرار به وساطت مسکو در مذاکرات احیای برجام خصوصا بعد از جنگ اوکراین کار درستی نبود.
۹. همچنین نویسنده با اینکه قدرتهای بزرگ بخواهند میان تهران و هر طرف ثالثی در نقش «محلل» دستور کارهای دیگران ظاهر شوند، مخالف بوده است.
ایراد اساسی ما به توافق پکن این بود که عربستان طرح خود جهت عادیسازی با اسراییل را به پیش میبرد و به توافق پکن به عنوان مقدمهای جهت ارسال پروپوزال عادیسازی به واشنگتن مینگریست.
از طرف دیگر پکن نیز به دنبال میانجیگری در جنگ اوکراین بود و به این توافق به عنوان پلهای جهت ارتقاء وجاهت بینالمللی خود مینگریست.
در این میان این تهران بود که طرح کلانی برای معادلات منطقه نداشت و از طریق این توافق به دنبال حل مسائل داخلی و تاکتیکی خود بود. این رویکرد، که در آن تهران فاقد ابتکار عمل است، ایران را بازیچه واشنگتن و طرحهای مسکو و پکن خواهد کرد.
۱۰. تهران باید تا کنون مذاکرات سطح بالایی را ناظر به نظم آینده منطقه با مسکو و پکن آغاز میکرد، تا زمینه برای هماهنگی حداکثری میان پایتختها در فرایند مذاکرات چندجانبه فراهم و از فرصتهایی چون سفر ترامپ و پوتین به پکن و سفر شی به واشنگتن برای پیشبرد آن استفاده شود. اینکه تا کنون چنین امری رخ نداده، جای تاسف بسیار است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
۱۱. عدد ناچیز آزادسازی گازوییل توسط روسیه نسبت به مصرف آمریکا و جهان (معادل حدود ۱٫۲۴ روز مصرف جهان، حدود ۹ روز آمریکا)، نشان میدهد که ترامپ در شرایط بسیار پیچیدهای قرار دارد و حاضر است برای خلاصی از فشار با ارقام ناچیز، امتیازات قابل توجهی بدهد. روسیه با درک این شرایط تلاش دارد خود را در قامت ناجی (هم در حوزه انرژی و هم در حوزه جنگ ایران) به ترامپ ارائه دهد.
۱۲. با توجه به عدم پیشرفت در پرونده چین و لابی سنگین کشورهای عربی در پکن و احتمال جدی متمایل شدن پکن به دستور کار اعراب و آمریکا در حوزه هستهای، پیشنهاد میشود که از ظرفیت مسکو برای بهبود شرایط در پکن نیز استفاده شود.
https://fxtwitter.com/MehdiKharratya/status/2108964115825959278
🔹مجید شاکری:
من قيد بودجه را ميفهمم، اما اين همه تاخير در افزايش كالابرگ و بعد افزايشى تا اين حد بلحاظ جمعيتى محدود خطاست.
حذف ارز ترجيحى به آن ترتيب خطاى بزرگى بود اما عدم پايبندى دولت به قول خود در رشد متناسب كالابرگ، خطايى است بزرگتر.
https://fxtwitter.com/majidshakeri8/status/2108907790177558877?s=52
🔵فریب جدید ترامپ.
✍حمید بهرامی
وانمود کردن میانجیگری روسیه برای کنترل اقدامات تهاجمی ایران و انصارلله به منظور کنترل بازار انرژی تا موعد انتخابات میان دوره ای.
احتمالا ترامپ انتخابات را بصورت ناپلئونی خواهد باخت اما چنین باختی موجب جلوگیری از جنگ نخواهد شد.
برای ایران، هرگونه راهبردی به جز رفتار تهاجمی، هسته ای شدن و جنگ همه جانبه، در منجر به ظهور دلسی رودریگز ایران خواهد شد.
فقط در یک صورت جنگ منتفی است، باخت چشمگیر ترامپ در انتخابات و استیضاح او.
https://fxtwitter.com/HaBahrami/status/2109034840985415731
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔵فریب جدید ترامپ. ✍حمید بهرامی وانمود کردن میانجیگری روسیه برای کنترل اقدامات تهاجمی ایران و انصارل
تفرشی :
جنگ ایران و آمریکا در سطح تقابل دو نظم هست و رقابت به نقطهای رسیده که ناگزیر و ناگریز از جنگ نظامی هستیم.
چه ترامپ بماند و چه برود! یعنی زمانش شاید به تأخیر بیفتد، اما وقوعش قطعی است.
جنگ با ایران و مهار آن و جنگ آمریکا با چین و روسیهْ دیگر توسط دولت عمیق آمریکا بهویژه لابی صهیونیسم دنبال میشود.