هدایت شده از تسنیم گراف
🔴 ایرانیها؛ کهنالگوی مادر، خویشکاری و آینده
🔸دکتر مهدی فداییمهربانی گفت: از یک طرف، ایرانی نمیتواند زورگویی را بهسادگی بپذیرد و به همین دلیل در برابر این تصور که آمریکا یا اسرائیل میتوانند خواست خود را بر او تحمیل کنند، مقاومت میکند. البته این کهنالگوی ظلمستیزی قرار نیست به شکل مکانیکی در رفتار انسان ایرانی ظاهر شوند. کهنالگوها در دورههای مختلف تغییر شکل میدهند و متناسب با شرایط تاریخی، صورتهای متفاوتی پیدا میکنند. از همین نقطه نیز، باید به عنصر عرفان، در هویت ایرانی توجه کرد.
🔸وجه عرفانی یکی از مهمترین عناصر هویت انسان ایرانی در طول تاریخ بوده است. منظور صرفاً انجام اعمال عرفانی نیست؛ بلکه ادبیات و دانشی است که در آثار حافظ، مولانا، سعدی و دیگر چهرههای ادبی و فکری حضور پیدا کرده و در بخشهای مختلف زندگی ایرانیان رسوخ کرده است. این حضور را نباید به شکل مهندسیشده فهمید؛ یعنی نمیتوان گفت فردی حافظ یا مولانا میخواند و بعد آگاهانه یک رفتار سیاسی خاص انجام میدهد. مسئله، تأثیری عمیقتر بر «شیوه بودن در جهان» است؛ چیزی که میتواند حتی در نسبت انسان با سیاست نیز خود را نشان دهد.
📌ادامه مطلب را اینجا بخوانید
#گزارش
#خبرگزاری_تسنیم
🆔 @Graph_Tasnim
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍دکتر احسان موحدیان: در گفتگو با تلویزیون همشهری توضیح دادم که چرا فقط اطلاق نام کاسپین بر دریای شمال ایران صحیح است.
هدایت شده از کیهان آنلاین
11.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 سعید جلیلی: تکرار خطای محاسباتی به ترور فرماندهان و دانشمندان ختم شد؛ اما تجویزکنندگانش خجالت نکشیدند
🔸آنان که سالها حل مسائل کشور را در مذاکره میدانستند، پس از حمله نظامی دشمن در میانه گفتوگوها، نهتنها از تجویز خود خجالت نکشیدند و پاسخگوی خطای محاسباتیشان نشدند، بلکه در فراری رو به جلو، از تغییر پارادایم سخن گفتند و خواستار تغییر مسیر از سوی ملت شدند.
🔸جنگ ۱۲روزه نشان داد که تقابل، صرفاً نظامی نبود؛ بلکه تمدن غرب با تمام ظرفیتهای سختافزاری و نرمافزاری خود در برابر ملت ایران ایستاد. با این حال، ملت ایران بهجای عقبنشینی، متحدانه در برابر دشمن ایستاد؛ اما تجویزکنندگان مذاکره، بهجای پذیرش خطای خود و پاسخگویی، همچنان بر مواضعشان پافشاری کردند.
@Kayhan_Online
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📹 سعید جلیلی: تکرار خطای محاسباتی به ترور فرماندهان و دانشمندان ختم شد؛ اما تجویزکنندگانش خجالت نکشی
به هیچ وجه این روایت سخیف که میگه ایرانیها دچار خطای محاسباتی بودند و شکست سخت راهبردی خوردند رو قبول ندارم. یا با تواضع بخوام بگم خیلی نیازمند استدلال و بیان از سران تصمیمگیر هست و خیلی اشکالاتی که مدعیان باید پاسخ بدهند.
اما هر چقدر میبینم بالاخره سعید جلیلی جزو قوه عاقله نظام و از افراد باخبر از پشت صحنه است و اینطور هم نیست که چیزی نبوده باشه. به ویژه وقتی کنار حرفها و تحلیلهای خراتیان و صمدزاده میذارم... بهعلاوه کنشهای برادر محسن رضایی.
اما خب، اینان در میدان سیاسی کنونی حریف آمریکا و اسرائیل، و امثال ظریف که قدرت عجیبی در جهتدهی به افکار عمومی ایران و گفتمانسازی دارد میشوند؟!
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
چین درخواست ترامپ برای پیوستن به مذاکرات خلع سلاح اتمی را رد کرد
🔹سخنگوی وزارت خارجه چین، با اشاره به تفاوت سطح ظرفیت هستهای چین با آمریکا و روسیه، این درخواست را ناعادلانه، غیرمنطقی و غیرقابل اجرا خواند.
🔹وی تأکید کرد آمریکا بهعنوان دارنده زرادخانه اتمی عظیم، باید به تعهدات اولویتدار خود در زمینه خلع سلاح عمل کند.
@TasnimNews
هدایت شده از پایش آمریکا و سازمان ملل متحد
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میهندوستی در زندگی علمی پیروز مجتهدزاده، در پیوند میان دانش و مسئولیت ملی معنا پیدا میکرد. برای او، شناخت جغرافیای سیاسی ایران صرفاً موضوعی دانشگاهی نبود؛ شناخت موقعیت کشوری بود که سرنوشت تاریخی، امنیت، تمامیت ارضی و منافع ملیاش با معادلات پیچیده منطقهای و جهانی گره خورده است. اهمیت کار او در این بود که برای دفاع از منافع ایران، به پژوهش، استدلال و اسناد تاریخی تکیه داشت و میکوشید جایگاه ایران را در جغرافیای سیاسی جهان تبیین کند.
با درگذشت این استاد، بخشی از حافظه پژوهشی ایران درباره خلیج فارس، مرزها و ژئوپولیتیک منطقه را از دست دادهایم؛ اما آثار علمی او همچنان میتوانند برای نسلهای آینده پژوهشگران و علاقهمندان به سرنوشت ایران، سرچشمه شناخت و تأمل باشند.
یادش گرامی و نامش در تاریخ پژوهشهای ایرانزمین ماندگار باد. 🖤
#پیروز_مجتهدزاده #خلیج_فارس #ژئوپولیتیک_ایران #تمامیت_ارضی #ایران
💥کانال پایش امریکا را در تلگرام یا بله دنبال کنید👇
🇺🇸 @US_REVIEW 📍پایش آمریکا 📍
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
میهندوستی در زندگی علمی پیروز مجتهدزاده، در پیوند میان دانش و مسئولیت ملی معنا پیدا میکرد. برای او
او را با خرد و اندیشهاش میسنجیم؛ نه با تنش.
از شمار دوچشم یک تن کم
وز شمار خرد هزاران بیش.
ایشان احتمال قوی بنا بر شنیدهها با اسلامگرایی ما انقلابیها مخالفت شدید داشته و چه بسا با رهبران ما هم مخالفت شدید داشتند؛
اما مرزشان را با اپوزیسیون ابله و احمق طرفدار آمریکا و اسرائیل حفظ کردند، و این خودش نقطه قوت هست.
امروزه سرنوشت اسلام و ایران به هم گره خوردند.
هرکس که از ایران دفاع کند، خواسته یا ناخواسته از اسلام دفاع کرده است.
از طرفی مخالفت دکتر مجتهدزاده با ایدئولوژی هم اساسی ندارد؛ آنچه ایران را بعد از شهادت رهبری حفظ کرد، حضور مردم در خیابانها بود؛ بر اساس #اسلامگرایی. (ایدئولوژی بار معنایی خاص و بدی دارد)
نیکلاس هاپتون، سفیر پیشین بریتانیا در تهران، در گفتوگو با پادکست «نوافذ» با اشاره به شناخت مستقیم خود از ساختار سیاسی ایران، تأکید کرد که تصور فروپاشی جمهوری اسلامی از طریق ترور رهبران ارشد و حملات نظامی، برداشتی نادرست از ماهیت این نظام است.
به گفته او، ایران کشوری با جمعیت گسترده، تنوع قومی، مذهبی و فرهنگی و پیشینهای تاریخی چند هزارساله است و نمیتوان آن را صرفاً به ساختاری یکپارچه از روحانیون تقلیل داد.
هاپتون ضمن انتقاد از حکومت و نقش منطقهای ایران از طریق گروههای همسو، بر تفاوت میان حکومت و جامعه ایرانی تأکید کرد و ایرانیان را مردمی تحصیلکرده، مهماننواز و برخوردار از میراثی تمدنی دانست که در شکلگیری فرهنگ منطقه و حتی تمدن غرب تأثیرگذار بوده است.
او همچنین با تشریح پیچیدگی ساختار قدرت در جمهوری اسلامی، از نقش رهبر، دولت منتخب، مجلس، شورای نگهبان، مجلس خبرگان و نهادهای امنیتی سخن گفت و توضیح داد که در دوره آقای علی خامنهای، تصمیمگیری نهایی در اختیار رهبر بود؛ اما پس از ترور او، به نظر میرسد سپاه پاسداران و مجموعه امنیتی ـ نظامی نقش تعیینکنندهتری یافتهاند و آقای مجتبی خامنهای، برخلاف پدرش، ممکن است بیشتر جایگاه نمادین داشته باشد.
از نگاه هاپتون، همین پیچیدگی نهادی و برخورداری حکومت از نیروهای جایگزین، فرضیه فروپاشی سریع جمهوری اسلامی بر اثر حذف رهبران را با تردید جدی مواجه میکند. هاپتون معتقد است آمریکا و اسرائیل قدرت بازسازی و تداوم فعالیت دستگاه امنیتی ایران را دستکم گرفتهاند و تصور پایان سریع جنگ، برآوردی نادرست بوده است.
به اعتقاد او، هدف اسرائیل عمدتاً تغییر حکومت ایران یا تضعیف چنان گسترده توان نظامی و اقتصادی آن است که دیگر تهدیدی برای تلآویو نباشد؛ در مقابل، اهداف واشنگتن در طول جنگ دستخوش تغییر بوده و ابتدا مهار برنامه هستهای ایران را دنبال میکرد؛ هدفی که به باور او امکان پیگیری آن از مسیر مذاکره وجود داشت.
او با مرور توافق هستهای سال ۲۰۱۵، خروج دولت دونالد ترامپ از آن در سال ۲۰۱۸ و بازگشت سیاست فشار حداکثری، استدلال کرد که تحریمها برخلاف انتظار، میتوانند با تقویت اقتصاد غیررسمی و شبکههای تحت نفوذ سپاه، موقعیت تندروها را مستحکمتر کنند و فشار اصلی را بر مردم عادی وارد سازند.
از نطر هاپتون این جنگ ممکن است در نهایت منجر به خطر معکوس شدن هدف هستهای شود؛ به باور او حمله نظامی ممکن است استدلال طرفداران دستیابی ایران به سلاح هستهای را تقویت کند؛ زیرا آنان میتوانند نتیجه بگیرند که برخورداری از چنین سلاحی مانع حمله میشد. بنابراین، جنگی که با هدف مهار تهدید هستهای آغاز شده، ممکن است انگیزههای حرکت بهسوی آن را افزایش دهد.
او در ادامه به خطای شناختیای پرداخت که مسئولان آمریکایی و اسرائیلی را به جنگ سوق داد؛ به باور هاپتون، ایران کشوری با تاریخ طولانی، تنوع اجتماعی و فرهنگی و جمعیتی گسترده است. او میان جامعه ایران و حکومت تمایز میگذارد و هشدار میدهد که نارضایتی بخشهایی از جامعه را نباید به معنای آمادگی خودکار کشور برای فروپاشی سیاسی در پی حمله خارجی دانست.
او تأکید کرد که توان ایران برای تأثیرگذاری بر تردد دریایی در تنگه هرمز، خود به اهرمی راهبردی تبدیل شده و جنگ، علاوه بر تشدید خطرات امنیتی برای کشورهای خلیج فارس، اقتصاد جهانی، قیمت انرژی و زنجیره تأمین کالاهایی مانند کود شیمیایی و هلیوم را تحت تأثیر قرار داده است.
در بخش پایانی گفتوگو، سفیر پیشین بریتانیا با اشاره به اختلاف رویکرد واشنگتن با لندن و دیگر پایتختهای اروپایی، گفت کشورهای اروپایی و برخی دولتهای عربی حوزه خلیج فارس پیش از آغاز جنگ درباره پیامدهای آن هشدار داده بودند؛ اما این نگرانیها نادیده گرفته شد و کشورهای منطقه، بهویژه دولتهای عرب حوزه خلیج فارس، در معرض تبعات امنیتی و اقتصادی جنگ قرار گرفتند.
او همچنین توضیح داد که تجربه دیپلماسی مستقیم با ایران، در مقایسه با سیاست تهدید و تقابل لفظی، شناخت دقیقتری از ساختار قدرت و امکان انتقال پیام میان طرفین فراهم میکند و بریتانیا میتواند در یافتن مسیر خروج آمریکا از بنبست کنونی نقش داشته باشد.
از نظر هاپتون، توافقی پایدار باید علاوه بر محدودیتهای هستهای و احتمال تعلیق موقت غنیسازی، شامل کاهش معنادار تحریمهای اقتصادی آمریکا، امکان مشارکت شرکتهای آمریکایی در اقتصاد ایران و تضمینهایی برای جلوگیری از حمله مجدد به ایران باشد.
او معتقد است ادغام اقتصادی ایران در نظام منطقهای و جهانی میتواند در بلندمدت به تغییرات درونی جامعه و ساختار سیاسی آن کمک کند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
نیکلاس هاپتون، سفیر پیشین بریتانیا در تهران، در گفتوگو با پادکست «نوافذ» با اشاره به شناخت مستقیم خ
هاپتون در نهایت، ضمن تأکید بر ضرورت احترام به حاکمیت کشورها و قواعد حقوق بینالملل، میان مشروعیت ایران بهعنوان یک کشور و عملکرد حکومت آن تمایز گذاشت و هشدار داد که ادامه وضعیت نه جنگ و نه صلح، به زیان ایران، آمریکا، اروپا و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس خواهد بود؛ در حالی که پیامدهای راهبردی جنگ، از جمله تقویت موقعیت چین و بهرهمندی روسیه از انحراف توجه و منابع آمریکا از جنگ اوکراین، ممکن است فراتر از خاورمیانه گسترش یابد.
منبع:
https://youtu.be/DjFkg99uF7Q?si=l6QCUVeLGSdAZW6F
هدایت شده از روایتِ پاک
🔻نتانیاهو در آستانه انتخابات با بحران تشکیل دولت مواجه است. حتی کسب بیشترین کرسی نیز بدون دستیابی به اکثریت ۶۱ کرسی برای او ارزشی ندارد. از سوی دیگر، ایزنکوت نیز با محدودیت جدی در ائتلافسازی روبهروست. این بنبست، انتخابات را به مسئله بقای سیاسی نتانیاهو تبدیل کرده است.
در چنین معادلهای، تشدید بحران امنیتی میتواند به ابزاری برای تغییر دستور کار انتخابات، بازآرایی ائتلافها یا حتی توجیه تعویق آن تبدیل شود. خطر اصلی همینجاست؛ نتانیاهو ممکن است برای عبور از بحران داخلی، هزینه یک بحران منطقهای را قابلقبول بداند.
🔻 @hossein_pak69
قرار نیست برای باز شدن راه نسل تازه، زحمت نسلهای قبلی را انکار کنیم. اما احترام به آنها هم نباید به این معنا باشد که تصمیمگیری همیشه در اختیار همان افراد و همان نگاهها بماند. به نظرم، بحث انتقال نسل از همینجا شروع میشود.
بخشی از نسلهای متولد دهههای ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ و حتی ۱۳۵۰، در فضایی رشد کردند که مارکسیسم و مواجهه با آن مسئله مهمی بود؛ حتی اگر مارکسیست نبودند، دنیا را در نسبت با آن میدیدند. بعضی از کسانی که در دوران جنگ سرد در غرب درس خواندند، هنوز با نگاه دوقطبی به جهان نگاه میکنند. برخی هم در فضای پس از جنگ سرد تحصیل کردند و همچنان به تصوری از نظم لیبرال وفادارند که در آن دوره آموختند. عدهای نیز هنوز پاسخ مسائل تازه را در مرزبندیهای ایدئولوژیک گذشته جستوجو میکنند. مسئله، درس خواندن در غرب یا اعتقاد به یک نظریه نیست؛ مسئله، توانایی بازنگری در آن چیزی است که قبلاً آموختهایم.
در برخورد با پیشینیان، این دعای قرآن یادآوری خوبی است:
«رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا» سوره حشر، آیه ۱۰
یعنی: «پروردگارا، ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتهاند بیامرز و در دلهایمان نسبت به مؤمنان کینهای قرار مده.»
میشود کینه نداشت، زحمتها را دید و در عین حال نقد کرد. کسانی از این نسلها که سالها مسئولیت داشتهاند، فرصت اجرای فکر و روش خود را پیدا کردهاند و کارنامهشان پیش روی جامعه است. تجربه و مشورتشان ارزش دارد، اما این با ادامه همیشگی حضورشان در تصمیمگیری فرق میکند.
واقعیت این است که جهان امروز نه جهان دوقطبی دوران جنگ سرد است و نه جهان تکقطبی دهه ۱۹۹۰. ما با محیط بینالمللی پیچیدهتری مواجهیم که در آن رقابت ژئوپلیتیکی، وابستگی متقابل اقتصادی، فناوریهای نوین، هوش مصنوعی و بازآرایی زنجیرههای جهانی تولید و تجارت، همزمان بر منافع ملی کشورها تأثیر میگذارند.
جنگ علیه ایران نیز نشان داد که ماهیت جنگ، تهدیدات امنیتی و مناسبات قدرت تا چه اندازه تغییر کرده است. دیگر نمیتوان صرفاً با مفاهیم، ابزارها و شیوههای تصمیمگیری گذشته به مسائل امروز پاسخ داد. مواجهه با تهدیدات جدید، از جنگهای فناورانه و اطلاعاتی گرفته تا فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک، نیازمند دانش روز، شناخت واقعبینانه جهان و بازنگری جدی در روشهای سیاستگذاری است. نمیتوان انتظار داشت که اندیشهها و ابزارهایی که برای جهان چند دهه پیش شکل گرفتهاند، بهتنهایی پاسخگوی مسائل پیچیده امروز باشند.
البته هر جوانی نگاه تازه ندارد و هر فرد مسنتری هم در گذشته نمانده است. انتقال نسل فقط پایین آوردن میانگین سن مدیران نیست؛ فرصت دادن به دانش، نگاه و توانایی تازه است. پیگیری منافع ملی در شرایط جدید، شناخت تازه میخواهد. تجربه پیشینیان باید به این مسیر کمک کند، نه اینکه جای فرصت نسلهای بعد را بگیرد.
✍حسین قتیب
ظهور و افول محور مقاومت؛ روایت حمیدرضا عزیزی از راهبرد منطقهای ایران و آینده جنگ
در گفتوگوی محمد فاضلی با حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر مسائل خاورمیانه و عضو گروه بینالمللی بحران، تلاش میشود تصویری دقیقتر از شکلگیری، کارکرد و افول تدریجی شبکه مقاومت ترسیم شود؛ تصویری که نه بر تأیید یا رد ایدئولوژی جمهوری اسلامی، بلکه بر بررسی منطق راهبردی این شبکه، مناسبات ایران با گروههای عضو آن و پیامدهای منطقهای این سیاست متمرکز است.
عزیزی در این گفتوگو تأکید میکند که برای فهم وضعیت امروز محور مقاومت، باید میان بقای گروههای تشکیلدهنده آن و بقای این شبکه بهعنوان یک سازوکار مؤثر منطقهای تفاوت قائل شد. از نگاه او، ممکن است حزبالله لبنان همچنان از قدرت سیاسی و نظامی برخوردار باشد، گروههای عراقی موقعیت داخلی خود را حفظ کنند و انصارالله یمن نیز به فعالیت خود ادامه دهد؛ اما این به معنای آن نیست که مجموعه این نیروها همچنان بتوانند همان کارکرد پیشین را در راهبرد امنیتی ایران ایفا کنند.
محور مقاومت نه مجموعهای از نیروهای کاملاً فرمانپذیر ایران، بلکه شبکهای ناهمگون با روابط متفاوت و منافع بعضاً مستقل است.
عزیزی برای توضیح این تفاوت، روابط ایران با گروههای منطقه را به سه دسته تقسیم میکند: رابطه نیابتی، شراکت راهبردی و اتحاد. در رابطه نیابتی، حمایت مادی و فشار حامی برای مداخله اهمیت دارد و گروه مورد حمایت، اولویتهای حامی را بر منافع مستقل خود ترجیح میدهد. در شراکت راهبردی، دو طرف بر سر بخشی از منافع و تهدیدها اشتراک نظر دارند، اما رابطهشان بیشتر بر محاسبات متقابل استوار است. در اتحاد نیز پیوندهای عمیقتر، از جمله همسویی ایدئولوژیک و اعتماد راهبردی، نقش برجستهتری پیدا میکند.
این روابط، به گفته عزیزی، ثابت و تغییرناپذیر نیستند. یک گروه ممکن است در مقطعی به ایران وابستگی بیشتری داشته باشد و در گذر زمان به شریکی مستقلتر تبدیل شود. از همین رو، نمیتوان همه گروههای موسوم به محور مقاومت را با یک معیار سنجید یا تصور کرد که تهران در تمام تصمیمهای آنها اختیار نهایی دارد. حزبالله، حماس، گروههای عراقی و انصارالله هرکدام تاریخچه، اولویتها و محاسبات خاص خود را دارند.
در همین چارچوب، عزیزی با این برداشت رایج که ایران همه گروههای محور مقاومت را ایجاد کرده است، موافق نیست. به اعتقاد او، بسیاری از این جریانها پیش از شکلگیری پیوندهای راهبردی با تهران، ریشههای اجتماعی، سیاسی و تاریخی مستقلی داشتند. حزبالله در بستر اشغال جنوب لبنان و درگیری با اسرائیل شکل گرفت؛ حماس از دل منازعه فلسطینیان با اسرائیل برخاست و انصارالله نیز پیشینهای بومی در جامعه یمن داشت. نقش ایران بیشتر در شناسایی ظرفیت این گروهها، برقراری ارتباط با آنها، حمایت از آنها و در مواردی هدایت تدریجی کارکردشان به سمت اهداف راهبردی تهران قابل فهم است.
عزیزی برای روشن کردن این نکته به انصارالله یمن اشاره میکند. به روایت او، تا پیش از سال ۲۰۱۵، در منابع رسمی و نیمهرسمی ایران شواهد روشنی از معرفی انصارالله بهعنوان بخشی از محور مقاومت دیده نمیشد. با آغاز مداخله نظامی عربستان در یمن، زمینه برای نزدیکتر شدن دو طرف فراهم شد؛ زیرا تهران در انصارالله ظرفیتی برای موازنهسازی در برابر ریاض میدید و این جنبش نیز برای مقابله با عربستان به حمایت و ارتباطات خارجی نیاز داشت. بعدها، با تغییر شرایط منطقهای و تحولات مرتبط با اسرائیل، کارکرد این رابطه نیز تغییر کرد و انصارالله در شبکهای گستردهتر از تقابلهای منطقهای جای گرفت.
از این منظر، پرسش اینکه ایران از گروههای مقاومت استفاده کرده یا آنها از ایران، پاسخ یکسویهای ندارد. عزیزی رابطه را متقابل میداند: ایران برای تأمین منافع امنیتی و منطقهای خود به این نیروها نیاز داشته و آنها نیز از منابع، حمایتها و ارتباطات ایران برای پیشبرد اهداف خود بهره بردهاند. با این حال، میزان استقلال و قدرت چانهزنی هر گروه متفاوت بوده و همین تفاوتها در بزنگاههای حساس آشکار شده است.
بازدارندگی؛ دستاورد واقعی، اما نه همیشگی
یکی از مهمترین بخشهای گفتوگو به این پرسش اختصاص دارد که آیا محور مقاومت واقعاً توانسته بود جنگ را از مرزهای ایران دور نگه دارد یا خیر. عزیزی معتقد است پاسخ این پرسش، دستکم درباره بخش مهمی از دوره فعالیت این شبکه، مثبت است. به باور او، توان موشکی حزبالله و امکان پاسخگویی گروههای عراقی به حملات احتمالی، برای سالها در محاسبات اسرائیل و آمریکا نقش بازدارنده داشت./بخش نخست