eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
535 دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🟣نحوه مواجهه با آمریکا | مناظره فواد ایزدی و ساسان کریمی ▪️شیوه Oct 10, 2026 🔸ساسان کریمی: ولی به نمونه چین توجه کنید. نمونه‌ای که آمریکا منافعش در این بود که مذاکراتی که کیسینجر و چوئن لای در واقع جلو بردند، پایدار بماند. شرایط بین چین و آمریکا پایدار بماند؛ هیچ‌وقت آمریکا دوست نداشت چین بالا بیاید و هیچ‌وقت هم دوست نداشته است. از ما بیشتر برایش مهم است؛[در مقایسه بین] فقره‌ی ما فقره‌ی چین، برایش مهم‌تر است که چین بالا نیاید، نه الان، همیشه. درسته؟ ولی اگر این را تحمل کرده و می‌کند، به واسطهٔ یک نوعی از در واقع جدیت چین و یک نوع از راه حلی است که آن‌ها ساختند؛ منافع آمریکا و دولتمردان آمریکا در این نیست که این توافق را به‌هم بزنند. 🔻عطاءالله بیگدلی(مجری): مدل چین این است: «بجنگی، سخت می‌جنگم؛ مذاکره کنم، جدی می‌خواهم حل کنم مسئله را و با مذاکره بازی نمی‌کنم.» 🔹فواد ایزدی: یکی از مشکلات ما همین است که می‌خواهیم ذهنیت مدل چینی را پیاده کنیم. یکی از وزرای سابق وزارت خارجه هم کتابی دارند به نام آقای سفیر که اتفاقاً همین را گفتند که به این مدل چینی بی‌توجه نباشید. به سه دلیل، این حرف صحیحی نیست: دلیل اول: زمانی که نیکسون و کیسینجر به چین رفتند و عادی‌سازی روابط شروع شد، چین بمب اتم داشت. یعنی این گزینه‌ای که «من به شما حمله می‌کنم، مائو را می‌کشم و ۵۰ هزار نفر را در چین باید قطعاً بکشم»، اصلاً روی میز نبود. زمان مذاکرهٔ جدی از طرف چین بود، بله؛ چون عقب‌ماندگی نظامی محکمی نداشت، چون بمب اتم داشت. حالا از ما نیست برویم بمب اتم بسازیم؛ ما این تصمیم رهبری را داریم، اما به این دلیل نمی‌توانیم خودمان را با چینِ اوایل دهه ۷۰ میلادی مقایسه کنیم. دلیل دوم: زمانی که چین و آمریکا عادی‌سازی روابط داشتند، سیاستمداران آمریکا کاملاً موافق بودند. وسط جنگ سرد بود و سیاستمداران آمریکا می‌گفتند برویم با چین روابط را عادی کنیم، چین را از این مجموعه کشورهای کمونیستی خارج کنیم و یک ضربه به شوروی بزنیم. اقتصاددان‌های آمریکا هم همه موافق بودند و می‌گفتند یک میلیارد و خورده‌ای جمعیت دارد، بازار بزرگ و کارگر ارزان‌قیمت دارد. هم سیاستمداران و هم اقتصاددان‌ها دولت آمریکا را تشویق می‌کردند که بروید عادی‌سازی رابطه با چین داشته باشید. دلیل سوم: چین مشکلی به اسم اسرائیل نداشت. ما قانون داریم؛ طبق قانون آمریکا، اسرائیل باید برتری کیفی داشته باشد (Qualitative Military Edge). یعنی هر کشوری، چه دوست آمریکا باشد چه دشمن آمریکا، نباید از اسرائیل جلو بزند؛ اسرائیل نسبت به همه کشورهای منطقه باید برتری کیفی داشته باشد. خب، این حساسیت نسبت به چین وجود نداشت. الان یک نقدی که عده‌ای در آمریکا به اسرائیل دارند این است که شما تکنولوژی آمریکا را مجانی می‌گیرید و می‌روید تکنولوژی را به چین می‌فروشید؛ اسرائیل این کار را می‌کند. از این جهت، اگر می‌شد تجربه چین را تکرار بکنیم، بنده می‌گفتم تکرار بکنیم. منتها کی می‌توانیم تکرار کنیم؟ ۱. زمانی که بمب اتم بسازیم. ۲. یک میلیارد و خورده‌ای جمعیت پیدا بکنیم (آن خورده‌اش چهار برابر جمعیت ماست!)[از لحاظ ژئوپولیتیک و اقتصادی وزنه مهمی باشیم]. ۳. از این منطقه کنده بشویم و به جای جنوب غرب آسیا، برویم جنوب شرق آسیا. در این سه حالت، اگر محقق بشود، می‌توانیم تجربه چین را تکرار بکنیم. 🔻منتخبی از لحظه 1:07:59 تا 1:12:06 پیوند زیر: https://www.youtube.com/watch?v=ZlOFCbV-Ko8&t=25s 🔻پیوند به این فرسته در X: https://x.com/FGhoddoussi/status/2111481259000021423?s=20
‏🔻همزمان با برگزاری مذاکرات در نیویورک، واشنگتن پیامی به تهران منتقل کرد که اگر مذاکرات شکست بخورد به کوه کلنگ حمله می‌کنیم و درخواست کرد که ایران پاسخ ندهید. ایران نیز با رد قاطع این درخواست، هشدار داد که چنین حمله‌ای با پاسخ شدید مواجه خواهد شد. ‏ترامپ به دنبال این بود از طریق مذاکره امتیاز بزرگی به دست آورد تا در انتخابات از آن بهره‌برداری کند. وقتی ایران حاضر به دادن امتیاز بزرگ نشد، حمله به کوه کلنگ را در دستورکار قرار داده تا به یک دستاورد نمادین در آستانه انتخابات دست پیدا کند یا مجددا شانس خود در جنگی دیگر را امتحان کند. ‏نیروهای مسلح ایران خود را برای پاسخ شدید به هر اقدام نظامی آمریکا و رژیم اسراییل آماده کرده‌اند. تهران این پیام را به طرف‌های متخاصم داده است که فراتر از جنگ ۴۰ روزه به هر جنگ جدیدی پاسخ خواهد داد.
سیاست پایانِ باز؛ آمریکایی یا ایرانی؟ کیومرث اشتریان شرق 26 مهر 1405 1-    تصمیم در باره جنگ کنونی با سرنوشت 90 میلیون ایرانی و نسل های آینده گره می خورد و بلکه در مواردی سرنوشت جهان را تعیین می کند. از این رو گفتگو در باره جنگ باید با حداکثر احتیاط، فروتنانه و مبتنی بر شواهد صورت گیرد تا مبنایی برای تصمیم های ارزشی باشد. گروهی معتقدند که باید احتیاط کرد و در جنگیدن جانب احتیاط روا داشت اینان نباید تصور کنند که طرفداران مقاومت در برابر آمریکا نسبت به سرنوشت ایران و ایرانیان بی توجهند و می خواهند همه چیز را فدای آرمان ها و ارزش ها کنند. بلکه ممکن است عکس آن صادق باشد و مقاومت تنها راه چاره باشد؛ چون ممکن است یک عقب نشینی کوچک سیلی از پیامدهای مخرب داشته باشد. گاهی احتیاط ممکن است در جنگیدن باشد و نه در نجنگیدن. البته بر عکس آن نیز می تواند صادق باشد؛ یعنی آن کس که طرفدار مذاکره است ضرورتا تسلیم طلب نیست. از هوچی گری باید دوری گزید. برای ایجاد توازن باید همه حرف ها شنیده شود. یعنی هم نسبت به سبکسری حساس بود و هم  نسبت به خطری که در زیر لایه ای از ادبیات نرم و صلح دوستانه آرمیده هشیار بود؛ چون شکست و تسلیم را تئوریزه می کند. 2-      یک راه حل تحلیلی این است که از دوگانه طرفدار جنگ-طرفدار صلح گذر کرد و میان سه موضع (و نه دو موضع) تمایز گذاشت: الف- طرفداری از پایان جنگ، به هر قیمتی؛ ب- طرفداری از مذاکره برای پایان جنگ، با حفظ خطوط قرمز؛ ج- طرفداری از ادامه مقاومت تا دستیابی به شرایط مشخص امنیتی و سیاسی. تفکیک مفهومی-تحلیلی این سه موضع برای سیاست گذاری جنگ مهم است. کسی که مذاکره را ترجیح می‌دهد، لزوماً خواهان تسلیم یا تجزیه نیست؛ همان‌طور که کسی که مقاومت را ضروری می‌داند، لزوماً نسبت به هزینه‌های انسانی و اقتصادی آن بی‌اعتنا نیست. این تقسیم بندی از آن رو ارزشمند است که مسئله را از دوگانه ساده «جنگ‌طلبی یا صلح‌طلبی» خارج می‌کند و یک صورتبندی و مرزبندی تحلیلی پدید می آورد که می تواند تفاهم و اعتماد میان نیروهای سیاسی را برقرار کند. یعنی اگر گزینه «پایان جنگ به هر قیمیتی» را کنار بگذارید (چون هیچ مرز روشنی ندارد و برای امنیت ملی خطرناک است)، آنگاه است که فضای سالمتری برای اتحاد و گفتگوی ملی فراهم می شود و اجماع در تصمیم گیری در سطح سیاسی امکان پذیر می شود.  در چنین زمینه ای است که نیروهای سیاسی می توانند به این مسئله بپردازند که آیا می‌توان توافقی طراحی کرد که در آن اهداف نهایی، تعهدات متقابل، توالی اجرا، راستی‌آزمایی و پیامد نقض تعهدات به‌اندازه کافی روشن باشد تا اتحاد ملی پیرامون آن شکل بگیرد؟ این همان چیزی است که سبب می شود تا «سیاست پایانِ باز آمریکایی» به «سیاست پایانِ باز ایرانی» تبدیل و تعبیر نشود و این مهمترین پیام این نوشتار است.  منظور از «سیاست پایانِ باز» صرفا یک تعبیر بلاغی نیست بلکه یک مفهوم تحلیلی است که  دست کم پنج ویژگی مشخص دارد:  ابهام در هدف نهایی، تغییرپذیری مطالبات، نبود معیار روشن برای خاتمه جنگ، ضعف سازوکار تضمین و حفظ امکان ازسرگیری فشار نظامی. ترامپ اخیرا گفته است یا ایرانی ها همه چیز را به ما می دهند یا وجود نخواهند داشت. این فقط یک شعار انتخاباتی نیست بلکه یک «سیاست پایانِ باز جنگی» است.👇 ادامه
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
سیاست پایانِ باز؛ آمریکایی یا ایرانی؟ کیومرث اشتریان شرق 26 مهر 1405 1-    تصمیم در باره جنگ کنونی ب
3-     یک پرسش مهم این است که آیا می توان با دادن امتیازاتی به طرف آمریکایی جنگ را پایان داد؟ آگر آری؛ چه امتیازاتی و «حدّ یقف» آن کجاست؟ آیا آمریکا اساسا حدودی برای آن تعیین می کند یا همچنان آن را در عبارت «یا همه چیز یا نابودی» نگه می دارد؟ کسانی که در پی دادن امتیازاتی برای پایان جنگ هستند باید صریحا خط قرمز را هم بیان کنند؛ و مهمتر از آن به روشنی نشان دهند که با دادن چنین امتیازاتی، آیا آمریکا آن را اساسا می پذیرد؟ نه اینکه حتی تضمینی به پایبندی آن دهد. این مفروض که آمریکا «می خواهد» که جنگ را با «این جمهوری اسلامی» پایان دهد محل مناقشه جدی است؛ برخی اصلاح طلبان (و البته فقط برخی از آنان) به این پرسش مهم بی توجهند یا تغافل می کنند. ترامپ با  مواضع مبهمِ خود یک«سیاست پایانِ باز» برای بحران در پیش گرفته است. یعنی اگر شرایط اقتضا کرد و دست ایران برتر بود با توافقی نیم-بند پایان جنگ را بپذیرد وگرنه تا هر زمان که بخواهد بحران را کِش دهد. «سیاست پایانِ باز» یعنی ادامه جنگ تا آخرین لحظه و نه آمادگی برای صلح. به بیان دیگر، این سیاست بیشتر یک سیاست جنگی است تا سیاستی برای صلح. پذیرش تفاهم نامه اسلام آباد از سوی آمریکا یک سیاست پایانِ باز بود چرا که تنها دو شرط آن قطعی بود (آزادی تنگه هرمز و فروش نفت ایران). بقیه مواد تفاهمنامه یا تعلیق به «سازوکارها» و «تفاهمات» بعدی بود یا اینکه بدون تعهدی رسمی پای طرف سوم (اسراییل یا اعراب) در میان بود. اینکه نزاع هسته ای ایران در آن تفاهمنامه نیز تعلیق به  نظارت و مذاکرات بعدی شده نیز از همین رو است؛ نه اینکه آمریکا شرایط ایران را پذیرفته باشد. بازخوانی مواد تفاهمنامه اسلام آباد از این منظر  آشکار می کند که این تفاهمنامه اساسا یک  «سیاست پایانِ بازِ بحران» و باز نگهداشتن پنجره جنگ بود. اگر چه نفی نمی کنم که بایستی به گونه ای با آن برخورد می شد که اولا، هیچ فرصتی برای پایان جنگ از دست نرود و ثانیا، تقصیر آغاز دوباره جنگ بر دوش ایران نیفتد. در هر صورت بایستی به این پرداخت که آیا این ایران است که تکلیف را معلوم نمی کند یا آمریکا که شرایط خود را روشن بیان نمی کند؟ زدن سه کشتی پس از توافقنامه اسلام آباد این تصور را برای برخی دامن زده است که ایران پایانی برای جنگ پیشنهاد نمی دهد. اما آیا در واقع این ناشی از «سیاست پایانِ باز» آمریکا نیست؟چون این سیاست را در جهت منافع استراتژیک خود می داند. 4-    منظر مهم دیگر این است که آیا مناقشه ایران و آمریکا با سه شرط تعطیلی غنی سازی، تحویل اورانیوم غنی سازی شده و دست برداشتن از حمایت از گروه های مقاومت منطقه ای پایان خواهد یافت؟ در «سیاست پایانِ باز» باید پرسید که گام بعدی چیست؟ نکته اساسی این است که حتی این سه شرط هم نه مسئله انرژی و تفوق بر منابع اصلی انرژی در جهان را برای آمریکا حل می کند و نه سفید سازی امنیتی منطقه را برای اسراییل تضمین می کند. سیاست آمریکا در ونزوئلا نشان می دهد که در جهان کنونی مسئله «تسلط» بر منابع انرژی جهانی یک اصل مهم در سیاست های آمریکاست. نتیجه آنکه سناریوی تحلیلی پایان جنگ نیازمند دقت نظری و اتحاد ملی است: طرفداری از مذاکره برای پایان جنگ با حفظ خطوط قرمز و ادامه مقاومت تا دستیابی به شرایط مشخص امنیتی، در یک راستا و  در تقابل با سیاست پایانِ باز آمریکا در جنگ است.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
روایت کارشناس غربی از وضعیت سوریه ۲۰۲۶ 🔵«چارلز لیستر» مدیر برنامه سوریه در «موسسه خاورمیانه» مستقر در واشنگتن: من تازه از سفر دیگری به سوریه برگشتم. نکات زیادی وجود دارد اما یکی از چیزهایی که کاملاً محسوس بود این است که جنگ علیه ایران موج‌های عمیق منطقه‌ای و اقتصادی ایجاد کرده که مستقیماً ظرفیت سوریه برای بازیابی معنادار را به چالش کشیده و این وضعیت برای آینده قابل پیش‌بینی ادامه خواهد داشت. 🔵برای روشن شدن موضوع، بازیابی سوریه حتی قبل از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران حدود هشت ماه پیش، با چالش‌های زیادی روبه‌رو بود. اما شرایط از آن زمان به‌شدت بدتر شده، عمدتاً به خاطر دو پیامد به‌هم‌پیوسته: بحران تنگه هرمز و حملات به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس. 🔵سوریه به‌شدت تحت تأثیر افزایش قیمت کالاها قرار گرفته است. همه تحت تأثیر این موضوع بوده‌اند، اما سوریه هیچ ظرفیتی برای مقابله موقت با افزایش قیمت انرژی و مواد غذایی، قطع ناگهانی عرضه و تمام اثرات تورمی ناشی از آن ندارد. این موضوع به جمعیت آسیب‌پذیر کشور ضربه سختی زده است. 🔵پس از سقوط اسد، دولت انتقالی سوریه از سوی کشورهای منطقه کمک مالی دریافت می‌کرد؛ برای پرداخت حقوق‌ها، خرید گاز برای تولید برق و خیلی چیزهای دیگر. به من گفته شد که همه این کمک‌ها در حال قطع شدن است، چون کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در حال صرفه‌جویی در هزینه‌ها و تمرکز بر داخل خودشان هستند. 🔵از زمان سقوط اسد، سوریه بیش از ۵۰ میلیارد دلار قرارداد سرمایه‌گذاری منطقه‌ای (نه صرفاً تفاهم‌نامه) به دست آورده بود. بیشتر آن‌ها قرار بود در سال ۲۰۲۶ اجرایی شوند، اما تقریباً همه آن‌ها از زمان شروع جنگ علیه ایران در فوریه متوقف شده‌اند. به‌علاوه، برخی از بزرگ‌ترین بودجه‌های کمک کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تا ۸۰ درصد کاهش یافته است. 🔵حدود ۸۵ درصد از سوری‌ها زیر خط فقر زندگی می‌کنند، اما کمک‌کنندگان حمایت خود را از برنامه بازیابی سوریه و نیازهای امدادی به‌شدت کاهش داده‌اند. صندوق تحت مدیریت سازمان ملل برای تأمین حداقل نیازها فقط ۳۲ درصد ظرفیت دارد. 🔵با نزدیک شدن به زمستان، این یک فاجعه است. به‌علاوه افزایش هزینه‌های سوخت نیز وجود دارد. 🔵با توجه به اینکه هیچ چشم‌اندازی برای پایان جنگ ایران وجود ندارد، نگرانی جدی وجود دارد که فصل دوم جنگ منطقه‌ای فقط مسئله زمان باشد و همه چشم‌ها به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا به‌عنوان نقطه عطف دوخته شده است. اگر این اتفاق بیفتد، گذار پساجنگ سوریه با مشکل بزرگی روبه‌رو خواهد شد. 🔵ترامپ موضعی جسورانه در حمایت از بازیابی سوریه اتخاذ کرد. اما با جنگ علیه ایران و تصمیم واضح برای پیگیری سیاست فرسایشی علیه تهران، دولت ترامپ شرایطی برای بی‌ثباتی بسیار بیشتر ایجاد می‌کند. 🔵هیچ شکی نیست که گذار سوریه با چالش‌های داخلی قابل‌توجه زیادی روبه‌رو است، اما اما هیچ‌یک از این چالش‌ها به‌اندازه پیامدهای منطقه‌ای ناشی از جنگ ایران، تهدیدی وجودی برای چشم‌انداز احیای سوریه به شمار نمی‌روند. این یک هشدار است و زمان به‌سرعت در حال سپری‌شدن است.
🔴 سفر لاوروف به تهران؛ احتمال انتقال پیام آمریکا از مسیر مسکو ✍️ سرویس بین‌الملل جماران: 🔻 سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، قرار است روز دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵ در سفری کاری به تهران با سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دیدار و درباره تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، وضعیت پیرامون ایران و راهکارهای کاهش تنش گفت‌وگو کند. 🔻 این سفر در شرایطی انجام می‌شود که مذاکرات مستقیم تهران و واشنگتن متوقف شده و رایزنی‌های دیپلماتیک برای دستیابی به راه‌حلی سیاسی همچنان ادامه دارد. 🔻 اهمیت این سفر از آن جهت افزایش یافته که به گفته سخنگوی کرملین، ولادیمیر پوتین در تماس اخیر خود با دونالد ترامپ، با هماهنگی رئیس‌جمهور ایران، دیدگاه تهران درباره راه‌حل احتمالی مناقشه را به طرف آمریکایی منتقل کرده است. 🔻 از سوی دیگر، لاوروف قرار است روز یکشنبه ۲۶ مهر، یک روز پیش از سفر به تهران، در بحرین در نهمین دور گفت‌وگوهای راهبردی روسیه و شورای همکاری خلیج فارس شرکت کند؛ نشستی که فرصتی برای رایزنی مسکو با کشورهای عربی منطقه درباره تحولات جاری فراهم می‌کند. 🔻 هم‌زمانی این تحرکات دیپلماتیک، گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال ایفای نقش میانجی‌گرانه روسیه و انتقال پیام‌های احتمالی میان تهران و واشنگتن از طریق لاوروف را مطرح کرده است. 🔻 با این حال، تاکنون هیچ مقام رسمی از مأموریت مشخص وزیر خارجه روسیه برای انتقال پیام آمریکا به ایران خبر نداده است و این احتمال در حد یک تحلیل سیاسی باقی می‌ماند. 🔻در چنین شرایطی، سفر لاوروف به بحرین و سپس تهران می‌تواند فرصتی برای بررسی مواضع بازیگران منطقه‌ای و ارزیابی امکان کاهش تنش باشد؛ هرچند نتیجه این رایزنی‌ها و تأثیر احتمالی آن بر آینده روابط ایران و آمریکا هنوز مشخص نیست./جماران
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
🔻ابهام؛ میدان جدید جنگ: چرا تهدید نظامی علیه ایران جدی‌تر از هر روز است؟ ✍🏻 مهدی محمدی آنچه در روزهای اخیر در فضای نظامی و رسانه‌ای منطقه شکل گرفته عادی نیست: تحرکات عملیاتی، تشدید ادبیات تهدید، خبرهای ضدونقیض و «تعلیق آگاهانه» که می‌تواند بخشی از طراحی دشمن باشد. وضعیت راهبردی حساس‌تر شده، اما نباید فرمولی گفت «جنگ قطعاً فلان تاریخ رخ می‌دهد». 🔹جمع‌بندی جنگ انجام شده جمع‌بندی برای جنگ با ایران پیش‌تر انجام شده و امروز تقویت شده؛ با این حال می‌تواند تغییر کند یا به تعویق بیفتد. شواهد جدید ضرورت جدی گرفتن تهدید را بیشتر می‌کند. 🔹تعلیق و ابهام؛ فرسایش و غافلگیری انتظار جنگ، انتشار خبرهای متناقض و اظهارات مقامات اسرائیلی و آمریکایی خود برای دشمن موضوعیت دارد. این وضعیت توان روانی و عملیاتی ما را فرسایش می‌دهد و با عادی‌شدن نشانه‌های تهدید، زمینه غافلگیری را فراهم می‌کند؛ همان کاری که پیش از جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه هم شد. 🔹فرض را بر فریب بگذارید بخش بزرگی از آنچه دشمن، به‌ویژه اسرائیل، می‌گوید راست نیست. «قبل از انتخابات حمله نمی‌کنیم» یا «ایران قصد حمله پیش‌دستانه دارد» نباید مبنای قضاوت باشد. باید بر ضابطه‌های عملیاتی و راهبردی خود تکیه کنیم و زمام عقل را به دشمن فریبکار نسپاریم. 🔹وضعیت نظامی هر شب پرواز هواپیماهای اسرائیلی و آمریکایی بر فراز عراق و تنگه هرمز و مانورهای شبیه‌سازی حمله دیده می‌شود. ناو بوش در منطقه است، جورج واشنگتن در دریای عرب و تلاش برای اعزام روزولت ادامه دارد. حدود ۱۷ شناور در منطقه‌اند؛ دور از سواحل ما اما در وضعیت عملیاتی و زیر رصد ما. در سرزمین‌های اشغالی جابه‌جایی پدافند، باز شدن پناهگاه‌ها، پناهگاه‌های سیار و تمدید وضعیت ویژه تا سوم نوامبر دیده می‌شود. در پایگاه‌های آمریکایی نیز تحرکات، دستورالعمل‌های جدید و پرواز هلیکوپتر و پهپاد در جریان است. معنای این‌ها افزایش تحرکاتی است که ممکن است به عملیات واقعی تبدیل شود. 🔹ادبیات رادیکال‌تر محور مشترک اظهارات آنان این است که «ایران باید حمله کند» یا «قصد حمله پیش‌دستانه دارد». سفیر رژیم در سازمان ملل از تحرکات نظامی داخل ایران سخن گفته و نتانیاهو از «دفاع مستقل» و آیزنکوت از حق پاسخ ارتش در صورت وجود نشانه‌های قطعی گفته است. هم‌زمان از مذاکره آمریکا با آیزنکوت به‌عنوان گزینه جایگزینی نتانیاهو و فشار بر اپوزیسیون خبرهایی هست. در آمریکا نیز دو روایت تکرار می‌شود: «پیروزی بزرگ نزدیک است» و «نگرانی از درز اطلاعات حمله به ایران». 🔹توافق پشت‌پرده ترامپ و نتانیاهو به نظر می‌رسد ترامپ و نتانیاهو بر ماندن نتانیاهو دست‌کم دو سال دیگر توافق کرده‌اند. ترامپ حمایت علنی نکرده، اما احتمالاً نتانیاهو خواسته است آمریکا با فشار بر آیزنکوت این معادله را بپذیرد. طرح «حمله پیش‌دستانه ایران» نیز می‌تواند کمپینی اطلاعاتی علیه اپوزیسیون نتانیاهو باشد: همه‌چیز انتخابات نیست و باید برای درگیری با ایران آماده شد. هدف، توافقی است که نتانیاهو دو سال نخست‌وزیر بماند و سپس آیزنکوت جانشین شود. 🔹این جنگ، جنگ آخر نیست اگر درگیری الان یا پس از انتخابات آمریکا و اسرائیل و احتمالاً در زمستان رخ دهد، نهایی نخواهد بود، مگر اینکه بجنگیم تا جنگ بعدی برای دشمن ممکن نباشد. تا زمانی که ترامپ و نتانیاهو سر کارند، تهدید نظامی حفظ می‌شود و باید برای مجموعه‌ای از درگیری‌ها آماده باشیم. ساده‌اندیشی است که بگوییم «یک جنگ می‌کنند و رها می‌کنند». 🔹درگیری نه محدود، نه کوتاه اگر پیش از انتخابات رژیم درگیری رخ دهد، احتمالاً شبیه جنگ ۱۲ روزه است: اسرائیل آغاز می‌کند و آمریکا در میانه ضربه‌ای می‌زند و اعلام پیروزی می‌کند. باید فرض کنیم آمریکا کنار اسرائیل است؛ پس پاسخ باید به آمریکا، اسرائیل و متحدان منطقه‌ای دشمن داده شود. «درگیری محدود» وجود نخواهد داشت و اگر آغاز شود، ترور، ضربه به زیرساخت‌ها و برنامه هسته‌ای و کوه کلنگ در آن هست. ممکن است بخواهند آن را کوتاه نگه دارند، اما ما اجازه نمی‌دهیم؛ جنگ ۴۰ روزه هم قرار بود ۱ تا ۲ هفته باشد، اما ۴۰ روز شد. این بار هم درگیری طولانی و از نظر زمانی و مکانی توسعه خواهد یافت. 🔹سه نگرانی دشمن ۱. حمله به اردن و ترس از تبدیل آن به مدل روتین حملات موشکی غافلگیرانه و سریع به اهداف حساس. ۲. حملات به ناوها؛ موشک‌هایی که نزدیک ناو منفجر می‌شوند و فرار از آن‌ها ممکن نیست. این ارتش آمریکا را نگران کرده است. ۳. یمن؛ خیزش انصارالله، آزادسازی بیش از ۶۰۰۰ کیلومتر مربع و بن‌بست عربستان که محاسبات آنان را به هم زد. 🔹جنگ آینده تکرار گذشته نیست در جنگ آینده مدل دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه تکرار نمی‌شود؛ ضربات سهمگین‌تر، خلاقانه‌تر و متفاوت‌تر خواهد بود. بخشی از ادبیات دشمن پوشاندن ضعف و ترس است. ما مصمم و با اعتمادبه‌نفس هستیم و طرح‌ریزی قدرتمندی انجام شده است.
هدایت شده از عقل سرخ | مهدی محمدی
نمونه بازی رسانه‌ای دشمن، بحث بمب‌های سنگرشکن است. GBU-43 بمب نفوذپذیر نیست و برای کوه کلنگ مناسب نیست. در جنگ ۱۲ روزه ۱۴ بمب GBU-57 به فردو شلیک شد و کاری نکرد. کوه کلنگ از فردو عمیق‌تر و پیچیده‌تر است و این بمب برای تأسیسات زیرزمینی با سربار بالای ۱۰۰ متر مناسب نیست، مگر اینکه آمریکا سلاح دیگری به کار ببرد که برای آن هم سلاح مناسبی ندارد، یا جای دیگری را بزند، یا عملیات زمینی در نظر داشته باشد. این بازی تبلیغاتی برای ایجاد «لنگر شناختی» است تا شلیک بمب مادر را پیروزی بزرگ جا بزنند. اما جنگ بعدی نمایشی نیست؛ جدی است و ترور، برنامه موشکی و آشوب مسلحانه در آن هست. با این حال، با این بمب خاص در آن نقطه خاص اتفاق خاصی نمی‌افتد. @mohammadi61
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
دیپ‌سیک (@deepseek_ai) ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ دیپ‌سیک مدل DeepSeek-V4.1-Flash-1017 را در تاریخ ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر کرد. این مدل از عملکرد ارتقایافته در بنچمارک‌ها، سرعت بالاتر در انجام تسک‌ها و هزینه‌های کمتر برخوردار است. این مدل از یادگیری تقویتی (RL) همراه با خودبازخورد بهره می‌برد تا قابلیت‌های توسعه پروژه از ابتدا تا انتها (End-to-End) مانند ساخت بازی و مدل‌سازی سه‌بعدی را بهبود بخشد. • رابط‌های برنامه‌نویسی (APIs): ای‌پای‌آی‌های جستجو و دریافت اطلاعات (Search & Fetch APIs) اکنون با قیمت ۰.۷۵ دلار به ازای هر ۱,۰۰۰ فراخوانی به‌صورت عمومی در دسترس هستند و صورت‌حساب مالی آن‌ها از ۳۱ اکتبر ۲۰۲۶ آغاز می‌شود. • دسترسی: این مدل به‌صورت متن‌باز از طریق هگینگ فیس (Hugging Face) و مدل‌اسکوپ (ModelScope) قابل دسترسی بوده و برای نسخه DeepSeek Harness v0.2.1-rc.1 و نسخه‌های بعدی بهینه‌سازی شده است. خلاصه هوش مصنوعی Cocoon DeepSeek (@deepseek_ai) October 17, 2026 DeepSeek releases DeepSeek-V4.1-Flash-1017 on Oct 17, 2026, offering improved benchmark performance, faster task completion, and shorter outputs than previous versions. The model, optimized for platforms like DeepSeekHarness and Tencent CodeBuddy, leverages reinforcement learning for end-to-end project development, including game creation and 3D modeling. Additionally, DeepSeek opens its Search & Fetch APIs to all users at $0.75 per 1,000 calls (free until Oct 31, 2026), and the new model is open-sourced via Hugging Face and ModelScope. Cocoon AI Summary https://fxtwitter.com/deepseek_ai/status/2111375640717033777