eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
537 دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
20 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔴تعطیلی «آزاد» و تهدید دبی در «تمام رخ»؛ وقتی یوتیوب به میدان جنگ نخبگان جمهوری اسلامی تبدیل شد / خراطیان، صمدزاده و شاکری برای فشار به امارات برنامه برگزار می‌کنند / AGSI 🔴شکست انحصار رسانه‌ای 🔴منازعه بر سر سیاست خارجی جمهوری اسلامی از اتاق‌های تصمیم‌گیری به یوتیوب کشیده شده است؛ جایی که جریان‌های رقیب حاکمیت درباره مسائل راهبردی بحث می‌کنند، اما آزادی این میدان برای همه یکسان نیست. برخلاف نظام شخص‌محور محمدرضاشاه، تصمیم‌گیری راهبردی در جمهوری اسلامی همواره با مشارکت بازیگران سیاسی و دستگاه اداری همراه بوده است. 🔴اکنون این رقابت در پلتفرمی جریان دارد که حکومت از اعتراضات سال ۱۳۸۸ آن را فیلتر کرده، اما فیلترشکن‌ها ممنوعیتش را بی‌اثر ساخته‌اند. کاهش اعتماد عمومی به صداوسیما نیز به این چرخش شتاب داده است. در پیمایش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که نتایج آن در سال ۲۰۲۴ منتشر شد، اکثریت پاسخ‌گویان اعتماد «کم» یا «بسیار کم» به رسانه ملی داشتند. 🔴بی‌اعتمادی تنها به مخالفان حکومت محدود نمانده و اصلاح‌طلبان، تکنوکرات‌ها، دولت و حتی بخش‌هایی از سپاه را نیز دربر گرفته است. در نتیجه، نخبگانی که امکان اصلاح ساختار رسانه رسمی را نداشته‌اند، یوتیوب را به تریبونی برای رقابت سیاسی و اقناع افکار عمومی تبدیل کرده‌اند. 🔴سرنوشت دو تریبون 🔴کانال «آزاد» که از مرداد ۱۳۹۶ فعالیت می‌کرد، درباره نقش روحانیت، دموکراسی و حکومت دینی، حجاب اجباری، هویت ایرانی و روابط با آمریکا و اسرائیل میزبان گفت‌وگوهای کم‌سابقه بود. در مناظره‌های سیاست خارجی آن، چهره‌هایی مانند علی واعظ، مجید شاکری، مهدی خراطیان و رحمان قهرمان‌پور دیدگاه‌های متفاوتی را مطرح می‌کردند؛ خراطیان نزدیک به رویکردهای غالب در سپاه و قهرمان‌پور نماینده نگاه دانشگاهی و تکنوکراتیک، به‌ویژه در وزارت خارجه، تلقی می‌شدند. 🔴حضور مهمانان آمریکایی همچون ری تکیه، گری سیمور و باربارا اسلاوین نیز دامنه مباحث را گسترش می‌داد. بااین‌حال، تنها دو روز پس از انتشار مطلب نیویورک‌تایمز درباره این برنامه، دستگاه قضایی در ۱۷ اوت ۲۰۲۶ انتشار مصاحبه‌های تازه را ممنوع و علیه بنیان‌گذار آن، مهدی احمدی، پرونده کیفری تشکیل داد. 🔴در مقابل، «تمام‌رخ» که از دی ۱۴۰۲ فعال شده، همچنان به کار ادامه می‌دهد و به جریان‌های نزدیک به سپاه و مواضع سخت‌گیرانه‌تر میدان می‌دهد. این تفاوت سرنوشت، مرزهای نابرابر تحمل مناظره درون حاکمیت را آشکار می‌کند. 🔴تهدید از پشت دوربین 🔴در برنامه‌ای از «تمام‌رخ» که ۸ اکتبر منتشر شد، خراطیان، شاکری و علی صمدزاده سیاست امارات را هم‌سویی با اسرائیل توصیف کردند و نقش این کشور در دورزدن تحریم‌های ایران را پوششی برای پیگیری ادعای مالکیت بر جزایر سه‌گانه دانستند. 🔴صمدزاده از خط لوله حبشان–فجیره و بندر فجیره به‌عنوان اهداف احتمالی نام برد؛ شاکری تلویحاً فرودگاه دبی را تهدید کرد و خراطیان هشدار داد تکرار ادعاها درباره جزایر باید با پاسخ نظامی روبه‌رو شود. صمدزاده حتی جنگ زودهنگام را پیش از تقویت نیروی هوایی امارات آسان‌تر ارزیابی کرد. 🔴این برنامه‌ها افزون بر جدال میان نخبگان، راهی برای دورزدن دیوان‌سالاری و رساندن مستقیم دیدگاه‌ها به تصمیم‌گیران هستند؛ مخاطبان قابل‌اندازه‌گیری نیز به سخنان آنان وزن بیشتری می‌دهند. هم‌زمان، این مناظره‌ها سیاست‌های حکومت را برای مردمی توضیح می‌دهند که از تلویزیون رسمی فاصله گرفته‌اند. 🔴صداوسیما اکنون با دعوت از همین چهره‌ها به برنامه «به وقت ایران» برای بازگرداندن مخاطبان تلاش می‌کند؛ تناقضی که نشان می‌دهد پلتفرم فیلترشده به مرکز بحث سیاست‌گذاری بدل شده، هرچند سرنوشت «آزاد» ثابت می‌کند این فضا هر لحظه می‌تواند بسته شود.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
بنده یک خداقوت جدی عرض می‌کنم به آقای فضل زرندی عزیز بابت کنش رسانه‌ای قوی و خاصشون که گفتمان انقلاب رو ارتقا دادند. و امیدوارم دکتر خراتیان و صمدزاده و شاکری زورشون بر لابی امارات در تهران بچربد. ✍تفرشی
بن رودز: جنگ به ایران آموخته که باید سلاح هسته‌ای داشته باشد 🔵مقام پیشین آمریکایی: بازگشت ترامپ به توافق هسته‌ای با ایران تقریباً غیرممکن است. دلیلش هم روشن است. آمریکا در جریان مذاکرات، دو بار به ایران حمله کرد. 🔵باید از خودمان بپرسیم چرا ایران باید اساساً بخواهد با آمریکا توافق هسته‌ای امضا کند؟ 🔵ممکن است در ساختار سیاسی ایران افرادی باشند که خواهان توافق باشند. یکی از نکاتی که کوشنر و همراهانش احتمالاً در جریان مذاکرات عجیب‌وغریبی که در پاکستان انجام دادند، متوجه شدند، همین موضوع بود. 🔵موضع ایرانی‌ها این است: ما با آمریکایی‌ها توافق نمی‌کنیم. آمریکا هر توافقی را که با ما امضا کند، نقض خواهد کرد یا دوباره به ما حمله خواهد کرد. 🔵نگرانی من این است که این جنگ به ایرانی‌ها یاد بدهد که باید سلاح هسته‌ای داشته باشند زیرا اگر چنین سلاحی نداشته باشند، هیچ تضمینی ندارند که آمریکا دوباره به آنها حمله نکند. 🔵در نهایت توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز حاصل خواهد شد که بر اساس آن، ایران مبلغ قابل‌توجهی پول دریافت می‌کند و تنگه باز می‌شود. 🔵در واقع، کشورهای دیگری مانند قطر و عربستان احتمالاً در حال مذاکره با ایران درباره توافق‌های جداگانه خودشان هستند. 🔵فکر می‌کنم وقتی یک رئیس‌جمهور دموکرات روی کار بیاید، با نوعی درگیری منجمدشده مواجه خواهد شد. در آن زمان، پرسش اصلی این خواهد بود که آینده خاورمیانه چه شکلی پیدا می‌کند.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
‍ ‏✔️هدف؛ ظرفیت ایران ✍🏻سهند ایرانمهر مسئله نه صرفا برانداختن یک حکومت است و نه حتی از میان برداشتن ایران و مردم ایران؛ مسئله، فرسودن و از کار انداختن «ظرفیت ایران» است؛ آن توان تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی، جمعیتی و تمدنی که به این سرزمین امکان می‌دهد از دل شکست‌ها برخیزد، خود را بازسازی کند، پیرامونش را تحت تاثیر قرار دهد و بار دیگر به عاملی اثرگذار در معادلات منطقه‌ای و جهانی بدل شود. ‏آنچه از آن سخن می‌گوییم، چیزی بزرگ‌تر از حکومت‌ها، مرزهای رسمی، تاسیسات نظامی، برنامه هسته‌ای یا حتی توان اقتصادی است؛ حاصل انباشت تاریخی سرزمینی است که در آن جغرافیا با حافظه، فرهنگ با قدرت، جمعیت با امکان توسعه و هویت با میل به تداوم پیوند خورده‌اند. می‌توان حکومتی را تضعیف کرد، زیرساختی را ویران ساخت و حتی ملتی را برای سال‌ها درگیر بحران و فرسایش کرد؛ اما هدف راهبردی عمیق‌تر، هنگامی محقق می‌شود که پیوند میان این عناصر گسسته شود و ایران، پیش از آنکه از نظر سرزمینی یا سیاسی از میان برود، توان ایران‌بودن را از دست بدهد. ‏توان ایران بودن یعنی توان بازسازی که امتداد تاریخی ما را علیرغم همه فراز و نشیب‌ها به عنوان یک ملت حفظ کرده است. توان تصمیم‌گیری مستقل، تولید قدرت و تبدیل امکانات بالقوه به نیرویی واقعی در جهان. ‏بنابراین خطر فقط خطر انهدام تاسیسات و زیرساخت‌ها و مادربمب‌ها و ... نیست ؛ خطر بزرگ‌تر، آن ظرفیتی است که ممکن است در پایان جنگ، حتی با باقی‌ماندن کشور و مردمش، دیگر امکان بالفعل‌شدن نداشته باشد و همه شعبده‌بازی‌های مجازی برای نشان‌دادن خطرهای دیگر، پرچم دروغینی برای ندیدن این خطر بزرگ است چون همه آنهایی که به عنوان هدف معرفی می‌شوند با وجود ظرفیت «ایران» و «ایرانی بودن» قابل بازسازی است اما با محو «ظرفیت ایران» دیگر خیال‌ها از جغرافیا تا حکومت‌ها، از مردم تا تاسیسات و ... راحت می‌شود. این‌ها همه در طول تاریخ بارها بوده و تارومار شده‌اند و همچنان «ایران» موی دماغ‌شان است پس این‌بار باید برای «ظرفیت مفهوم ایران» چاره اساسی بیاندیشند. ✍سهند ایرانمهر
هدایت شده از به وقت ایران
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺بارها گفتیم که با وساطت قدرت‌های کوچکی مثل پاکستان و قطر به جایی نمی‌رسیم. رفتار این کشورها نشان دهنده این است که بیشتر حمالان نظم آمریکایی‌اند تا اینکه میانجی باشند 👤مهدی خراتیان؛ مدیر اندیشکده احیای سیاست 🔰برنامه 277 | 3 آبان‌ماه 1405 🔹برنامه به وقت ایران - شبکه خبر 🔸 هرشب حوالی ساعت ۱۹:۱۰ 🔻🔻🔻 کانال رسمی برنامه به وقت ایران شبکه خبر @bevaqteiran
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🔺بارها گفتیم که با وساطت قدرت‌های کوچکی مثل پاکستان و قطر به جایی نمی‌رسیم. رفتار این کشورها نشان
آقای در برنامه ، به گفت‌وگوی روشنگر دکتر در ایران‌تاک درباره موضع چین در جنگ اخیر اشاره می‌کند. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/YCKMXthg-lw برای شناخت موضع چین، این گفت‌وگو حاوی نکاتی مهم از زبان یک متخصص امور چین است.
هدایت شده از خبرگزاری صداوسیما
لولا دا سیلوا، رئیس جمهور فعلی برزیل، در دور دوم انتخابات این کشور، پیروز و برای چهارمین بار رئیس جمهور برزیل شد 🔹رقیب وی از طرفداران افراطی ترامپ و سیاست های دولت آمریکا بود 🔹دا سیلوا بارها و به طور علنی در مجامع بین المللی از جمله سازمان ملل، جنایات اسرائیل در قبال فلسطین را محکوم کرده است @iribnews
هدایت شده از خبرگزاری صداوسیما
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎦 داسیلوا: مداخله خارجی را شکست دادیم رئیس‌جمهور منتخب برزیل: 🔹برزیل حیاط خلوت هیچ کشوری نیست. 🔹 ما موفق شدیم مردم را متقاعد کنیم که رأی دادن برای حفاظت از دموکراسی در برزیل اهمیت بسیار بالایی دارد. 🔹 ما توانستیم مداخلات خارجی انجام‌شده از طریق پلتفرم‌های دیجیتال را قاطعانه شکست دهیم. @iribnews
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
🎦 داسیلوا: مداخله خارجی را شکست دادیم رئیس‌جمهور منتخب برزیل: 🔹برزیل حیاط خلوت هیچ کشوری نیست. 🔹
افشین راتانسی: با وجود فشارهای شدید محور آمریکا-إسرائيل، برزیل کشور بعدی آمریکای لاتین نشد که تسلیم دکترین احیاشده مونرو شود. یک حمله بزرگ علیه پروژه بریکس ناکام ماند. از طریق مقاومت مردمی و بسیج عمومی، قدرت و اراده امپراتوری نفاق و توحش واشنگتن را می‌توان ناکام گذاشت.
کنت پولاک، معاون سیاست‌گذاری مؤسسه خاورمیانه و تحلیلگر پیشین امور نظامی خلیج فارس در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در مقاله‌ای تحلیلی با عنوان «جنگ ایران برای همیشه جهان را تغییر داده است» که ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ در نشریه فارین پالیسی منتشر شد، استدلال می‌کند که پیامدهای جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فراتر از خسارات نظامی و اقتصادی کوتاه‌مدت، می‌تواند به بازآرایی بنیادین نظم ژئوپلیتیکی خاورمیانه و مناسبات قدرت در سطح جهان بینجامد. به باور او، این جنگ ضمن برجسته‌کردن نقش فزاینده پهپادها و موشک‌ها در جنگ‌های معاصر، محدودیت راهبردهای دفاعی متعارف و ناتوانی الگوی تسلیحاتی غرب در مواجهه با جنگ‌افزارهای ارزان‌قیمت و پرتعداد را آشکار کرده است؛ به‌گونه‌ای که حتی رهگیری بخش عمده حملات نیز نتوانسته امنیت اقتصادی و روانی کشورهای هدف را تضمین کند. پولاک توضیح می‌دهد که حملات ایران، به‌ویژه برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، این تصور دیرینه را تضعیف کرده است که اتکا به چتر امنیتی آمریکا و بازدارندگی اسرائیل برای مصون‌ماندن از تهدیدهای منطقه‌ای کفایت می‌کند. از نگاه او، ناامنی در مسیرهای راهبردی کشتیرانی، به‌ویژه تنگه هرمز و باب‌المندب، در کنار تهدید زیرساخت‌های انرژی، تجارت، سرمایه‌گذاری، تولید و گردشگری، بنیان الگوی توسعه اقتصادی کشورهای خلیج فارس را با چالش مواجه کرده است. در چنین شرایطی، حرکت عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت و بحرین به‌سوی خرید و تولید پهپادها و توسعه توان تهاجمی مستقل، می‌تواند موازنه نظامی منطقه را دگرگون کند؛ هرچند نویسنده هشدار می‌دهد که برخلاف تصور شکل‌گیری یک بازدارندگی پایدار، گسترش زرادخانه‌های متعارف ممکن است به چرخه‌ای از حملات متقابل، رقابت تسلیحاتی و درگیری‌های مستمر منجر شود و حتی دولت‌های منطقه را به اقداماتی فراتر از مرزهای خود، گاه در تعارض با ترجیحات واشنگتن، سوق دهد. در ادامه این تحلیل، پولاک سه تحول راهبردی دیگر را برجسته می‌کند: احتمال ورود چین به مرحله‌ای تازه از اعمال قدرت نظامی در خاورمیانه، تغییر دکترین امنیتی اسرائیل و افزایش ظرفیت ایران برای اثرگذاری بر معادلات منطقه‌ای و جهانی. به ارزیابی او، پکن طی دهه‌های گذشته از ثباتی بهره برده که عمدتاً با هزینه و توان نظامی آمریکا تأمین شده است؛ اما جنگ ایران آسیب‌پذیری منافع حیاتی چین، از جمله وابستگی به واردات نفت خلیج فارس و تجارت گسترده با کشورهای منطقه را نمایان کرده و ممکن است این کشور را به تقویت توان اعزام و استقرار نیروی نظامی در غرب آسیا ترغیب کند. در سوی دیگر، اسرائیل پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ اخیر، به‌سمت راهبردی مبتنی بر ایجاد مناطق حائل در مرزهای لبنان، سوریه و غزه و اجرای عملیات نظامی مستمر علیه تهدیدهای پیرامونی حرکت کرده است؛ رویکردی که پولاک آن را به الگوی مرزهای امپراتوری روم تشبیه می‌کند و معتقد است تداوم آن مستلزم بسیج طولانی‌مدت جامعه، افزایش هزینه‌های نظامی و پذیرش فشارهای اقتصادی و اجتماعی است. افزون بر این، چنین سیاستی می‌تواند روابط اسرائیل با کشورهای غربی، به‌ویژه آمریکا، را فرسوده کند و میان الزامات امنیتی این کشور و حفظ پیوندهای بین‌المللی و ظرفیت نوآوری اقتصادی آن تنش ایجاد کند. در مورد ایران نیز، نویسنده تأکید دارد که جنگی که با هدف تضعیف جمهوری اسلامی و محدودکردن قدرت منطقه‌ای آن آغاز شد، ممکن است در صورت تحقق‌نیافتن اهداف بازدارندگی، نتیجه‌ای معکوس به بار آورد: حذف آقای علی خامنه‌ای و شماری از فرماندهان و مقام‌های ارشد، دست‌کم در کوتاه‌مدت به تغییر نظام منجر نشده و به ارزیابی پولاک، زمینه را برای قدرت‌گیری جریان‌هایی تندروتر و پذیرش ریسک‌های نظامی بیشتر فراهم کرده است. هرچند حملات، برنامه موشکی و پهپادی ایران را با وقفه و خسارت روبه‌رو کرده‌اند، تهران ممکن است با کمک روسیه و چین توان خود را بازسازی کند، از امکان اخلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار بهره ببرد و بیش از گذشته به این نتیجه برسد که دستیابی به سلاح هسته‌ای می‌تواند مانع حملات آینده شود. جمع‌بندی پولاک این است که پیامد نهایی جنگ هنوز قطعی نیست، اما اگر ایران بتواند بدون تحمل هزینه‌ای تعیین‌کننده، کشتیرانی در تنگه هرمز را مختل کند یا کشورهای عربی خلیج فارس را همچنان در معرض حملات قرار دهد، ممکن است از جنگی که قرار بود قدرتش را محدود کند، با نفوذ منطقه‌ای بیشتر خارج شود. از این منظر، تشخیص زودهنگام این دگرگونی‌ها و اتخاذ سیاست‌هایی برای جلوگیری از تثبیت روندهای پرخطر، ضرورتی راهبردی برای آمریکا و دیگر بازیگران بین‌المللی خواهد بود. منبع: https://archive.ph/wpdiz
دنی سیترینوویچ، تحلیلگر و پژوهشگر مسائل ایران، در تحلیلی در واکنش به ارزیابی باراک راوید از کارنامه بنیامین نتانیاهو در قبال ایران، با تأکید بر شکست راهبردی سیاست‌های اسرائیل، نوشت که نتانیاهو طی سال‌های گذشته نه‌تنها نتوانسته است تهدید هسته‌ای ایران را از میان ببرد، بلکه تصمیم‌ها و رویکردهای او به شکل‌گیری وضعیتی کمک کرده‌اند که می‌تواند خطر دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را بیش از گذشته افزایش دهد. سیترینوویچ در تشریح ابعاد این ناکامی، خروج دولت ترامپ از توافق هسته‌ای بدون ارائه راهبردی جایگزین را یکی از اشتباهات ویرانگر سیاست آمریکا و اسرائیل دانست؛ تصمیمی که به گفته او، به‌جای مهار برنامه هسته‌ای ایران، زمینه پیشرفت بیشتر آن و دستیابی تهران به ظرفیت‌های غنی‌سازی بالاتر را فراهم کرد. او همچنین استدلال کرد که ادعاهای مطرح‌شده برای توجیه جنگ‌های گذشته، مبنی بر اینکه ایران در آستانه دستیابی به سلاح هسته‌ای و تهدید موجودیت اسرائیل قرار داشت، با واقعیت‌های موجود انطباق روشنی نداشته است. به باور این تحلیلگر، بزرگ‌نمایی تهدید هسته‌ای بدون ارائه شواهد قانع‌کننده، نمی‌تواند جایگزین ارزیابی دقیق از وضعیت برنامه هسته‌ای ایران و پیامدهای راهبردی تصمیم‌های اتخاذشده شود. سیترینوویچ با اشاره به دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی، تأکید کرد که خروج از توافق هسته‌ای به تضعیف جریان عمل‌گرا در ایران و تقویت نیروهای مخالف تعامل با غرب کمک کرد. از نگاه او، این تحول فرصت شکل‌گیری یک مسیر سیاسی متفاوت در داخل ساختار جمهوری اسلامی را محدود کرد و به تقویت این دیدگاه در تهران انجامید که مذاکره و توافق با غرب لزوماً نمی‌تواند منافع امنیتی ایران را تضمین کند. این پژوهشگر مسائل ایران همچنین معتقد است که مجموعه اقدامات اسرائیل، از ترور دانشمندان و هدف قرار دادن تأسیسات هسته‌ای گرفته تا مخالفت مستمر با راه‌حل‌های دیپلماتیک، نتوانسته است برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کند. در مقابل، این اقدامات ممکن است انگیزه تهران برای پیشبرد برنامه هسته‌ای و بازنگری در محاسبات امنیتی خود را افزایش داده باشند. او در ادامه، حذف رهبر ایران را یکی از نقاط عطف خطرناک این روند توصیف کرد و هشدار داد که کنار رفتن رهبر پیشین ایران، برخلاف انتظارات احتمالی طراحان این سیاست، لزوماً به روی کار آمدن رهبری میانه‌روتر منجر نمی‌شود. به ارزیابی او، این تحول می‌تواند زمینه را برای افزایش نفوذ سپاه پاسداران و تقویت رویکردهای تندروانه در ساختار قدرت ایران فراهم کند؛ به‌ویژه اگر رهبران جدید به این نتیجه برسند که تنها برخورداری از سلاح هسته‌ای می‌تواند بقای نظام را تضمین کند. سیترینوویچ همچنین میان اهداف اعلام‌شده جنگ‌ها و نتایج عملی آنها تمایز قائل شد. به گفته او، در حالی که هدف اصلی باید مهار برنامه هسته‌ای ایران و رسیدگی به ذخایر اورانیوم با غنای بالا می‌بود، نتانیاهو در جنگ فوریه ۲۰۲۶ تمرکز خود را به سمت سرنگونی حکومت ایران سوق داد؛ هدفی که تحقق آن از طریق حملات هوایی و تحریک ناآرامی‌های داخلی، بدون وجود یک راهبرد سیاسی و عملیاتی واقع‌بینانه، بسیار دشوار بود. در همین زمینه، او به حدود ۴۵۰ تا ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده تا سطح ۶۰ درصد اشاره کرد که به گفته او، در جنگ اخیر مسئله آن به‌طور مؤثر حل‌وفصل نشد. این ذخایر، به دلیل سطح بالای غنی‌سازی، از مهم‌ترین موضوعات باقی‌مانده در پرونده هسته‌ای ایران به شمار می‌روند؛ هرچند تبدیل اورانیوم با این سطح غنا به مواد مورد استفاده در سلاح هسته‌ای و ساخت خود سلاح، همچنان به مراحل فنی دیگری نیاز دارد. این تحلیلگر در ارزیابی پیامدهای جنگ اخیر هشدار داد که ایران اکنون ممکن است بیش از گذشته به این جمع‌بندی برسد که برای جلوگیری از حملات آینده و تضمین بقای خود، باید مسیر دستیابی به سلاح هسته‌ای را به‌صورت علنی و جدی دنبال کند. به این ترتیب، سیاستی که قرار بود تهدید هسته‌ای ایران را برطرف کند، ممکن است به تقویت انگیزه‌های امنیتی و سیاسی برای حرکت به سوی تسلیحاتی شدن برنامه هسته‌ای بینجامد. از نگاه سیترینوویچ، مسئله اصلی این است که پس از سال‌ها فشار، عملیات نظامی و صرف هزینه‌های سنگین انسانی، اقتصادی و دیپلماتیک، هنوز نه تهدید هسته‌ای ایران به‌طور قطعی برطرف شده و نه تغییر حکومت در این کشور تحقق یافته است. در عوض، احتمال دارد تهران با رهبری جدید و محاسبات امنیتی متفاوت، بیش از گذشته به ضرورت دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای باور پیدا کند. او در نهایت، رویکرد نتانیاهو را نمونه‌ای از شکست راهبردی دانست؛ شکستی که در آن، ابزارهای نظامی بدون دستیابی به اهداف سیاسی پایدار به کار گرفته شده‌اند و خطر آن وجود دارد که نتیجه نهایی، نه کاهش تهدید ایران، بلکه شکل‌گیری ایرانی مصمم‌تر برای حرکت به سوی سلاح هسته‌ای باشد.