eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
532 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.4هزار ویدیو
17 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️اعتراضات سیاسی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها: چالش‌ مشروعیت در خلافت پس از پیامبر 🔻مقدمه ♦️مشروعیت در تاریخ اسلام مفهومی پیچیده و پردوام است که در دوران پس از رحلت یا شهادت پیامبر (ص) تحریف و پیچیدگی‌های زیادی یافت. حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها) با اعتراضات خود به رویکرد خلافت، مفاهیم عمیقی از مشروعیت و حقانیت را آشکار کرد و نشان داد که این مفاهیم به‌راحتی در اراده‌های بشری و بیعت‌های سیاسی نمی‌گنجند. 🔻نظریه‌های جانشینی پیامبر (ص) ♦️پس از رحلت پیامبر (ص)، دو نظریه اصلی درباره جانشینی او مطرح شد: 1. نظریه وصایت (نصب الهی): در این دیدگاه، جانشینی پیامبر (ص) از سوی خداوند تعیین می‌شود و هیچ‌گونه دخالتی از سوی مردم یا شورا در آن وجود ندارد. 2. نظریه خلافت: این نظریه بر این اصل تأکید دارد که مشروعیت خلافت از اراده مردم و شورا ناشی می‌شود و خلافت نتیجه توافق اجتماعی است. 🔻مشروعیت نظریه‌ها ♦️پرسش اصلی در اینجا این است که مشروعیت در کجا قرار دارد؟ در اراده مردم یا در نصب الهی؟ حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با اعتراضات خود، خلافت را که نتیجه بیعت صحابه و در واقع یک کودتای نظامی بود، به چالش کشید. ایشان در اعتراضات خود به دنبال حقیقتی پنهان بود که فراتر از نگاه‌ها، دیدگاه‌ها و خواسته‌های بشری قرار داشت. حضرت فاطمه نشان داد که مشروعیت به‌طور ساده در انتخاب مردم یا تصمیمات فردی نیست، بلکه در پیروی از رهبران الهی و کلام وحی تجلی می‌یابد. 🔻حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و افشای انحرافات ♦️حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نخستین فردی بود که در برابر خلافت ایستاد. اعتراضات او، نه تنها انعکاس درد و اندوه شخصی، بلکه نقدی عمیق به انحرافات سیاسی و اجتماعی پس از شهادت پیامبر (ص) بود. او با دقت و صداقت نشان داد که مسیر تاریخ بشریت در حال انحراف است و این انحرافات در نتیجه جدایی از اصول الهی و خواسته‌های بشری رخ داده است. 🔻نتیجه‌گیری ♦️اگر حضرت فاطمه (سلام الله علیها) سکوت می‌کرد، تاریخ اسلام ممکن بود از مسیر اصلی خود منحرف شود. اما با ایستادگی و اعتراضاتش، او نشان داد که مشروعیت در قدرت‌های ظاهری و موقت نهفته نیست. مشروعیت در وفاداری به حقیقت، اطاعت و پیروی از اصول الهی است. اعتراضات حضرت فاطمه (سلام الله علیها) به‌عنوان نماد استقامت در مسیر حق، یادآور این حقیقت است که حتی در شرایط پیچیده و پرابهام، نباید از حقیقت دست کشید. 🆔@dolat_qavi
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️چالش‌های دینداری در دنیای مدرن: تطبیق دین با چارچوب‌ها و اقتضائات مدرن ▪️در دنیای مدرن، یکی از بز
🔗https://eitaa.com/dolat_qavi/1391 حرکت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) یکی از لحظات اساسی تاریخ است که درک عمیق آن برای همه افراد ممکن نیست، مگر برای کسانی که به باورهای خاص شیعی پایبندند. این حرکت نه‌تنها نمایانگر اعتراض ایشان به ظلم و فساد سیاسی دوران خلیفه‌گری بود، بلکه نوعی اعلان حجت تاریخی نیز به شمار می‌آید. بشر مدرن که در چارچوب قراردادهای اجتماعی می‌اندیشد، از درک این مشروعیت الهی ناتوان است و در صورت فهم آن، منکر، اما در روزگار ظهور حضرت مهدی (علیه‌السلام) با قدرت الهی خود، ارواح و دل‌ها را هدایت خواهد کرد، یا اگر نیاز باشد، با شمشیر، حقیقت را برقرار خواهد ساخت. 🔗حرکت حضرت زهرا متوجه کل تاریخ است. اعتراض ایشان چالشی برای تمام حکومت‌های تاریخ است. توقعی نیست «بشر مستکبر مدرن» آن را انکار کند، این حرف جز در دوران غلبه و عصر حضور امام محقق نخواهد شد. سازوکار‌های حضرت چه باشد نمی‌دانیم، با تصرفات در قلوب و ارواح یا حتی به زور شمشیر اما محقق می‌شود.
⭕️حرکت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) و ابعاد آن در تاریخ اسلام ♦️حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) به عنوان یک شخصیت محوری در تاریخ اسلام، پس از رحلت پیامبر (صلى‌الله‌عليه‌وآله) در کانون تحولات سیاسی قرار گرفت. حرکت تاریخی ایشان، واکنشی به ظلم‌ها و ستم‌هایی بود که بر اهل بیت (علیهم‌السلام) روا داشته می‌شد. این حرکت نه تنها یک اعتراض فردی، بلکه یک رویکرد اصولی و اجتماعی بود که مسأله «ولایت» و «دفاع از اصول اسلامی» را در مرکز توجه قرار داد. 🔻مفهوم قرارداد اجتماعی و چالش‌های آن ♦️فلسفه سیاسی مدرن، به ویژه نظریه‌های مربوط به قرارداد اجتماعی، بر پایه آزادی فردی و حاکمیت مردمی بنا شده است. اما حرکت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) به وضوح نشان می‌دهد که مشروعیت حاکمیت باید بر اساس اصول الهی و نه توافقات بشری باشد. این حرکت، به نوعی ناتوانی بشر مدرن در درک عمیق مفاهیم دینی و الهی را نمایان می‌کند. 🔻حرکت حضرت زهرا و مفاهیم اسلامی ♦️حرکت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) یکی از اساسی‌ترین عناصر تاریخ اسلام است که می‌تواند به فهم مفاهیم ولایت، حاکمیت و عدالت کمک کند. در این حرکت، ایشان به وضوح نشان داد که حاکمیت باید بر اساس اصول دینی و مشروعیت الهی باشد. 🔻 نظریه مشروعیت در قرآن و سیره اهل بیت ♦️در قرآن و سیره اهل بیت (علیهم‌السلام)، مشروعیت حاکمیت تنها از طریق خداوند و نمایندگان معصوم او تأکید شده است. حرکت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) نیز به این نکته اشاره دارد که حکومت اسلامی باید بر اساس اصول الهی باشد و هرگونه ظلم و سلطه‌جویی باید کنار گذاشته شود. 🔻خطبه حضرت زهرا: بیانیه‌ای تاریخی و اخلاقی ♦️خطبه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) نه تنها یک اعتراض سیاسی، بلکه یک بیانیه عمیق تاریخی و اخلاقی است. ایشان با اشاره به رویدادهای پس از وفات پیامبر (صلى‌الله‌عليه‌وآله)، به تاریخ هشدار می‌دهد که مسیر نادرست، نه تنها به ضرر ایشان، بلکه به ضرر بشریت خواهد بود. این خطبه، تأکیدی بر وفاداری به اصول اسلام و ضرورت حفظ مسیر مشروع در حکمرانی اسلامی است. ♦️حرکت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) به نوعی اتمام حجت است که تاریخ نباید فراموش کند و آینده باید از آن درس بگیرد. 🔻نتیجه‌گیری ♦️حرکت حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) نه تنها یک اعتراض تاریخی، بلکه یک الگوی بزرگ برای مسلمانان و پیروان حقیقت است. این حرکت به ما می‌آموزد که برای تحقق عدالت و حقیقت در جامعه، باید به اصول الهی و ولایت معصومین اتکا کنیم. 🆔@dolat_qavi
⭕️سیاست ایران؛ چرا همه‌چیز را به یک نفر ختم می‌کنند؟ ♦️در ایران، طی قرن‌ها نظام‌های سلطنتی و شاهنشاهی حاکم بوده‌اند. در این روند، فرهنگ سیاسی غالب تحت سلطه نظم سلطانی شکل گرفته است. این‌نوع فرهنگ سیاسی به‌طور طبیعی انتظارات فردمحورانه‌ای در دولت‌داری و حکم‌روایی ایجاد می‌کند و با نظام‌سازی (سیستم) بیگانه است. چنین فرهنگی، بیش از آن‌که حکومت‌داری را به‌عنوان مجموعه‌ای نظام‌مند از سازمان‌ها و نهادها، قواعد و رویه‌های تثبیت‌شده و الگوهای ذهنی و رفتاری ببیند که در فرآیندی خاص نتایج و بروندادهای خود را دارد و هر نهاد ملزم به پاسخگوییِ وظایف و تکالیف در چارچوب اختیارات قانونی خود است؛ در عوض، تمامیِ انتظارات و مسئولیت‌ها را متوجه مسئول و مسئولان سطوح عالی نظام می‌کند. 🆔@dolat_qavi
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️سیاست ایران؛ چرا همه‌چیز را به یک نفر ختم می‌کنند؟ ♦️در ایران، طی قرن‌ها نظام‌های سلطنتی و شاهنشا
در دفاع از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای‌؛ فقیه عالی‌مقام، دوراندیش و جامع‌نگر در عصر غیبت که فراتر از قیل‌وقال‌های حوزوی، در رو به‌پیش حرکت می‌کند.
⭕️راه جبران شکست راهبردی ایران: از بحران تا بازسازی قدرت منطقه‌ای در دنیای جدید ✍علی صمدزاده ♦️‏ایران با جلب مشارکت روس‌ها در پیشبرد طرح راهبردی‌اش در سوریه در سال ۲۰۱۵، پس از بیش از ۲قرن، به جایگاه قدرت منطقه‌ای دست یافت؛ قریب به ۹سال به ظرفیت ایجاد شده در پی این تحول، بی‌توجهی کرد و حالا با سقوط سوریه به دست تروریست‌ها، سطح قدرت ایران تنزل یافته است. 🔻ایران و سقوط سوریه: آیا راهبرد قدرت منطقه‌ای دچار افول شده است؟ ♦️‏در شرایط کنونی، بسیار مهم است که این تنزل سطح به صورت یک عقب‌گرد بی‌ضابطه رقم نخورد بلکه با بازبینی ظرفیت‌ها و بازتعریف نقش‌ها، ایران خود را در قامت یک کشور ذی‌نفوذ در منطقه بازیابی کند و اهرم‌ها و ابزارهای قدرت‌اش را به درستی در این سطح مبتنی بر شرایط بین‌المللی به کار گیرد. 🔻پذیرش شکست و بازتعریف نقش‌ها: چگونه ایران می‌تواند در رقابت‌های منطقه‌ای بازسازی شود؟ ♦️‏لازمه چنین امری، در وهله نخست پذیرش شکست و واکاوی صادقانه عوامل و دلایل آن و در گام بعد، بازیابی خود در بُعد و ساحت شناختی است. از این مسیر، در گام سوم، بازسازی و بازآرایی توان ملی و منطقه‌ای امکان‌پذیر خواهد بود. 🔻مسیر نجات ایران: خودباختگی یا بازسازی توان ملی و منطقه‌ای؟ ♦️‏در غیر این صورت، نسخه‌های خودباختگان و عوامل بیگانه، ایران را در آستانه فروپاشی تصویر خواهد کرد و راه تسلیم و سازش را به عنوان نسخه نجات، تجویز خواهد کرد. مسیری که به سرعت ایران را در مسیر تجزیه قرار خواهد داد. 🔻شکست راهبردی یا فروپاشی راهبردی؟ درک درست از چالش‌های پیش‌رو ♦️‏ایران در راهبرد منطقه‌ای خود با یک شکست راهبردی مواجه است، نه با یک فروپاشی راهبردی؛ درک این تفاوت و عوامل و رخدادهای منجر به این شکست، کلید پاسخ به چالش کنونی است، نه چنگ‌زدن به نسخه‌های از پیش‌آماده‌ی تسلیم. مقایسه ایران ۱۴۰۳ با ایران ۱۳۶۷، بخشی از جنگ شناختی علیه ماست. 🔗عنوان اصلی و تیترهای فرعی از ادمین است. 🆔@dolat_qavi
⭕️گفتمان انقلاب و طرح مفهومی شکست ✍سجاد صفارهرندی 🔻فقدان طرحی مفهومی برای شکست ♦️به نظر می‌رسد گفتمان انقلاب از فقدان طرحی مفهومی برای شکست رنج می‌برد. گرچه در منطق متعالی دینی به معنای واقعی «بچه شیعه باخت نمی‌دهد» و ما به شرط ایفای تکلیف چه ببریم چه ببازیم برنده‌ایم، اما در چارچوب مناسبات این دنیایی کردار مقاومت همچون هر کردار بزرگ اجتماعی دیگری ناگزیر از پیروزی‌ها و شکست‌هاست. تاریخ مقدس حکایت از آن دارد که خداوند برای بهترین بندگان و برگزیدگان خود نیز فتح و ظفر مداوم را مقدر نساخته، البته که وعدۀ او درباره پیروزی نهایی تخلف ناپذیر است. 🔻لزوم داشتن طرحی مفهومی از شکست ♦️پس اگر وقوع شکست در مراحل حرکت ناگزیر باشد، داشتن طرحی مفهومی از شکست نیز لازم است. در فقدان این امر از پی وقوع هر شکست دو واکنش عمده حاصل می‌شود. صدایی شکست را همچون رسیدن به خط پایان و بن‌بست مطلق معرفی می‌کند و از آن بطلان هدف و مسیر را نتیجه می‌گیرد. در مقابل و احتمالاً در واکنشی پیش‌دستانه، صدایی از اساس وقوع شکست را انکار کرده و حتی روایت ظفرمندانه از آن ارائه می‌دهد. 🔻ضرورت هضم و شناسایی شکست ♦️لازم است با فرآروی از این دوگانه نارسا و انسدادآور امکانی برای هضم و شناسایی شکست بیابیم. شکست –آنچنان که در متن تجربه یکی از تلخ‌ترین‌هایش در غائله اخیر شام هستیم_ پایان راه نیست. تجارب دور و نزدیک تاریخی ما و دیگران حکایت از آن دارد که شکست‌هایی حتی سهمگین و بزرگ چگونه زمینه‌ساز خیزش‌های دوران‌ساز شده‌اند. در عین حال، شرط چنین بهره‌ای آن است که شکست را همچون شکست به رسمیت بشناسیم. با عقل سرد و بدون هیجان و عاطفه به آن چشم بدوزیم و در اسباب و علل آن بیاندیشیم. 🔗عنوان اصلی و تیترهای فرعی از ادمین است. 🆔@dolat_qavi
⭕️نقطه ضعف محور مقاومت: درک نادرست از رابطه امنیت و توسعه ✍دکتر مجید شاکری (کارشناس اقتصادی) ♦️نقطه ضعف محور مقاومت درك‌نكردن درهم‌تنيده‌بودن امنيت و توسعه بود. اين تصور كه كشور در دو راهى امنيت يا توسعه است كساني را به اين غلط انداخت كه براى توسعه بايد از امنيت عقب نشست و كسانى را به اين غلط انداخت كه براى امنيت بايد از توسعه عقب نشست. حال كه اساسا دو راهى در كار نيست. ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ⭕️محور مقاومت: از موفقیت‌های گذشته تا ضرورت تحول به محور توسعه ♦️محور مقاومت در زمانه خود يك پروژه بسيار موفق بود. آنچه شكست است نه خود محور مقاومت بلكه ناتوانى از به‌روزرسانى و تبديل آن به يك محور توسعه به جاى محور نظامى بود. اكنون زمانه ديگرى است. 🔗عناوین تیتر‌ها از بنده است. این هم دو یادداشت جداست که بنده در قالب یک پست منتشر کردم. البته نظر بنده این است که توسعه و پیشرفت بدون ممکن نیست. 🆔@dolat_qavi
⭕️آسیب‌شناسی شکست میدانی و مدیریت بحران: ضرورت بازنگری در تاکتیک‌های انقلابی و مقاومت ♦️بنده در حال بررسی و تحلیل واکنش دولت‌مردان، متفکران و نخبگان انقلاب به از دست‌دادن فرصت سوریه و شکست میدانی در اثر ضعف راهبردی مدیریتی است. (نه به معنای شکست راهبردی، تاکتیکی (کوتاه‌مدت و موقت) و فروپاشی کامل نظام، بلکه به معنای تحلیل وضعیت جدید) و کاهش جایگاه ایران از یک قدرت برتر منطقه‌ای به یکی از قدرت‌های منطقه‌ای هستم. این تحلیل مبتنی بر وضعیت کنونی میان نخبگان انقلابی است که قصد دارم به تدریج و با دقت آن را بیان کنم. هدف من این وضعیت و انتقاد از بینش و کنش نیروهای گفتمان انقلاب و مقاومت البته با نگاهی مصلحانه، و ، همدلانه و مشفقانه است؛ نه غرض‌ورزانه و امیدوارم با به اشتراک‌گذاری این مباحث، بتوانم درک عمیق‌تری از تحولات اخیر و چالش‌های پیش‌رو به دست آورم. العاقل تکفیه الإشاره ✍تفرشی 1⃣با حاشیه‌ها، اولویت‌های واقعی گم می‌شوند: ترفندهای رسانه‌ای و فریب اذهان جامعه 2⃣فروپاشی راهبردی یا تجربه‌ای برای رشد: بازنگری در تدابیر میدانی 3⃣آفات راهبردی: محاسبات مادی و نادیده‌گرفتن وعده‌های الهی 4⃣منطق آیت‌الله خامنه‌ای در مدیریت بحران‌: وحدت داخلی برای مقابله با تهدیدات خارجی 5⃣تفکر «مصاف» در مصاف با عقلانیت انقلابی؛ مانع‌ رشد تفکر «تحلیلی و انتقادی» در ایران 6⃣پیوند نظر و عمل: چالش‌ها و راهکارهای تفکر انضمامی در مقابل انتزاعی‌نگری 7⃣مبارزه مدبرانه و هوشمندانه با استکبار: پیروزی از طریق عقلانیت، صداقت و اتحاد 8⃣وحدت حول دشمن مشترک؛ نخستین گام برای حل مشکلات ایران امروز 9⃣چالش «الگو» و «زبان» در کنشگری سیاسی انقلابی: نقدی بر سیاست‌زدگی و ضرورت تحول در رویکردهای عملی 🆔@dolat_qavi
⭕️با حاشیه‌ها، اولویت‌های واقعی گم می‌شوند: ترفندهای رسانه‌ای و فریب اذهان جامعه به‌نظرمن برخی رسانه‌های حتی داخلی و برخی نخبگان انقلابی تحت تأثير جریان‌های خارجی با برجسته‌کردن حواشی و مسائلی نظیر شخصیت‌های خاص یا جریان‌های سیاسی کوچک، تلاش دارند تا اولویت‌های واقعی و مسائل اصلی کشور را تحت‌الشعاع قرار دهند. بنده به اهمیت تمرکز بر مسائل اساسی و دوری از حواشی بی‌اهمیت‌ اشاره دارم. «آمریکا و اسرائیل» برای ما در واقعیت، تهدید و دشمن اصلی هستند اما در سطح عمومی کسانی مثل «جریان‌های صورتی»، «فائزه هاشمی‌ها»، و «زیباکلام‌ها» مطرح می‌شوند؛ یعنی آمریکا و اسرائیل ما، فائزه هاشمی‌ها و زیباکلام‌ها می‌شوند. آیا یک جریان معاند با نفوذ و برنامه‌ریزی، این‌گونه تنظیم خبر نمی‌کند؟ یا خوش‌بینانه بگویم آیا ما انقلابی‌ها در تنظیم خبر ضعف اساسی نداریم؟ عموم خبر‌ها، اغلب تصنعی و بی‌محتواست. جریان‌های خارجی در تلاش هستند تا اولویت‌های ما را به‌هم بریزند و ذهنیت‌های ما را تحت تأثیر قرار دهند. یک روز به دستاویزی از پزشکیان پرداخته می‌شود، روز دیگر یک جریان خاص برجسته می‌شود، و در روزهای دیگر هم مسائل مختلف مطرح می‌شود که هیچ ربطی به اولویت‌های واقعی ما ندارد. از آنجا که اولویت‌های ما در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مرتباً تغییر می‌کند، مسائلی که برای ما انقلابی‌ها به عنوان اولویت شناخته می‌شوند، گاهی به فراموشی سپرده می‌شود و حتی از بین می‌روند. وای به‌حال عموم جامعه! واقعیت این است که هیچ کسی نمی‌تواند وجود این مسائل را انکار کند. اما مسأله اصلی اینجاست که ما اولویت‌های خود را به درستی انتخاب نمی‌کنیم، حواشی را به متن تبدیل می‌کنیم و نامساله‌ها را (مسائلی که در اصل نباید دغدغه اصلی ما باشد)، به مسأله‌های اساسی تبدیل می‌کنیم. مسئله اصلی در این‌باره، ذهنیت حاشیه‌گرای ما است که اغلب با حرف‌های بی‌پایه و اساس روشن می‌شود. در نهایت، ذهن نظام‌مند اگر به درک صحیحی از شرایط رسیده باشد، نمی‌گذارد که هر مسئله‌ای ذهنش را مشغول کند. نباید در دام ژورنالیسم زرد افتاد! یک عده انقلابی، رئیس جمهور یا وزیر خارجه را مسخره می‌کنند و عده‌ای دیگر نیز توجیه! برخورد عالمانه و محققانه با این دستاویز‌ها از هر مقامی، نه توجیه بی‌وجه است و نه تمسخر و دستاویز قراردادن چرا که اثر موثر و کارسازی ندارد! رسانه می‌خواهد همه موضع‌گیری کنند اما عبور از این دسته‌خبرها و پرداختن به مسائل مهم‌تر اقدامی عالمانه است. 🆔@dolat_qavi
⭕️شکست راهبردی یا تجربه‌ای برای رشد: بازنگری در تدابیر میدانی ایران با یک شکست میدانی در شام مواجه است، نه یک فروپاشی راهبردی یا حتی شکست راهبردی؛ بنابراین، بررسی عوامل و رخدادهایی که منجر به وقوع این شکست شده‌اند، کلید پاسخ به چالش کنونی است. شکست، پایان راه نیست و باطل‌بودن اهداف را نمی‌رساند، اما باید به دگرگونی روش‌ها اندیشید. شکست یک تجربه است. شرط بهره‌برداری از آن این است که اولاً شکست را بپذیریم و به دور از هیجانات و با پرهیز از مواجهه عاطفی، بلکه با پیرامون علل و اسباب آن بیندیشیم. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهند که حتی شکست‌های سهمگین می‌توانند زمینه‌ساز دست‌آورد‌ها و موفقیت‌های بزرگ شوند. در مقابل، برخی ممکن است منکر وقوع شکست شوند و از آن روایت ظفرمندانه‌ای ارائه دهند. در پاسخ می‌گویم: اکتفا به تحلیل‌های فلسفی، الهیاتی و عرفانی در برابر حوادث میدانی -که این‌بار جنگ وجودی است- خطاست. گفتن «یقیناً کله خیر» و «در هر صورتی ما پیروز شدیم» افیونی است که دردهای روحی را تسکین می‌دهد و شکست‌های ظاهری را التیام می‌بخشد، اما از آن راه‌حل‌هایی برای رفع مشکلات و جبران شکست‌ به دست نمی‌آید. اساساً امر اداره و راهبری میدان، غیر از نگرش عرفانی محض است. ما در واقعیت شکست می‌خوریم (ولو به ظاهر) اما در نحوه برخورد با شکست، از آن عبرت گرفته و تجربه کسب می‌کنیم. هرگز نباید یک اشتباه را دوبار تکرار کرد (بماند که برخی دولت‌مردان چه غربگرا و چه خودی بناست یک اشتباه را صدبار تکرار کنند و هیچ‌عبرتی هم از آن‌ها نگیرند) اما اشتباهی که بیش از یک بار تکرار بشود دیگر اشتباه نیست، بلکه یا یک تصمیم است یا حماقت. این‌گونه تحلیل‌ها و مواجهه‌های تخدیر‌ی، از روح آموزه‌های دینی که محرک و مسئولیت‌آفرین‌اند، دور است. البته کسانی که شکست را می‌پذیرند، نباید تنها به محاسبات مادی اکتفا کنند و نباید نصرت خدا و امید به وعده‌های الهی را نادیده بگیرند. اما همان‌گونه که نادیده‌گرفتن سنت‌های الهی، امیدزدا است، اکتفا به آن‌سنت‌ها و عدم برقراری توازن بین آن سنت‌ها نیز، فاعلیت و اقدام را از بین می‌برد. تحلیل‌های فلسفی، الهیاتی و عرفانی نباید موجب غفلت از شکست‌ها و مانع عبرت‌گیری از آن‌ها شوند. پرواضح است که نصرت الهی، پس از تلاش و تدبیر و اقدام ما به امداد می‌آید. اساساً زمانی الهیات مقاومت است که بعد از تبیین گزاره‌های اعتماد به وعده‌های الهی و نصرت خدا، به بینجامد و به بهینه‌سازی در دستگاه محاسباتی و تدبیری منتهی گردد. نباید با اکتفا به لایه‌های بنیادی، ورود در لایه‌های راهبردی و کاربردی (عملیاتی و نیز میدانی) را شوخی گرفت. این اکتفا، موجب انحراف «جبرگرایی» (برداشت منفی از قضا و قدر) و مانع از اقدامات مدبرانه و عملی می‌شود. نقل است فقیه بزرگی (از آوردن اسم معذورم) به فرزندش گفت: «بابا این میخِ بلندِ کنار درِ خانه را بکوب یا بیرون بیاور تا خدای نکرده موجب آسیب‌زدن به عبا یا چادر کسی نشود.» آقازاده قبول کرد که انجام دهد، اما نداد. آن مجتهد مرحوم رو کرد به فرزند و گفت: «مگر نگفتم این میخ را در بیاور؟!» آقازاده جواب داد: «آقاجان! اگر خدا نخواهد عبا یا چادر کسی گیر نمی‌کند!» آن مرحوم فرمودند: «از کی تا حالا، تنبلی موحدت کرده؟» (البته واژه‌ دیگری در اصل بیان شده است که ما از آن عبور کرده‌ایم.) خلاصه، این‌گونه مدیریت‌های آخرالزمانی، اهمال در اتخاذ تصمیمات تعیین‌کننده و حساس و سرنوشت‌ساز را در پی‌ دارد. این بینش‌ها، ضعف در است. نباید به محض وقوع اتفاقی گفت: «یقیناً کله خیر!» پس تدبیر کجاست؟ مگر معصومین در جنگ‌ها تدبیر نظامی نکردند! برخی اسم تنبلی را، توحید عملی گذاشته‌اند! با این روش اداره که غیرحرفه‌ای و غیر‌فنی است، وضعیت موجود و نتیجه‌ی میدان تغییر نخواهد کرد. این سبک مدیریت، تکرار دوباره‌ی شکست را به‌دنبال دارد. باید از تاریخ درس گرفت. با سپردن همه‌چیز به دست تقدیر، سقوط حتمی است. مدیران چه بهره‌ای از عقل اداره و راهبردی برده‌اند؟ چه مقدار در حیطه‌ی تخصصی خود اهل مطالعه و به‌روزرسانی اطلاعات و اهل تعمق در دانش هستند؟ عقل اداره و عقلانیت دولت‌داری و حکم‌روایی را دریابید. 🆔@dolat_qavi
⭕️آفات راهبردی: محاسبات مادی و نادیده‌گرفتن وعده‌های الهی آفت جبهه انقلاب به اکتفا در بینش فلسفه‌ی تاریخی ختم نمی‌شود. برخی دیگر هوش راهبردی و کاربردی خوبی دارند و به مباحث تدبیری به‌طور دقیق اندیشیده‌اند. آن‌ها با محاسبات دقیق و مطالعات گسترده و به‌روز، هوشمندانه می‌اندیشند و تصمیم می‌گیرند. آن‌ها سایرین را متهم به ساده‌انگاری می‌کنند، اما آفت‌شان این است که را صرفاً به محاسبات مادی تقلیل می‌دهند. چشم‌شان را به سختی‌های طاقت‌فرسای تجربه‌شده در چهاردهه‌ی گذشته بسته‌اند. برای ما که بارها شرایطی به مراتب دشوارتر از امروز را دیده‌ایم، مأیوس‌شدن چه معنایی دارد؟ پس معیت خدای متعال (إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِين) چه می‌شود؟ و حالا هم با وجود شرایط دشوار کنونی، باید به وَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُه باور و امید داشت. نباید مقاومت را با محاسبات صرفاً مادی و یأس‌آفرین و تصویرسازی سیاه و امیدزدا به شکست کشاند. اختلال در دستگاه محاسباتی یعنی همین. نباید وعده‌های الهی را نادیده گرفت یا به آن‌ها سوءظن داشت که این سوءظن، صفت ناپسند کفار است؛ الظّانّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دائِرَةُ السَّوءِ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَ لَعَنَهُم. 🆔@dolat_qavi