⭕️سیاست ایران؛ چرا همهچیز را به یک نفر ختم میکنند؟
♦️در ایران، طی قرنها نظامهای سلطنتی و شاهنشاهی حاکم بودهاند. در این روند، فرهنگ سیاسی غالب تحت سلطه نظم سلطانی شکل گرفته است. ایننوع فرهنگ سیاسی بهطور طبیعی انتظارات فردمحورانهای در دولتداری و حکمروایی ایجاد میکند و با نظامسازی (سیستم) بیگانه است. چنین فرهنگی، بیش از آنکه حکومتداری را بهعنوان مجموعهای نظاممند از سازمانها و نهادها، قواعد و رویههای تثبیتشده و الگوهای ذهنی و رفتاری ببیند که در فرآیندی خاص نتایج و بروندادهای خود را دارد و هر نهاد ملزم به پاسخگوییِ وظایف و تکالیف در چارچوب اختیارات قانونی خود است؛ در عوض، تمامیِ انتظارات و مسئولیتها را متوجه مسئول و مسئولان سطوح عالی نظام میکند.
#رویکرد_فردمحورانه_در_سیاست_ایران
#دیدگاه_انتقادی #فرهنگ_سیاسی
#رویکرد_کلگرایانه #کارگزارها #ساختارها #نرمافزارها
🆔@dolat_qavi
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
⭕️سیاست ایران؛ چرا همهچیز را به یک نفر ختم میکنند؟ ♦️در ایران، طی قرنها نظامهای سلطنتی و شاهنشا
در دفاع از حضرت آیتالله خامنهای؛ فقیه عالیمقام، دوراندیش و جامعنگر در عصر غیبت که فراتر از قیلوقالهای حوزوی، در #میدان رو بهپیش حرکت میکند.
⭕️راه جبران شکست راهبردی ایران: از بحران تا بازسازی قدرت منطقهای در دنیای جدید
✍علی صمدزاده
♦️ایران با جلب مشارکت روسها در پیشبرد طرح راهبردیاش در سوریه در سال ۲۰۱۵، پس از بیش از ۲قرن، به جایگاه قدرت منطقهای دست یافت؛ قریب به ۹سال به ظرفیت ایجاد شده در پی این تحول، بیتوجهی کرد و حالا با سقوط سوریه به دست تروریستها، سطح قدرت ایران تنزل یافته است.
🔻ایران و سقوط سوریه: آیا راهبرد قدرت منطقهای دچار افول شده است؟
♦️در شرایط کنونی، بسیار مهم است که این تنزل سطح به صورت یک عقبگرد بیضابطه رقم نخورد بلکه با بازبینی ظرفیتها و بازتعریف نقشها، ایران خود را در قامت یک کشور ذینفوذ در منطقه بازیابی کند و اهرمها و ابزارهای قدرتاش را به درستی در این سطح مبتنی بر شرایط بینالمللی به کار گیرد.
🔻پذیرش شکست و بازتعریف نقشها: چگونه ایران میتواند در رقابتهای منطقهای بازسازی شود؟
♦️لازمه چنین امری، در وهله نخست پذیرش شکست و واکاوی صادقانه عوامل و دلایل آن و در گام بعد، بازیابی خود در بُعد و ساحت شناختی است. از این مسیر، در گام سوم، بازسازی و بازآرایی توان ملی و منطقهای امکانپذیر خواهد بود.
🔻مسیر نجات ایران: خودباختگی یا بازسازی توان ملی و منطقهای؟
♦️در غیر این صورت، نسخههای خودباختگان و عوامل بیگانه، ایران را در آستانه فروپاشی تصویر خواهد کرد و راه تسلیم و سازش را به عنوان نسخه نجات، تجویز خواهد کرد. مسیری که به سرعت ایران را در مسیر تجزیه قرار خواهد داد.
🔻شکست راهبردی یا فروپاشی راهبردی؟ درک درست از چالشهای پیشرو
♦️ایران در راهبرد منطقهای خود با یک شکست راهبردی مواجه است، نه با یک فروپاشی راهبردی؛ درک این تفاوت و عوامل و رخدادهای منجر به این شکست، کلید پاسخ به چالش کنونی است، نه چنگزدن به نسخههای از پیشآمادهی تسلیم.
مقایسه ایران ۱۴۰۳ با ایران ۱۳۶۷، بخشی از جنگ شناختی علیه ماست.
🔗عنوان اصلی و تیترهای فرعی از ادمین است.
#جهاد_تبیین #تبیین_نخبگانی #جهاد_تجویز #روایت_دولتسازی
🆔@dolat_qavi
⭕️گفتمان انقلاب و طرح مفهومی شکست
✍سجاد صفارهرندی
🔻فقدان طرحی مفهومی برای شکست
♦️به نظر میرسد گفتمان انقلاب از فقدان طرحی مفهومی برای شکست رنج میبرد. گرچه در منطق متعالی دینی به معنای واقعی «بچه شیعه باخت نمیدهد» و ما به شرط ایفای تکلیف چه ببریم چه ببازیم برندهایم، اما در چارچوب مناسبات این دنیایی کردار مقاومت همچون هر کردار بزرگ اجتماعی دیگری ناگزیر از پیروزیها و شکستهاست. تاریخ مقدس حکایت از آن دارد که خداوند برای بهترین بندگان و برگزیدگان خود نیز فتح و ظفر مداوم را مقدر نساخته، البته که وعدۀ او درباره پیروزی نهایی تخلف ناپذیر است.
🔻لزوم داشتن طرحی مفهومی از شکست
♦️پس اگر وقوع شکست در مراحل حرکت ناگزیر باشد، داشتن طرحی مفهومی از شکست نیز لازم است. در فقدان این امر از پی وقوع هر شکست دو واکنش عمده حاصل میشود. صدایی شکست را همچون رسیدن به خط پایان و بنبست مطلق معرفی میکند و از آن بطلان هدف و مسیر را نتیجه میگیرد. در مقابل و احتمالاً در واکنشی پیشدستانه، صدایی از اساس وقوع شکست را انکار کرده و حتی روایت ظفرمندانه از آن ارائه میدهد.
🔻ضرورت هضم و شناسایی شکست
♦️لازم است با فرآروی از این دوگانه نارسا و انسدادآور امکانی برای هضم و شناسایی شکست بیابیم. شکست –آنچنان که در متن تجربه یکی از تلخترینهایش در غائله اخیر شام هستیم_ پایان راه نیست. تجارب دور و نزدیک تاریخی ما و دیگران حکایت از آن دارد که شکستهایی حتی سهمگین و بزرگ چگونه زمینهساز خیزشهای دورانساز شدهاند. در عین حال، شرط چنین بهرهای آن است که شکست را همچون شکست به رسمیت بشناسیم. با عقل سرد و بدون هیجان و عاطفه به آن چشم بدوزیم و در اسباب و علل آن بیاندیشیم.
🔗عنوان اصلی و تیترهای فرعی از ادمین است.
🆔@dolat_qavi
⭕️نقطه ضعف محور مقاومت: درک نادرست از رابطه امنیت و توسعه
✍دکتر مجید شاکری (کارشناس اقتصادی)
♦️نقطه ضعف محور مقاومت دركنكردن درهمتنيدهبودن امنيت و توسعه بود. اين تصور كه كشور در دو راهى امنيت يا توسعه است كساني را به اين غلط انداخت كه براى توسعه بايد از امنيت عقب نشست و كسانى را به اين غلط انداخت كه براى امنيت بايد از توسعه عقب نشست. حال كه اساسا دو راهى در كار نيست.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
⭕️محور مقاومت: از موفقیتهای گذشته تا ضرورت تحول به محور توسعه
♦️محور مقاومت در زمانه خود يك پروژه بسيار موفق بود. آنچه شكست است نه خود محور مقاومت بلكه ناتوانى از بهروزرسانى و تبديل آن به يك محور توسعه به جاى محور نظامى بود. اكنون زمانه ديگرى است.
🔗عناوین تیترها از بنده است. این هم دو یادداشت جداست که بنده در قالب یک پست منتشر کردم. البته نظر بنده این است که توسعه و پیشرفت بدون #امنیت ممکن نیست.
#امنیت #جنگ #قدرت #بازدارندگی #بقا #عدالت #مشارکتدهی_بهمردم #رشد_اختیار
🆔@dolat_qavi
⭕️آسیبشناسی شکست میدانی و مدیریت بحران: ضرورت بازنگری در تاکتیکهای انقلابی و مقاومت
♦️بنده در حال بررسی و تحلیل واکنش دولتمردان، متفکران و نخبگان انقلاب به از دستدادن فرصت سوریه و شکست میدانی در اثر ضعف راهبردی مدیریتی است. (نه به معنای شکست راهبردی، تاکتیکی (کوتاهمدت و موقت) و فروپاشی کامل نظام، بلکه به معنای تحلیل وضعیت جدید) و کاهش جایگاه ایران از یک قدرت برتر منطقهای به یکی از قدرتهای منطقهای هستم. این تحلیل مبتنی بر وضعیت کنونی میان نخبگان انقلابی است که قصد دارم به تدریج و با دقت آن را بیان کنم. هدف من #آسیبشناسی این وضعیت و انتقاد از بینش و کنش نیروهای گفتمان انقلاب و مقاومت البته با نگاهی مصلحانه، #امیدوارانه و #یاریگرانه، همدلانه و مشفقانه است؛ نه غرضورزانه و امیدوارم با به اشتراکگذاری این مباحث، بتوانم درک عمیقتری از تحولات اخیر و چالشهای پیشرو به دست آورم.
العاقل تکفیه الإشاره
✍تفرشی
1⃣با حاشیهها، اولویتهای واقعی گم میشوند: ترفندهای رسانهای و فریب اذهان جامعه
2⃣فروپاشی راهبردی یا تجربهای برای رشد: بازنگری در تدابیر میدانی
3⃣آفات راهبردی: محاسبات مادی و نادیدهگرفتن وعدههای الهی
4⃣منطق آیتالله خامنهای در مدیریت بحران: وحدت داخلی برای مقابله با تهدیدات خارجی
5⃣تفکر «مصاف» در مصاف با عقلانیت انقلابی؛ مانع رشد تفکر «تحلیلی و انتقادی» در ایران
6⃣پیوند نظر و عمل: چالشها و راهکارهای تفکر انضمامی در مقابل انتزاعینگری
7⃣مبارزه مدبرانه و هوشمندانه با استکبار: پیروزی از طریق عقلانیت، صداقت و اتحاد
8⃣وحدت حول دشمن مشترک؛ نخستین گام برای حل مشکلات ایران امروز
9⃣چالش «الگو» و «زبان» در کنشگری سیاسی انقلابی: نقدی بر سیاستزدگی و ضرورت تحول در رویکردهای عملی
#آسیبشناسی_حرکت_انقلاب_اسلامی
🆔@dolat_qavi
⭕️با حاشیهها، اولویتهای واقعی گم میشوند: ترفندهای رسانهای و فریب اذهان جامعه
بهنظرمن برخی رسانههای حتی داخلی و برخی نخبگان انقلابی تحت تأثير جریانهای خارجی با برجستهکردن حواشی و مسائلی نظیر شخصیتهای خاص یا جریانهای سیاسی کوچک، تلاش دارند تا اولویتهای واقعی و مسائل اصلی کشور را تحتالشعاع قرار دهند. بنده به اهمیت تمرکز بر مسائل اساسی و دوری از حواشی بیاهمیت اشاره دارم.
«آمریکا و اسرائیل» برای ما در واقعیت، تهدید و دشمن اصلی هستند اما در سطح عمومی کسانی مثل «جریانهای صورتی»، «فائزه هاشمیها»، و «زیباکلامها» مطرح میشوند؛ یعنی آمریکا و اسرائیل ما، فائزه هاشمیها و زیباکلامها میشوند. آیا یک جریان معاند با نفوذ و برنامهریزی، اینگونه تنظیم خبر نمیکند؟ یا خوشبینانه بگویم آیا ما انقلابیها در تنظیم خبر ضعف اساسی نداریم؟
عموم خبرها، اغلب تصنعی و بیمحتواست. جریانهای خارجی در تلاش هستند تا اولویتهای ما را بههم بریزند و ذهنیتهای ما را تحت تأثیر قرار دهند. یک روز به دستاویزی از پزشکیان پرداخته میشود، روز دیگر یک جریان خاص برجسته میشود، و در روزهای دیگر هم مسائل مختلف مطرح میشود که هیچ ربطی به اولویتهای واقعی ما ندارد. از آنجا که اولویتهای ما در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی مرتباً تغییر میکند، مسائلی که برای ما انقلابیها به عنوان اولویت شناخته میشوند، گاهی به فراموشی سپرده میشود و حتی از بین میروند. وای بهحال عموم جامعه!
واقعیت این است که هیچ کسی نمیتواند وجود این مسائل را انکار کند. اما مسأله اصلی اینجاست که ما اولویتهای خود را به درستی انتخاب نمیکنیم، حواشی را به متن تبدیل میکنیم و نامسالهها را (مسائلی که در اصل نباید دغدغه اصلی ما باشد)، به مسألههای اساسی تبدیل میکنیم.
مسئله اصلی در اینباره، ذهنیت حاشیهگرای ما است که اغلب با حرفهای بیپایه و اساس روشن میشود. در نهایت، ذهن نظاممند اگر به درک صحیحی از شرایط رسیده باشد، نمیگذارد که هر مسئلهای ذهنش را مشغول کند. نباید در دام ژورنالیسم زرد افتاد! یک عده انقلابی، رئیس جمهور یا وزیر خارجه را مسخره میکنند و عدهای دیگر نیز توجیه! برخورد عالمانه و محققانه با این دستاویزها از هر مقامی، نه توجیه بیوجه است و نه تمسخر و دستاویز قراردادن چرا که اثر موثر و کارسازی ندارد! رسانه میخواهد همه موضعگیری کنند اما عبور از این دستهخبرها و پرداختن به مسائل مهمتر اقدامی عالمانه است.
🆔@dolat_qavi
⭕️شکست راهبردی یا تجربهای برای رشد: بازنگری در تدابیر میدانی
ایران با یک شکست میدانی در شام مواجه است، نه یک فروپاشی راهبردی یا حتی شکست راهبردی؛ بنابراین، بررسی عوامل و رخدادهایی که منجر به وقوع این شکست شدهاند، کلید پاسخ به چالش کنونی است. شکست، پایان راه نیست و باطلبودن اهداف را نمیرساند، اما باید به دگرگونی روشها اندیشید.
شکست یک تجربه است. شرط بهرهبرداری از آن این است که اولاً شکست را بپذیریم و به دور از هیجانات و با پرهیز از مواجهه عاطفی، بلکه با #عقل_سرد پیرامون علل و اسباب آن بیندیشیم.
تجربههای تاریخی نشان میدهند که حتی شکستهای سهمگین میتوانند زمینهساز دستآوردها و موفقیتهای بزرگ شوند.
در مقابل، برخی ممکن است منکر وقوع شکست شوند و از آن روایت ظفرمندانهای ارائه دهند. در پاسخ میگویم: اکتفا به تحلیلهای فلسفی، الهیاتی و عرفانی در برابر حوادث میدانی -که اینبار جنگ وجودی است- خطاست. گفتن «یقیناً کله خیر» و «در هر صورتی ما پیروز شدیم» افیونی است که دردهای روحی را تسکین میدهد و شکستهای ظاهری را التیام میبخشد، اما از آن راهحلهایی برای رفع مشکلات و جبران شکست به دست نمیآید.
اساساً امر اداره و راهبری میدان، غیر از نگرش عرفانی محض است. ما در واقعیت شکست میخوریم (ولو به ظاهر) اما در نحوه برخورد با شکست، از آن عبرت گرفته و تجربه کسب میکنیم. هرگز نباید یک اشتباه را دوبار تکرار کرد (بماند که برخی دولتمردان چه غربگرا و چه خودی بناست یک اشتباه را صدبار تکرار کنند و هیچعبرتی هم از آنها نگیرند) اما اشتباهی که بیش از یک بار تکرار بشود دیگر اشتباه نیست، بلکه یا یک تصمیم است یا حماقت.
اینگونه تحلیلها و مواجهههای تخدیری، از روح آموزههای دینی که محرک و مسئولیتآفریناند، دور است. البته کسانی که شکست را میپذیرند، نباید تنها به محاسبات مادی اکتفا کنند و نباید نصرت خدا و امید به وعدههای الهی را نادیده بگیرند. اما همانگونه که نادیدهگرفتن سنتهای الهی، امیدزدا است، اکتفا به آنسنتها و عدم برقراری توازن بین آن سنتها نیز، فاعلیت و اقدام را از بین میبرد.
تحلیلهای فلسفی، الهیاتی و عرفانی نباید موجب غفلت از شکستها و مانع عبرتگیری از آنها شوند. پرواضح است که نصرت الهی، پس از تلاش و تدبیر و اقدام ما به امداد میآید.
اساساً #الهیات_مقاومت زمانی الهیات مقاومت است که بعد از تبیین گزارههای اعتماد به وعدههای الهی و نصرت خدا، به #تدبیر_میدانی بینجامد و به بهینهسازی در دستگاه محاسباتی و تدبیری منتهی گردد. نباید با اکتفا به لایههای بنیادی، ورود در لایههای راهبردی و کاربردی (عملیاتی و نیز میدانی) را شوخی گرفت. این اکتفا، موجب انحراف «جبرگرایی» (برداشت منفی از قضا و قدر) و مانع از اقدامات مدبرانه و عملی میشود.
نقل است فقیه بزرگی (از آوردن اسم معذورم) به فرزندش گفت: «بابا این میخِ بلندِ کنار درِ خانه را بکوب یا بیرون بیاور تا خدای نکرده موجب آسیبزدن به عبا یا چادر کسی نشود.» آقازاده قبول کرد که انجام دهد، اما نداد. آن مجتهد مرحوم رو کرد به فرزند و گفت: «مگر نگفتم این میخ را در بیاور؟!» آقازاده جواب داد: «آقاجان! اگر خدا نخواهد عبا یا چادر کسی گیر نمیکند!» آن مرحوم فرمودند: «از کی تا حالا، تنبلی موحدت کرده؟» (البته واژه دیگری در اصل بیان شده است که ما از آن عبور کردهایم.)
خلاصه، اینگونه مدیریتهای آخرالزمانی، اهمال در اتخاذ تصمیمات تعیینکننده و حساس و سرنوشتساز را در پی دارد. این بینشها، ضعف در #روش_اداره_کشور است. نباید به محض وقوع اتفاقی گفت: «یقیناً کله خیر!» پس تدبیر کجاست؟ مگر معصومین در جنگها تدبیر نظامی نکردند! برخی اسم تنبلی را، توحید عملی گذاشتهاند!
با این روش اداره که غیرحرفهای و غیرفنی است، وضعیت موجود و نتیجهی میدان تغییر نخواهد کرد. این سبک مدیریت، تکرار دوبارهی شکست را بهدنبال دارد. باید از تاریخ درس گرفت. با سپردن همهچیز به دست تقدیر، سقوط حتمی است.
مدیران چه بهرهای از عقل اداره و راهبردی بردهاند؟ چه مقدار در حیطهی تخصصی خود اهل مطالعه و بهروزرسانی اطلاعات و اهل تعمق در دانش هستند؟ عقل اداره و عقلانیت دولتداری و حکمروایی را دریابید.
#قرآن_و_روایات_مخدر_نیستند
#واقعبینی #میدان
🆔@dolat_qavi
⭕️آفات راهبردی: محاسبات مادی و نادیدهگرفتن وعدههای الهی
آفت جبهه انقلاب به اکتفا در بینش فلسفهی تاریخی ختم نمیشود. برخی دیگر هوش راهبردی و کاربردی خوبی دارند و به مباحث تدبیری بهطور دقیق اندیشیدهاند. آنها با محاسبات دقیق و مطالعات گسترده و بهروز، هوشمندانه میاندیشند و تصمیم میگیرند. آنها سایرین را متهم به سادهانگاری میکنند، اما آفتشان این است که #نظام_محاسباتی_مقاومت را صرفاً به محاسبات مادی تقلیل میدهند.
چشمشان را به سختیهای طاقتفرسای تجربهشده در چهاردههی گذشته بستهاند. برای ما که بارها شرایطی به مراتب دشوارتر از امروز را دیدهایم، مأیوسشدن چه معنایی دارد؟ پس معیت خدای متعال (إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِين) چه میشود؟ و حالا هم با وجود شرایط دشوار کنونی، باید به وَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُه باور و امید داشت. نباید مقاومت را با محاسبات صرفاً مادی و یأسآفرین و تصویرسازی سیاه و امیدزدا به شکست کشاند. اختلال در دستگاه محاسباتی یعنی همین. نباید وعدههای الهی را نادیده گرفت یا به آنها سوءظن داشت که این سوءظن، صفت ناپسند کفار است؛ الظّانّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دائِرَةُ السَّوءِ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَ لَعَنَهُم.
#الهیات_مقاومت #امیدآفرینی
🆔@dolat_qavi
⭕️منطق آیتالله خامنهای در مدیریت بحران: وحدت داخلی برای مقابله با تهدیدات خارجی
♦️درک بنده از منطق بینش و کنش سیاسی آیتالله خامنهای چنین است که ایشان در شرایط بحرانی بهجای دقت در زهد فردی و تمرکز بر جزئیات داخلی و اختلافات درونی، از سختگیری نسبت به عناصر خودی پرهیز میکنند. چرا که این امر باعث درگیریهای داخلی میشود و فضا برای تحریکات خارجی را ایجاد میکند.
در این شرایط، دعوا دیگر به کارهای جزئی محدود میشود که آوردهای جز تشتت و ازهمگسیختگی در جامعه و تحلیل نیروها و عدم وحدت در برابر دشمن مشترک ندارد.
♦️اما ایشان با تحریک علیه دشمن اصلی و مشترک و ترسیم وضعیت استکبار در عالم و چگونگی اعمال استکبار آن، انزجار از ظلم را که امری فطری است، بهوجود میآورد و همین عامل باعث هماهنگشدن و همدلشدن داخل میشود. با این روش، کسانی که فکرش را هم نمیکردیم و تا دیروز با تندروی تندروها به دلایلی از جبهه مقاومت حذف شده بودند، با این روش جذب جبهه مقاومت و درگیر با نظام سلطه و استکبار میشوند.
♦️آیتالله خامنهای بر ضرورت تمرکز بر دشمن اصلی (آمریکا و رژیم صهیونیستی) در تحلیل حوادث سوریه تأکید کردند تا منابع داخلی به سمت مقابله با تهدیدات اصلی بسیج شود. رهبر انقلاب اسلامی همچنین تأکید دارند که جبهه مقاومت باید از منطقه، آمریکا و نیروهای وابسته را اخراج کند و امیدوارانه پیشبینی میکنند که به مدد این جبهه، ایالات متحده از منطقه خارج خواهد شد. انشاءالله.
♦️مدیریت بحران ایشان در شرایط حساس، از جمله تحولات سوریه، نشان میدهد که باید در جهت هماهنگی و همدلی داخلی حرکت کرد و از برجستهسازی درگیریهای جزئی و اختلافات درونگروهی پرهیز نمود. این امر باعث تقویت مقاومت و مقابله با تهدیدات خارجی شود.
🔗پینوشت: حجاب حکم خداست و کسی منکر ارزشبودن آن در جامعه نیست، اما سخن در مورد منطق مواجهه با بحرانها و اولویتبندی میان آنها است. این یادداشت بر اهمیت مقاومت در برابر تهدیدات خارجی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی تأکید دارد. ضمن اینکه در مواجهه با مسائل فرهنگی از جمله حجاب، باید فضای تقابل و تخاصم با رقیب در نظر گرفته شود. در مسأله حجاب و فتنه ز. ز. آ این طرح نور و گشت ارشاد و اقناع نبود که قائله را تا حدی خواباند بلکه موشکهای عملیات طوفانالاقصی بود. اگر چه هم نیاز به اقناع و هم زور و قدرت است اما شایان تذکر است که تمام مسائل فرهنگی و حتی اقتصادی، تابع «قدرت» هستند؛ قدرت هم تنها در عرصه سیاسی محدود نمیشود، امروزه قدرت در همه عرصههای سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی و... تعیینکننده است. این مطلب، دور نیست. یعنی حل مشکلات ریز تابع قدرت سیاسی در میدان است؛ با طوفانالاقصی قیمت دلار و غائله ز. ز. آ خوابید و گرچه مسأله، مدیریت بعد از آن و حفظ اوضاع و فرصت بوجودآمده بود.
🆔@dolat_qavi
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از نظر روشنفکران ایرانی، در رشتههای دیگر بدون تخصص نمیتوان وارد شد. اما همان روشنفکران در عمل و واقعیت، بدون محابا و دقت، درباره «دین» نظر اجتهادی میدهند. فیالمثل این کلیپ را که پیرامون «ولایت و نظریه سیاسی شیعه» است، تماشا کنید. آقای حاتم قادری (صاحب دکترا در حوزه اندیشه سیاسی در اسلام) مدعی است که «انتخاب جانشین پیامبر امری الهی نبوده است». دلیل ایشان نیز این است که «در هیچجای نهجالبلاغه اشارهای از علیبن ابیطالب به این مطلب نقل نشده است.»
اما دکتر حسن انصاری در پاسخ به آقای قادری درک سطحی و غلط ایشان را به مخاطب منتقل میکنند و چنین میگویند: «اساسا دین بستری تاریخی دارد. با تکیه بر تاریخی بودن دین، نمیتوانیم غیرالهی بودن آن را نتیجه بگیریم. در منابع قرن دوم و سوم سخنان امیرالمومنین مبنی بر تاکید پیامبر به جانشینی ایشان آمده است، اما از آنجا که انتخاب امام علی بهعنوان خلیفه چهارم در نهایت بر اساس مسئله بیعت و سامانه خلافت آن زمان بود، در سخنانشان بیشتر بر همان قواعد تکیه کردند.»
در مجموع، با رجوع به سایر نظرات روشفکران درباره دین و آموزههای دینی خواهید دید که سطح درکشان در اینباره، غالباً کاملاً ابتدایی است. برای تأیید، حتماً مناظره آیتالله علیدوست با دکتر سروش را نیز ببینید.
خواهشاً یک دین و اجتهاد را بگذارید برای اهلش باشد! و کمسوادی و قشرینگری (دربرابر عمقنگری) و سادهانگاریتان (در برابر پیچیدهنگری) را بیش از این به نمایش نگذارید.
🆔@dolat_qavi
⭕️تفکر «مصاف» در مصاف با عقلانیت انقلابی؛ مانع رشد تفکر «تحلیلی و انتقادی» در ایران
♦️یک مشکل دیگر در ایران امروز، نه افرادی مانند رائفیپور، بلکه تفکری است که همهچیز را به مقولهی «نفوذ» ربط میدهد و عملاً مانع از شکلگیری تفکر تحلیلی و انتقادی در جامعه میشود. این تفکر مانع از آگاهی نسبت به ضعفها و نیازهای درونیمان میشود.
♦️ایران امروز با چالشهای متعدد روبهروست: از بحران محیط زیست تا مشکلات اقتصادی، شکافهای نسلی، انحرافات جنسی در مدارس و مسألهٔ کارگری و... که همگی به راهحلهای علمی و جامع نیاز دارند که کار چندان سادهای نیست و در صورت عدم پاسخگویی و نادیدهگرفتن آنها یا پاسخگویی نادرست، در آینده میتوانند به نقاط انفجار اجتماعی تبدیل شوند. تفکر مصاف [با عقلانیت انقلابی] به جای تمرکز بر حل مسائل عینی و ضروری میدان، ما را به تئوریهای ولو تا حدی واقعی اما ساده و در مجموع کودکانهای مانند «نفوذیبودن افراد» سوق میدهد. این تفکر به جای حل مشکلات، مانع از اندیشهورزی و بهروزرسانی سیاستها میشود.
♦️در حوزه اقتصاد، این تفکر ما را از درک روابط پیچیده اقتصادی جهانی و سلطه مالی آمریکا دور میکند و به تحلیلهای سطحی مانند «بانکها را یهودیها و صهیونیستها اداره میکنند» میپردازد. گویی که هیچچیزی بهنام «سرمایهداری» وجود ندارد. این دیدگاه به جای اینکه واقعیتهای اقتصادی را برای ما روشن کند، تنها ما را از درک علل چندوجهی و پیچیدهی بحرانهای اقتصادی باز میدارد. بانکها و سرمایهگذاریها ممکن است به دست افرادی مذهبی (شیعه دوازدهامامی) اداره شود اما در نهایت، این بانکها روابط اقتصادی خاص خود را تولید میکنند. یعنی تنها دیدن سویههای الهیاتی کافی نیست و با دیدن سویههای اجتماعی متوجه میشویم که در امر اداره با مولفهی پیچیدگی مواجه هستیم.
♦️برای حل این مسائل، نیازمند فرآیندهای تاریخی و زمانبر و حضور متخصصان در حوزههای مختلف از جمله جامعهشناسی، سیاست، سیاستگذاری، محیط زیست و اقتصاد گرفته تا روزنامهنگاران و فعالان اجتماعی اصیل و غیروابسته به بیگانگان هستیم. غرب توانسته است با صورتبندی مسائل و اندیشهورزی پیرامون آنها، به پیشرفتهای قابل توجه خود دست یابد. چینیها نیز در حال حاضر توانستهاند با #غربشناسی و درک نسبتاً عمیق از نظام سرمایهداری غربی، از تله بدهی و تحریمها بدون #سازش_و_تسلیم فرار کنند و به پیشرفتهای قابل توجه خود دست یابند.
♦️تفکر مصاف [بخوانید تفکری که در مصاف با #عقلانیت_انقلابی است] همهچیز را با رازآلودکردن، به نفوذ، فراماسون و دنیای جادویی ربط میدهد، و در سایه این مفاهیم، مانع از شکلگیری تفکر تحلیلی و انتقادی در مسائل کشور و اصلاح و پیشرفت میشود. این تفکر به جای کمک به یافتن راهحلهای اصولی و علمی، توجه جامعه را از مسائل واقعی و ضروری کشور منحرف میکند. نتیجهی این تفکر این است که مشکلات ایران بدون پاسخهای علمی و جامع باقی میمانند.
♦️این دیدگاه بهطور کلی، در کنار جریان غربگرا و غربزده دو روی یک سکه هستند: یک سوی آن، افراطی به نفوذ دشمنان و توطئههای بیرونی (با بیان بافتهها یا حرفهای غیرقابل اثبات و بدون برجستهکردن آسیبهای درونی) میپردازد، و سوی دیگر، غربزدگی که بدون نقد جدی به غرب، به پیروی از آن میپردازد. در هر دو صورت، این تفکر مانع از شناخت غرب و اندیشیدن عمیق و علمی به مشکلات کشور و جستجوی راهحلهای مناسب میشود.
🔻نتیجه
♦️برای غلبه بر مشکلات پیچیده و بحرانهای کنونی ایران، باید از تئوریهای سطحی و سادهانگارانه مانند «نفوذ» فاصله گرفت و به تفکر تحلیلی، علمی و انتقادی روی آورد. جامعه ایران به اندیشهورزی علمی و حضور متخصصان در حوزههای مختلف نیاز دارد تا بتواند به راهحلهای پایدار و واقعبینانه دست یابد و از تله بحرانها رهایی یابد.
🔗نفوذ به قرائت این جریان را عرض کردم و الا در بیانات بزرگان مانند رهبر معظم انقلاب بهطور معقولانهای بیان شده که حتماً قابل قبول است.
🆔@dolat_qavi