هدایت شده از صدای ایران | روزنامه اینترنتی
📢 «#صدای_ایران»؛ شماره ۸ | بمباران ذهنها
🖼 #سرمقاله روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.IR ویژهی روزهای دفاع مقدس ملت ایران در برابر تهاجم رژیم صهیونی
🔹️با گذشت چند روز از آتشبس موقت و توقف موقت درگیریهای نظامی میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی، بسیاری گمان میکنند دورهای از آرامش فرارسیده است. اما واقعیت این است که این آرامش صرفاً غبارِ پنهانکننده نبردی دیگر است؛ نبردی که در جبهه رسانه و افکار عمومی جریان دارد و اتفاقاً میتواند بیش از گلوله و موشک، مسیر تحولات را رقم بزند.
🔹️این روزها جنگ شناختی و عملیات روانی در امتداد نبرد نظامی در جریان است. رسانههای اصلی غربی و بازوهای فارسیزبان آنها، از همان ساعاتی که پاسخ نظامی ایران آغاز شد، بلافاصله صفآرایی کردند تا دو کار اصلی را پیش ببرند: نخست، فراموشی تلفات انسانی تجاوزات صهیونیستها به خاک ایران و دوم، القای روایتهای مبتنی بر ترس، تردید، تفرقه و بیاعتمادی در جامعه ایرانی.
🔹️نمونههای این جنگ روایتها آشکار است. در طول ۱۲ روز درگیری، دستکم ۷۲ زن و کودک ایرانی شهید شدند. از این تعداد، چهار زن باردار بودند که با فرزندان خود قربانی شدند. بیمارستانها و آمبولانسها و حتی پایگاههای امدادی هلالاحمر که طبق قواعد بینالمللی نباید هدف حمله قرار بگیرند، مورد تجاوز قرار گرفتند. با این حال، در کدامیک از رسانههای مدعی آزادی و حقوق بشر بازتابی در شأن این فجایع دیدیم؟ همین شبکههایی که در ماجرای یک حادثه مشکوک در داخل ایران خود را به آب و آتش می زنند، در برابر این جنایتهای آشکار، سکوت کامل را برگزیدهاند.
🔹️این سکوت، بخشی از همان عملیات روانی است: «نادیدهانگاری» بهعنوان یک تکنیک روایتزدایی. وقتی خبر قربانیان و جنایتها بازگو نشود، وجدان عمومی جهانی کمتر بیدار میشود و مظلومیت مردم ما به حاشیه رانده میشود. در مقابل، همان رسانهها با شدت تمام تلاش میکنند چتر حمایتی رسانهای بر سر مزدورانی بگسترانند که در بزنگاه جنگ با دشمن همکاری و به ایران خیانت کردهاند.
🔹️ تلاش برای قهرمانسازی از خائنان و نفوذیها، یک شگرد کهنه برای تضعیف اعتماد عمومی و مخدوش کردن مشروعیت دفاع است.
🔹️وجه سوم این جنگ رسانهای، القای بیاعتمادی به مسئولان کشور است. شایعات و خبرسازیهای برنامهریزیشده – مانند ادعای تماس رژیم اسرائیل با خانواده برخی مسئولان امنیتی برای هشدار پیش از حمله – نمونهای از این تاکتیک است. این روایتها طوری طراحی میشود تا مردم احساس کنند در حساسترین لحظات تنها رها شدهاند و مقامات اولویت را به حفظ امنیت شخصی دادهاند.
🔹️نباید فراموش کنیم این میدان جنگ نرم، امتداد همان خصومتهای دیرینه است. اگر در جبهه نظامی موشک و پهپاد استفاده میشود، در این جبهه «شایعه»، «سانسور»، «تحریف» و «بمباران رسانهای» ابزار اصلی است. هدف هم روشن است: تغییر محاسبات تصمیمگیران و سلب اعتماد افکار عمومی.
🔹️در چنین شرایطی، وظیفه فعالان و رسانههای مستقل و ملی بیش از همیشه سنگین است. ما باید روایت دقیق قربانیان را جمعآوری کنیم؛ اسامی و داستانهایشان را زنده نگاه داریم و اجازه ندهیم انسانهای بیگناه به یک عدد در خبرها تقلیل یابند. این همان جایی است که رسانه، نقش حافظ حقیقت را ایفا میکند.
🔹️باید رسانه را جدیتر بگیریم. روایت درست، بخشی از جهاد ماست. این میدان جنگی است که هر ایرانی آزاده باید در آن، سهم خود را ادا کند.
📥نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید و پادپخش را بشنوید.
🖥 Farsi.Khamenei.ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
📢 «#صدای_ایران»؛ شماره ۸ | بمباران ذهنها 🖼 #سرمقاله روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.IR ویژهی روزه
جنگ رسانهای صهیونیستها علیه تصمیمگیران ایران: بمباران ذهنها برای القای بیاعتمادی به مسئولان
#اختلال_در_تصمیمگیری
مؤلفهی جنگ روانی دشمن و تاثیر آن بر تصمیمگیران:
١.القای بیاعتمادی به مردم: کاهش حمایت داخلی، تا تصمیمگیران در اجرای سیاستها مانند دفاع با مانع روبرو شوند.
۲.تضعیف مشروعیت دفاع: ایجاد تردید در اثربخشی دفاع، تا تصمیمگیران در قاطعیت یا تداوم استراتژی دچار تردید شوند.
۳.بمباران شایعات: انحراف توجه به مسائل حاشیهای، کاهش تمرکز بر اولویتهای اصلی دفاعی.
#روایت_میدان
هدایت شده از صدای ایران | روزنامه اینترنتی
👈 «#صدای_ایران» | دفاع مقدس ایران در برابر ۲+۳۲
📢 #سرمقاله روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.IR ویژهی روزهای دفاع مقدس ملت ایران در برابر تهاجم رژیم صهیونی
🔹️در ظاهر، جنگ ۱۲ روزه اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی یک درگیری محدود به دو بازیگر اصلی بود، اما در واقعیت، ایران در برابر ائتلافی نانوشته و گسترده ایستاد؛ ائتلافی که میتوان آن را «۲+۳۲» نامید: ۳۲ کشور عضو ناتو بهعلاوه رژیم صهیونیستی و البته آژانس بینالمللی انرژی اتمی. این نهاد بهرغم ادعای بیطرفی، با انتشار گزارشی مغرضانه درباره برنامه هستهای ایران، فضای بینالمللی را برای حمله آماده کرد. گزارشی تحت نظر رافائل گروسی به شورای حکام ارائه شد و ابزاری شد برای فشار سیاسی. البته مقامات ایران هم صراحتاً اعلام کردند که نقشآفرینی گروسی را بیپاسخ نمیگذارند. گروسی همچنان هم مشغول ادامه نقش مخرب خود است.
🔹️در همان روزهای نخست، حمایت آمریکا به مداخله مستقیم بدل شد. ایالات متحده با ارائه اطلاعات، لجستیک، و حمله به تأسیسات فردو، نطنز و اصفهان، نقش اصلی را در مدیریت عملیات ایفا کرد. پروازهای شناسایی و سوخترسانی، حضور جنگندهها و فعالسازی پایگاههای آمریکا در منطقه، همه نشانههایی از این مشارکت مستقیم بودند. کشورهای اروپایی، بهویژه انگلیس، فرانسه و آلمان نیز در این جنگ سهیم شدند. بریتانیا از طریق پایگاههای اختصاصی «آکرا» و «دکلهآ» در قبرس و پایگاه مشترک با آمریکا به اسم «سودا بِی» در یونان، موشکها و پهپادهای ایرانی را رهگیری و عملیات لجستیکی را پشتیبانی کرد.
🔹️ناتو نیز اگر چه اسرائیل را بهطور رسمی عضو خود نمیداند، اما از ۱۹۹۴ روابط ساختاری با آن برقرار کرده و از ۲۰۱۶ با تأسیس دفتر دائم رژیم اسرائیل در بروکسل، همکاریهای امنیتی را رسمی نموده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند دسترسی رژیم اسرائیل به اطلاعات دقیق از درون ایران، به همین همافزایی اطلاعاتی بازمیگردد. در این شبکه، حتی سفارتخانههای کشورهای عضو ناتو در تهران هم پوششی برای جمعآوری دادههای حساس ایجاد کردهاند.
🔹️این نبرد، صرفاً جنگی موشکی نبود، بلکه جنگی ترکیبی بود که همزمان در حوزه رسانه، دیپلماسی و افکار عمومی جریان داشت. رسانههای غربی با سانسور پاسخهای ایران و تحریف روایتها،سعی کردند افکار جهانی را علیه ایران مدیریت کنند. در شورای امنیت سازمان ملل نیز کشورهایی مانند انگلیس و فرانسه آشکارا از حملات به ایران دفاع و سعی کردند به تجاوز مشروعیت ببخشند.
🔹️در این میان، صدراعظم آلمان آشکارا اعتراف کرد که اسرائیل «کارهای کثیف» غرب را انجام میدهد. این جمله، سندی است که نقاب حقوق بشر و ظاهر متمدنانه غرب را کنار میزند و ماهیت پروژههای پشت پرده را عیان میکند. رژیم صهیونیستی، بیش از یک دولت جعلی، ماشین کشتاری است که مأموریتی مشخص برای بیثباتسازی منطقه دارد؛ پروژهای که سالهاست با همکاری نهادهای غربی و ناتو دنبال میشود.
🔹️ایران در این جنگ فقط از امنیت خود دفاع نکرد، بلکه پرده از شبکهای پیچیده و چندلایه برداشت که در پوشش دیپلماسی، امنیت و رسانه، حقیقت را هدف گرفته بود. این صفحه از تاریخ را شاید سعی کنند امروز تحریف کنند، اما حقیقت، با صبوری، روزی که دیر نیست خود را آشکار خواهد کرد.
📥نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید و پادپخش را بشنوید.
🖥 Farsi.Khamenei.ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
👈 «#صدای_ایران» | دفاع مقدس ایران در برابر ۲+۳۲ 📢 #سرمقاله روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.IR ویژه
«دفاع مقدس ایران در برابر ائتلاف ۲+۳۲: جنگ ترکیبی غرب و صهیونیسم»
ائتلاف نانوشته غرب برای بیثباتسازی منطقه.
نانوشته است چون غیررسمی است. بدون قرارداد رسمی است که ۳۲+٢.
پنهانکاری است و در ظاهر جنگ محدود به دو بازیگر بود، اما در واقعیت... همکاری پشت پرده غرب را میگوید.
#روایت
هدایت شده از صدای ایران | روزنامه اینترنتی
👈 «#صدای_ایران» | تسلیم بیقیدوشرط؛ رؤیای همیشگی آمریکا
📢 #سرمقاله روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.IR ویژهی روزهای دفاع مقدس ملت ایران در برابر تهاجم رژیم صهیونی
🔹️ بر اساس آنچه امروز رهبر انقلاب گفتند، مهمترین بخش سومین پیام تصویری ایشان، به موضوع شکست تلاش دشمن برای تسلیم شدن ایران مربوط بود.
دشمن سعی دارد وانمود کند جنگ اخیر را به خاطر موضوع فعالیت هستهای ایران و هراس از دستیابی به بمب اتمی به راه انداخت اما خود آنها بهتر از هرکسی میدانند که ایران قصدی برای تولید سلاح اتمی نداشته است.
🔹️موضوع چنان روشن است که ترامپ برای فرار از آن به راحتی ارزیابی مدیر اطلاعات ملی آمریکا در این مورد را زیر سوال برد و گفت او اشتباه میکند!
🔹️این تنها یک نمونه از هزاران مدارکی است که نشان میدهد مسئله آمریکا با ایران هستهای نیست وهستهای و توان موشکی و حقوق بشر صرفاً بهانهای است که نمیتوانند یک ایران قوی و مستقل را که گوشبهفرمان آنها نیست، تحمل کنند.
🔹️در اثنای جنگ، رئیسجمهور آمریکا، پیامی کوتاه اما قابل تامل در شبکهی اجتماعی خودش منتشر کرد: UNCONDITIONAL SURRENDER؛ «تسلیم بیقید و شرط». این پیام تنها شامل همین دو کلمه بود، با حروف بزرگ انگلیسی نوشته شده بود که در زبان انگلیسی نشانهی تأکید شدید و قاطعیت است. یعنی با صراحت اعلام میکرد که از نظر او، راهحل پایان جنگ، فقط تسلیم بیقید و شرط ایران است.
🔹️نکتهی مهم این است که این پیام در روز پنجم جنگ منتشر شد؛ در حالی که ترامپ پیشتر نیز در مواضع مختلف گفته بود که به دنبال پیروزی صددرصدی و کامل است و اساساً علاقهای به آتشبس ندارد. این شعار «تسلیم بیقید و شرط» هم پیشینه دارد و هم معنای خاصی در فرهنگ نظامی و سیاسی آمریکا.
🔹️شاید برخی بپرسند که اصلاً چرا باید کشور را به ورطهی جنگ بکشانیم؟ چرا چند کیلو اورانیوم غنیشده را تحویل ندادیم؟ چرا چند سانتریفیوژ را جمع نکردیم؟ نمیشد با یک توافق ساده، از این همه هزینه جلوگیری کرد؟
اما باید دقت کرد که بحث بر سر چند سانتریفیوژ یا چند کیلوگرم مواد هستهای نیست؛ مسئله، مسئلهی استقلال ملی است. اگر استقلال ملی یک کشور خدشهدار شود، اگر ذرهای از آن آسیب ببیند، این مسیر انتها ندارد. حفظ استقلال یعنی حفظ شرف، عزت و آیندهی یک ملت.
🔹️اگر راه را برای دشمن قلدری که به دنبال تسلیم شدن ایران است باز کردیم، چه تضمینی وجود دارد که فردا نگوید ایران برای امنیت خلیج فارس خطرآفرین است و باید آن را در آن منطقه محدود کنیم و راهش هم این است که جزایر سهگانه را تخلیه کرده و حاکمیت آن را به آن کشور فسقلی و مدعی و یا مثلاً نیروهای بینالمللی بسپارد؟!
🔹️این عزت و استقلال و قدرت است که دشمن را تا سرحد جنون دیوانه کرده است. اگر مثل دوره پهلوی ایران تسلیم و مطیع اجنبی باشد، فعالیت هستهای برایش مشکلی ندارد و کمکش هم میکنند اما اگر مستقل باشد، همان فعالیت میشود دستاویزی برای هیاهو، و ادعا میکنند اصلاً انرژی هستهای به کار ایران نمیآید!
🔹️ایران در این جنگ ۱۲روزه درسهای مهمی گرفت و البته به دیگران داد. شاید مهمترین درسی که به دیگران داد این باشد که این کشور و ملت بزرگ اهل تسلیم شدن نیست و مقابل زورگویی و قلدری سر خم نمیکند چرا که این ملت، ملت امام حسین(ع) است.
📥نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید و پادپخش را بشنوید.
🖥 Farsi.Khamenei.ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
👈 «#صدای_ایران» | تسلیم بیقیدوشرط؛ رؤیای همیشگی آمریکا 📢 #سرمقاله روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.
هستهای بهانه است؛ هدف آمریکا: تسلیم بیقید و شرط ایران
«تسلیم بیقید و شرط؟ نه! عزت ایران خط قرمز است»
#مقاومت
هدایت شده از صدای ایران | روزنامه اینترنتی
👈 «#صدای_ایران»؛ شماره ۵: تسلیم بیقیدوشرط؛ رؤیای همیشگی آمریکا
📢 روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.IR ویژهی روزهای دفاع مقدس ملت ایران در برابر تهاجم رژیم صهیونی
🔹️ #سرمقاله | بر اساس آنچه امروز رهبر انقلاب گفتند، مهمترین بخش سومین پیام تصویری ایشان، به موضوع شکست تلاش دشمن برای تسلیم شدن ایران مربوط بود.
دشمن سعی دارد وانمود کند جنگ اخیر را به خاطر موضوع فعالیت هستهای ایران و هراس از دستیابی به بمب اتمی به راه انداخت اما خود آنها بهتر از هرکسی میدانند که ایران قصدی برای تولید سلاح اتمی نداشته است.
🔹️موضوع چنان روشن است که ترامپ برای فرار از آن به راحتی ارزیابی مدیر اطلاعات ملی آمریکا در این مورد را زیر سوال برد و گفت او اشتباه میکند!
🔹️این تنها یک نمونه از هزاران مدارکی است که نشان میدهد مسئله آمریکا با ایران هستهای نیست وهستهای و توان موشکی و حقوق بشر صرفاً بهانهای است که نمیتوانند یک ایران قوی و مستقل را که گوشبهفرمان آنها نیست، تحمل کنند.
🔹️در اثنای جنگ، رئیسجمهور آمریکا، پیامی کوتاه اما قابل تامل در شبکهی اجتماعی خودش منتشر کرد: UNCONDITIONAL SURRENDER؛ «تسلیم بیقید و شرط». این پیام تنها شامل همین دو کلمه بود، با حروف بزرگ انگلیسی نوشته شده بود که در زبان انگلیسی نشانهی تأکید شدید و قاطعیت است. یعنی با صراحت اعلام میکرد که از نظر او، راهحل پایان جنگ، فقط تسلیم بیقید و شرط ایران است.
🔹️نکتهی مهم این است که این پیام در روز پنجم جنگ منتشر شد؛ در حالی که ترامپ پیشتر نیز در مواضع مختلف گفته بود که به دنبال پیروزی صددرصدی و کامل است و اساساً علاقهای به آتشبس ندارد. این شعار «تسلیم بیقید و شرط» هم پیشینه دارد و هم معنای خاصی در فرهنگ نظامی و سیاسی آمریکا.
🔹️شاید برخی بپرسند که اصلاً چرا باید کشور را به ورطهی جنگ بکشانیم؟ چرا چند کیلو اورانیوم غنیشده را تحویل ندادیم؟ چرا چند سانتریفیوژ را جمع نکردیم؟ نمیشد با یک توافق ساده، از این همه هزینه جلوگیری کرد؟
🔹️اما باید دقت کرد که بحث بر سر چند سانتریفیوژ یا چند کیلوگرم مواد هستهای نیست؛ مسئله، مسئلهی استقلال ملی است. اگر استقلال ملی یک کشور خدشهدار شود، اگر ذرهای از آن آسیب ببیند، این مسیر انتها ندارد. حفظ استقلال یعنی حفظ شرف، عزت و آیندهی یک ملت.
🔹️اگر راه را برای دشمن قلدری که به دنبال تسلیم شدن ایران است باز کردیم، چه تضمینی وجود دارد که فردا نگوید ایران برای امنیت خلیج فارس خطرآفرین است و باید آن را در آن منطقه محدود کنیم و راهش هم این است که جزایر سهگانه را تخلیه کرده و حاکمیت آن را به آن کشور فسقلی و مدعی و یا مثلاً نیروهای بینالمللی بسپارد؟!
🔹️این عزت و استقلال و قدرت است که دشمن را تا سرحد جنون دیوانه کرده است. اگر مثل دوره پهلوی ایران تسلیم و مطیع اجنبی باشد، فعالیت هستهای برایش مشکلی ندارد و کمکش هم میکنند اما اگر مستقل باشد، همان فعالیت میشود دستاویزی برای هیاهو، و ادعا میکنند اصلاً انرژی هستهای به کار ایران نمیآید!
🔹️ایران در این جنگ ۱۲روزه درسهای مهمی گرفت و البته به دیگران داد. شاید مهمترین درسی که به دیگران داد این باشد که این کشور و ملت بزرگ اهل تسلیم شدن نیست و مقابل زورگویی و قلدری سر خم نمیکند چرا که این ملت، ملت امام حسین(ع) است.
📥نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید و پادپخش را بشنوید.
🖥 Farsi.Khamenei.ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
👈 «#صدای_ایران»؛ شماره ۵: تسلیم بیقیدوشرط؛ رؤیای همیشگی آمریکا 📢 روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.I
«تسلیم بیقید و شرط؟ نه! مسئلهی استقلال ملی است»
#استقلال_ملی #هستهی_مقاومت #تقابل_گفتمانی
«هستهای بهانه است؛ هدف دشمن: تسلیم بیقید و شرط ایران»
هدایت شده از بر پا
نعمتی به نام همین دولت
🔹اصل وجود این دولت در این زمان آثار و برکاتی دارد:
اول اینکه برآمده از جریان غربگرا است، لکن خود را با رهبر و نظام و مردم و دیگر قوا منسجم و همآهنگ میکند. اثرش چیست؟
اثرش این است که باعث میشود دیگران یا با او همراهی کنند یا از او عبور کنند. عبور از این دولت، نیاز به مواضعی دارد که عبور کنندگان را به چشم آورد. این یعنی باید رادیکالتر شوند و این باعث ریزش جدیتر و بیشتر آنها نزد مردم خواهد شد. جریان غربگرایی در کشور در حال پوست اندازی جدی است و دولت فعلی خصوصا در این شرایط روشن که ناشی از جنگ است، کاتالیزور و سرعت دهنده این اتفاق است. ببینید دو بیانیه اخیر غربگراها با لحن رادیکال و اسراییلیپسند بیرون آمد، مهمتر از بیشرمانه بودن و دشمن پسند بودن این دو متن، این بود که اصلا مردم هر دو بیانیه را به هیچ هم حساب نکردند و دست به دست هم نشد.
🔹دوم اینکه شاید اگر دولت دیگری از پایگاه انقلابی تر امروز در راس کار بود، خیلی ها ممکن بود فریب خناسها را بخورند، فکر کنند وجود دولت آرمانگرا باعث جنگ شده، حال آنکه یک دولت با لحن باورپذیر دوستی با غرب و اهل رفاقت با ظریف و امثالهم، بالاخره وقتی کارش وسط مذاکرات به جنگ میکشد، اتمام حجتش برای همگان بیشتر است. هر چه بیشتر سخن از مذاکرات و صلح بگوید باز در وضعیتی که دشمن در وضعیت شدت دشمنی ناچار به تهاجم است و در حال نابودی به هر چیزی چنگ میزند، برای خیلی ها اتمام حجت میشود.
🔹وجود این دولت باعث میشود خیلی ها بفهمند مشکل این جناح و آن جناح نیست، مشکل خود ایران است. تنهایی ایران در دنیای بی خاصیت امروز مقابل جنایتکاری مثل اسراییل و ترامپ باعث شده خیلی ها به سمت غی کردن سم غرب پرستی سوق پیدا کنند، این اتفاق بسیار مهم و تمدنی است. ایران دقیقا در حال یک انقلاب دیگر است بسیار عمیق تر از انقلاب ۵۷ ، انقلابی از جنس گام دوم با عمق و وسعت فوق العاده اش. بازگشتی به خویشتن و ظهور استقلال و خودشکوفایی دیگری در حال وقوع است که جبهه حق سالها از آن بهره خواهد برد.
آمدن پزشکیان که باعث رونق انتخابات شد، امروز هم به دلیل مشی صادقانه و انسجام گرایش باعث سرعت گرفتن رشد کشور در زمینه عبور از غرب شد.
🔹یک ویژگی در این دولت هست و آن اعتقاد صادقانه به اعتقادات ایمانی مردم و نظام ولایی است، تا امروز هم جانب همین دو را بیشتر گرفته، حوادث منطقه نیز شرایط را برای تمحیص و خالص سازی جدی باورهای مردم و دولتمردان فراهم کرده، اگر این شرایط به همین نحو باقی بماند باعث پیشرفت همه مردم خواهد شد و خصوصا فرهنگ خوش بینی به غرب را از جان بسیاری بیرون میکشد. چنین دولتی برای این واقعه سرعت دهنده است، نیروهای انقلاب نباید سد راه این اتفاق باشند، بلکه باید به آن کمک کنند با تبیینشان با همدلیشان. (تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر)
@ali_mahdiyan
هدایت شده از آیت الله سید حسن عاملی
🔰 اذن و عدم اذن به «مذاکره» از اختیارات رهبری است / هیچ کس نباید از رهبر جلو بیفتد
🔺 آیت الله سید حسن عاملی:
🔹 یکی از اسباب اختلاف و یکی از عوامل به هم ریختن انسجام، موضوع مذاکره امروز با آمریکا و موضوع پذیرش آژانس خائن هستهای است تندروها از دو طرف آتش تهیه را شروع کردهاند در اینجا چند وظیفه مشکل را کاملاً حل میکند
🔹 اول اینکه اذن و عدم اذن به مذاکره از اختیارات رهبری است بنابراین جای اختلاف نیست مقام معظم رهبری هم مشرف به امور است، هم مشرف به اقدامات مسئولین است و هم مشرف به مصالح کلان کشور هیچ کس نباید از رهبر جلو بیفتد
🔹 گاهی در کنار مطالبات خاصی که در مذاکره داریم نفس مذاکره نیز مطلوب است تا سر دشمن به آن مشغول باشد و از شرارت خود بازماند به عنوان مثال گاهی گفته میشود ۲۰ سال مذاکره هستهای با آنها چه سودی داشت؟ حداقل سود آن این است که سر آنها به موضوع هستهای مشغول شد و آنها فرصت مزاحمت برای تحولات و تطورات و پیشرفتهای موشکی ایران پیدا نکردند و الا حتماً با بهانه تحولات موشکی ایران را مورد تحریم قرار می دادند
🔹 مذاکره با دو شرط هیچ ایراد ندارد اول اینکه تمام مسئولین میگویند اصل غنی سازی در داخل ایران خط قرمز ماست و جای مذاکره ندارد توصیه میشود با همین شرط وارد مذاکره شوید یعنی اعلام بکنید اصل غنی سازی خارج از موضوع مذاکره است
🔹 شرط دوم این است که آمریکا، اروپا و آژانس حمله اسرائیل و آمریکا به ایران را که در وسط مذاکره و با خدعه مذاکره صورت گرفت محکوم کنند
📩 مشروح خطبه👇
🌐 darolershad.org/?p=26798
📲 سایت و صفحات مجازی آیت الله عاملی👇
🔗 zil.ink/seyyedameli_ir
هدایت شده از نظم مقاومت | م.ص.صاد
بیپروایی و بیبنیادی
آیا مطالعات منطقهای «نظریه پایه» نمیخواهد؟
✍حمید ابدی
🔹 کلیپی از آقای هادی معصومی زارع ـ طلبهی دانشآموخته دکتری علوم سیاسی و مسئول یکی از میزهای اندیشکده مرصاد ـ را اخیراً دیدم که حاوی این جمله بود:«آمریکا با آلت اسراییل به ایران تجاوز کرد». پیشتر، در میانهی جنگ دوازده روزه نیز، نوشتهای از آقای مهدی خراطیان دیده بودم که «سناریوی فتح تهران» توسط آمریکا را با جزییات ترسیم کرده بود. این دو مثال را، همچون مشتی نمونهی خروار، از آن رو نیاوردم تا نقد و گلایهای به کلانروایت حاکم بر گفتار ایشان مطرح نمایم. در روزگاری که بازارِ مُدهای «رئالپالیتیکی» و پیشگوییهای جنگی با بدترین سناریوی ممکن گرم است(و البته کسی هم ادّعای خلاف واقع را مواخذه نخواهد کرد)، دور دور همین حرفها است و انتظار چیزی جز این را هم نباید داشت. من از لابهلای این اظهارات و تحلیلها در جستجوی پاسخِ پرسشِ دیگری هستم: سهم و میزانِ «علم» و مسئولیت علمی در این روایتسازیها تا چه اندازه است؟ به هر حال باید دید کسانی که عنوان «اندیشکده»، «کارشناس»، «صاحبنظر» و ... را یدک میکشند، و مداماً در گفتارهای خود با طعنه و کنایه از بیاعتنایی نهادهای رسمی به کارشناسی گله میکنند، تا چه اندازه بهرهمند از مایهی نظری و صورتبندیهای علمی در مواجهه با واقعیت هستند.
🔹 اوّلین تجربهی آشنایی من با فعّالان و کارشناسان مسائل منطقهای(اغلب جوانان حوزوی)، به حدود هفت سال پیش برمیگردد. جلساتی بود پیرامون ارزیابی یکی از اسناد ملّی که گروههای علمی حوزوی ـ از رشتههای مختلف ـ ارزیابی خود را پیرامون آن مطرح میکردند. جلسه با کارشناسان حوزوی فعّال در حوزهی مسائل منطقهای یک تفاوت ویژه با سایر گروههای علمی داشت: اصرار بر «تجربه»، «میدان»، «مشاهده»، «فَکت واقعی» و البته آلِرژی شدید به هرگونه «مبناگروی»، «چهارچوب علمی»، «نظریهمندی» و ... . بعدها که فرصت یک فعالیت محدودی در حاشیه یک موسسهی فعّال در مسائل منطقهای را یافتم، و قدری بیشتر فرصت یافتم مستمع آزاد (و البته آماتور) اظهارات و تحلیلهای فعّالان بینالمللی و منطقهای باشم و دیدگاههایشان را دنبال کردم، به یک جمعبندی رسیدم: با چیزی فراتر از گفتارهای غریزی و روانشناختی رو به رو نیستیم که البته مطالبات و تصفیهحسابهای صنفی هم بر آن سایه انداخته است. تا جایی که من در مشاهداتم دیدم، هر کسی حاویِ چهار شاخصهی زیر باشد، میتواند به عنوان صاحبنظر مسائل منطقهای در عرصهی فکری و فرهنگی کشور عرضهاندام نماید:
ـ آشنایی به زبان عربی
ـ داشتنِ اطلاعات عمومی پیرامون یکی از کشورهای منطقه و اطلاق عناوینی همچون کارشناس مسائل عراق، کارشناس مسائل یمن، کارشناس مسائل عربستان و ...
ـ قدری مراوده با گروههای اسلامگرا و گروههای مقاومت در کشورهای مذکور به عنوانِ «مشاهدات واقعیتهای میدانی»
ـ (و از همه مهمتر،) بیاعتمادی شدید و هجو و استهزا و نفیِ سر تا پایِ نهادهای رسمی متولّی مسائل منطقهای: مانند نیروی قدس، وزارت امور خارجه، معاونت بینالمللی دفتر رهبری و ... .
🔹 وجود این چهار شاخصه، مجوز و شرط لازم و کافی برای اظهارنظر توصیفی و ارایه بستههای سیاستی درباره هر موضوعِ خرد و کلانی از مسائل منطقهای به عنوان «صاحبنظر مسائل منطقهای» را صادر میکند. چیزی که در این میان به کلّی غایب است، طرحی از یک «نظریه پایه» پیرامون سیاست منطقهای جمهوری اسلامی است. در جستجوها و مشاهداتم پژوهشگری را نیافتم که واجدِ تامّل یا تدارک یک بنیاد نظری در باب کلّیت طرح منطقهای جمهوری اسلامی ـ با ملاحظهی اقتضائات و محدودیتهای عمل ـ باشد. آنچه به صورت برجسته با آن مواجه هستیم نوعی «ورّاجیِ بیملاحظه» نسبت به پروژهی منطقهای جمهوری اسلامی است: بیملاحظهگی نسبت به اداره کشور، بیملاحظهگی نسبت به سرمایهی اجتماعی داخل ایران، بیملاحظهگی نسبت به قوانین بینالمللی، بیملاحظهگی نسبت به امر ملّی و دولت رسمی در کشورهای منطقه، بیملاحظهگی نسبت به امر توسعه در کشورهای منطقه و ... . این بیاقتضایی و بیملاحظهگی زمینهی مناسبی برای پرواز دادن آرزوهای بدون مرز را فراهم میکند. همین بیاقتضایی و بیملاحظهگی است که هر پیشنهادی ـ ساختن بمب اتم، زدن همه منافع و پایگاههای آمریکا در منطقه، بستن تنگهی هرمز و ... ـ را در دسترس و قابل انجام مییابد. این بیملاحظهگی است که بیپروایی در موضعگیری را تمهید مینماید. این بیپروایی که در مواضعِ صاحبنظران مطالعات منطقهای میبینیم، محصول «علمورزی و میداندیدن» نیست، محصولِ «فقدان نظریه پایه» در شهرِ بیکلانترِ مطالعات منطقهای است.
@mssadeghi_ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
بیپروایی و بیبنیادی آیا مطالعات منطقهای «نظریه پایه» نمیخواهد؟ ✍حمید ابدی 🔹 کلیپی از آقای هاد
با حفظ احترام خدمت دکتر ابدی، این متن خیلی دقیق و جامعنگرانه نوشته نشده است.
آقای معصومی زارع از کسانی است که سالها تحقیقات میدانی در سوریه و سایر کشورها داشته. او واقعیاتی را دربارهی دستگاه تصمیمگیر جمهوری اسلامی مطرح کرد که اغلب، خود ما هم آنهارا لمس میکنیم. خیلی نیاز به استدلال ندارند.
یا دربارهی دکتر خراتیان، ایشون از معدود تحلیلگرانی است که قبل از ورود به تحلیل و تجویز در لایهی سیاستگذاری، در لایههای بنیادی و راهبردی نیز اندیشیده و به تعمق پرداختهاند. خیلی از پیشبینیهای مهدی خراتیان، در جنگهای پس از هفت اکتبر به وقوع پیوست که نشان از قدرت پیشبینی ایشان داشت.
در هر حال، بیش از دفاع از این تحلیلگران - که اتفاقا از معدود متفکرین و کارشناسانی هستند که در بین نیروهای گفتمان انقلاب، پیچیدگی را فهمیده و کمتر دچار سادهانگاری اند و نظرورزی را معطوف به میدان دنبال میکنند- تکیهی من بر صدق اغلب ادعاها و گفتههایی است که این عزیزان دربارهی آسیبها و ضعفهای دستگاه تصمیمگیری جمهوری اسلامی داشتهاند. البته در برخی مواضع و نیز بیان رادیکال ایشان میتوان تأمل کرد، اما این، نباید رخنهپوش ناکارآمدیها و بدتدبیریها یا بیتدبیریها گردد.
نمیدونم چه مقدار با علم سیاست بینالملل آشنایی دارید، چون وزن کار مثلا مهدی خراتیان به حدی است که با چهارتا کلام رادیکال مخدوش نمیشه.
خراتیان بازی دوگانهی رئالیسم و لیبرالیسم را فهمیده و درک کرده که این مکاتب مضاف بر نظریههای جدیدتر انتقادی و سازهانگاری، حریف پیچیدگی میدانی نیستند و سراغ اپلای کردن نظریههای مارکسیستی بهخصوص نوگرامشی رفته...
خیلی کار سختی است.
اتفاقا استقبالی که از ایشون شده در مجامع فنی و این که تونسته گفتمانسازی کنه و از بین نیروهای گفتمان انقلاب اسلامی از او حتی در بین نیروهای گفتمان اصلاحات استقبال شده، اینها نشان از موفقیت اوست.
علمی و حرفهایبودن، فراجناحیبودن و ملیبودن، صراحت بیان در نقد، مالهکش این مسئول و اون مسئول نبودن، اینها موجب میشه به خاطر چهارتا حرف رادیکال، ایرادهای حاشیهای نگیریم.
خلاصه، عدم دقت و جامعنگری در متن دکتر ابدی، تجربهی میدانی نسبتا معتبر امثال خراتیان و معصومی زارع، عمق فکری دکتر خراتیان باعث میشه این متن رو در مصداق، قابل خدشه بدونم.
اگر چه اصل حرف که ما ضعف در نظریهی پایه داریم تا حدی درست است. بهعلاوه که فارغ از محتوا، زبان آقای معصومی زارع هم تنشزا بود و گاهی نه یاریگرانه و همدلانه.