eitaa logo
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
535 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.4هزار ویدیو
18 فایل
فضایی برای اندیشیدن درباره‌ی«تحولات سیاسی». میکوشیم در جزئیات گم نشویم و با تحلیل انتزاعی و کلانِ روند تحولات جهانی و کنار هم چیدنِ قطعات پازل، به تصویری کلان برسیم. ارتباط با بنده:🇮🇷Eitaa.com/ahs_tafreshi کانال دیگر: @feqholsiasat #گفتمانسازی
مشاهده در ایتا
دانلود
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
👈 «#صدای_ایران» | دفاع مقدس ایران در برابر ۲+۳۲ 📢 #سرمقاله روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.IR ویژه‌
«دفاع مقدس ایران در برابر ائتلاف ۲+۳۲: جنگ ترکیبی غرب و صهیونیسم» ائتلاف نانوشته غرب برای بی‌ثبات‌سازی منطقه. نانوشته است چون غیررسمی است. بدون قرارداد رسمی است که ۳۲+٢. پنهان‌کاری است و در ظاهر جنگ محدود به دو بازیگر بود، اما در واقعیت... همکاری پشت پرده غرب را می‌گوید.
👈 «» | تسلیم بی‌قیدوشرط؛ رؤیای همیشگی آمریکا 📢 روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.IR ویژه‌ی روزهای دفاع مقدس ملت ایران در برابر تهاجم رژیم صهیونی 🔹️ بر اساس آنچه امروز رهبر انقلاب گفتند، مهمترین بخش سومین پیام تصویری ایشان، به موضوع شکست تلاش دشمن برای تسلیم شدن ایران مربوط بود. دشمن سعی دارد وانمود کند جنگ اخیر را به خاطر موضوع فعالیت هسته‌ای ایران و هراس از دستیابی به بمب اتمی به راه انداخت اما خود آنها بهتر از هرکسی می‌دانند که ایران قصدی برای تولید سلاح اتمی نداشته است. 🔹️موضوع چنان روشن است که ترامپ برای فرار از آن به راحتی ارزیابی مدیر اطلاعات ملی آمریکا در این مورد را زیر سوال برد و گفت او اشتباه می‌کند! 🔹️این تنها یک نمونه از هزاران مدارکی است که نشان می‌دهد مسئله آمریکا با ایران هسته‌ای نیست وهسته‌ای و توان موشکی و حقوق بشر صرفاً بهانه‌ای است که نمیتوانند یک ایران قوی و مستقل را که گوش‌به‌فرمان آنها نیست، تحمل کنند. 🔹️در اثنای جنگ، رئیس‌جمهور آمریکا، پیامی کوتاه اما قابل تامل در شبکه‌ی اجتماعی خودش منتشر کرد: UNCONDITIONAL SURRENDER؛ «تسلیم بی‌قید و شرط». این پیام تنها شامل همین دو کلمه بود، با حروف بزرگ انگلیسی نوشته شده بود که در زبان انگلیسی نشانه‌ی تأکید شدید و قاطعیت است. یعنی با صراحت اعلام می‌کرد که از نظر او، راه‌حل پایان جنگ، فقط تسلیم بی‌قید و شرط ایران است. 🔹️نکته‌ی مهم این است که این پیام در روز پنجم جنگ منتشر شد؛ در حالی که ترامپ پیش‌تر نیز در مواضع مختلف گفته بود که به دنبال پیروزی صددرصدی و کامل است و اساساً علاقه‌ای به آتش‌بس ندارد. این شعار «تسلیم بی‌قید و شرط» هم پیشینه دارد و هم معنای خاصی در فرهنگ نظامی و سیاسی آمریکا. 🔹️شاید برخی بپرسند که اصلاً چرا باید کشور را به ورطه‌ی جنگ بکشانیم؟ چرا چند کیلو اورانیوم غنی‌شده را تحویل ندادیم؟ چرا چند سانتریفیوژ را جمع نکردیم؟ نمی‌شد با یک توافق ساده، از این همه هزینه جلوگیری کرد؟ اما باید دقت کرد که بحث بر سر چند سانتریفیوژ یا چند کیلوگرم مواد هسته‌ای نیست؛ مسئله، مسئله‌ی استقلال ملی است. اگر استقلال ملی یک کشور خدشه‌دار شود، اگر ذره‌ای از آن آسیب ببیند، این مسیر انتها ندارد. حفظ استقلال یعنی حفظ شرف، عزت و آینده‌ی یک ملت. 🔹️اگر راه را برای دشمن قلدری که به دنبال تسلیم شدن ایران است باز کردیم، چه تضمینی وجود دارد که فردا نگوید ایران برای امنیت خلیج فارس خطرآفرین است و باید آن را در آن منطقه محدود کنیم و راهش هم این است که جزایر سه‌گانه را تخلیه کرده و حاکمیت آن را به آن کشور فسقلی و مدعی و یا مثلاً نیروهای بین‌المللی بسپارد؟! 🔹️این عزت و استقلال و قدرت است که دشمن را تا سرحد جنون دیوانه کرده است. اگر مثل دوره پهلوی ایران تسلیم و مطیع اجنبی باشد، فعالیت هسته‌ای برایش مشکلی ندارد و کمکش هم می‌کنند اما اگر مستقل باشد، همان فعالیت میشود دستاویزی برای هیاهو، و ادعا می‌کنند اصلاً انرژی هسته‌ای به کار ایران نمی‌آید! 🔹️ایران در این جنگ ۱۲روزه درسهای مهمی گرفت و البته به دیگران داد. شاید مهمترین درسی که به دیگران داد این باشد که این کشور و ملت بزرگ اهل تسلیم شدن نیست و مقابل زورگویی و قلدری سر خم نمی‌کند چرا که این ملت، ملت امام حسین(ع) است. 📥نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید و پادپخش را بشنوید. 🖥 Farsi.Khamenei.ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
👈 «#صدای_ایران» | تسلیم بی‌قیدوشرط؛ رؤیای همیشگی آمریکا 📢 #سرمقاله روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.
هسته‌ای بهانه است؛ هدف آمریکا: تسلیم بی‌قید و شرط ایران «تسلیم بی‌قید و شرط؟ نه! عزت ایران خط قرمز است»
👈 «»؛ شماره ۵: تسلیم بی‌قیدوشرط؛ رؤیای همیشگی آمریکا 📢 روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.IR ویژه‌ی روزهای دفاع مقدس ملت ایران در برابر تهاجم رژیم صهیونی 🔹️ | بر اساس آنچه امروز رهبر انقلاب گفتند، مهمترین بخش سومین پیام تصویری ایشان، به موضوع شکست تلاش دشمن برای تسلیم شدن ایران مربوط بود. دشمن سعی دارد وانمود کند جنگ اخیر را به خاطر موضوع فعالیت هسته‌ای ایران و هراس از دستیابی به بمب اتمی به راه انداخت اما خود آنها بهتر از هرکسی می‌دانند که ایران قصدی برای تولید سلاح اتمی نداشته است. 🔹️موضوع چنان روشن است که ترامپ برای فرار از آن به راحتی ارزیابی مدیر اطلاعات ملی آمریکا در این مورد را زیر سوال برد و گفت او اشتباه می‌کند! 🔹️این تنها یک نمونه از هزاران مدارکی است که نشان می‌دهد مسئله آمریکا با ایران هسته‌ای نیست وهسته‌ای و توان موشکی و حقوق بشر صرفاً بهانه‌ای است که نمیتوانند یک ایران قوی و مستقل را که گوش‌به‌فرمان آنها نیست، تحمل کنند. 🔹️در اثنای جنگ، رئیس‌جمهور آمریکا، پیامی کوتاه اما قابل تامل در شبکه‌ی اجتماعی خودش منتشر کرد: UNCONDITIONAL SURRENDER؛ «تسلیم بی‌قید و شرط». این پیام تنها شامل همین دو کلمه بود، با حروف بزرگ انگلیسی نوشته شده بود که در زبان انگلیسی نشانه‌ی تأکید شدید و قاطعیت است. یعنی با صراحت اعلام می‌کرد که از نظر او، راه‌حل پایان جنگ، فقط تسلیم بی‌قید و شرط ایران است. 🔹️نکته‌ی مهم این است که این پیام در روز پنجم جنگ منتشر شد؛ در حالی که ترامپ پیش‌تر نیز در مواضع مختلف گفته بود که به دنبال پیروزی صددرصدی و کامل است و اساساً علاقه‌ای به آتش‌بس ندارد. این شعار «تسلیم بی‌قید و شرط» هم پیشینه دارد و هم معنای خاصی در فرهنگ نظامی و سیاسی آمریکا. 🔹️شاید برخی بپرسند که اصلاً چرا باید کشور را به ورطه‌ی جنگ بکشانیم؟ چرا چند کیلو اورانیوم غنی‌شده را تحویل ندادیم؟ چرا چند سانتریفیوژ را جمع نکردیم؟ نمی‌شد با یک توافق ساده، از این همه هزینه جلوگیری کرد؟ 🔹️اما باید دقت کرد که بحث بر سر چند سانتریفیوژ یا چند کیلوگرم مواد هسته‌ای نیست؛ مسئله، مسئله‌ی استقلال ملی است. اگر استقلال ملی یک کشور خدشه‌دار شود، اگر ذره‌ای از آن آسیب ببیند، این مسیر انتها ندارد. حفظ استقلال یعنی حفظ شرف، عزت و آینده‌ی یک ملت. 🔹️اگر راه را برای دشمن قلدری که به دنبال تسلیم شدن ایران است باز کردیم، چه تضمینی وجود دارد که فردا نگوید ایران برای امنیت خلیج فارس خطرآفرین است و باید آن را در آن منطقه محدود کنیم و راهش هم این است که جزایر سه‌گانه را تخلیه کرده و حاکمیت آن را به آن کشور فسقلی و مدعی و یا مثلاً نیروهای بین‌المللی بسپارد؟! 🔹️این عزت و استقلال و قدرت است که دشمن را تا سرحد جنون دیوانه کرده است. اگر مثل دوره پهلوی ایران تسلیم و مطیع اجنبی باشد، فعالیت هسته‌ای برایش مشکلی ندارد و کمکش هم می‌کنند اما اگر مستقل باشد، همان فعالیت میشود دستاویزی برای هیاهو، و ادعا می‌کنند اصلاً انرژی هسته‌ای به کار ایران نمی‌آید! 🔹️ایران در این جنگ ۱۲روزه درسهای مهمی گرفت و البته به دیگران داد. شاید مهمترین درسی که به دیگران داد این باشد که این کشور و ملت بزرگ اهل تسلیم شدن نیست و مقابل زورگویی و قلدری سر خم نمی‌کند چرا که این ملت، ملت امام حسین(ع) است. 📥نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید و پادپخش را بشنوید. 🖥 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از بر پا
نعمتی به نام همین دولت 🔹اصل وجود این دولت در این زمان آثار و برکاتی دارد: اول اینکه برآمده از جریان غربگرا است، لکن خود را با رهبر و نظام و مردم و دیگر قوا منسجم و هم‌آهنگ میکند. اثرش چیست؟ اثرش این است که باعث میشود دیگران یا با او همراهی کنند یا از او عبور کنند. عبور از این دولت، نیاز به مواضعی دارد که عبور کنندگان را به چشم آورد. این یعنی باید رادیکالتر شوند و این باعث ریزش جدیتر و بیشتر آنها نزد مردم خواهد شد. جریان غربگرایی در کشور در حال پوست اندازی جدی است و دولت فعلی خصوصا در این شرایط روشن که ناشی از جنگ است، کاتالیزور و سرعت دهنده این اتفاق است. ببینید دو بیانیه اخیر غربگراها با لحن رادیکال و اسراییلی‌پسند بیرون آمد، مهمتر از بیشرمانه بودن و دشمن پسند بودن این دو متن، این بود که اصلا مردم هر دو بیانیه را به هیچ هم حساب نکردند و دست به دست هم نشد. 🔹دوم اینکه شاید اگر دولت دیگری از پایگاه انقلابی تر امروز در راس کار بود، خیلی ها ممکن بود فریب خناسها را بخورند، فکر کنند وجود دولت آرمانگرا باعث جنگ شده، حال آنکه یک دولت با لحن باورپذیر دوستی با غرب و اهل رفاقت با ظریف و امثالهم، بالاخره وقتی کارش وسط مذاکرات به جنگ میکشد، اتمام حجتش برای همگان بیشتر است. هر چه بیشتر سخن از مذاکرات و صلح بگوید باز در وضعیتی که دشمن در وضعیت شدت دشمنی ناچار به تهاجم است و در حال نابودی به هر چیزی چنگ میزند، برای خیلی ها اتمام حجت میشود. 🔹وجود این دولت باعث میشود خیلی ها بفهمند مشکل این جناح و آن جناح نیست، مشکل خود ایران است. تنهایی ایران در دنیای بی خاصیت امروز مقابل جنایتکاری مثل اسراییل و ترامپ باعث شده خیلی ها به سمت غی کردن سم غرب پرستی سوق پیدا کنند، این اتفاق بسیار مهم و تمدنی است. ایران دقیقا در حال یک انقلاب دیگر است بسیار عمیق تر از انقلاب ۵۷ ، انقلابی از جنس گام دوم با عمق و وسعت فوق العاده اش. بازگشتی به خویشتن و ظهور استقلال و خودشکوفایی دیگری در حال وقوع است که جبهه حق سالها از آن بهره خواهد برد. آمدن پزشکیان که باعث رونق انتخابات شد، امروز هم به دلیل مشی صادقانه و انسجام گرایش باعث سرعت گرفتن رشد کشور در زمینه عبور از غرب شد. 🔹یک ویژگی در این دولت هست و آن اعتقاد صادقانه به اعتقادات ایمانی مردم و نظام ولایی است، تا امروز هم جانب همین دو را بیشتر گرفته، حوادث منطقه نیز شرایط را برای تمحیص و خالص سازی جدی باورهای مردم و دولتمردان فراهم کرده، اگر این شرایط به همین نحو باقی بماند باعث پیشرفت همه مردم خواهد شد و خصوصا فرهنگ خوش بینی به غرب را از جان بسیاری بیرون میکشد. چنین دولتی برای این واقعه سرعت دهنده است، نیروهای انقلاب نباید سد راه این اتفاق باشند، بلکه باید به آن کمک کنند با تبیینشان با همدلیشان. (تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر) @ali_mahdiyan
🔰 اذن و عدم اذن به «مذاکره» از اختیارات رهبری است / هیچ کس نباید از رهبر جلو بیفتد 🔺 آیت الله سید حسن عاملی: 🔹 یکی از اسباب اختلاف و یکی از عوامل به هم ریختن انسجام، موضوع مذاکره امروز با آمریکا و موضوع پذیرش آژانس خائن هسته‌ای است تندروها از دو طرف آتش تهیه را شروع کرده‌اند در اینجا چند وظیفه مشکل را کاملاً حل می‌کند 🔹 اول اینکه اذن و عدم اذن به مذاکره از اختیارات رهبری است بنابراین جای اختلاف نیست مقام معظم رهبری هم مشرف به امور است، هم مشرف به اقدامات مسئولین است و هم مشرف به مصالح کلان کشور هیچ کس نباید از رهبر جلو بیفتد 🔹 گاهی در کنار مطالبات خاصی که در مذاکره داریم نفس مذاکره نیز مطلوب است تا سر دشمن به آن مشغول باشد و از شرارت خود بازماند به عنوان مثال گاهی گفته می‌شود ۲۰ سال مذاکره هسته‌ای با آنها چه سودی داشت؟ حداقل سود آن این است که سر آنها به موضوع هسته‌ای مشغول شد و آنها فرصت مزاحمت برای تحولات و تطورات و پیشرفت‌های موشکی ایران پیدا نکردند و الا حتماً با بهانه تحولات موشکی ایران را مورد تحریم قرار می دادند 🔹 مذاکره با دو شرط هیچ ایراد ندارد اول اینکه تمام مسئولین می‌گویند اصل غنی سازی در داخل ایران خط قرمز ماست و جای مذاکره ندارد توصیه می‌شود با همین شرط وارد مذاکره شوید یعنی اعلام بکنید اصل غنی سازی خارج از موضوع مذاکره است 🔹 شرط دوم این است که آمریکا، اروپا و آژانس حمله اسرائیل و آمریکا به ایران را که در وسط مذاکره و با خدعه مذاکره صورت گرفت محکوم کنند 📩 مشروح خطبه👇 🌐 darolershad.org/?p=26798 📲 سایت و صفحات مجازی آیت الله عاملی👇 🔗 zil.ink/seyyedameli_ir
بی‌پروایی و بی‌بنیادی آیا مطالعات منطقه‌ای «نظریه پایه» نمی‌خواهد؟ ✍حمید ابدی 🔹 کلیپی از آقای هادی معصومی زارع ـ طلبه‌ی دانش‌آموخته دکتری علوم سیاسی و مسئول یکی از میزهای اندیشکده مرصاد ـ را اخیراً دیدم که حاوی این جمله بود:«آمریکا با آلت اسراییل به ایران تجاوز کرد». پیشتر، در میانه‌ی جنگ دوازده روزه نیز، نوشته‌ای از آقای مهدی خراطیان دیده بودم که «سناریوی فتح تهران» توسط آمریکا را با جزییات ترسیم کرده بود. این دو مثال را، هم‌چون مشتی نمونه‌ی خروار، از آن رو نیاوردم تا نقد و گلایه‌ای به کلان‌روایت حاکم بر گفتار ایشان مطرح نمایم. در روزگاری که بازارِ مُدهای «رئال‌پالیتیکی» و پیش‌گویی‌های جنگی با بدترین سناریوی ممکن گرم است(و البته کسی هم ادّعای خلاف واقع را مواخذه نخواهد کرد)، دور دور همین حرف‌ها است و انتظار چیزی جز این را هم نباید داشت. من از لابه‌لای این اظهارات و تحلیل‌ها در جستجوی پاسخِ پرسشِ دیگری هستم: سهم و میزانِ «علم» و مسئولیت علمی در این روایت‌سازی‌ها تا چه اندازه است؟ به هر حال باید دید کسانی که عنوان «اندیشکده»، «کارشناس»، «صاحب‌نظر» و ... را یدک می‌کشند، و مداماً در گفتارهای خود با طعنه و کنایه از بی‌اعتنایی نهادهای رسمی به کارشناسی گله می‌کنند، تا چه اندازه بهره‌مند از مایه‌ی نظری و صورت‌بندی‌های علمی در مواجهه با واقعیت هستند. 🔹 اوّلین تجربه‌ی آشنایی من با فعّالان و کارشناسان مسائل منطقه‌ای(اغلب جوانان حوزوی)، به حدود هفت سال پیش برمی‌گردد. جلساتی بود پیرامون ارزیابی یکی از اسناد ملّی که گروه‌های علمی حوزوی ـ از رشته‌های مختلف ـ ارزیابی خود را پیرامون آن مطرح می‌کردند. جلسه‌ با کارشناسان حوزوی فعّال در حوزه‌ی مسائل منطقه‌ای یک تفاوت ویژه با سایر گروه‌های علمی داشت: اصرار بر «تجربه»، «میدان»، «مشاهده»، «فَکت واقعی» و البته آلِرژی شدید به هرگونه «مبناگروی»، «چهارچوب علمی»، «نظریه‌مندی» و ... . بعدها که فرصت یک فعالیت محدودی در حاشیه یک موسسه‌ی فعّال در مسائل منطقه‌ای را یافتم، و قدری بیشتر فرصت یافتم مستمع آزاد (و البته آماتور) اظهارات و تحلیل‌های فعّالان بین‌المللی و منطقه‌ای باشم و دیدگاه‌هایشان را دنبال کردم، به یک جمعبندی رسیدم: با چیزی فراتر از گفتارهای غریزی و روان‌شناختی رو به رو نیستیم که البته مطالبات و تصفیه‌حساب‌های صنفی هم بر آن سایه انداخته است. تا جایی که من در مشاهداتم دیدم، هر کسی حاویِ چهار شاخصه‌ی زیر باشد، می‌تواند به عنوان صاحب‌نظر مسائل منطقه‌ای در عرصه‌ی فکری و فرهنگی کشور عرضه‌اندام نماید: ـ آشنایی به زبان عربی ـ داشتنِ اطلاعات عمومی پیرامون یکی از کشورهای منطقه و اطلاق عناوینی هم‌چون کارشناس مسائل عراق، کارشناس مسائل یمن، کارشناس مسائل عربستان و ... ـ قدری مراوده با گروه‌های اسلام‌گرا و گروه‌های مقاومت در کشورهای مذکور به عنوانِ «مشاهدات واقعیت‌های میدانی» ـ (و از همه مهمتر،) بی‌اعتمادی شدید و هجو و استهزا و نفیِ سر تا پایِ نهادهای رسمی متولّی مسائل منطقه‌ای: مانند نیروی قدس، وزارت امور خارجه، معاونت بین‌المللی دفتر رهبری و ... . 🔹 وجود این چهار شاخصه، مجوز و شرط لازم و کافی برای اظهارنظر توصیفی و ارایه بسته‌های سیاستی درباره هر موضوعِ خرد و کلانی از مسائل منطقه‌ای به عنوان «صاحب‌نظر مسائل منطقه‌ای» را صادر می‌کند. چیزی که در این میان به کلّی غایب است، طرحی از یک «نظریه پایه» پیرامون سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی است. در جستجوها و مشاهداتم پژوهشگری را نیافتم که واجدِ تامّل یا تدارک یک بنیاد نظری در باب کلّیت طرح منطقه‌ای جمهوری اسلامی ـ با ملاحظه‌ی اقتضائات و محدودیت‌های عمل ـ باشد. آن‌چه به صورت برجسته با آن مواجه هستیم نوعی «ورّاجیِ بی‌ملاحظه» نسبت به پروژه‌ی منطقه‌ای جمهوری اسلامی است: بی‌ملاحظه‌گی نسبت به اداره کشور، بی‌ملاحظه‌گی نسبت به سرمایه‌ی اجتماعی داخل ایران، بی‌ملاحظه‌گی نسبت به قوانین بین‌المللی، بی‌ملاحظه‌گی نسبت به امر ملّی و دولت رسمی در کشورهای منطقه، بی‌ملاحظه‌گی نسبت به امر توسعه در کشورهای منطقه و ... . این بی‌اقتضایی و بی‌ملاحظه‌گی زمینه‌ی مناسبی برای پرواز دادن آرزوهای بدون مرز را فراهم می‌کند. همین بی‌اقتضایی و بی‌ملاحظه‌گی است که هر پیشنهادی ـ ساختن بمب اتم، زدن همه منافع و پایگاه‌های آمریکا در منطقه، بستن تنگه‌ی هرمز و ... ـ را در دسترس و قابل انجام می‌یابد. این بی‌ملاحظه‌گی است که بی‌پروایی در موضع‌گیری را تمهید می‌نماید. این بی‌پروایی که در مواضعِ صاحب‎‌نظران مطالعات منطقه‌ای می‌بینیم، محصول «علم‌ورزی و میدان‌دیدن» نیست، محصولِ «فقدان نظریه پایه» در شهرِ بی‌کلانترِ مطالعات منطقه‌ای است. @mssadeghi_ir
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
بی‌پروایی و بی‌بنیادی آیا مطالعات منطقه‌ای «نظریه پایه» نمی‌خواهد؟ ✍حمید ابدی 🔹 کلیپی از آقای هاد
با حفظ احترام خدمت دکتر ابدی، این متن خیلی دقیق و جامع‌نگرانه نوشته نشده است. آقای معصومی زارع از کسانی است که سال‌ها تحقیقات میدانی در سوریه و سایر کشور‌ها داشته. او واقعیاتی را درباره‌ی دستگاه تصمیم‌گیر جمهوری اسلامی مطرح کرد که اغلب، خود ما هم آن‌هارا لمس می‌کنیم. خیلی نیاز به استدلال ندارند. یا درباره‌ی دکتر خراتیان، ایشون از معدود تحلیل‌گرانی است که قبل از ورود به تحلیل و تجویز در لایه‌ی سیاست‌گذاری، در لایه‌های بنیادی و راهبردی نیز اندیشیده و به تعمق پرداخته‌اند. خیلی از پیش‌بینی‌های مهدی خراتیان، در جنگ‌های پس از هفت اکتبر به وقوع پیوست که نشان از قدرت پیش‌بینی ایشان داشت. در هر حال، بیش از دفاع از این تحلیلگران - که اتفاقا از معدود متفکرین و کارشناسانی هستند که در بین نیروهای گفتمان انقلاب، پیچیدگی را فهمیده و کمتر دچار ساده‌انگاری اند و نظرورزی را معطوف به میدان دنبال می‌کنند- تکیه‌ی من بر صدق اغلب ادعاها و گفته‌هایی است که این عزیزان درباره‌ی آسیب‌ها و ضعف‌های دستگاه تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی داشته‌اند. البته در برخی مواضع و نیز بیان رادیکال ایشان می‌توان تأمل کرد، اما این، نباید رخنه‌پوش ناکارآمدی‌ها و بدتدبیری‌ها یا بی‌تدبیری‌ها گردد. نمیدونم چه مقدار با علم سیاست بین‌الملل آشنایی دارید، چون وزن کار مثلا مهدی خراتیان به حدی است که با چهارتا کلام رادیکال مخدوش نمی‌شه. خراتیان بازی دوگانه‌ی رئالیسم و لیبرالیسم را فهمیده و درک کرده که این مکاتب مضاف بر نظریه‌های جدیدتر انتقادی و سازه‌انگاری، حریف پیچیدگی میدانی نیستند و سراغ اپلای کردن نظریه‌های مارکسیستی به‌خصوص نوگرامشی رفته... خیلی کار سختی است. اتفاقا استقبالی که از ایشون شده در مجامع فنی و این که تونسته گفتمانسازی کنه و از بین نیروهای گفتمان انقلاب اسلامی از او حتی در بین نیروهای گفتمان اصلاحات استقبال شده، این‌ها نشان از موفقیت اوست. علمی و حرفه‌ای‌بودن، فراجناحی‌بودن و ملی‌بودن، صراحت بیان در نقد، ماله‌کش این مسئول و اون مسئول نبودن، این‌ها موجب میشه به خاطر چهارتا حرف رادیکال، ایرادهای حاشیه‌ای نگیریم. خلاصه، عدم دقت و جامع‌نگری در متن دکتر ابدی، تجربه‌ی میدانی نسبتا معتبر امثال خراتیان و معصومی زارع، عمق فکری دکتر خراتیان باعث میشه این متن رو در مصداق، قابل خدشه بدونم. اگر چه اصل حرف که ما ضعف در نظریه‌ی پایه داریم تا حدی درست است. به‌علاوه که فارغ از محتوا، زبان آقای معصومی زارع هم تنش‌زا بود و گاهی نه یاریگرانه و همدلانه.
معماری قدرت، نظم و امنیت ایران
بی‌پروایی و بی‌بنیادی آیا مطالعات منطقه‌ای «نظریه پایه» نمی‌خواهد؟ ✍حمید ابدی 🔹 کلیپی از آقای هاد
متن در شرایط هرج‌ومرج حاکم بر نیروهای گفتمان انقلاب نوشته شده. در شرایطی که هرگونه نقد به حاکمیت را درست نمی‌دانیم. این‌جا تر و خشک همه با هم می‌سوزد. حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای. اما متن دکتر ابدی، چون کلی‌نوشته شده، به جرئت می‌توان گفت که دچار یک تعمیم‌دهی افراطی و ناروا و نادیده‌‌گرفتن تفاوت‌ها است. من چون مباحث دکتر خراتیان و تا حدی آقای معصومی زارع رو دیدم، اشاره کردم به تفاوت‌ها به نقطه‌قوت‌ها و... متن غیرحرفه‌ای است چون تمام نقدها تقلیل داده شد به تسویه حساب‌های صنفی یا برخاسته از مشکلات روان‌شناختی. حال آن‌که غیرت، دغدغه‌ و تخصص این تحلیلگران به موضوعات حساس مانند امنیت ملی و نقد‌های مهم‌شان به ناکارآمدی‌ها نادیده‌گرفته شده. متن حرفه‌ای نیست؛ چون نظریه پایه مطرح شد اما نویسنده مشخص نکرده که دقیقا چه نوع نظریه‌ای مد نظر است. نظریه‌ی روابط بین‌الملل؟ سیاست خارجی جمهوری اسلامی؟ نظریه‌ی امنیت منطقه‌ای؟ این ابهام‌ها از قدرت استدلال متن می‌کاهد. آیا رویکرد‌های موجود مانند تاریخی توصیفی یا تحلیل‌های مبتنی بر واقعیت‌های عینی هیچ ارزشی ندارند؟ هرچند نظریه به درک عمیق‌تر کمک می‌کند! از همه مهم‌‌تر نویسنده چه میزان در امنیت و سیاست بین‌الملل دارد که تحلیلگران زبده‌ی این رشته را این‌گونه قضاوت می‌کند؟ دکتر خراتیان می‌گفت هفده سال کار مطالعاتی و پژوهشی و اندیشکده‌ای و رسانه‌ای کردم در سیاست‌پژوهی و در این هفده‌سال در پشت اتاق‌های تصمیم‌گیران بارها تحقیر شده‌ام... متن حرفه‌ای نیست، چون سوگیری‌های خاصی در آن مشاهده می‌شه. مثلا استفاده از عبارات بسیار تند «وراجی بی‌ملاحظه» نشان‌دهنده‌ی سوگیری‌ و پیش‌داوری‌های نویسنده است که اعتبار متن را زیرسؤال می‌برد. این‌که خراتیان بدبینانه‌ترین سناریو‌ها را مطرح می‌کند نیز یک امری رایج و حرفه‌ای در سیاست بین‌الملل است و وظیفه‌ی پژوهشگر و کارشناس این است که بدترین سناریوها را پیش‌بینی کنند. متن حرفه‌ای نیست، دچار یک‌سویه‌‌نگری است. موفقیت‌ها را نادیده گرفته. و کاملا بر جنبه‌های منفی تمرکز دارد. گفتم شرایط جامعه ملتهب است و فضا طوری هدایت شده است که هرگونه نقد وارده به دستگاه تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی را غلط و غیرمنطقی و بی‌وجه بدانیم. اما نکند نیروهای گفتمان انقلاب هم ساده‌انگارانه متوجه نشدند که چه ضربه‌‌هایی خوردیم. چه ضعف‌های بزرگی داشتیم. یک شکست اطلاعاتی بزرگ و ترور بسیاری از سران و مهره‌های نسبتا کارآمد نظام. تقریبا سقوط کرده بودیم یا شاید دقیق تر بگم که سقوط کرده بودیم و خدا نجات‌مان داد و بعد هم تدابیر رهبری معظم.
هدایت شده از حسین نظری
رهبر معظم خامنه‌ای، ما هرگز همدیگر را ملاقات نکرده‌ایم، اما فکر می‌کنم شناخت قابل توجهی نسبت به یکدیگر داریم. نزدیک به سه دهه است که شما را می‌شناسم و هر نقطه عطف مهم در رهبری‌تان را مطالعه کرده‌ام. تصمیمات، اصول فکری و ساختار نیابتی که در سراسر منطقه ایجاد کرده‌اید را دنبال کرده‌ام. دیدم چگونه جایگزین خمینی شدید، قدرت سیاسی را به دست آوردید و تلاش کردید هژمونی منطقه‌ای ایران را بسازید. نه تنها اهداف شما بلکه روش‌هایی که باور داشتید به آن‌ها منجر می‌شوند را نیز فهمیدم. به عنوان وزیر دفاع، مسئول تدوین یک طرح نظامی هماهنگ بودم که بر پایه دهه‌ها اطلاعات اسرائیل، توان نیروی هوایی و دکترین استراتژیک طراحی شده بود. طرحی که مثل چاقوی داغی از میان «حلقه آتش» شما عبور کرد و در نهایت باعث فروپاشی آن شد؛ طرحی که به جنگ دوازده روزه اسرائیل و آمریکا علیه برنامه هسته‌ای ایران، دفاع هوایی، تولید موشک و رهبری نظامی ارشد انجامید. آنچه در ژوئن ۲۰۲۵ رخ داد، تنها یک عملیات نظامی نبود، بلکه فروپاشی استراتژیکی بود که سیستمی را که شما چهار دهه ساختید، از بین برد. «حلقه آتش» شما به گونه‌ای طراحی شده بود که اسرائیل را با نقاط فشار و حواس‌پرتی احاطه کند: حماس در جنوب، حزب‌الله در شمال، سوریه و عراق در شرق و حوثی‌ها در جنوب‌شرقی. (خوشبختانه دریای مدیترانه در غرب است.) شما قصد داشتید با استفاده از نیابتی‌هایتان، جنگ فرسایشی علیه اسرائیل را حفظ کنید و ارتش‌های تروریستی ایجاد کنید که روزی آن را فتح و نابود کنند. می‌خواستید زرادخانه‌ای از موشک‌های سنگین، دقیق و دوربرد بسازید تا در حمله‌ای هماهنگ، ویرانی گسترده‌ای ایجاد کنید. و در مرکز این ساختار، تلاش اصلی شما بود: توسعه سلاح‌های هسته‌ای که ایران را از تغییر رژیم مصون کند و اول با اسرائیل و سپس با دیگران، بر منطقه تسلط و بازدارندگی ایجاد کند. اما آن حلقه ما را احاطه نکرد و شکست خورد. حمله سینوار در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، مبتنی بر مهمات، آموزش، اطلاعات و بودجه‌ای بود که شما و نیابتی‌هایتان به حماس ارائه داده بودید. شاید اقدامات او فراتر از قصد شما بود، اما پیامدهای آن بر عهده شماست. کشتاری که او آغاز کرد نه با ترس، بلکه با اراده، مقاومت و در نهایت با قطعیتی سرد که اسرائیل هر کاری لازم باشد برای دفاع از خود در برابر نیروهای شیطانی‌ای که قصد نابودی ما را دارند، انجام خواهد داد، پاسخ داده شد. عموم مردم اسرائیل با وجود درد و خسارت، نشکستند. ملت ما ایستادگی کرد و اکنون شما به خوبی می‌دانید که پاسخ دادیم. شما نه تنها اراده ما، بلکه توانمندی نیروها و دقت تسلیحات ما را دست‌کم گرفتید. در بسیاری موارد حتی اکنون هم نمی‌دانید چگونه، از کجا یا با چه چیزی مورد حمله قرار گرفتید. آنچه رخ داد یک حمله واحد نبود، بلکه دنباله‌ای از حملات بود. اسرائیل به طور سیستماتیک رهبری حماس، زرادخانه‌ها و فرماندهی حزب‌الله، تأسیسات تولید موشک را منهدم کرد. همانطور که بر فراز تل‌آویو پرواز کردیم، بر فراز تهران نیز پرواز کردیم. فرماندهان نظامی کلیدی و دانشمندان را حذف کردیم. سامانه‌های S300 را هدف قرار دادیم. دفاع هوایی شما را نابود کردیم. برنامه هسته‌ای و زیرساخت‌های شما سال‌ها به عقب افتاد. سپر شما که مدت‌ها تبلیغ می‌شد، نتوانست محافظت کند. اما بیش از خسارت فیزیکی، چیزی عمیق‌تر آشکار شد: ما همه چیز را می‌بینیم، همه چیز را می‌شنویم و همه جا هستیم. ما برنامه‌ها، مکان‌ها، ارتباطات و گفتگوهای شما با نزدیک‌ترین متحدانتان را می‌دانیم که بسیاری از آن‌ها اکنون کنار شما نیستند، در بیروت، دمشق و تهران. ما زمان‌بندی‌ها، طرح‌های پشتیبان و نقاط کور شما را می‌شناسیم. در بسیاری جهات، ما بیشتر از خودتان درباره شما می‌دانستیم. و اکنون باید پرسیده شود: آیا می‌توان برنامه هسته‌ای مخفی ساخت وقتی هیچ رازی وجود ندارد؟ ادامه دادن به دنبال کردن سلاح هسته‌ای اکنون قمار نیست، بلکه یک رؤیا است؛ عملی از روی ایمان به سامانه‌هایی که پیش‌تر شکست خورده‌اند. امید یک استراتژی نیست. آیا می‌خواهید آینده و کشور خود را در مسابقه‌ای که نمی‌توانید پنهان کنید و احتمالاً به پایان نمی‌رسانید، به خطر بیندازید؟ برای حفاظت از برنامه هسته‌ای به توانمندی‌های دفاعی و تهاجمی متعارف نیاز دارید، اما آن توانمندی‌ها پیش‌تر اثربخش نبودند. بارها و بارها از ۷ اکتبر، نصرالله درخواست ورود به جنگ کرد و بارها شما رد کردید. به روشنی اعلام کردید حزب‌الله ذخیره استراتژیک شماست که تنها در صورت حمله به ایران یا حمله مستقیم ایران به اسرائیل فعال می‌شود. اما وقتی زیرساخت اصلی شما هدف قرار گرفت و دکترینتان فرو ریخت، او حاضر نبود. سپری که به آن امید بسته بودید هرگز بالا نرفت.