eitaa logo
مهـــارت‌های نویسنــدگی
559 دنبال‌کننده
690 عکس
162 ویدیو
8 فایل
🌱اینجا یک دانشکده‌ است. دانشکده‌ی مهارت‌های جادویی. جادویی از جنس نوشتن! اینجا شما یاد می‌گیرید که چطور با کلمات داستانی سحرآمیز بنویسید. «ویژه دختران نوجوان» 🌱ادمین:
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم 🍀 همین امروز، جهت عادت‌سازی در حرفه‌ی نوشتن، حداقل تا ۲۰۰ کلمه بنویسید. واژه‌ی امروز: «شکرگزاری» https://eitaa.com/Writingskills
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍉ــــاچ_کتاب مرگ: (زیرا او چیزی نیست جز مرگ یا عیسی مسیح) نزدیک بود گردنم بشکنه. (نات با حیرت به او نگاه میکند) تو کی هستی؟ مرگ: مرگ. نات: کی؟ مرگ: مرگ_ گوش کن میتونم بشینم؟ نزدیک بود گردنم بشکنه دارم مثه بید می لرزم. نات: گفتم تو کی هستی؟ مرگ: مرگ. یه لیوان آب می آری؟ نات: مرگ؟ یعنی چی؟ مرگ: چت شده؟ این لباس سیاه و صورت سفیدمو نمی بینی؟ نات: چرا. مرگ: الان هالووینه؟ نات: نه. مرگ: من مرگم دیگه حالا میشه یه لیوان آب بدی دستم؟ نات: اگر این یه شوخیه... مرگ: شوخی چیه؟ ببینم تو پنجاه و هفت سالته؟ نات آکرمنی؟ آدرست پلاک ۱۱۸ خیابون پسیفیک؟ مگر اینکه اشتباه اومده باشم. کو این برگه احضاریه؟ (جیبهایش را میگردد و سرانجام کارتی را با یک آدرس رویش نشان می دهد. ظاهراً دوباره برای اطمینان نگاهی به آن می اندازد.) نات: از من چی میخوای؟ مرگ: چی میخوام خودت چی فکر می کنی؟ نات: حتماً داری سر به سرم می ذاری. من سالم و سر حالم...» 📚وودی آلن https://eitaa.com/Writingskills
⛱ترفندهای شروع داستان 🎯یادتان باشد قلاب‌های کوچک بیشتر از قلاب‌های بزرگ ماهی صید می‌کنند. «بعضی نویسندگان تصور می‌کنند هرچه شروع خارق‌العاده و بی‌نظیرتر باشد، شانس بیشتری برای صید خوانندگان دارند. اما نکته‌ای که باید به آن توجه کرد این است که اگر این قلابِ بزرگ در ادامه با داستانی به همین اندازه جذاب همراه نشود، خواننده را مأیوس خواهد کرد. اگر شروع شما با دراماتیک‌ترین و بحرانی‌ترین قسمت داستان‌تان باشد، در ادامه پایین آمدن جذابیت‌اش اتفاقی اجتناب نا‌پذیر خواهد بود. همچنین اگر شروع شما به طرز شگفت‌آوری عجیب یا مغالطه‌آمیز باشد هم در ادامه شانس چندانی برای ادامه‌ی داستان در همین حد از شگفتی نخواهید داشت. همان‌طوری که دوستِ ماهی‌گیر من می‌گوید باید کوچکترین قلاب ممکن را به کار ببرید تا ماهی را به دام بیندازید، وقتی که موفق شدید باید آن را با تمام سرعت در جهت مخالف بکشید.» https://eitaa.com/Writingskills
مهـــارت‌های نویسنــدگی
⛱ترفندهای شروع داستان 🎯یادتان باشد قلاب‌های کوچک بیشتر از قلاب‌های بزرگ ماهی صید می‌کنند. «بعضی ن
نکات آموزشی مون رو که دنبال می‌کنید؟ یک حرف کوچولو هم من به این نکته اضافه کنم... شروع هیجان انگیز یکی از تکنیک هایی هست که در داستان‌نویسی و نویسندگی خلاق کار میشه و بسیار کاربردی و مهمه... منتها اینجا بیشتر منظور این هست که👇 تلاش کنید برای شروع، تمام اون اتفاقی که دارید رو خرج نکنید! یا اگر اتفاق اصلی‌تون رو اول داستان آوردید، باید اون قدر قوی(سوال‌برانگیز و کشش‌دار) باشه که بتونه تا آخر، خواننده رو همراه کنه...👌
«اُچومِلف، افسر انتظامی، که پالتو نویی پوشیده بود و بسته‌ای در دست داشت، از محوطه بازار میگذشت. پشت سرش پلیسی مو حنایی در حرکت بود که غربالی لبالب از انگور فرنگی مصادره شده را دودستی گرفته بود، همه جا ساکت بود... توی میدان کسی دیده نمی شد...درهای بازِ میخانه ها و مغازه های کوچک چون دهان های گرسنه، با نگاهی غمزده به دنیای خداوند خیره شده بودند. حتی یک گدا در آن نزدیکی دیده نمی شد...» بهترین داستان های کوتاه (هزار رنگ) 📝آنتوان چخوف
«آقا و خانم دورسلی ساکن خانه ی شماره ی چهار خیابان پریوت درایو بودند. خانواده ی آنها بسیار معمولی و عادی بود و آنها از این بابت بسیار راضی و خشنود بودند. این خانواده به هیچ وجه با امور مرموز اسرارآمیز سر و کار نداشتند زیرا سحر و جادو را امر مهمل و بیهوده ای می پنداشتند و علاقه ای به این گونه مسائل نداشتند...» و سنگ جادو 📝جی‌کی رولینگ
«نورا سید نوزده سال پیش از آنکه تصمیم به مردن بگیرد، در گرمای کتابخانه کوچک مدرسه هیزلدین در شهر بدفورد پشت میز کوتاهی نشسته بود و خیره به صفحه شطرنج نگاه می‌کرد. چشمان خانم الم کتابدار کتابخانه، برقی زد و گفت:« نورا عزیزم طبیعیه که راجع به آینده ات نگران باشی» خانم الم نخستین حرکتش را انجام داد. اسبی از روی ردیف مرتب سربازان پیاده سفید رنگ پرید...» 📝مت هیگ
به این شروع‌های داستانی دقت کنید و اون ها رو باهم مقایسه کنید. بنظرتون کدوم یکی جذاب‌تر و هیجان‌انگیز تر شروع کرده؟ دوست دارید کدوم رو برای خوندن انتخاب کنید؟
«شکست بهترین دوست من به عنوان یک نویسنده بوده است. او شما را امتحان می‌کند تا ببیند توانایی لازم برای عبور از سد مشکلات را دارید یا نه؟!...» 📝مارکوس زوساک https://eitaa.com/Writingskills
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«تنها نگرانِ این بودم که به جُست‌وجوی تو در دورترین کوچه‌ی دنیا به خانه‌ات برسم و تو به جُست‌وجویم رفته باشی! چه غم‌بار وقتی نمی‌دانی گُم کرده‌ای یا گُم شده‌ای...؟» 🍁معین دهاز https://eitaa.com/Writingskills