سیدالشهدا:
_هركه مرا پس از مرگم، زيارت كند، روز قيامت زيارتش مى كنم و اگر در آتش هم باشد، او را بيرون مى آورم
#وَهَمچِنآنگِریِه...
(MadarMusic.ir)Bikalamm Gham - deklame_(MadarMusic.ir).mp3
زمان:
حجم:
1.6M
آخر هربار یاد آنها افتادن؟
هرکجا که اتفاقی محرک های شنیداری میشوند،
در خیابان از باند ماشینی...
در کلاس..
در خانه...
در کانال ها...
در گلزار شهدا...
هرکجا اصلا...
یاد و خاطره جنوب وشلمچه را پررنگ میکند...
خصوصا آن لحظه های آخر که شخصی گفت
_ بچه های اتوبوس ما بریم...دیر شد...
و من لحظه ای دلهره به جانم افتاد... کجا بروم؟ تازه پیدایشان کرده ام... و چقدر یک لحظه ذوق کردم از اینکه منظورش اتوبوس ما نبوده و تا پنج دقیقه دیگر مهلت داشتم...تا عهد و پیمان را محکم کنم... سربند یافاطمهس را ببندم دور پیمانمان و نفْسم بفهمد که این بار دیگر سربند یا فاطمه را بستم... خجالت بکش و بنشین سرجایت :)
نفس میکشیم خنکای خاک خاطرات را...
میشود باری دیگر؟! :')
آذر ماه بود...
در راه شلمچه حرف از #سَردارحاجقآسِم بود مدام...
نمیدانستیم سی و پنج روز بعدش آسمانی میشود... :')
در فروشگاه های فرهنگی تا آنجایی که من دیدم کتابی به نام سردار نبود...
او که بود که وقتی پرکشید، حضورش را تشنه ایم؟! :')
وقتی چشمان مبارک حضرت نبی ص،
به جهاز مختصر آنها افتاد، سرش
را به جانب آسمان بلند کرد
و فرمود:
_خداوندا!
زندگی را بر کسانی که بیشتر ظروفشان،
ساده و وسایلشان گلی و سفالین است
مبارک گردان