همسایهمون جوری داره تغییر دکوراسیون میده خونشو که انگاره داره لانچر جابه جا میکنه '-'
یهو یاد اون روز افتادم که داداشم تو حرم رو یه ویلچر نشسته بود و خادم اومد ثواب کنه نه تنها کل حرمو دور زد که بردش جلوی جلوی ضریح. هیچی دیگه فرداش با همون خادم چشم تو چشم شد'-'
•| مَلْجَأ |•
یهو یاد اون روز افتادم که داداشم تو حرم رو یه ویلچر نشسته بود و خادم اومد ثواب کنه نه تنها کل حرمو
من دچار شرم نیابتی شدم ولی این آقاپسر با لبخند گفت : دارالشفا ست اینجا
زُلفِ خاتونِ ظفر، شیفتهی پرچمِ توست
دیدهی فتحِ ابَد ، عاشقِ جولانِ تو باد !
•| مَلْجَأ |•
زُلفِ خاتونِ ظفر، شیفتهی پرچمِ توست دیدهی فتحِ ابَد ، عاشقِ جولانِ تو باد !
دلم میخواد این بیت رو با خط شکسته نستعلیق و جوهر سُرمهای بنویسیم روی کاهیِ کاغذ، قابش کنم و با خودم ببرم تجمع :)
یادم باشه بیام براتون یه حقیقتِ کمتر شنیده شده یا شاید اصلا شنیده نشده از جنگ های صلیبی بگم.
این یه فقره رو اگه یادمرفت یادم بندازید