یه عادت بدی که دارم اینه تو ایتا پی وی ها رو زیاد چک نمیکنم. پی وی یکی از بستگان رو باز کردم دیدم ۲۵ تا خبر فرستاده. یکی یکی از بالا دارم میخونم و با هر خبرِ ناوی که زدیم دوباره ذوق میکنم. الآن مثلا به زدن بندر فجیره امارات رسیدم. ری اکشن بدم بهش یا دیره؟ -.-
اصلِ اولی که از استاد درسِ اصول و مبانی روابط بین الملل یاد گرفتم این بود که : میدان پشتیبانِ دیپلماسی است. از اون به بعد همهی اتفاقات رو در این چارچوب دارم میبینم. البته که مبنای این اصل رو پیشتر هم در منظومهی فکریِ امام خامنهایِ شهید خونده بودم.
خاطرات دورهی بعث صدام و ترور آیت الله بروجردی رو که میشنوم، دلم میخواد بشینم یه رمان از اون دوره بنویسم. چه اتفاقاتی افتاده و این مردم چقدر خاطره دارند ..
"هرکسی توانِ درک مسائل کلانِ سیاست رو نداره؛ پس چرا بدونِ اطلاع حرف بزنیم؟" آره قبول دارم که باید درباره ریز ترین مسائل جهانی هم فکر کرد، ولی نکته همینجاست، باید فکر کرد! نباید ما هم تکرار مکرراتی رو داشته باشیم که فلان تحلیلگرِ کانالدار با گنجوندن کلمات قلمبه سلمبه تو متنش جلب حواس افکار عمومی میکنه. فکر کنیم. تجزیه تحلیل کنیم، و دنیا رو از انتهای لوله خودکارِ برخی تحلیلگران نبینیم!
چند روز پیش نقشه غرب آسیا را مقابلم گذاشتم و شروع کردم درباره سناریوهای پیش رو فکر کردم. درباره پیامدهای بستن تنگه هرمز و تاثیرش بر نظم نوینِ منطقه، آیندهی کریدورِ آیمک و کریدورهای مشابه، چرایی زدنِ بندر فجیره امارات، و...و...و... تمامی اینها به کنار! این مقدمه ها را چیدم تا این را بگویم؛ خیلی نقشه را زوم کردم تا کشورکِ امارات را پیدا کنم :))))... از اینجا تا خلیجِ همیشه فارس پرانتز
پلک که میبندم بوی چای استشمام میکنم. بوی همان چایی که آن روز در بیت رهبری بهترین وقتِ سِروَش بود☕️ :)
...نتیجه یکسان است: ایرانیها هرگز زیر فشارها خم نمیشوند. [ سیدعباس عراقچی ]