صدای آقا از یکی از موکب ها در فضا پیچید :
_ دوران بزن در رو گذشته است
و تمام کودکانی که آن اطراف بودند کاملا اتفاقی داد زدند :
_ بزنید، میخورید!
این حجم از روحیه ظلم ستیزی تو این نسل جذابه.
•| مَلْجَأ |•
چگونه تاب آوریم وقتی با هرنگاه به آسمان یاد شما میافتیم سردار حاجیزاده؟!
تا زمانی که تصویرتان را، تصویر چشمانِ پر ابهت و فخرتان را کنار شهدای مقاومت ندیده بودم، هیچگاه باور نمیکردم که حالا شهید هستید و هر آن حضورتان شنوای حرفهای حتی بیتکلم ما هست. صادقانه بگویم؛ آن لحظه مقابل تصویرتان بر سر در موکبی در مسیر غدیر، شکستم سردار شهید!
[ #روایت روز دوم جنگ ]
نوعی از جنگهای نابرابر هم وجود دارد که در هیج کتاب و نظریهای نیامده است اما آن را میتوان در بعد معنوی یافت. تا پیش از آن جنگ نابرابر یعنی تعداد حامیان و گسترهی تسلیحاتی نظامی یک دولت از دولت مقابل بیشتر باشد. اما امروز که فصل جدیدی از جنگهای نابرابر را زندگی کردیم، دو تصویر کاملا متضاد رویت شد. کوچه خیابانهای تلآویو عاری از عابر است اما در شهرهای ایران راهپیمایی روز غدیر برگذار میشود. نابرابری این دو تصویر در ایمان است، در جهانبینی است، در قدرت معنوی و روحیه و شجاعت و صفاتی از این قبیل است که گاهی ریشه در فرهنگِ تاریخی و آباء و اجدادی و گاهی ریشه در ذاتِ انسان بنابر جهانبینی توحیدی دارد. برویم و تاملی بر نظریات داشته باشیم.
#خویشتَن
[ #روایت روز سوم جنگ ]
صدای مارش جنگ که از تلویزیون پخش شد مامان با چشمهای شیشهایِ حاکی از اشکش گفت : رفتم تو حال و هوای دفاع مقدس. و من اندیشیدم به اینکه این شور و شوق نسل به نسل چرخیده و چرخیده تا به ما رسیده است. همیشه تا ظلم و ظالم بوده ما هم بودیم و مبارزه کردیم. تاریخِ طولانی دارد این نزاعها، این جانفشانیها. و خب زیباترین ملودی درحال حاضر؟ صدای مارش جنگ !
•| مَلْجَأ |•
جنگ نرم رو جدی بگیریم.
روز سوم : فکر نکنیم کاری از دستمون برنمیاد. الآن باید تبیین کنیم، دادههای رسانهای ایجاد کنیم، روحیه بدیم. ما خیلی کارا از دستمون برمیاد.
گفت: جوری شوق دارم برای نابودی اسراییل که دلم میخواد منم با این موشکها برم یه حرکتی بزنم.