[ #روایت روز سوم جنگ ]
صدای مارش جنگ که از تلویزیون پخش شد مامان با چشمهای شیشهایِ حاکی از اشکش گفت : رفتم تو حال و هوای دفاع مقدس. و من اندیشیدم به اینکه این شور و شوق نسل به نسل چرخیده و چرخیده تا به ما رسیده است. همیشه تا ظلم و ظالم بوده ما هم بودیم و مبارزه کردیم. تاریخِ طولانی دارد این نزاعها، این جانفشانیها. و خب زیباترین ملودی درحال حاضر؟ صدای مارش جنگ !
•| مَلْجَأ |•
جنگ نرم رو جدی بگیریم.
روز سوم : فکر نکنیم کاری از دستمون برنمیاد. الآن باید تبیین کنیم، دادههای رسانهای ایجاد کنیم، روحیه بدیم. ما خیلی کارا از دستمون برمیاد.
گفت: جوری شوق دارم برای نابودی اسراییل که دلم میخواد منم با این موشکها برم یه حرکتی بزنم.