دیروز اسرائیل یه ماشین رو در جنوب لبنان زده. اما چطوری؟ مردی که هر دو چشمش رو در حملهی پیجریِ سال گذشته از دست داده بود داخل ماشین بود. اسرائیل چند دقیقه صبر کرد که همسرش هم سوار ماشین بشه و بعد؛ بومب! بله، ما با موجودیتِ کثیفی به اسم صهیونیسم مواجه هستیم.
اقبال، عضو کاروانِ صُمود میگفت : یک همراه اسکاتلندیِ ۷۱ ساله داشتیم. سرباز رژیم ازش پرسید تو زیادی پیری، اینجا چیکار میکنی؟ مگه چند سالته؟ اونم برگشت جواب داد : عمرم از عمرِ کشورِ جعلیِ شما بیشتره!
انقدر منابع و کتب عربیِ دسته اول از جنگ اسرائیل و اعراب سیو کردم که کاش زبانِ عربی بلد بودم.
عجالتا هوش مصنوعیِ خوبی سراغ دارید که پی دی اف کتاب بفرستیم و ترجمه شده تحویل بده؟
https://harfeto.timefriend.net/17333338630020
•| مَلْجَأ |•
عجالتا هوش مصنوعیِ خوبی سراغ دارید که پی دی اف کتاب بفرستیم و ترجمه شده تحویل بده؟ https://harfeto.t
deepseek
ممنون از باقیِ بزرگواران به خاطر پیشنهادات.
اول آنکس که خریدار شدش، من بودم . . .
پ.ن : شعرهای وحشی بافقی یه جور دیگه به دل میشینه
توجه به جرئیات مهمه. فکر کردن و نگاه کردن به یک قضیه از زاویهای که معمولا بهش فکر نمیکنند، قشنگه. امروز از حانیه یه روسری گرفتم. برگشتنی که خواستم برم و احتمالا چند روز نبینمش، روسریای که بهش برگردوندم رو آورد گفت :"خالهجونی میشه اینو خودت تا کنی بزارم تو کمد که هر وقت دلم برات تنگ شد بهش نگاه کنم یاد تو بیوفتم؟" تعبیرش دربارهی رفع دلتنگی به دلم نشست، مثل محمدحسین که میگفت :"من بهت نمیگم خالهجونی بهت میگم خالهجونیِ مهربون." و هر دفعه با یه صفت جدیدی که بهم اضافه میکنه سوپرایزم میکنه بچه :)
الحمدلله برای وجودشون تو زندگیم.
بعضی حرفها رو پیش خودتون نگه دارید. تا زمانی که محقَق نشده، حتی به خودتون هم نگید.