eitaa logo
حفظ آثار شهدای دستجرد
568 دنبال‌کننده
24.1هزار عکس
5.6هزار ویدیو
47 فایل
این کانال برای حفظ آثار و روایات و اطلاع رسانی از مراسمات و برنامه های فرهنگی شهدای دستجرد جرقویه اصفهان ایجاد گردید خادم کانال شهدا @Aalmas_shohada لینک پیج حفظ آثارشهدای دستجرد در روبینو https://rubika.ir/almas1397f
مشاهده در ایتا
دانلود
حفظ آثار شهدای دستجرد
از بالا سمت راست شهیدان: محمود واحدی 🌷 حسینعلی فصیحی🌷 محمد کامران 🌷 حسین فصیحی🌷 سیدمحمدرضا قدیری🌷 حس
بسم رب الشهید اول کار یک روایت بگویم از شخصی قالَ رزمنده ای که جامانده : به خداوندی خدا سوگند به زمینی که آفریده قسم زیر این آسمان چرخ کبود بچه بازی که نیست دادنِ جان جگری همچو شیر میخواهد منِ بی عرضه ادعا دارم نیمه شب/مستند/روایت فتح آلیاژِ صدای آوینی ! با همان لحن خاص میفرمود : به دوکوهه رسیدم و دیدم روی دیوار یادگاری بود خیره شد چشم من به این جمله : حرف من را مجیدِ پازوکی در تفحص نشاند، بر کرسی پیکرش روی مین تلاوت کرد : دستغیب و سعیدِ طوقانی مدنی و حسینِ فهمیده نه به سنِ کم است نه ریشِ سفید سابقه جای خود ، خمینی (ره) گفت : که ملاک_حال_فعلی_فرد است طیّب و شاهرخ نمونه ی آن به اسیری که آمده گفتند : ای مهاجر بگو ز احوالت با دلی خون و چشم گریان گفت : سرِ قبری خبرنگاری گفت: اکبرت رفت ، خودت که جانبازی پدر آن شهید پاسخ داد : بین فرزندهای یک خانه هر گلی دارد عطری و امّا مادر یک شهید میداند چشم فرزند یک شهید افتاد جلوی مدرسه به باباها بهر تسکین درد خود میگفت : دشت سمسور و محسنِ سیفی دهلران دست احمدِ گلبان حاجیان رفت تا بگوید که خنده های شفیعی و عبدی در کفن آتشی به جانها زد معنی رفتنش فقط این بود شهرک غرب/فتنه گر/خودرو یک بسیجی کف زمین له شد سال هشتاد و هشت فهمیدیم روح پاک علی خلیلی شاد خون ز رگهای غیرتش پاشید غرق خون مثل مرد ثابت کرد کاروانِ مدافعان حرم چشم امید من به سوی شماست آه ، یادم نبود این نکته : ✅ مرز مردن و شهادت، خون نیست، است.. کانال حفظ آثار شهدای دستجرد https://eitaa.com/Yad_shohada1398
بسم رب الشهید اول کار یک روایت بگویم از شخصی قالَ رزمنده ای که جامانده : به خداوندی خدا سوگند به زمینی که آفریده قسم زیر این آسمان چرخ کبود بچه بازی که نیست دادنِ جان جگری همچو شیر میخواهد منِ بی عرضه ادعا دارم نیمه شب/مستند/روایت فتح آلیاژِ صدای آوینی ! با همان لحن خاص میفرمود : به دوکوهه رسیدم و دیدم روی دیوار یادگاری بود خیره شد چشم من به این جمله : حرف من را مجیدِ پازوکی در تفحص نشاند، بر کرسی پیکرش روی مین تلاوت کرد : دستغیب و سعیدِ طوقانی مدنی و حسینِ فهمیده نه به سنِ کم است نه ریشِ سفید سابقه جای خود ، خمینی (ره) گفت : که ملاک_حال_فعلی_فرد است طیّب و شاهرخ نمونه ی آن به اسیری که آمده گفتند : ای مهاجر بگو ز احوالت با دلی خون و چشم گریان گفت : سرِ قبری خبرنگاری گفت: اکبرت رفت ، خودت که جانبازی پدر آن شهید پاسخ داد : بین فرزندهای یک خانه هر گلی دارد عطری و امّا مادر یک شهید میداند چشم فرزند یک شهید افتاد جلوی مدرسه به باباها بهر تسکین درد خود میگفت : دشت سمسور و محسنِ سیفی دهلران دست احمدِ گلبان حاجیان رفت تا بگوید که خنده های شفیعی و عبدی در کفن آتشی به جانها زد معنی رفتنش فقط این بود شهرک غرب/فتنه گر/خودرو یک بسیجی کف زمین له شد سال هشتاد و هشت فهمیدیم روح پاک علی خلیلی شاد خون ز رگهای غیرتش پاشید غرق خون مثل مرد ثابت کرد کاروانِ مدافعان حرم چشم امید من به سوی شماست آه ، یادم نبود این نکته : ✅ مرز مردن و شهادت، خون نیست، است.. کانال حفظ آثار شهدای دستجرد https://eitaa.com/Yad_shohada1398
💐🍃🌼 🌺🍃✧❁﷽❁✧ 🌼 🔸نهج البلاغه حکمت ۲ ( ) ❇️ امیرالمومنین علیه السلام در اولین نکته می فرمایند: ✨أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ 💠 «هر کس را پيشه کند ، خود را حقير ساخته است». ✍ واژه «» به معناى بيش از حق خود طالب بودن و گرفتن مواهب زندگى از دست ديگران است و تعبير به «اسْتَشْعَرَ» که به معناى پوشيدن لباس زيرين است اشاره به اين است که 👇 را به چسبانده و از آن جدا نمى شود. 🔹 بديهى است که افراد معمولا براى رسيدن به مقصود خود بايد تن به هر ذلتى بدهند و دست سؤال به سوى هرکس دراز کنند و شخصيت خود را براى نيل به اهداف طمعکارانه خود بشکنند. ━━━💠🍃🌸🍃💠━━ کانال حفظ آثار شهدای دستجرد https://eitaa.com/Yad_shohada1398
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 تنها کسانی شهید می شوند! که باشند... باید قتلگاهی رقم زد؛ باید کشت!! را را را را را دراز را را را را را را را... باید از گذشت! باید کشت را... شهادت دارد! دردش کشتن هاست... به یاد کربلا... به یاد قتلگاه و و ... الهی،... باید شویم ،تا شویم کانال حفظ آثار شهدای دستجرد https://eitaa.com/Yad_shohada1398
بسم رب الشهید اول کار یک روایت بگویم از شخصی قالَ رزمنده ای که جامانده : به خداوندی خدا سوگند به زمینی که آفریده قسم زیر این آسمان چرخ کبود بچه بازی که نیست دادنِ جان جگری همچو شیر میخواهد منِ بی عرضه ادعا دارم نیمه شب/مستند/روایت فتح آلیاژِ صدای آوینی ! با همان لحن خاص میفرمود : به دوکوهه رسیدم و دیدم روی دیوار یادگاری بود خیره شد چشم من به این جمله : حرف من را مجیدِ پازوکی در تفحص نشاند، بر کرسی پیکرش روی مین تلاوت کرد : دستغیب و سعیدِ طوقانی مدنی و حسینِ فهمیده نه به سنِ کم است نه ریشِ سفید سابقه جای خود ، خمینی (ره) گفت : که ملاک_حال_فعلی_فرد است طیّب و شاهرخ نمونه ی آن به اسیری که آمده گفتند : ای مهاجر بگو ز احوالت با دلی خون و چشم گریان گفت : سرِ قبری خبرنگاری گفت: اکبرت رفت ، خودت که جانبازی پدر آن شهید پاسخ داد : بین فرزندهای یک خانه هر گلی دارد عطری و امّا مادر یک شهید میداند چشم فرزند یک شهید افتاد جلوی مدرسه به باباها بهر تسکین درد خود میگفت : دشت سمسور و محسنِ سیفی دهلران دست احمدِ گلبان حاجیان رفت تا بگوید که خنده های شفیعی و عبدی در کفن آتشی به جانها زد معنی رفتنش فقط این بود شهرک غرب/فتنه گر/خودرو یک بسیجی کف زمین له شد سال هشتاد و هشت فهمیدیم روح پاک علی خلیلی شاد خون ز رگهای غیرتش پاشید غرق خون مثل مرد ثابت کرد کاروانِ مدافعان حرم چشم امید من به سوی شماست آه ، یادم نبود این نکته : ✅ مرز مردن و شهادت، خون نیست، است.. کانال حفظ آثار شهدای دستجرد https://eitaa.com/Yad_shohada1398
بسم رب الشهید اول کار یک روایت بگویم از شخصی قالَ رزمنده ای که جامانده : به خداوندی خدا سوگند به زمینی که آفریده قسم زیر این آسمان چرخ کبود بچه بازی که نیست دادنِ جان جگری همچو شیر میخواهد منِ بی عرضه ادعا دارم نیمه شب/مستند/روایت فتح آلیاژِ صدای آوینی ! با همان لحن خاص میفرمود : به دوکوهه رسیدم و دیدم روی دیوار یادگاری بود خیره شد چشم من به این جمله : حرف من را مجیدِ پازوکی در تفحص نشاند، بر کرسی پیکرش روی مین تلاوت کرد : دستغیب و سعیدِ طوقانی مدنی و حسینِ فهمیده نه به سنِ کم است نه ریشِ سفید سابقه جای خود ، خمینی (ره) گفت : که ملاک_حال_فعلی_فرد است طیّب و شاهرخ نمونه ی آن به اسیری که آمده گفتند : ای مهاجر بگو ز احوالت با دلی خون و چشم گریان گفت : سرِ قبری خبرنگاری گفت: اکبرت رفت ، خودت که جانبازی پدر آن شهید پاسخ داد : بین فرزندهای یک خانه هر گلی دارد عطری و امّا مادر یک شهید میداند چشم فرزند یک شهید افتاد جلوی مدرسه به باباها بهر تسکین درد خود میگفت : دشت سمسور و محسنِ سیفی دهلران دست احمدِ گلبان حاجیان رفت تا بگوید که خنده های شفیعی و عبدی در کفن آتشی به جانها زد معنی رفتنش فقط این بود شهرک غرب/فتنه گر/خودرو یک بسیجی کف زمین له شد سال هشتاد و هشت فهمیدیم روح پاک علی خلیلی شاد خون ز رگهای غیرتش پاشید غرق خون مثل مرد ثابت کرد کاروانِ مدافعان حرم چشم امید من به سوی شماست آه ، یادم نبود این نکته : ✅ مرز مردن و شهادت، خون نیست، است.. کانال حفظ آثار شهدای دستجرد https://eitaa.com/Yad_shohada1398