💠 ماه ولایت
🔸 ماه ربیع الاول ماه ولایت است؛ زیرا هم رسول اكرم و هم امام صادق (علیهما آلاف التحیة و الثناء) در این ماه به دنیا آمدند. بزرگان از اهل وِلا از وجود مبارك امام ششم (علیه السلام) نقل كردهاند كه «وَلَایتِی لامِیرَالَمُؤْمِنِینَ عَلَیهِ السَّلاَمُ خَیرٌ مِنْ وِلاَدَتِی مِنْهُ»؛[1] امام ششم طبق این نقل می گوید من فرزند علی هستم و ولی علی، اما این ولایتم برای من پربركت تر از آن ولادت است؛ ماه ربیع الاول ماه ولایت است.
🔸 از رسول اكرم (علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) رسیده است: «كَفَى بِالْمَوْتِ وَاعِظاً وَ كَفَى بِالتُّقَى غِنًى وَ كَفَى بِالْعِبَادَةِ شُغُلًا وَ كَفَى بِالْقِیامَةِ مَوْئِلًا وَ بِاللَّهِ مُجَازِیاً»؛[2] اگر كسی محتاج به پند و موعظت است، توجه مرگ عامل خوبی برای موعظت اوست و اگر كسی توانگری طلب می كند، تقوا بهترین وسیله بی نیازی است. #روح_بی_نیاز داشتن بهتر از آن است كه انسان روح نیازمند داشته باشد و بخواهد با مال آن بی نیازی را برطرف كند؛ از چیزی بی نیاز باشی بهتر است تا اینكه با چیزی بی نیاز بشوی! نوع سخنانی كه معصومین دارند از كلمات رسول اكرم (علیهم السلام) هست، فرمود #تقوا عامل بی نیازی است؛ نه انسان را وادار می كند به سوی خلاف قدم بردارد، نه از نداشتن و محرومیت از تجمل رنج می برد.
🔸 رسول اکرم فرمود: «كَفَى بِالتُّقَى غِنًى»؛ تقوا انسان را كریم می كند و «كریم النفس» به جای اینكه به اشیاء مادی بی نیاز بشود، از آنها بی نیاز می شود. «وَ كَفَى بِالْعِبَادَةِ شُغُلًا»؛ عبادت خدا انسان را از معصیت او مشغول كند چیز خوبی است؛ انسان هر كاری كه انجام می دهد طوری باشد كه ﴿لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیعٌ﴾؛[3] یعنی به جای اینكه در اثر سرگرمی ها از عبادت خدا مشغول بشود، به وسیله عبادت خدا، از غیر عبادت خدا اشتغال بورزد. «وَ كَفَى بِالْقِیامَةِ مَوْئِلًا»؛ بازگشت همه ما قیامت است و توجه به آن برای ما آموزنده است. «وَ بِاللَّهِ مُجَازِیاً»؛ اگر كسی بداند جزا به دست خداست تقوا را ترك نمی كند.
[1] . جامع الأسرار ومنبع الأنوار، ص500.
[2] . تحف العقول، ص 35.
[3] . سوره نور، آیه 37.
#ولایت
#نفس_کریم
#تقوا
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
📚 خطبه های نماز جمعه
تاریخ: 1371/06/27
🆔 @a_javadiamoli_esra
💠 فخر مؤمن
🔸 یكی از مؤمنانِ رسمی عصر امام صادق (سلام الله علیه) به حضور حضرت شرفیاب شده، عرض كرد به من مسئولیت اداره اهواز را دادند، من چه كنم؟ او #شیعه_خالص بود، آمد به حضور حضرت، حضرت دستورات فراوانی داد كه با مردم چنین باش، با مردم چنان باش، با بیت المال چنین باش، با مال مردم چنان باش، ادب و عقل اینها #عنصر_یك_نظام است، اینها را گفت و گفت، بعد فرمود می دانید با مردم چطور رفتار بكنید؟! ما الآن تمام افتخارات ما این است كه آن سِمتی كه ذات مقدس رسول گرامی و اهلبیت (علیهم السلام) به سلمان دادند، به ما هم بدهند. درباره سلمان گفتند: «سَلْمَانُ مِنَّا أَهْلَ الْبَیت»،[1] این لقب پُر افتخار را به خیلی ها دادند. به خیلی از محدّثان دادند و به بعضی از زن های وارسته علمی دودمان اهل عصمت و طهارت دادند كه آنها «منّا اهل البیت» هستند.[2] بعضی از محدّثان همین شهر، مشمول این مدال شدند، فرمودند به اینکه فلان محدّث «منّا اهل البیت».[3] این یك فخر است؛ اما آنچه در روایت نورانی امام صادق (سلام الله علیه) است به این حاكم فرمود بدان! ذات أقدس الهی فرموده است «فَالْمُؤْمِنُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْه»؛[4] این كجا و «سَلْمَانُ مِنَّا» كجا! همه اینگونه از حوادث در «منطقة الفراغ» است؛ یعنی فصل سوم. فصل اول كه ذات الهی است، منطقه ممنوعه است. فصل دوم كه صفات ذات است كه عین ذات است، منطقه ممنوعه است. فصل سوم كه ظهور و تجلّی فیض خداست، منطقه فراغ است.
🔸 فرمود مؤمن از من است من از او هستم. این كجا و «سَلْمَانُ مِنَّا» كجا! پس این راه باز است. اگر یك استعداد راقی در خود پیدا كردی، حتماً باید به حوزه ها پر بكشی، بشوی استاد مسلّم حوزه و اگر آن استعداد را در خود نمی بینی، برابر همان استعداد و نه بیشتر قدم برندارید، در همان شهرتان عالمانه جامعه را هدایت کنید.
🔸 آن نكته اساسی این است كه «الْغِنَی وَ الْفَقْرُ بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَی اللَّهِ»،[5] چه كسی پیشرفت دارد و چه كسی پیشرفت ندارد در دنیا روشن نیست. صحنه ای را تلویزیون پخش می كرد، یك روستای محروم دورافتاده ای بود كه از شهر فاصله داشت و یك رودخانه ای وسط بود كه اگر آب آن رودخانه طغیان می كرد، اینها با سیم و بَندی از این طرف به آن طرف می رفتند، پل نداشتند. دیدم یك طلبه با عمامه، عبایش را گرفته، دست به این سیم زده، خود را به آن روستا رسانده، بعد هم بچه ها آنها را جمع كرده، سینه می زند «یا حسین یا حسین»! من این را #باور دارم كه روشن نیست كه ما بیش از او ثواب ببریم! این بیان نورانی علی بن ابیطالب است: «الْغِنَی وَ الْفَقْرُ بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَی اللَّهِ». هر كسی وظیفه ای دارد، یك سمتی دارد. خدا هر چه به او داد، در برابر همان مسئول است.
[1]. عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص64.
[2]. کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج2، ص905.
[3]. الإختصاص، ص68.
[4]. وسائل الشیعه، ج17، ص211.
[5]. نهج البلاغة(للصبحی صالح)، حکمت463.
#احتجاج_سلمان_فارسی_بر_مردم
#ادب_و_عقل
#اهل_بیت
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
📚 سخنرانی در جمع طلاب
تاریخ: 1397/02/06
🆔 @a_javadiamoli_esra
💠 آرامش صادق
🔸 . ﴿إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ كَفَرُوا ثَانِی اثْنَینِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَتَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنْزَلَ اللّهُ سَكِینَتَهُ عَلَیهِ وَأَیدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِینَ كَفَرُوا السُّفْلی وَكَلِمَةُ اللّهِ هِی الْعُلْیا وَاللّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ (40)﴾
▫️ نصرتی كه در این كریمه مطرح است بازگشتش به دین برمی گردد، چون شخص پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) مانند انسان های دیگر محكوم به رحلت است ﴿إِنَّكَ مَیتٌ وَ إِنَّهُم مَیتُونَ﴾،[1] پس منظور دین پیغمبر است. آنجا كه آسیب رساندن به شخص پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) باعث آسیب پذیری دین است، آنجا هم شخصیت حقوقی اش را حفظ می كند و هم شخص حقیقی را؛ آنجا كه رحلت او و درگذشت او به اصل دین آسیب نمی رساند، آنجا حضرت برابر قضا و قدر الهی محكوم ﴿إِنَّكَ مَیتٌ وَإِنَّهُم مَیتُونَ﴾ هست، ﴿وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِن قَبْلِكَ الخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الخَالِدُونَ﴾[2] است و مانند آن.
▫️ پس محور نصرت الهی دین خداست نه شخص پیغمبر، اگر این چنین است این مطلب در زمان ائمه (علیهم السلام) هم صادق است. در زمان نایبان خاص او هم صادق است، در زمان نایبان عام هم صادق است. هر كسی برای حفظ دین خدا قیام كرده است منصور الهی است، برای اینكه شخص پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) كه محكوم به رحلت است و دین آن حضرت الی یوم القیامه باید بماند پس اساس، دین پیغمبر است؛ این یك مطلب.
🔸 مطلب دیگر اینكه ذات اقدس الهی فرمود سكینت خود را بر او نازل كرده است؛ سكینه و آرامش گاهی آرامش صادق است و گاهی آرامش كاذب. گاهی انسان در كمال آرامش به سر می برد، این سكینت نیست یك آرامش كاذب است كه فرمود: ﴿فَلاَ یأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ القَوْمُ الخَاسِرُونَ﴾[3] كسانی كه اهل خسارت اند، غافلانه زندگی می كنند خود را در امن می بینند همان هایی كه فكر می كردند ﴿یحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ﴾[4] همان هایی كه فكر می كردند كه ﴿مَا أَظُنُّ أَن تَبِیدَ هذِهِ أَبَداً﴾[5] و مانند آن؛ بعد از یك مدت كوتاهی ﴿فَأَصْبَحُوا خَاسِرِینَ﴾[6] پس برخی ها احساس امنیت می كنند و این امنیتشان امنیت كاذب است؛ اینكه فرمود: ﴿فَلاَ یأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ القَوْمُ الخَاسِرُونَ﴾ یعنی این امن كاذب برای كسی است كه غافلانه به سر می برد و آن كه #عالمانه_و_متذكرانه به سر می برد این #امن_صادق دارد كه ﴿الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ﴾[7] هم امنیت دنیا و هم امنیت آخرت.
🔸 بنابراین این امنیت گاهی امنیت صادق است؛ همین است كه ﴿فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِینَتَهُ عَلَیهِ﴾، چرا امنیت صادق است؟ برای اینكه هیچ گونه قلب نمی تپد، یك؛ هیچ خطری هم در بیرون نیست، دو؛ این آرامش با آن نفی خطر بیرون مطابق است، سه؛ می شود #آرامش_صادق. بعضی ها تجرّی دارند؛ همانطور که تجرّی در قول است، در فعل هم هست؛ یعنی خطر هست، او در اثر غفلت آرام و بی خیال است. این گرایش او مطابق با واقع نیست. گاهی هم از آن طرف به عكس است. چه اینكه آن حزن همسفر پیغمبر (صلّی الله علیه و آله وسلّم) یك گرایش كاذب بود، یك غم كاذب بود، یك اندوه كاذب بود. حضرت فرمود وقتی ﴿إِنَّ اللّهَ مَعَنَا﴾ چه هراسی داری تو؟! آخر از چی می ترسی؟! بیگانه كه قدرت نفوذ ندارد، ترس تو از چیست؟! حزن تو از چیست؟! ما که چیزی را از دست نمی دهیم. پس خود حضرت یك امنیت صادق داشت، همسفرش یك حزن كاذب داشت، با این نهی آن حزن دارد برطرف می شود كه ﴿لاَتَحْزَن﴾ چرا كه ﴿إِنَّ اللّهَ مَعَنَا﴾.
[1] ـ سوره زمر، آیه 30.
[2] ـ سوره انبیاء، آیه 34.
[3] ـ سوره اعراف، آیه 99.
[4] ـ سوره همزه، آیه 3.
[5] ـ سوره كهف، آیه 35.
[6] ـ سوره مائده، آیه 53.
[7] ـ سوره انعام، آیه 82.
#خروج_پیامبر_صلی_الله_علیه_و_آله_و_سلم_از_غار_ثور_و_حرکت_به_سوی_مدینه
#امنیت_صادق_و_کاذب
#حفظ_دین
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
📚 درس تفسیر سوره مبارکه توبه جلسه 57
تاریخ: 1380
🆔 @a_javadiamoli_esra
💠 مقام
🔸 مقام های معنوی قابل عزل و نصب نیست و قابل دستبرد نیست و انسان را آرام می كند، اما مقام های ظاهری است كه روزی صعود است و دیگر روز سقوط؛ روزی عزل است و روزی نصب. [امام علی (سلام الله علیه)] فرمود مقام های معنوی از گزند شیطان درون و بیرون مصون است، اما سمت های ظاهری آسیب پذیر است، آبی است بدبو و لقمه ای است گلوگیر: «هَذَا مَاءٌ آجِنٌ وَ لُقْمَةٌ یغَصُ بِهَا آكِلُهَا».[1]
🔸 درك این معارف موج هر فتنه ای را می شكند؛ روزی سمت ها هست و روزی سمت ها نیست، آنچه برای ما مهم است تقویت نظام است و خدمت به اسلام؛ اگر روز نصب و اعطای سِمَت مسرور شدیم روز عزل غمگینیم و هر دو فتنه است و طوفان هلاك كننده؛ ولی اگر روز نصب و روز عزل یكسان بودیم [و] ﴿لِكَیلا تَأْسَوْا عَلی ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ﴾[2] معلم ما بود [و] وقتی مقامی به ما دادند مسرور نشدیم، در روز عزل یا روز تودیع غمگین نخواهیم شد. به هر تقدیر كشتی نجات، مقام را آب بدبو معرفی كرد و لقمه گلوگیر! مقام به گلوی كسی فرو نرفت و نمی رود، چون دنیاست و دنیا مردم را هضم می كند نه اینكه غذای مردم بشود.
[1]. نهج البلاغة(للصبحی صالح)، خطبه2.
[2]. سوره حدید، آیه23.
#مقام_های_معنوی
#لقمه_گلوگیر
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
📚 خطبه های نماز جمعه
تاریخ: 1371/05/16
🆔 @a_javadiamoli_esra