eitaa logo
عابدین کاظمی نیا
598 دنبال‌کننده
743 عکس
180 ویدیو
7 فایل
«تَخَفَّفُوا تَلْحَقُوا» سبکبار شوید تا برسید. معرفت کالا و عقلم پاسبان و نفس دزد در کمین تا کی کند فرصت برد کالای من
مشاهده در ایتا
دانلود
حَسـرت بَـرم بـه مُحتضری، کاخرین نفس روی تو دید و خنده زد و گفت: یا @a_kazemineya
. به هر که رو زده‌ام غیر شر به من نرساند مرا به خیر کسی جز امید مباد || ||| @a_kazemineya
ذکر اشرف اذکار عالم است گفتیــم و همـدم همه‌ی انبیــا شدیم || || @a_kazemineya
بـی انتهاسـت وسعت آقـایـی ارباب دست نوکر خود کی رها کند ؟ استغاثه به محضر سیدالشهدا | | | | @a_kazemineya
آمد تا بار دیگر عملا به گوش همگان بخواند که ای زنان و ای مردان! مبادا برای هوس یا مقام زنده بمانید. برای زنده بمانید و در راه آن تا پای جان بایستید. . || | | @a_kazemineya
زودتر فهمیده بودم کاش جز عشق‌ هرچه باشد نیست غیر از عشقهای زرگری @a_kazemineya
جان مرا درست وقتی گرفتار خودم بودم صدا کرده و از پیله عادت ها جدا. ظاهری دارد و باطنی و حتی ظاهرش آمیخته با حقایقی از جنس است. اربعین نمودهایی در درون و برون آدمی دارد که حاصلش انقلاب درونی برای خودآگاهی و خروج از ظلمتکده و ... @a_kazemineya
محکم گره بزن دل ما را به زلف خویش ای دستگیرِ دَر گُنه اُفتاده ها، @a_kazemineya
روح در جسم که باشد همه جا جا دارد عشق با نام است که معنا دارد @a_kazemineya
ببین! عباس من.... نسبت تو و نسبت برادر با برادر و خواهر همچنان که نسبت من با علی نسبت زن و شوهر نیست. نمیدانم دست تضرع کدام دخیل بسته‌ای یا دعای نیمه‌شب کدام دلشکسته‌ای یا نفس اعجازگر کدام رسول کمر به کرامت بسته‌ای، خدا لباس را بر تنم پوشاند. این لباس آنقدر بر تن من گشاد بود که من در آن گم میشدم اگر خدا دست مرا نمیگرفت. این وصلت هزاران پا از سر من زیاد بود اگر خدا دست مرا از زمین بلند نمیکرد. تو مبادا گمان کنی که ما همسان و همشأن این خانواده‌ی بی‌نظیریم . اینها زمینی نیستند، آسمانی‌اند، خاکی نیستند افلاکی‌اند. اینها جانشینان و کارگزاران خدا در زمین‌اند. خدا به اهل زمین منت گذاشته که این دردانه‌های خود را چند صباحی راهی زمین کرده است.آسمان و زمین و ماه و خورشید از صدقه‌ی سر اینها آفریده شده است. پدرت معلم مسیح بوده است در گهواره‌ی نور ومنادای کلیم بوده است در کوه طور مبادا پدر را به لفظ پدر صدا کنی! مبادا  و  را خطاب کنی! مبادا  و  را خواهر بخوانی! آقای من ! و بانوی من! این صمیمانه ترین خطاب تو باشد باسروران و موالی ات. از پشت سرشان قدمی فرا پیش گذاری! پیش از آنها دست به غذا ببری! پیش از آنها آب بنوشی! ... ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●● پریشان و آشفته و بی هیچ درنگ و مقدمه‌ای می‌پرسد: ـ از کربلا چه خبر؟! این مصائب دهشتناک که دهان به دهان می‌گردد، درست است!؟ حقیقت دارد!؟ بشیر، کتمان و پنهان کردن خبر را نه می‌تواند و نه مجاز می‌شمرد. تنها راهی که برای تلطیف آن به ذهنش متبادر می‌شود، تقطیع کردن آن است، پس، جویده و زیر لب می‌گوید: ـ گویا در میان شهدای کربلا، نامی هم از فرزند رشید شما هست. ام‌ّالبنین که پیداست هنوز به پاسخ سؤال خود نرسیده، باز می‌پرسد: ـ از کربلا چه خبر؟ بشیر یک قدم پیشتر می‌گذارد در بیان خبر و کمی بلندتر می‌گوید: ـ در کربلا، یکی ـ دو تن از فرزندان شما نیز، به مقام رفیع شهادت... ام‌ّالبنین ـ علیرغم این‌که ستون استوار صبوری و حلم است ـ بلندتر، محکم‌تر و بی‌تاب‌تر می‌گوید: ـ اینها که پاسخ سؤال من نیست. بندبند دلم را گسستی از اضطراب و التهاب. همۀ فرزندان من و تمام آنچه زیر این آسمان کبود است، فدای ابا عبدالله. کربلا یعنی حسین. از حسین چه خبر!؟ (سقای آب و ادب) @a_kazemineya
باید یقین کنیم که در جاده‌ی همراه‌عشق و‌عاطفه، نیز‌لازم‌است || | | 💠 اجتماع فعالان فرهنگی و اجتماعی استان چهارمحال و بختیاری https://eitaa.com/farhangchb
. | 🔻روایت سید مرتضی از قیام و انقلاب حضرت روح الله و رحلتی که او نیز نشانه فتحی دیگر است. 🏴داغ همه اعصار، داغی بی‌تسلی ▪️داغ‌های همه تاریخ را ما به یکباره دیدیم، چرا که ما ، و خمینی (ره)، این ماه بنی‌هاشم، در شب یلدای تاریخ. در عصر ادبار عقل و فلک زدگی بشر، در زمانه غربت حق، در عصری که دیگر هیچ پیامبری مبعوث نمی‌شد و هیچ منذری نمی‌آمد میراث‌دار همه انبیا و اسباط ایشان بود و داغ او بر دل ما، داغ همه اعصار، داغی بی‌تسلی. ▪️ما را این گمان نبود هرگز که بی او بمانیم. آخر او آیتی بود که «ثقلین» را در وجود خود معنا می‌کرد، همه «ماتَرَک رسول الله» را و ما می‌دانستیم که زمین و زمان می‌گردند تا انسان‌هایی، چون او، هر هزار سال یکی، پای به دنیای گذارند. آخر آدم‌هایی، چون او، قطب سنگ آسیاب افلاکند، مصداق حدیث «لو لاک» اند و غایت الغایات وجود…و حق است اگر با رفتن زمین از رفتن باز ماند آسمان نیز، خورشید سرد شود و ماه بشکافد و دریا‌ها طغیان کنند و باران خون از آسمان ببارد و مؤمنین از شدت ماتم دق مرگ شوند و اگر نبود آن حجت غایب، تو بدان، بی‌تردید که همان می‌شد. ▪️آخر انسان‌هایی، چون او که یک فرد نیستند، ▪️ما را این گمان نبود که بعد از او بمانیم، اما او رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین، در این پهنه بی‌منت‌هایی که عقل راه به جایی نمی‌برد. دریا‌ها و زمین و آسمان و ماه و خورشید بر جای ماندند تا مقصود خمینی (ره) محقق شود، آن‌سان که بعد از رحلت آخرین فرستاده خدا نیز دور فلک بر جای ماند تا حقیقت وجود او را در جهان تحقق بخشد. آخر انسان‌هایی، چون او که یک فرد نیستند، و . کوران روز حشر در اینجا نیز کورند که: «من کان هذه اعمی فهو فی الاخراعمی» و نمی‌بینند. آنان از کجا بدانند که کدام امر عظیم واقع شده است؟ نه آنگاه که امام آمد و نه امروز که رفتند است. اگرنه، این، ولی خدا برای آنان حجتی می‌شد تا صدق قصص انبیا را باور کنند و، چون دربرابر این انقلاب به درآیند که «امنابرب موسی و هرون» اگرنه، این، ولی خدا برای آنان حجتی می‌شد تا زهد وعدالت علی را باور کنند، حلم حسن را وشجاعت حسین را و… و این، ولی خدا برای آنان حجتی می‌شد تا عظمت حق را و همه صفات خدایی را در وجودش بنگرد و انسان را، همچون خورشیدی که نورش از ازلیت تا به ابدیت را فرا گرفته است. داغ‌های همه تاریخ را ما به یکباره دیده‌ایم. یک بار دیگر این (ص) است که در دنیا رفته است، یک بار دیگر این (ع) است که به شهادت رسیده است، یک بار دیگر این است و است و است که ما را داغدار کرده‌اند، یک بار دیگر این مهدی (عج) است که در حجاب غیبت رفته است. ▪️دست ما اگر به نخل بلند وجود او نمی‌رسد، دست خمینی که می‌رسید. او آمد تا معنای «انتظار» را به این امت بیاموزد، در آینه وجود خود که اسوه مصادیق منتظران بود، و اکنون دیگر دور افلاک را مرادی نیست جز آنکه منتظر مهدی باشد. به ما آموخت که «انتظار در مبارزه است» امام (ره) به ما آموخت که و این بزرگترین پیام او بود و پس از او، اگر باز هم امیدی ما را زنده می‌دارد همین است که برای ظهور آخرین حجت حق کنیم. امام (ره) ما را آموخت که را با جمع کنیم و خود بهترین شاهد بود که بر این مدعا که عرفان عین مبارزه است و از این پس دیگر چه داعیه‌ای می‌ماند برای آنان که عرفان را به مثابه امری کاملً شخصی بهانه واماندگی خویش می‌گرفتند؟ او کتاب و سنت را در وجود خویش تفسیر کرد و مجهولات شریعت و طریقت را با مفتاح مبارک حیات خویش گشود و ما می‌دانستیم که جهاد اصغر شرط لازم جهاد اکبر است و اولیای مقرب خدا در تمام طول تاریخ همواره بر همین شیوه زیسته‌اند. ▪️امام رفت تا ما آزموده شویم امام رفت و زمین ماند و ما نیز بر زمین ماندیم. با داغ جراحتی سخت بر دل و باری سنگین بر دوش. امام رفت تا بار تکلیف ما برگرده عقل و اختیارمان بار شود و همان‌سان که سنت لا یتغیر خلقت بوده است، چرخه بلیات ما را نیز به میدان کشد و آزموده شویم و این آیت ربانی درست درآید که «لنبلونکم حتی نعلم الجاهد منکم و الصابرین». اکنون، این ماییم و امانت او. دست از آستین اخلاص برآریم و در کف فرزند و برادرش و تلمیذ مدرسه‌اش بگذاریم که اگر بعد از رحلت رسول الله (ص) ظهر حکومت اسلام به غروب خونین شهادت حسین بن علی (ع) و «شب بی قمر غیبت» انجامید، این بار امام فرصت یافت تا وثیقه حکومت را به معتمدین خویش بسپارد و این خود نشانه‌ای است بر این بار بشارت که خداوند اراده کرده است تا حزب‌الله و مستضعفین را به امامت و وراثت زمین برساند. @a_kazemineya