eitaa logo
آبادی شعر 🇵🇸
1.8هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
95 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد عمری از لب لعل تو بوسی خواسته است این قدر از صائبِ گستاخ ، رنجیدن چرا؟
تو این شبهای تاریکِ بدونِ روشنیِ ماه فقط با یاد تو زندَم چراغ سرخِ فانوسم 
خیال خوب تو لبخند می‌شود به لبم وگرنه این من دیوانه غصه‌ها دارد‌
گاهی خیال میکنم که دوستم داشت، و این "گاهی ها" تمام سهم من از اوست...
زمـانه یڪ سر سوزن اگر ڪه غـیرت داشت... تو سهم من شده بودی و عشق حرمت داشت... تشکر از همراهی شما هم ممنون 🌺🌺
از كنار هم گذشتيم گوشه ى چشمت به دلم گير كرد تمام وجودم نخ كش شد ...
سکوت می‌کنم و عشق در دلم جاری‌ست که این شگفت‌ترین نوع خویشتن‌داری‌ست رها کن آن چه شنیدی و دیده‌ای، هر چیز به جز من و تو و عشق من و تو، تکراری‌ست
پس چه هستی ای فلک، گردور باطل نیستی چیستی ای عمر، گر زهر هلاهل نیستی زهر نوشاندن هم ای تقدیر بی آداب نیست من به قسمت راضی ام اما تو عادل نیستی در وفاداری ندیدم هیچکس را مثل تو ای غم از حال دلم یک لحظه غافل نیستی گریه کن بر حال خویش ای موج از دریا ملول لحظه ای دیگر تو در آغوش ساحل نیستی هر که با من بود روزی دل برید از من، تو نیز دل به رفتن می سپاری، گرچه مایل نیستی گفت: روزی بازمیگردم، فراموشم مکن گفتمش: در بی وفایی نیز کامل نیستی 📚 از کتاب
در جوابِ این که می‌پرسی هنوز تنهایی یا نه؟ باید بگویم، خسته‌تر از آنم که دوباره خودم را به کسی یاد بدهم.
نقش ما گو ننـگارند به دیباچه عقل ! هر کجا نامه عشق است ، نشان من و تُست
عزیزم! تازه از راه آمدی و چای دم کردم کمی بنشین، چرا دائم شتابانی، نمی‌مانی؟
بی‌خراش ِ ‌زخم ِ ‌عشق اسرار ِ دل معلوم ‌نیست خواندن ِ این لفظ موقوف است بر اعراب‌ها