eitaa logo
مجله‌ افکار بانوان‌ حوزوی
735 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
212 ویدیو
21 فایل
*مجله #افکار_بانوان_حوزوی به دغدغه‌ی #انسان امروز می‌اندیشد. * این مجله وابسته به تولید محتوای "هیأت تحریریه بانو مجتهده امین" و "کانون فرهنگی مدادالفضلا" ست. @AFKAREHOWZAVI 🔻ارتباط با ادمین و سردبیر: نجمه‌صالحی @salehi6
مشاهده در ایتا
دانلود
. رسالت زینب(سلام‌الله‌علیها) ✍نجمه صالحی مصائب زینب سلام‌الله‌علیها از عصر عاشورا آغاز شد. از آن لحظه، پیام عاشورا و فرهنگ سبز حسینی در دستان زینب سلام‌الله علیها قرار گرفت تا تمام هویت زن در اسلام به تصویر کشیده شود. آن هنگام که طنین صدایش "ما رأیتُ الّا جمیلاً" در گوش زمان پیچید، هر واژه‌‌اش تیری شد بر قلب اندیشه‌ی شوم یزید و یزیدیان. بانویی که با سیره و رفتارش حماسه عاشورا را تا ابد جاودانه ساخت و اجازه نداد جنایت امویان پنهان بماند. زینب کبری سلام‌الله‌علیها انسانی تربیت‌یافته در خاندان رسالت، دانشمندی بزرگ و قهرمانی بی‌همتا بود. او بزرگ آموزگار مکتبی است که در آن، زن موجودی اثرگذار است. در مدرسه زینبی، زن مرزبان حریم ولایت است و در همه صحنه‌ها حاضر است. هنگامی که از شهادت علی اکبر علیه‌السلام باخبر شد، در حالی که صدا می‌زد: «واحبیباه و ابن أخیاه...» برای دلداری حسین علیه‌السلام به یاری برادر شتافت. از گفتار و رفتار بانو در کربلا میزان همت او در دفاع از امامت هویداست. در واپسین لحظات، هنگامی که شمر قصد بریدن سر مبارک امام زمانش را داشت، زینب علیهاالسلام به امید نجات جان امام یا برای اتمام حجت، بر سر عمر سعد فریاد زد: «آیا حسین کشته شود و تو نظاره‌گر باشی؟» در مجلس ابن زیاد هنگامی که وی قصد کشتن علی بن الحسین علیه‌السلام را داشت، زینب کبری علیهاالسلام مانع این اقدام شد. مدرسه‌ی زینبی، مدرسه عشق به آرمان‌های اباعبدالله الحسین علیه‌السلام است با رویکردی فراتاریخی و فراجغرافیایی، مدرسه‌ای مبتنی بر مدیریتی اسلامی ـ الهی. در مدرسه‌ی زینبی، کسانی که معنای صبر و مقاومت را می‌فهمند، خدا را به آسانی می‌شناسند. زن تراز اسلامی باید در مسیر تسلیم و رضای الهی گام بردارد و در سخت‌ترین مصیبت‌ها جز زیبایی نبیند که این، آخرین منزل سالکان الی‌الله است. زینب سلام‌الله‌علیها با خطبه‌های آتشین خود، افزون بر رسوا کردن امویان، افکار عمومی را روشن کرد و جرقه نهضت‌های بعدی همچون قیام توابین و مختار و... پس از عاشورا رقم خورد. هنگامی‌که "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" است، بانوان می‌توانند همچو زینب سلام‌الله‌علیها زندگی کنند. زینب زمانه‌ی ما با روشنگری جرقه‌های بیداری اسلامی را خواهد زد و زمینه نابودی دشمن و ظهور فریادرس مظلومان (عجل‌الله فرجه) و دولت کریمه را فراهم خواهد ساخت. (س) @AFKAREHOWZAVI
. فراخوانی برای بیعتی دوباره... ✍زينب نجیب چشمانش را باز کرد. سرش بر دامان عمه بود. یادش آمد ضربه، چنان شدت داشت، که بعد از آن، در میان بیابان از حال رفته بود. به محض به‌هوش‌آمدن، حس کرد بر سرش چیزی کم است. به صورت مهربان اما پُر غصه زینب‌کبری نگاهی کرد. اولین جمله‌اش این بود: "عمه جان! آیا پارچه‌ای پیدا می‌شود، سرم را بپوشانم؟ بزرگی می‌گفت این درخواست رقیه از عمه‌ی سادات، در حالی بود که هرگز در هیچ نقطه‌ای از دوران واقعه عاشورا و اسارت، سر و موهای آن بزرگواران عیان نشد. زیرا در آن جامعه، زن از چنان حرمتی برخوردار بود که حتی شقی‌ترین دشمنان حق جسارت به آنها را نداشتند. زنان عرب نیز برای پوشش، چندین نوع حجاب داشتند. آنها علاوه بر پوشش سر و بدن چیزی به نام عبایه می‌انداختند که تمام هیبت آنها را بپوشاند. در این روایت، رقیه از عمه‌اش عبایه خواسته بود. وقتی این روایت را می‌خواندم، شرمنده شدم از حضور دخترکانی که، اگرچه مهمان دسته‌های سینه‌زنی و هیئات اباعبدالله بودند؛ اما سر برهنه با زنجیر بر سروسینه می‌زدند. مهمانان دیگر نیز، به حرمت امام حسین سکوت کرده آنها را همراهی می‌کردند. بنا ندارم از طرد این عزیزان بگویم. از سوی دیگر روشن‌فکرنما نیستم. لیکن می‌خواهم مسئله‌ای را تبیین کنم، شاید که اثر افتد. اول از همه روی سخنم با آن عزیزانی است که نه به قصد اشاعه بی‌اخلاقی، که از سر دلسوزی فیلم‌ها و عکس‌های این عزیزان را دست به دست می‌کنند. آنها باید بدانند، خود این عمل، اشاعه فساد است. در این چند روز نهایتاً یکی دو فیلم با این موضوع ضبط شده است و این یعنی؛ این اتفاق فقط در یکی دو نقطه واقع شده نه بیشتر. اما ما با دست خود به آن ضریب می‌دهیم. این انبوهِ عزاداری‌ها و هیئت‌ها و اعطای نذورات با وجود هزاران هزار خانم محجبه در اقصی نقاط ایران با این چند تصویر تضعیف نمی‌شود، اما قبول کنیم که به انفعال مردم کمک می‌کند. پس درد را فریاد نزنیم درمان کنیم. دوم اینکه بیش از مرتکبان این خطا(کشف حجاب)، سکوت‌کنندگان در برابر این خطا، مقصرند. در تعجبم از مردان و زنانی که اجازه بی‌حرمتی می‌دهند و خود منفعلانه می‌ایستند. ما هرگز نمی‌گوییم این بزرگواران را طرد کنیم و یا با آنها رفتاری سلبی داشته باشیم، اما هیئت تنها نقطه مشترک حضور ما با آنهاست. می‌توانیم با آنها صحبت کنیم. با خود تصور کنید، اگر یکی از این عزیزان، با قمه، خود زنی می‌کرد؛ چه می‌کردید؟ آیا جز این بود که به سوی او رفته، مانع کارش می‌شدید؟ آیا برای او توضیح نمی‌دادید که اباعبدالله به این دلیل و آن دلیل به این کار راضی نیست؟ اگر او هر چقدر از محبت و عشقش به حسین ع می‌گفت، او را به آغوش می‌کشیدید، اما مانع از قمه‌زدنش می‌شدید. حال امروز، این عزیزان دانسته و نادانسته، با حرمت‌شکنی، نه فقط بر روی خود، که بر یک فرهنگ و هویت، قمه زده‌اند. چرا سکوت؟ چرا بی‌تفاوتی؟ آیا نمی‌توان فعالانه آنها را مدیریت کرد؟ انفعال در برابر آنها یعنی ترک مهم‌ترین حکم خدا. یعنی ترک امر به معروف و نهی از منکر رویِ بعدی سخنم با آن‌هایی است که با شعار دلت پاک باشد، دل‌های دیگران را آلوده می‌کنند. مادرم! خواهرم! دخترم! پاره‌ی تن ملت امام حسین! می‌دانم عاشق حسینی. می‌دانم مهمان حسینی. می‌دانم مهمان، حبیب خداست. و تو حبیبِ خدای حسینی... اما بدان یک مهمان چقدر می‌تواند بی‌معرفت و ناجوانمرد باشد که در خانه‌ی میزبان با شکل و شمایلی وارد شود که او نمی‌پسندد. شاید بگویی حسین مرا آنچنان که هستم می‌پسندد. به والله که اندیشه‌ات اشتباه است. اگر چنین پوششی پسند امام حسین بود، یکی از مهم‌ترین دلایل قیام او تحقق احکام خدا نبود. او قیام کرد تا احکام اسلام محمدی ص پیاده شود. او قیام کرد تا امر به معروف و نهی از منکر کند. او فقط قیام نکرد تا با تضاد طبقاتی و فقر مبارزه کند. او قیام کرد تا با فقر اندیشه‌ها بجنگد. او تنها برای اجرای عدالت اقتصادی قیام نکرد، او به دنبال عدالت فرهنگی نیز بود. اگر زینب در اسارت سختی کشید تنها برای رنج سفر و شکنجه‌ها نبود... تنها به خاطر داغ عزیزان نبود... چرا که او، خود گفت؛ من جز زیبایی ندیدم... اما همین زینب وقتی وارد کوفه شد اعتراض اولش به یزید این بود: "ای پسر آزاد شده‌ی جدم رسول الله! آیا این عدالت است که زنان و کنیزان تو در پس پرده‌ها باشند، در حالی که دختران رسول اسلام را در میان بازارها بچرخانی؟ آری دخترم! تأمل کن... اگر امروز عزادار حسینی، بدان اباعبدالله نیازمند این گریه‌ها و بر سر و سینه زدن‌های ما نیست. او رشد فکری ما را می‌خواهد. او زینب‌گون شدنِ ما را می‌خواهد. و زینب یعنی اسطوره‌ی مقاومت در برابر حرامیان یعنی اسطوره حیا یعنی اسطوره‌ی غیرت بیا دخترم! بیا در خیمه‌ی زینب سلام اللَّه، کمی در آغوش عمه آرام بگیر به او تسلیت گو و تنها با او بیعت کن. @AFKAREHOWZAVI
. ‌ یزید زمانه‌ات را بشناس اگر از من بپرسید می‌گویم یزید سال ۶۱ هجری همان چیزی است که بعضی‌ها امروز می‌خواهند. یزید امروز هم مثل یزید گذشته اهل عشق و حال است. عرق ناب ایتالیایی می‌خورد. ادکلن‌های اروپایی می‌زند. خوش‌پوش است و لباس‌های جذاب می‌پوشد. مشاوران کروات زده‌ دارد. حیوان خانگی دارد. اهل شعر و شاعری است و عاشقی دل‌خسته و منورالفکر است و به اطرافیان خود آزادی‌های فردی و اجتماعی می‌دهد. دیسکوها و کاباره‌های بزرگ برای جوان‌ها می‌سازد و به عقاید تمام اقشار احترام می‌گذارد. می‌خواهی عابد و زاهدی با پیشانی پینه‌بسته در مدینه و بصره باش یا جوانی آتئیست و اهل رقص و آواز در دمشق، همه را در دایره‌ی اسلام خود نگه می‌دارد. می‌گوید کسی را طرد نکنید. دوقطبی درست نکنید. برای بت‌پرست‌های شام بت‌های بزرگ و طلایی از شرق آسیا وارد می‌کند و برای مسلمان‌های دوآتیشه، مسجدهای متنوع و مختلف می‌سازد. وفادار به آرمان هرکه هرچه خواست بکند است و اصلا دین را با سیاست قاطی نمی‌کند. از یهودی، مسیحی و مسلمان به یک اندازه در حکومت خود استفاده می‌کند. او معتقد به دولت فراگیر و پلورالیسم دینی است. برای سلبریتی‌ها ارزش و احترام قائل است و هوای‌شان را دارد. به سفارش یک سلبریتی مهمترین زندانی سیاسی خود را آزاد می‌کند. یزید تمام صفاتی که در جهان مدرن امروز به عنوان «ارزش» شناخته می‌شوند را دارد. هر از گاهی نگاهی به ارزش‌های خود بیندازید. رسانه در بلندمدت صفاتی را که قبلاً اَخ و تف می‌کردید را به عنوان ارزش و نقطه‌ی قوت آنچنان به خوردتان می‌دهد که روحتان از آن خبردار نمی‌شود و به خودتان که می‌آیید می‌بینید عاشق ویژگی‌های یزید روضه‌هایی شده‌اید که از کودکی‌هایتان هر وقت آب می‌خوردید، بعد از سلام به حسین به او لعن می‌فرستادید. ✍🏻 زهرا کبیری پور @AFKAREHOWZAVI
. آرامش قلب اهل حرمنجمه صالحی در شام با بهره بردن از دو شیوه "همراهی" و "مناظره"، شامیان را از توطئه‌ی امویان آگاه نمود. همراه عمه جانش، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، روشنگری کرد. یکی از پیام‌آوران مهم عاشورا بود، سجاد سجاده‌ی عشق! حال دل مردم را با دعاهایش روبه‌راه و آن‌ها را به خدا وصل می‌نمود! عراقی‌ها در ایام اربعین، میانه‌ی راه زائران پیاده، چه زیبا بانگ "هلابیکم زوار ابو السجاد " بر‌می‌دارند، چه بسا تذکر می‌دهند که او یکی از میزبانان اصلی این راه است، اذن از او بگیرید! 🥀شـهـادت یـادگار کـربـلا، ️نگین آرامش قلب اهل حـرم، امام سجاد علیه‌السلام تعزیت🥀 @zemzemh60
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
. «زینت العابدین؛ جهادگر تبیین» ✍🏻فاطمه شکیب رخ امام سجاد علیه السلام در طول حیات بابرکتشان، در اثبات حقانیت و زنده نگهداشتن قیام عاشورا با دو روش به تبیین اقدام نمودند. روش مشهور که به سوگواری دائم در عزای سید الشهداء و یارانشان شناخته می شود، همان اشک و ماتم مستمر از وقوع فاجعه کربلا بود که سوزناکی گریه های حضرت، دل ها را متوجه عمق سنگینی جنایت در حق اهل بیت علیهمالسلام می نمود و روش دوم《تبیین قیام عاشورا》بود. چنانچه این امام همام هنگامی که به شهر دمشق وارد شدند و با پیرمرد نا آگاه و هتاک شامی روبرو گشتند که خداوند را بخاطر کشته شدن شهدای کربلا ستایش می گفت! ایشان بدون ابراز ناراحتی از گفتار وی سعی در روشن نمودن حقیقت برای آن پیرمرد برآمدند. امام زین العابدین(ع) با قرائت آیه《قُلْ لاَ أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ اَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی》 به وی فرمود: ای پیرمرد! آیا از این آیه اطلاع داری؟ پس زمانی که با تایید مخاطب خویش روبرو شد، به معرفی و تفسیر آیه و روشن نمودن مقصود آن اهتمام نمود و فرمودند: قربی ما اهل بیت(ع) هستیم! بعد از آن با اشاره به سوره بنی اسرائیل و تاکید بر《حقّ نزدیکان》و دریافت پاسخ پیرمرد، دگر بار فرمود: آیا آیه《وَ اعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیء فَأَنَّ للهِِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی》و بدانید که یکْ پنجمِ آنچه به دست می آورید، برای خداوند و پیامبر و نزدیکان است، را خوانده ای؟ با پاسخ پیرمرد مبنی از آگاهی از آن آیه، امام(ع) فرمود: ای پیرمرد! آن نزدیکان ما هستیم، سپس علی بن الحسین (ع) با قرائت آیه《إِنَّمَا یریدُ اللهَ لِیذْهِبَ عَنْکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَ یطَهِّرَکمْ تَطْهیراً، برای مرتبه آخر با پیرمرد اتمام حجت نمود و فرمود: خداوند طهارت را مخصوص ما اهل بیت (ع) نموده است! در این هنگام پیرمرد، لحظه ای خاموش و از گفته خویش پشیمان شد، سپس سرش را به سوی آسمان، بالا برد و گفت: خدایا! من از آنچه گفتم و از دشمنی با این اهل بیت (ع)، توبه می کنم، خدایا! من از دشمن محمّد و خاندان محمّد(ص) به درگاه تو بیزاری می جویم. سنجش شرایط شام، استعانت از صبر و بیان ساده در توضیح واقعه از نکات ارزشمند این رفتار تبیینی امام سجاد علیه السلام برداشت می شود، زیراکه مردم شام تربیت یافته ی اسلام دست ساز اموی بودند و از حقائق اسلام واقعی اطلاعی نداشتند و همین امر، علت رفتار تبیینی امام (ع) در شام بوده است، چراکه در کوفه رفتار و گفتار ایشان با مردم در قالب توبیخ بود و جنبه تبیین به خود نداشت و همین امر را می توان از نکاتی دانست که جهادگر تبیین باید به آن توجه کامل داشته باشد. منابع: بحارالانوار، ج 45، ص 129 ؛ احتجاج، ج 2، ص 120-122؛ تاریخ طبری، ج 2، ص 591 به بعد (حوادث سال سیزدهم). @AFKAREHOWZAVI
حدیث بافتنی! ✍اشرف پهلوانی قمی حال دنیا خیلی خوب نیست. مدت‌هاست آدم‌ها به محض دیدن یکدیگر سفره مشکلات اقتصادی و سیاسی و بیماری را می گشایند و به تناول غصّه‌های آن مشغول می‌شوند و استخوان امید را دور می‌ریزند! اما هنوز خیلی بهانه‌ها وجود دارد که می‌تواند حال دلمان را خوب کند.‌ این بهانه درمانگر، می‌تواند دیدن یک دوست با انرژی مثبت باشد یا خواندن یک کتاب پرمغز یا دیدن یک عالم نورانی یا رفتن به مکانی مقدس... خلاصه هنوز هم با وجود این همه مشکلاتی که در این آخرالزّمان هست، آدم‌ها، اشیا، مکان‌ها و اعمالی هستند که می‌توانند دل محزون دنیا و ساکنینش را شاد کنند. یکی از چیزهایی که مرا خوشحال می‌کند؛ البته بعد از زیارت، نوشتن و خواندن کتاب است. در خانه ما کافیست مثل «زبل‌خان» دستت را دراز کنی! تا چند کتاب از هر موضوعی که دلت بخواهد به دست آوری. این بار که دستم را دراز کردم کتابی ناب یافتم؛ «انسان 250ساله» با قلمی روان که علم از آن چکّه می‌کند. امروز سالگرد شهادت امامیست که متأسفانه در بین عموم شیعیان جز بیماری، گریه بسیار و گوشه‌ای نشستن و دعاکردن چیزی گفته نمی‌شود و این نظر، بزرگترین جفا آن‌هم از طرف محبّین ایشان است. چشمم که به کتاب افتاد قلبی شد. با ذوق فصل امام‌سجاد (علیه‌السلام) را باز کردم و شروع کردم به خواندن. چیزی که از آن برداشت کردم این بود که: «دوران امام‌سجاد (علیه‌السلام) پر بوده است از روشنگری و اگر این سی و چهار سال تلاش امام سجاد را از زندگی ائمه قطع کنیم، قطعاً به آنجایی نخواهیم رسید که امام‌صادق (علیه‌السلام) رفتاری آن‌چنان صریح و آشکار با حکومت اموی یا بعدها باحکومت عباسی داشت.» کتاب را ورق زدم. نوشته بود: «برای ایجاد یک جامعه اسلامی، زمینه فکری و ذهنی از همه چیز لازم‌تر و مهم‌تر بود و ایجاد این زمینه ذهنی در آن شرایط خفقان بعد از ماجرای کربلا بایستی در طول سالیان درازی انجام بگیرد و این همان کاری بود که امام سجاد با زحمت فراوان به عهده گرفت» از جعل حدیث مثل آب‌خوردن هم نوشته بود. علمای وابسته و محدّثین حکومتی با آن‌چنان سرعتی حدیث می‌بافتند که روزی چند لباس موقّر و پر از مدح و ثنا برای قامت غیر موجّه خلیفه آماده می‌شد؛ جوری که مؤمنین هم فکر می‌کردند بیعت با چنین کسی که عنوان خلیفةالله را به دوش می‌کشد واجب شرعی است؛ حتی اگر مشروب‌خور و سگ‌باز باشد و دستش به خون فرزند رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) آلوده باشد. افشاگری و برخورد شدید با این محدّثین قلاّبی، یکی از وظایف امام چهارم در آن شرایط بود... ادامه‌اش را می‌گذارم برای خودتان که با عطش بیشتری این کتاب را بخوانید. https://eitaa.com/pahlevaniqomi @AFKAREHOWZAVI
. مولای شب جمعه‌ها ✍زهرا نجاتی دل توی دلم نبود. قلبم می تپید. مثل این مادرهایی که بچه‌شان را وسط شلوغی گم کرده اند و هرفکری میکنند، بی قرارم. پایم به حسینیه می‌رسد. با دیدن تصویر ضریح شش گوشه، همه چیز تمام می‌شود. انگار یک دست مهربان می نشیند روی تمام اضطراب‌های قلبم. انگار گلاب آورده کسی و همه چیز را ازدلم‌ می‌شوید. تازه می‌فهمم«هواتو کردم.. من عاشق هواتو کردم.. کاش بیام حرم دورت بگردم یعنی چه!» از پشت پرده اشک زل زده‌ام به تویی که خودت را هنوزلایق نیستم اما ضریحت انکار دوای دردهای من است. دوای دردهای همه ما بچه‌شیعه‌ها. همه مایی که تو را درهمهمه زندگی گم کرده‌ایم و در میان آوارگی‌هایمان، راز زییای «ففروا الی الحسین» را ازیاد برده‌ایم. ـ مایی که طول سال، آواره‌ایم و دست به دعا که یک هفته مانده به اربعین، آواره جاده نجف تا کربلا باشیم... هواتو کردم و در سرهوایی جز تو نیست و لحظه به لحظه از تنفس درهوای عاشقی‌ات مست می‌شویم و ترس... ترس و ترس از اینکه اگر این حال خوب باز هم گم شود لا به لای عشق‌های دروغ و مجاز و پول و غصه دنیا و چه و چه... و امان از ترس ـ.. مولای من! مولای شب جمعه ها! به درد این دل عاشق ما برس... همیشه معشوق دل ما بمان و روز به روز بر تب عشق حقیقی ما بیفزا... @AFKAREHOWZAVI
‌. برشی از لُهوف... ✍سیده ناهید موسوی دشمن، جنگ، نیزه، بی آبی، یتیمی، آوارگی، شهادت و خون... واژگانی که درطول تاریخ تکرار می‌شوند. آن زمان که سرزمینی به نام «کرب‌بَلا» قتلگاه اولاد پیامبر(ص) شد، تا مظلومیت آنان و رسوایی دشمنان تا بعد از ۱۴۰۰سال‌ هم‌چنان باقی بماند و خون شهدای کربلا بجوشد و نامشان پُرتکرار باشد. مَصائِبٌ بَدَّدَتْ شمْلَا لنَّبِي فَفي قَلْبِ الْهُدی اءَسْهُمّ یَطِفْنَ بِالتَّلَفِ وَ ناعِیاتٌ وَ جَریحٍ، وَ مَفجُوعاتٌ بِفَقْدِ لِلْخُدُودِ، وَ عادِماتٌ لِلْجُدُودِ، وَ مُبدِیاتٌ لِلِنّیاحَةِ وَ الْعَویل، وَ فاقِداتٌ لِلمُحامي وَ الْکَفیلِ. فَیا اءهْلَ الْبَصائِرِ مِنَ الأنامِ، وَ یاذَوي النَّواظَرِ وَ الأَفْهَامِ، حَدِّثوا نُفُوسَکُمْ بِمَصائبِ هاتِیکَ الْعِتْرَةِ، وَ نَوّحُوا بِاللهِ لِتِلكَ الْوحْدَةِ و الْکَثْرَةِ، وَ ساعِدُوهُمْ بِمُوالاةِ الوَجْدِ و العِبْرَةِ وَ تاسَّفوا عَلي فَواتِ تِلكَ النُصْرَةِ. فَإنَّ نُفُوسَ اءُولئکَ الاقْوامِ وَدائعُ سُلْطانِ الأنَامِ، وَ ثَمَرةُ فُؤادِ الرَّسُولِ، وَ قُرَّةُ عَیْنِ الزَّهراء اَلبتُولِ، وَ مَنْ کانَ یَرْشِفُ بِفَمِهِ الشَرّیفِ ثَنایاهُمْ، وَ یُفَضِلُ عَلي اءمَّتهِ اءُمُّهُم وَ اءَباهُمْ.* مصیبت‌هایی که کانون خاندان پیامبر(ص) را پریشان کرد و تیرهایی که در دل خورشید هدایت نشست و آن قلب بشریت را از کار انداخت. و فریادهای طنین انداز زنان خبر از مرگ آنان می‌داد و آن جناب را مخاطب می‌ساخت و آتش سوزان حزن و اندوه و تاسف را در دلش شعله ور می‌ساخت. ای کاش فاطمه(س)و پدرش می‌دیدند که دختران و فرزندانشان را پا برهنه کرده‌اند و عده‌ای را زخمی و گروهی را اسیر و برخی را سر بریده‌اند. دختران خاندان نبوت گریبان چاک و مصیبت زده و با موهای پریشان از پشت پرده‌ها بیرون آمده و بر صورت‌های خود سیلی می‌زنند و در غم ازدست دادن حمایت گران و سرپرستان خود، صدا به نوحه و زاری بلند نموده‌اند. ای مردم آگاه و ای انسان‌های تیزبین ، قتلگاه این خاندان رابه یاد بیاورید و به بی کسی و غربت آنان و زیادی دشمنان، نوحه سرایی کنید و با غم و اندوه و اشک چشمانتان ، آنان را یاری نمایید که جان‌های آنان امانتهای پروردگار جهان و میوه دل پیامبر(ص). مسلمانان و نور چشم فاطمه زهرا هستند. آنان کسانی اند که پیامبر(ص) با دهان مبارکش دندان‌های آنان را می‌مکید و پدر و مادر آنان را از پدر و مادر خود برتر می‌دانست. بند بند مقتل لُهوف؛ روضه مجسمِ احوالات غزه مظلوم است، امتحانی الهی که از هفتم اکتبر سال گذشت برای مردمان غزه آغاز شد و همچنان نیز ادامه دارد.هرروز خبر شهادت از پیر و جوان، پدر یا مادر، شیرخوار و‌ کودک به گوش می‌رسد گویی حادثه دلخراش کربلا در آن خطه از عالم هر بامداد و‌ شامگاه رخ می‌دهد. غزه قتلگاه تعداد محدودی نیست، بلکه شاهد نسل کشی در وجب به وجب خاک خود می‌باشد. قحطی و خشک‌سالی که منجر به شهادت کودکان و نوزادان می‌شود و بی آبی ممتدی که عادت یزیدیان است.‌کربلا پس از هزار و‌ اندی سال مقدس و فراموش نشدنی‌ست باشدکه غزه را نیز درلابلای صفحات تاریخ به فراموشی نسپاریم زیرا «کُل یومٍ عاشورا و کُل ارضٍ کربلا» *اللهوف علی قتلی الطفوف؛سید ابن طاووس. نصرٌ من الله و فتح قریب @AFKAREHOWZAVI
روایت امام خامنه‌ای از فتنه‌ای موسوم به گورباچف نامیدن خاتمی در اوایل دوران ریاست جمهوری خاتمی را بخوانید. بسیار جالب در همان دوره این فتنه را تبیین فرمودند. بیانات در دیدار کارگزاران نظام - ۱۳۷۹/۰۴/۱۹ ... اینها در چند مورد اشتباه کردند: اشتباه اوّلشان این است که آقای خاتمی، گورباچف نیست. اشتباه دومشان این است که اسلام، کمونیسم نیست. اشتباه سومشان این است که نظام مردمىِ جمهوری اسلامی، نظام دیکتاتوری پرولتاریا نیست. اشتباه چهارمشان این است که ایرانِ یکپارچه، شوروىِ متشکّل از سرزمینهای به هم سنجاق شده نیست. اشتباه پنجمشان این است که نقش بیبدیل رهبری دینی و معنوی در ایران، شوخی نیست. این اشتباهات را بعداً توضیح خواهم داد. اشاره‌ای به طرح امریکایىِ فروپاشی شوروی بکنم. این چیزی که الان از این تصویر در ذهن من هست، بخش عمده‌اش از یادداشتهایی است که خود من روزبه‌روز در سال ۱۳۷۰ از خبرهای ماجرای شوروی یادداشت کرده‌ام. البته بعداً با اطّلاعات فراوانی که دوستان ما از منابع مهم روسی و غیرروسی فراهم کردند و به بنده دادند، تکمیل شد که حال نمیخواهم با تفصیل آنها را بیان کنم؛ اما ماجرای عظیمی است. وقتی میگوییم طرح امریکایی فروپاشی شوروی، لازم است سه نکته را در کنار این کلمه امریکایی عرض کنیم: نکته اول این است که وقتی میگوییم طرح امریکایی، معنایش این نیست که بقیه بلوک غرب در این زمینه با امریکا همکاری نداشتند؛ چرا، همه غرب و همه اروپا در این زمینه به‌شدّت با امریکا همکاری میکردند. مثلاً نقش آلمان و انگلیس و بعضی کشورهای دیگر به‌صورت بارز بود. اینها همکاری جدّی داشتند. نکته دوم این است که وقتی میگوییم طرح امریکایی، معنایش این نیست که ما عوامل داخلی فروپاشی شوروی را ندیده میگیریم؛ نخیر، عوامل فروپاشی در درون نظام شوروی وجود داشت و از آن عوامل دشمنشان بهترین استفاده را کرد. آن عوامل داخلی چه بود؟ فقر شدید اقتصادی، فشار بر مردم، اختناق شدید، فساد اداری و بوروکراسی. البته انگیزه‌های قومی و ملی هم در گوشه و کنار وجود داشت. نکته سوم این است که این طرح امریکایی یا غربی - به هر تعبیری که میگوییم - یک طرح نظامی نبود. در درجه اوّل یک طرح رسانه‌ای بود که عمدتاً به‌وسیله تابلو، پلاکارد، روزنامه، فیلم و غیره اجرا شد. اگر کسی محاسبه کند، میبیند که حدود پنجاه، شصت درصدِ آن مربوط به تأثیر رسانه‌ها و ابزارهای فرهنگی بود. عزیزان من! مسأله تهاجم فرهنگی را - که من هفت، هشت سال پیش مطرح کردم - جدّی بگیرید. شبیخون فرهنگی، شوخی نیست. بعد از عامل رسانه‌ای و تبلیغی، در درجه دوم، عامل سیاسی و اقتصادی بود. عامل نظامی هیچ نبود. و اما این طرح چه بود؟ گورباچف وقتی در سال ۱۹۸۵ - حدود سالهای ۶۴ و ۶۵ - سرِ کار آمد، یک عنصر جوان در قبال دبیرکلهای پیر قدیمی بود. روشنفکر و خوش‌برخورد بود؛ شعاری که او مطرح کرد، شعار پروستریکا در درجه اوّل و گلاسنوست در درجه دوم بود. تعبیر فارسی پروستریکا، بازسازی و اصلاحات اقتصادی است؛ و گلاسنوست یعنی اصلاحات در زمینه مسائل اجتماعی، آزادی بیان و امثال اینها. در یکی، دو سال اوّل، به وسیله رسانه‌ها، آواری از حرف و تحلیل و تفسیر و تشویق و جهت‌دهی و پیشنهاد بر سر گورباچف فرو ریخت و کار به‌جایی رسید که توسط مراکز امریکایی، گورباچف به عنوان مرد سال معرفی شد! این در همان دوران جنگ سرد هم بود؛ یعنی در دورانی که امریکاییها شبح هر موفّقیتی را در شوروی با تیر میزدند! قبل از گورباچف، اگر واقعیتهای خوبی هم در شوروی وجود داشت، به‌شدّت آن را انکار میکردند و علیه آن تهاجم تبلیغاتی راه میانداختند. اما ناگهان نسبت به گورباچف چنین وضعی را پیش گرفتند! این آغوش باز غرب، به‌عنوان یک مشوّق بزرگ، گورباچف را فریب داد! من نمیتوانم ادّعا کنم که گورباچف کسی بود که غربیها یا دستگاههای سیا او را سر کار آورده بودند - آن‌چنان که بعضی کسان در دنیا ادّعا میکردند - من نشانه‌های این را واقعاً نمیبینم و البته خبری هم از پشت پرده ندارم؛ اما آنچه که مسلّم است، آغوش باز، چهره باز، چهره خندان، تجلیل و تبجیل و تشویق و احترام غربیها، گورباچف را فریب داد. او به غربیها و امریکاییها اعتماد کرد؛ اما فریب خورد. گورباچف کتابی به نام پروستریکا - انقلاب دوم - نوشته که انسان نشانه‌های این فریب خوردگی را در آن مشاهده میکند. متن کامل این بیانات بسیار مهم را در نشانی زیر مطالعه کنید: https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3016 @ghalamenajib
💢قیام حسینی: رسالت زینبی؛ عقیله سه ساله ✍زهرا راد ✅قیام عاشورا بی‌شک بارزترین تجلی فرهنگ شیعی در تبیین وجوه دوگانه؛ زنانه و مردانه در مهم‌ترین عرصه‌ حیات انسان موحد، یعنی «قیام‌لله» است. ✅ حضرت سیدالشهدا(ع) برای احیاء «ملت» رسول‌الله (ص) و «سنت» امیرالمومنین(ع)، قیام عاشورا را در دو بخش کلان و اساسی جنگ و جان دادن و اسارت و تبلیغ، طبقه‌بندی کرد و وظایف سنگینی هر بخش را به تناسب ظرفیت‌ها و استعدادهای زنانه و مردانه به به زنان و مردان عاشورایی سپرد. روشن است که وجه بارز و اساسی هر دو گروه رسیدن به مقام « معیت » با حضرت و تمحض در ولایتشان بوده است. ✅اما در این میان گرچه بیش از یک هزاره است که مومنین هر ساله و در ماه محرم به شوق تطهیر و تقرب ، گرد امام تجمع می‌کنند و تلاش مجدانه‌ای بر ادراک این واقعه و ابعاد مختلف آن دارند، اما هنوز که هنوز است تصویر روشنی از وجه زنانه این قیام، آن‌چنان‌که در وجه مردانه تصویر شده است، در آثار شیعی موجود نیست. ✅«رسالت زینبی»، به عنوان وجه زنانه جهاد برای احیاء شریعت محمدی و طریقت علوی در قیام کربلا، ابعاد و اجزاء ناشناخته‌ای دارد که غالباً و نه دائماً درحد زنانی مغموم و مهموم و مورد ظلم در تاریخ کربلا بازنمایی می‌شوند. حال آن‌که این گروه از فدائیان سیدالشهداء(ع) هم باید چونان مردان تاریخ حسینی روایت شده و جایگاه رفیعشان بازشناخته شود. تمام این زنان تحت تربیت سید الشهداء (ع) و سالک مقامات توحیدی بوده و از ظرفیت‌های معنوی برای طی طریق با حضرت در مسیر پر فراز و نشیب قیام حق، برخوردار بودند؛ که بدون این ظرفیت و معرفت، امکان عبور از عقبه‌های سهمگین واقعه نبود. چنان‌که بسیاری از خوبان امت از یاری حضرت و ابدیت در معیت حسین(ع) جاماندند. ✅در این میان عقیله بنی‌هاشم طلایه‌دار زنان عاشورایی بود، اما زنان متعددی از خاندان رسالت عهده‌دارمسئولیت عالم‌گیر کردن اهداف قیام بودند. کودکان و نوزادان هم جزء فدائیان حضرت بودند، آن‌چنان‌که بزرگان شیعه حضرت علی اصغر را نه نوزادی معمولی در گهواره که ولیی از اولیاء الهی معرفی کردند که به اختیار و انتخاب فدایی راه و آرمان حضرت حسین(ع) شد، دختران خردسال هم از این معرفت بهره داشتند. ✅ دخترسه ساله امام هم نه تنها کودکی مغموم محروم از پدر که عارفه‌ای خردسال بود که تحت تعلیمات امام در سن کودکی به مقامات بلند عرفانی دست یافت و مامور رساندن پیام قیام از کوفه تا شام شد. تقلیل مقام فاطمه بنت الحسین یا حضرت رقیه به کودکی مظلوم و حتی قیاس او با دخترکان معصوم غزه، حکایت از عدم‌شناخت مقام و پیام اوست، آن‌چنان‌که کسی سید الشهداء(ع) را با رهبران غیرمعصوم هیچ قیامی، قیاس نمی‌کند، دختر امام را هم نباید به دیگری قیاس کرد. امامت حضرت جواد در خردسالی، نشان از ظرفیت روحی و مقامات معنوی خاندان عصمت دارد و گواه این مدعاست. ✅او عقیله‌ای خردسال است که عقل و ایمان را برای احیاء دین محمدی (ص) و ابقاء ملت حسینی به هم آمیخته و تکلیف خویش را در منتهای اخلاص و تولی به امام به انجام رسانده است. @AFKAREHOWZAVI
8.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠مرد فلسطینی: شیعه نیستم. با مطالعه امام حسین(ع) را شناختم. کربلای عصر ما است. 🔹سخنران گفت: وقتم کم است. فقط یک نکته؛ خواهران! حضرت زینب(س) به اسارت نرفت که ما حجاب را فراموش کنیم. ناگهان سر بی معجر زینب(س) در عصر عاشورا جلوی چشمانم مجسم شد! بین نماز پیرزنی گفت: سیدالشهدا(ع) برای نماز جنگید! یاد جامعه سال ۶۰هجری افتادم که نمازخوان بود! عدالتخواهی در فضای مجازی استناد کرد به مال‌های حرام کوفیان و گفت: حسین(ع) شهید عدالت است. و من چیزی از عدالت اجتماعی در حرکت امام دستگیرم نشد! ♦️سیدالشهدا برای امر به معروف قیام کرد؟ آری! خمینی(ره) هم گفت بزرگترین امر به معروف تشکیل حکومت اسلامی و توحیدی است. احتمالا حفظ و قدرت بخشیدن به آن اهمیتش کم‌تر نباشد! امام باقر(ع) نیز در حدیثی فرمودند: خدا مردم تحت ولایت حکومت الهی را نجات می‌دهد ولو ظاهرا گناهکار باشند. اما مردمی که ولایت طاغوت را پذیرفته‌اند را عذاب می‌کند حتی اگرظاهرا نیکوکار باشند.(اصول كافى،ج۱ص376) ♦️علتش این است که در سایه حکومت حق، بالاخره همه کارها به سمت اصلاح پیش می‌رود. احکام دین اعم از عدالت، نماز، حجاب و.. در سایه حکومت توحیدی اقامه می‌شوند و حکومت طاغوت عاقبت، نور شریعت را خاموش و خیر و صلاح را نابود و جامعه را به ظلمت و تاریکی می‌کشاند. 🔹و چقدر این دنیا عجیب است! یک اهل سنت فلسطینی آن سوی مرزهای شیعه، دارد با قیام اباعبدالله زندگی می‌کند و آن را به درستی از اعماق جانش بیان می‌کند! در جامعه شیعه چه؟ خیلی از مواقع مانند شناختن فیل داستان مولوی و «هر کسی از ظن خود شد یار من» ✍فاطمه ابن‌علی 🆔http://eitaa.com/awaken_ir