.
🔖میهمانهای ویژه حضرت عباس(علیهالسلام)
✍آمنه عسکری منفرد
هرسال چند روز مانده به موعد مقرر قلبشان پر میکشد تا حرم عباس .
سالهاست خو کردهاند به عطر و بوی این چند دانه برنج خشک شده در نور آفتاب . ندار نیستند ولی خود را غنی از این چند دانه برنج متبرک نمیدانند که هیچ، بلکه ۳۶۴ روز صبر میکنند تا ظهر روز تاسوعا برسد و نذری خاص اقلیتهای مذهبی که دررتکیه ثارالله طبخ میشود، قسمتشان شود.
حاج عبدالله که چند سالی است موهای پرپشتش چون قلب عاشقش سپید گشته، با آن کمر خم شده در نوکری امام حسین(علیهالسلام)، در حالیکه به سختی ایستاده، با روی گشاده میهمانان را دعوت میکند تا آرام در صف غذای تبرکی که از شب گذشته، در دیگهای مخصوص برایشان بار گذاشته شده، بایستند.
پیرزن این بار با دوکارت دعوت در صف دریافت غذای تبرکی در صف ایستاد و وقتی غذای تبرکی خودش و همسر بیمارش را از دست خادم گرفت، با چسمان اشکبار، عصازنان به سمت حاج عبدالله رفت.
دانههای گرم و سوزان اشک روی گونههایش میغلتید و با دیدن پرچم یا اباالفضل که با وزش باد گرم در هوا خودنمایی میکرد، حال پرواز در خود احساس کرد. به زور کلمات را در دهانش چرخاند تا بتواند کلمات فارسی را جفتوجور کند.
- خدا خیرتون بده حاج آقا! خیلی نگران بودم امسال که همسرم توان راه رفتن ندارد، نتوانم غذای نذری او را بگیرم. میدانید که ما این غذا را برای تبرکی یک سال خانواده نگه میداریم. دانه دانهی این برنج نذری، زندگی یک سال ما را بیمه میکند، مخصوصا برای من که چند قاشق آن را برای بچههایم که ایران نیستند خشک و فریز میکنم تا برایشان بفرستم. ما زرتشتی هستیم اما خودمان را از شما جدا نمیدانیم، پسر من برای این انقلاب خون داده، ما مدیون حسین و ابالفضل هستیم.
_قبول باشه خواهر عزیز! ما نوکر حضرت عباس و شماییم. این دیگهای غذا مخصوص شماست. این کارت دعوتهای که به دستتان رسیده، قطعا به امضای خود آقا رسیده. ما کارهای نیستیم. هموطنان زیادی مثل شما آمدند و ماجرای این تبرکی را برایمان گفتند که از چند سال قبل تصمیم گرفتیم، برنج و خورشت غذای ظهر تاسوعای شما را مجزا بکشیم تا راحتتر نگهداری کنید.
برای ما دعا کنید، مخصوصا شما که از خانواده شهدا هم هستید، آبروی بیشتری پیش ارباب دارید.
بفرمایید، بفرمایید! قهوه هم برای پذیرایی آماده است. سلام ما را به همسر محترمتان هم برسانید برای سلامتیشان دعا میکنم.
-ای کاش بعد از تمام شدن دهه، تکیه را جمع نکنید. وقتی تکیه عزای اباعبدالله جمع میشود، قلبمان میگیرد، ما به این حال و هوا خو میکنیم...
به اینجای گفتگو که رسید، صدای یا اباالفضل از آشپزخانه هیات فضا را پر کرد و اشک امان مادر شهید و حاج عبدالله را برید و هر دو چون مادر طفل از دست داده میگریستند...
در کلاس عاشقی، عباس غوغا میکند
در دلِ هر عاشقی، عباس مأوا میکند
#ظهر_تاسوعا
#اقلیتهای_مذهبی
#محرّم
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
@AFKAREHOWZAVI