10.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خبر خند ۸۱(داغ و تازه)
اسکار خفت گیر اعظم میرسه به ...
نویسنده: سمیه رستمی، عضو تحریریه مجتهده امین
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
مذهبیِ صورتی
✍️طیبه فرید ، عضو تحریریه مجتهده امین
اصطلاح «مذهبی صورتی» عبارتیاست که به تازگی وارد گفتمان و محاورات رسانهها شده است، کلید واژهای که تولید و جعل آن ایده خوبیاست در راستای تفکیک تفکر « اسلام مالی» کردن رفتارها و وقایعِ بیمعیار از خط اسلام مبتنی بر جهانبینی معیارمند و اصیل. تفکری که میخواهد محل وفاق حق و باطل باشد البته چراغ خاموش در راستای تأمین منافع صاحبان خود. قرائتی متفاوت از مذهبی بودن و امروزی بودن. این اندیشه با سیاست یکی به نعل و یکی به میخ میکوشد حتی الامکان همه را از خود راضی نگه دارد.
ملتزمین به این مرام خدا و خرما را با هم می خواهند و برآورد می کنند که چطور موقع حوادث حساس، فاز روشنفکری بگیرند که نه سیخ بسوزد و نه کباب! تجربه نیز نشان میدهد موقع بحران و فتنه نمیشود روی همتشان حساب کرد چرا که عموما عبارات اپوزوسیون را به سبک کاسهی داغتر از آش و با پرستیژ منتقد مذهبی تکرار میکنند.
نکتهی قابل تأمل اینکه «مذهبیهای صورتی» بر گزارهی دینی بودن اصرار دارند و تلاش میکنند با ضرب و زورِ واژهها، تفکر خودشان را به اسلامی بودن مستند کنند، غافل از اینکه دُم خروس این دوگانگی، بالاخره یکجایی بیرون خواهد زد. گفتمان انتقادی مذهبیهای صورتی با ادبیات ضد انقلاب مو نمیزند و گاهی به شیوهای افراطی از آنها نیز جلو میزند و با عنصر زماننشناسی آب به آسیاب جنگ روایتهای خصم میریزد. کلید واژهی «مذهبی صورتی» شرح حال کسانی است که معرفتشناسی معیار را از منظومهی زیستی خود حذف و جای خالی آن را با بلای خانمانسوز تفسیر به رأی پر کردهاند.
امیر بیان علیهالسلام در باب صفات منافقین فرمودند:
«كَثرَةُ الوِفاقِ نِفاقٌ ، كَثرَةُ الخِلافِ شِقاقٌ
موافقتِ زياد [نشانه] نفاق است؛ مخالفتِ زياد [نشانه] دشمنى است»
این خصوصیت از ویژگیهای منافقان است که در موضع موافقت یا مخالفت خود با رویدادها معمولا دچار افراط و تفریط هستند. یا زیادی مخالفت میکنند یا زیادی موافقند که هر دو نوع این رفتار گویای طبع نامتعادل این افراد است. مزاجی دوگانه و در رفت و آمد، خصلتی که دائماً بر این حال نمیماند و عاقبت هزینهای که باید در مسیر حق میشد را در راه باطل تلف میکند. بیشک پایان راهی که «مذهبیهای صورتی» در طلب آن هستند چیزی جز انحراف از صراط مستقیم نیست. وقتی اوج همت انسان حفظ مخاطب و شرایط موجود به قیمت گزافِ کمرنگ نمودن حقیقت باشد.
#پویش_نوشتن
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
زنی که اهلیِ خودش نبود🚫
✍️زهرا سعادت
صدای کوتاه گوشی خبر از پیغام دوست آورده بود؛ خوب است رفقای قدیمی میان هیاهوی زندگی و دوری اجباری کرونا سراغ بودنش را با دو سه خط پیغام مجازی میگیرند. لبخند برلب جواب سلام گرمش را هرچند مختصر میدهد. دوستش میپرسد:« بالاخره برای دورهمی چه کنیم؟» آه از نهادش بلند میشود. با این اوضاع بههم ریخته و بینظم زندگیام...؟ باز پرسید:« نگفتی چیکارهای؟» دودوتایی در ذهنش کرده و آخرش به این رسید که هیچ جور نمیتواند قول بدهد. سریع نوشت: «خوش بگذره عزیزم!» بر خلاف استیکر ارسالی، غمبارترین حالت ممکن را درونش تجربه میکرد. دنیایی از خشم و عصبانیت! در پاسخ نوشته بود: «باز چه خبره که با ما نیستی؟ ما که خیلی وقت پیش برنامه چیدیم. همیشه ما با هماهنگی تو مشکل داریم!»
راست میگفت، بعد از مدتها با هم قرار دیدار در پاتوقشان را داشتند. هم فال بود و هم تماشا. تند تند مینوشت که «هنوز وقتش نرسیده اهلی خودت بشوی؟ مگر ما هم متأهل نیستیم ولی قرارمان بههم نمیخورد. همه میدانند که روز خودمان فقط مال خودمان است.» طرح و برنامهشان محقق شدن روز مخصوص ماست! کاش تماس را تصویری انجام میداد که عمق غم چکیده برگونههایش را درک کند!چطور میتوانست بگوید «من هم دوست دارم اهلی خودم باشم». نوشت از «همسرت یاد بگیر!» این هم راست بود. مردی که وسط همه شلوغیهای هیچ و پوچ زندگیاش، اهلیِ خودش بود. وقتهایی که اعتراضش به این حجم اهلی بودنش را شنیده با اخم گفته بود:«تو هم برو!» چیزی از جنس کینه درونش تلنبار شده است!
زنی که همیشه شلوغ است و در رفت و آمد! زنی که در دنیای پیرامونش، گوشهای برای دلش ندارد که درش را بسته و مدتی امنیت داشته باشد! زنی که خلوت ندارد! زنی که اهلیِ خودش نیست! زنی که با شاقول اطرافیانش تراز یک زندگی پرهیاهوست! زنی که هیچکس از نبودنش نمیترسد! زنی که جرأت نداشته برود که بگوید اگر ماندهام، حرمت عشق پاکم را دانستهام! زنی که زندگیاش بر مدار خواستههای بچههایش میچرخید تا کلاس زبان دخترش یا آموزش فوتبال پسرش به تأخیر نیفتد! زنی که حریم ندارد! زنی که از محبت زیادش احساس حماقت در وجودش ریشه کرده است! زنی که هیچ وقت دلخوریهایش را جدی نگرفتند! به یکباره خودش را به آغوش کشید تا بیشتر از این تهی بودنش هویدا نشود! گوشهایش را گرفت تا صدای شکستن روحش از حجم تنهایی را نشنود! چشمهای خستهاش را بست تا موج اشک حسرت، ساحل قلبش را متلاطم نکند!
این داستان زنان و مادرانی است که پایبند طرحواره ایثارند! زنی که اهلی خودش نبود!
#هفته_زن
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
من الغریب الی الحبیب
✍️مرضیه رمضان قاسم
آقای ما بیا که شیعه در دوزخ غیبت محبوس شده است و عمر منتظرانت رو به زوال، چرا که ما عمر نوح نداریم.
دشمن برای نابودی تشیع شمشیرها از رو بسته است و دائم کارش فتنهافکنی و آتشافروزی است همانگونه که بر حضرت ابراهیم -علیهالسلام- آتش افروخت.
فرعونیان زمان با لشکریان بر ما میتازند.
کاهنان شرق و غرب مارها را علیهمان گسیل دادهاند.
ای مسیح ما، تا کوفیان عصر، در یاری مُسلِم زمان نامهها پاره و پیمانها نشکستهاند ظهور کن و به ما جان تازه ببخش، ما را با سوار کردن بر کشتی امن ظهور از فتنهها بِرَهان تا بر کوه جودی فرود آئیم.
صبح امید شیعه نزدیک است، آتشها بر او گلستان خواهد شد و با امداد الهی نیش مارهای شبهات و طعنهها با استدلالهای عقلی و شرعی توسط حجت عصر بلعیده خواهد شد.
به زودی کویر غیبت محو و رود نیل بر ما ظاهر خواهد شد.
پس به هوش باشیم! چرا که تا آمدن حسینِ زمان، وظیفهی ما اقتدا به مسلم زمان است.
🍃اللهم عجل لولیک الفرج 🍃
#قائدنا_الخامنهای
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
مثل یک کوه غمم، دارم کمر خم میکنم
بی پناهم ضامن آهو! نگاهم میکنی؟
می بری مشهد مرا حال دلم بهتر شود؟
با هوای صحن؛قدری روبهراهم میکنی؟
#نگین_نقیبی
#شاعران_اجتماعی
#شاعران_آئینی
💠 #شاعران_حوزوی
💠 @shaeranehowzavi
#دلنوشته
دوباره از اول...
✍️سیدهالهام موسوی
امروز مثل همیشه دنبال یک کلمه، یک سوژه؛ اصلاً نمیدانم دنبال چه هستم؟ اما هرچه هست، دنبال یک رهایی، یکنوع پرواز بر فراز ابرها هستم! یک چیزی که من را تا خود خدا برساند؛ شاید بگویی: مگر در زمین خدا را نمیشود پیدا کرد؟ آری درست ولی من خدا را در پرواز بیشتر احساس کردم!
باید در این دنیا قدمی برداشت تا بالهای خسته را سوی آسمان گشود.
من همان کلمه یا همان سوژهای، که در جستوجوی آن هستم. باید بنویسم از دلم، از دلی که پر از کلمه است. دل پر از کلمه حرفهای ناگفته زیاد دارد.
من همان دانهی زیر خروار خاکم که تا جوانه زد دوباره بر آن خاک پاشیدند؛ اما دوباره جوانه زد!
من همان پرندهی کنج قفس دنیا هستم که هر بار آماده پرواز شد، بالهایش را چیدند؛ اما ناامید نشد و هنوز که هنوز است در آرزوی پرواز می باشد. میدانید چرا؟! چون او صدای آشنایی را میشنود که همیشه صدایش میکند! «تا من را داری دوباره از اول...»
دنبال چه باشم وقتی خود، کتاب ناخوانده هستم؟
🍃اللّٰهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَكَ . اللّٰهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ . اللّٰهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي . اللّٰهُمَّ لَاتُمِتْنِي مِيْتَةً جاهِلِيَّةً، وَلَا تُزِغْ قَلْبِي بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنِي .🍃
#پویش_نوشتن
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
#خاطره
خدا گرهگشای هر اندوهی
✍️سمانه صفری
نمیتوانستم دخترک ۱۰ ساله را ناامید رها کنم. بالا و پایین رفتنها و صحبت با مسئولین مختلف بیمارستان هم هیچ دردی را دوا نکرده بود. دخترک در پشت تنه نحیف عمویش قایم شده بود و با نگاه التماس گونهاش فریاد میزد که او را ناامید به شهرش بازنگردانم.
بالاخره توانسته بود، سر خمیدهاش را جلوی برادرزادهاش بالا گرفته و به او بفهماند که قول و قرارهای سلامتی و آوردنش به این شهر شلوغ، پربیراه نبوده است. حالا میتوانست با پیروزی به زابل برگردد و دیگر شرمنده بزرگان طایفهاش نباشد.
دعای خیر از زبانش نمیافتاد. برای من اما ارزشمندترین هدیه در تمام آن لحظات، لبخند زیبای دخترک بود که چهره فرشته گونهاش را بیشتر از هر زمان دیگری درخشان کرده بود. هدیهای به همراه حلاوت و شیرینی این حدیث زیبای امام رضا علیه السلام که فرمودند:
مَن فَرَّجَ عَن مُؤمِنٍ فَرَّجَ اللهُ عَن قَلبهِ یَومَ القِیامَةِ؛
هر کس گِرِه از کارِ مؤمنی بگشاید (و غمی را از او بزداید)، خداوند هم در قیامت، کار بسته او را می گشاید (و اندوهش را می زداید).
*اصول کافی، ج ۲، ص ۲۰۰
🔗متن کامل در صفحه نویسنده
#خاطرات_یک_مددکار_مهربون
#پویش_نوشتن
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
نرم نرمک جنگ نرم
✍راضیه فاضلفر
صدای گلوله به گوش نمیرسد و همه جا آرام است و دشمن و لشکر مدافعین ما در مرزها روبهروی هم قرار ندارند. در کنج خانههای خود، زمستانِ گرم و تابستانِ سرد را برای خود و خانواده فراهم کردیم و زندگی میکنیم؛ اما به ناگاه متوجه میشویم که در کلبهی خوشبختی ما بعضی از چیزها سر جای خود نیستند، مثلاً صدای اذان خواب نازمان را اذیت میکند و روزه برای پوست و جسم فرزندمان ضرر دارد، از بعضی مراسمهای ملی و مذهبی با نیشخند یاد میکنیم و برای ولنتاین و کریسمس مهیا میشویم!
محرم و صفر میگذرند، از ماههای انسانساز؛ اما فقط در پی انتقاد از نذریدادنها و عزاداریها بودیم و این وسط با لایک کردن مطالبمان توسط فالوورهایمان احساس قدرت میکنیم و لذت وصفناپذیری به ما دست میدهد و ادعای بزرگ و حق به جانبی میکنیم!
زمان میگذرد و در میانهی عمر نه چندان باقیمانده با یک تلنگر متوجه میشویم از خودمان نمرود و فرعون ساختیم که در برابر خداوند و احکامش قد علم کرده و این محصول جنگ نرمی بود که بدون گلوله و خشونت وارد زندگیمان شده بود و ما غافل بودیم!
به راستی چرا به تسخیر رسانه و جادوی آن دقت نمیکنیم و چرا بیتفاوتیم؟ تا جایی که رهبرمان میفرماید:« تسلط بر مغزها از تسلط بر سرزمینها بالاتر است. اگر مغز یک ملت را تسخیر کنند آن ملت سرزمین خود را تقدیم میکند.» *بیاناترهبری ۵/ ۹/ ۱۴۰۱
#جهاد_تبیین
#پویش_نوشتن
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
العاقل یکفی بالاشاره
✍️مرضیه رمضانقاسم
اگر از کسی خطایی دیدیم بگوئیم و رد شویم، مثل کوبهی قالیبافان روی اعصاب ملّت قدم آهسته نرویم.
یادم نمیآید خطایی مرتکب شده باشم و مادر به من تذکر لسانی داده باشند، "سکوت" مادر خودش یک کتاب تذکرهالانبیاء و اولیاء بود.
از سکوت بیزارم چون برخلاف مشهور که سکوت را علامت رضایت میدانند برعکس گاهی سکوت میتواند نشانهی عدم رضایت باشد!
#نصیحت_ماندگار
#تذکره_الاولیاء
#پویش_نوشتن
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
داستان یک کلمه
✍️معصومه پازکی
۱- "یک کلمه بگویید" این حرف استاد در روز اول کلاس نویسندگی بود. "یک کلمه"، چقدر گفتنش سخت بود گویا همه کلمات در جایی از ذهن پنهان شده بودند تا بر زبان جاری نشوند یا اگر کلمه ای خودنمایی میکرد او را نپسندیده و رد میکردم استاد ادامه داد: "هر کلمه ای که اولین بار به ذهنتون میرسه رو بگید" با اعتماد به حرف استاد اولین چیزی که به ذهنم آمد را گفتم بعد، از ما خواستند وصف یا اضافهای برایش انتخاب کنیم، بیربط یا باربط چیزی را به آن کلمه اضافه کردم کار جایی سخت شد که باید با این کلمه و وصفش جمله بنویسم به ذهنم مراجعه کردم مثل روز اول تولد لوح سفید بود کانه هیچ کلمه ای را نمی شناختم و هیچ معرفتی را کسب نکرده بودم تا آنها را در کنار هم بنشانم. تلاشم را کردم و دوباره به ذهنم مراجعه کردم اما این بار هم خطا می داد و هیچ کلمات معناداری را که با کلمه انتخابی جور در بیاید، پیدا نمی کرد.
گویا کیسهی ذهنم سوراخ شده بود و تمام معلوماتش را به خاطر عدم تکرار از دست داده بود ثمره بیست سال درس خواندن در موقع نوشتن به کار نیامده بود، در سیر و سلوک ذهنی بودم که یاد دوران مدرسه و زنگ انشا افتادم، انشاهایی که هیچ کدام را خودم ننوشته بودم و در زنگ انشا خواننده انشاهای نوشته شده خواهرم بودم در همان حال و هوا سیر می کردم که صدای استاد مرا به خود آورد "جمله تون رو بخونید" به کاغذم نگاه کردم مثل ذهنم سفید بود مظلومانه به استاد نگاه کردم و گفتم چیزی ننوشتم و آن شروع تمام نادانی هایم بود.
۲- باید دوباره رجوع می کردم به تمام خوانده هایم باید با تکرار احیا می کردم مفاهیم مرده را. به سراغ کتاب های مختلفی رفتم، تورقی کردم و شروع کردم به مطالعه داستان ها و حکایات، به سراغ واژنامه ها رفتم و دوباره آنها را خواندم همه را بلد بودم انگار احیا اتفاق افتاده بود. کم کم کلمات خودنمایی می کردند و در ذهنم رژه می رفتند فکر کردم تا حاضرن باید با نوشتن حبسشان کنم دست به قلم شدم و شروع کردم به نوشتن، کلمات مثل واگن های قطار کنار هم ردیف می شدند بدون اینکه صبر کنم یا به غلط نوشتن توجه کنم، فقط نوشتم و بعد در آخر چند بار با صدای بلند خواندم تا غلط هایش را اصلاح کنم، خوب یادم هست چقدر ذوق کرده بودم هر پنج دقیقه یکباری می آمدم و نوشته ام را می خواندم و ذوقش را می کردم. به بند کشیدن کلمات با نوشتن و تکرار آن رمز زنده نگه داشتن واژگان در ذهن بود و همین شد اساس کار من.
۳- کلمات دیگر با من همراه شده بودند تصمیم گرفتم آنها را برای خودم حفظ کنم و مکتوباتم را دسته بندی کردم.
- تفکر مکتوب
- فهم مکتوب
- سخنرانی مکتوب
نتیجه حبس کلمات، تریبونی برای انتشار افکار، افهام و نظرات شد و اینگونه "یک کلمه" آغازگر نوشتن شد.
#تجربه_نوشتن
#پویش_نوشتن
#جهاد_روایت
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI
خیال خام تحریم ثمره با برکت انقلاب
✍️زهرا سعادت، عضو تحریریه مجتهده امین
بعد از شکست واضح استراتژیهای نخنما شده اپوزیسیونهای وابسته به دشمنان نظام در جهت ایجاد دوقطبی سازی فرهنگی و عقیدتی ملت بصیرمان، با تغییر راهبرد فشار دیپلماتیک علیه اقتدار ایران اسلامی تلاشهای مذبوحانه برای برهم زدن روابط خارجی ایران در سطح بین المللی را با تنظیم مصوبه جهت تحریم قدرت نظامی سپاه ادامه دادهاند!
کشورهای حامی چنین بیقانونی علیه اقتدار نظامی ایران، به خوبی واقف هستند که بنا به فرموده بنیانگذار راحل انقلاب اسلامی، با حذف فیزیکی نیروی توانمند سپاه بهعنوان ثمره با برکت انقلاب که نیروی کارآمد مردمی بسیج بهعنوان اولین ثمره نهضت امام خمینی(ره) را در خود پرورش داده، انقلاب هم نخواهد بود همچنان که بنابر فرموده مقام ولایت، سپاه را "مولود بابرکت انقلاب" معرفی نمودهاند که مظلومترین شهدا را در دفاع از کیان جمهوری اسلامی ایران تقدیم نمودهاند!
نفوذ تفکر خدمت گرایانه سپاه که در عرصههای سازندگی و دفاع از حرم، وطن و امنیت کشور به تجلی رسیده، دشمنان قسم خورده را برآن داشته تا باخلق ادبیات نامیمون خاص علیه ایران در حوزه حقوق بشر، با تروریستی نامیدن اقدامات سپاه پاسداران نقش ترویج و تعمیق تفکر بسیجی حاکم براین نهاد نظامی را که تاکنون، سد محکمی در برابر استکبار جهانی و وهابیت و جریانهای تکفیری در سطح منطقه و زمینه موثر پیروزی ملتهای لبنان، سوریه، عراق و یمن و کشورهای آزاده غیر اسلامی بوده کمرنگ نموده و برای تکرار بحرانهای اغتشاشگرایانه اجتماعی و سیاسی و فرهنگی از توان مقابله نیروهای سپاه و بسیج برای کاهش آسیبهای امنیتی، جلوگیری بهعمل آورند!
غافل از اینکه ایجاد تشدید تنش بین ایران و اروپا، خطر اقدامات تلافیجویانه سپاه پاسداران را در بر خواهد داشت!
در چنین وضعیتی میطلبد که ملت بصیر ایرانی که شاهد خدمترسانی مخلصانه نیروهای سپاه و بسیج در عرصه دفاع از سلامت در دوران کرونا و دفاع از امنیت در فتنهها بوده اند با حمایت قاطع از اقدامات این نهاد، ادای دین ناچیزی به خون شهدای آنان و خانوادههای صبورشان انجام داده و مشت محکمی بر دهان یاوهگویان مزدور اسرائیل و آمریکا فرود آوردند!
امید که نیروهای مقتدر سپاه پاسداران و بسیج با پشتوانه حمایت حداکثری ملت قدرشناس ایران با حفظ انگیزه الهی در جهت خدمت خالصانه، این" بنیان مرصوص" خلل ناپذیر را تقویت نمایند!
#مولود_با_برکت
#من_یک_طلبه_سپاهی_ام
#مجله_افکار_بانوان_حوزوی
@AFKAREHOWZAVI