هدایت شده از Nexus
او و دوستانش - he and his friendsاو_و_دوستانش_he_and_his_friends_–_با_هم_Together (1).mp3
زمان:
حجم:
14M
آقا یه نجلا امشب مارو نجات داد.
City of stαrs
آقا یه نجلا امشب مارو نجات داد.
ما با همدیگه اومدیم تو و میریم بیرون باهم
تنهات نمیذارم .
City of stαrs
حتی وقتی خالی بودم معلومه که هیچی کم نذاشتم، هیچوقت نمیذارم
وقتی که گفتم کنارت وایسادم ، ببین منو . آسمون که تیره میشه من اونجام . بارون که میباره اونجام. خورشید که میوفته توی چشمات من اونجام. اگه شمع رنگی روشن کردی من اونجام ، هستم .
خورشید هم یه روز خاموش میشه ، ولی نه الان ، نه فردا . یه روزی که مطمئن بشه هیچ قولی نمونده که بخاطرش بمونه . یه روزی که هیچ تاریکیای نیاز به نور نداشته باشه.
_ بگو بعدش به چی فکر میکنی؟
+ بعدِ چی؟
_ بعد گریه تا وقتی رگه های روشنایی خورشید و ببینی
+ به گرفتن دستش تا نور ، به ول نکردنش وسط تاریکی .
_ ولی تو اونجا رها شده بودی
+ من فقط سعی میکردم راه و پیدا کنم.
برای نور بودن باید رها شد توی تاریکی .