eitaa logo
نوشته‌ها ☫
3.5هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
46 فایل
اینجا به یاری خدا از خانواده، زنان، سیاست، مبانی تمدن غرب و نقد اندیشه‌ها می‌نویسم. «اللهم اجْعَلنی مُجَدِّد دینک و مُحییَ شَریعَتِک» مریم اردویی طلبه سطح ۳، رشته مطالعات اسلامی زنان @ma_3461 ایتا اینستاگرام @maryam_ordouei
مشاهده در ایتا
دانلود
نوشته‌ها ☫
شهید آوینی در کتاب رستاخیزجان وقتی قلمش حول «ادبیات آزاد یا متعهد» می‌چرخد، به نقل از کامو می‌نویسد:«کلمه‌های آزادی و برابری را، هم بر سردر زندان‌ها می‌نویسند و هم بر سردر معابد بازرگانی، با این همه به فحشا کشاندن کلمه‌ها با عواقب آن همراه است». ما امروز شاهد عواقب همان امری هستیم که کامو می‌گفت؛ به فحشا کشاندن کلمات. آری! قصه‌ی اکنون غیرت نیز، ابتلای به فحشا است. گویی غیرتی که خود به معنای غیرزدایی است، نیاز به غیرزدایی از فحشایی دارد که مبتلابه شده است. امروز به جنون هر بی‌غیرتی که یک قمه به دست می‌گیرد و سربند حسادت جنسی‌اش یا حمیت جاهلی‌اش سر ناموسش را گرد تا گرد می‌برد، غیرت می‌گویند. بیماری روانی و مقهور طبیعت حیوانی‌ که با شهوت و خشم و غضبی که قمه به دستش داده، مشقِ خشونت می‌کند و نشرِ نجاست می‌دهد کجا نشان از غیرت دارد. غیرت مشق دوست داشتن است و نشر طهارت و غیور صفت خداوند است و هر کس به او منتسب است. غیرت خصلتی انسانی است و فضیلتی اخلاقی، که ریشه در فطرتی خداشناس دارد نه میلی نفسانی در درجات پایین حیوانی. غیرت احساسی در درجات عالی بشری است. غیرت، پاسبانیِ ناموس است از هر گزند و آفتی. نگهبانی نسل است از هر آمیختگی. غیرت دغدغه‌ای است متعالی در پی طهارت نسل و طهارت اجتماع. مردانگی است، پاسبان زنانگی. شوری است آمیخته باشعور. معنای غیرت را آن زنی می‌فهمد که میان شلوغی جمعیت، دست مردی برایش کوچه گشوده تا عبور کند. معنای غیرت را آن زنی می‌فهمد که سینه‌ی ستبر مردی، دیوار حائل عفافش شده آن وقتی که سیبل تیر زهرآگین نگاه و تمسخر نامحرمان بوده. معنای غیرت را آن زنی می‌فهمد که با دست مردی از اسارت گرگ‌ها رهانیده شده. معنای غیرت را زنی می‌فهمد که از میدان خشونت به ساحل امنیت رسیده. آری غیرت پل عبور ما زنان از خشونت، قضاوت، اذیت، حسادت، جهالت و تمام آفت‌هایی است که ریشه در نفسانیت دارند. غیرت اگر مبتلا به فحشا شد، فحشا مبتلابه اجتماع خواهد شد. غیرت را اینچنین با جهالت سر نبرید. ✍مریم اردویی @zananegiii
یکی از پاشنه آشیل‌ها در بحث خانواده، پافشاری و توجه بیش از حد به مسئله‌ی قانون و تعیین حد و مرز بین زوجین است که متأسفانه این رویکرد در میان نخبگان و دغدغه‌مندان مسائل زن و خانواده به وضوح دیده می‌شود. چنین نگرشی محصول تأثیرپذیری از مدرنیته و گفتمان غرب در رابطه با مسائل خانواده است. چرا که در غرب تفاوت بنیادین ساختار خانواده و جامعه نادیده گرفته شده و اساسا انسان در دو ساحت فردی و اجتماعی قابل تعریف است. آسیب چنین نگرش و رویکردی سبب می‌شود که آنچه در اجتماع اصالت دارد در خانواده نیز به عنوان اصل پذیرفته شود. آرمان جامعه، برقرای عدالت با تعیین حد و مرزهای قانونی است، زیرا اصولا در یک جامعه افراد به دنبال تأمین منفعت خویش هستند و ما برای جلوگیری از تجاوز افراد به حقوق یکدیگر نیاز به وضع قوانین داریم. اما هدف از تشکیل خانواده رسیدن به وحدت روحی است و برای دست‌یابی به این هدف، آنچه اصالت دارد محبت و مودت است. در واقع یک خانواده‌ی توحیدی، خانواده‌ای است که در آن حد و مرزهای اخلاقی،جای حدود قانونی را پر کند و ایثار، همدلی،گذشت و محبت مرزها را به سمت یکی‌شدن بردارد. چراکه اساس شکل‌گیری خانواده با برقراری پیوندهای عاطفی بوده و تا علقه‌ای بین زن و مرد شکل نگرفته باشد، خانواده‌ای هم تشکیل نخواهد شد. بنابراین اولین و مهمترین راهکار برای اعتبار بخشیدن به جایگاه خانواده بالا بردن درک متقابل زوجین از رشد مشترک است که این مهم نیاز به فعالیت های فرهنگی دارد نه رشد قارچ‌گونه‌‌ی قوانین. پیوند زن و مرد از جنس دوست داشتن است، لذا اگر این جنس پیوند توأم با جهالت شد، آسیب‌زا می‌شود. به عنوان مثال در ماجرای مونا، نمی‌توان منکر دوست داشتن مونا توسط سجاد بود. اما دوست‌داشتنی آمیخته با جهل که قادر است تا مرز بریدن سر پیش رود. اما کنش‌هایی که ما پس از این ماجرا توسط نخبگان جامعه شاهد بودیم همه از جنس توجه به اصلاح قوانین بود و کمتر به لزوم سرمایه‌گذاری در جهت اصلاح فرهنگی و بالا بردن سطح آگاهی در چنین جوامع و قومیتی هایی توجه شد. اعتبار بخشیدن به خانواده و بالا بردن جایگاه زن و کرامت‌بخشی به زوجین نیاز به نگرشی بومی مبتنی بر توجه به تفاوت‌ها و طبیعی بودن خانواده دارد نه نسخه‌ای وارداتی و قانون‌محور مبتنی بر برابری غربی. البته این به معنای بی‌توجهی نسبت به اصلاح قوانین نیست، بل‌که هدف توجه همزمان به اصلاح فرهنگی و اصلاح قوانین است. اما در مسیر اصلاح قوانین نیز نبایست طبیعی بودن این نهاد مقدس مورد غفلت قرار گیرد و حقوق با نگاهی برابری‌طلبانه وضع و اصلاح شوند. در بیانات رهبر انقلاب نیز علاوه بر تاکید به اصلاح قوانین اما توجه به اصلاح آداب و سنن، خلقیات، بالا بردن کرامت زن در چشم همسر، برادر و پدر که لزوما باید با کار فرهنگی محقق شود، برای اعتبار بخشیدن به خانه و خانواده از وزن بیشتری برخوردار است. ✍مریم اردویی @zananegiii
15.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیانات رهبری در رابطه با دو فوریت در مسائل خانواده
نوشته‌ها ☫
. شاید شما هم زیاد با قیاس‌هایی در مورد میزان دین‌داری مردم مواجه شده‌اید و شاهد محاورات عامیانه در مورد کاهش دین‌داری مردم بعد از انقلاب در قیاس با قبل از انقلاب بوده‌اید. معتقدم اساسا این نوع قیاس، قیاسی مع‌الفارق است؛ چراکه دین‌داری کنونی از نظر ماهیت با آنچه در زمان حکومت پهلوی جریان داشت بسیار متفاوت است. یکی از مهترین دلایل تفاوت این نوع دین‌داری را در حدیثی قدسی به نقل از امام محمد باقر علیه‌السلام می‌توان دریافت. حضرت می‌فرمایند:« خدا تبارك و تعالى فرمايدمحققاً من عذاب كنم هر فرد رعيتى را در اسلام كه گردن نهد به ولايت و حكومت هر پيشواى جائر و خلاف كار و ستم‌كارى كه از طرف خدا نيست و اگر چه رعيت در كردار خودش نيكوكار و با تقوى باشد و محققاً بگذرم از هر رعيتى كه در عالم مسلمانى گردن نهد به ولايت و حكومت امام عادل منصوب از طرف خدا و اگر چه خود آن فرد رعيت نسبت به خودش ستمكار و بد كردار باشد». تفاوت عمده‌ی این دین‌داری به بحث پذیرفتن ولایت طاغوت و یا ولایت الله برمی‌گردد، چرا که ولایت یکی از اصول پنج‌گانه‌ای است که اسلام بر آن بنا شده است. طبیعی است که با پذیرش چنین ولایتی، شما در خط مقدم جهادی قرار می‌گیرید که محل درگیری اصلی حق و باطل است. در واقع انقلاب اسلامی دین‌داری فردی را به یک دین‌داری جمعی و کلان تبدیل کرد و امت را در مقابل کفر مدرن به صحنه‌ی درگیری کشاند. عاشورا را از تکیه‌ها، در کوچه پس‌کوچه‌ها به عرصه‌ی بین المللی کشاند، و ملتی که روضه‌ی اباعبدالله را در حد دارالشفاء فهم کرده بودند به خالقان حماسه‌ی نه دی ارتقاء ایمان داد. آخرین نکته این‌که نمی‌توان بر حجم تبلیغات، گسترش رسانه‌ها، تغییر مراجع فکری، ترویج ادبیات مدرن در سطح جامعه، خیانت برخی کارگزاران، حماقت برخی دوستان، جهالت برخی مدعیان انقلابی‌گری و....هزار مؤلفه‌ی دیگر چشم بست و سپس در مورد دین‌داری مردم نظر داد. تمام فشارهایی که از سوی کفر مدرن به مردم وارد می‌شود به سبب نوع متفاوتی از دین‌داری است، که مردم نجیبانه جلوی این فشارها ایستاده‌اند. ✍مریم اردویی @aghletarif
نوشته‌ها ☫
تبلیغات چه چیزی به خورد ما می‌دهند؟ .. قبل‌تر در قالب یک رشته استوری به مسئله‌ی مادری و رانندگی به صورت مبسوط پرداخته بودم. رانندگی زنان اگرچه به عنوان توانمندسازی زنان در جامعه مطرح می‌شود، اما آنچه در عمل اتفاق می‌افتد، حذف مردان از جایگاه سرپرستی خانواده و واسپاری نقش‌ها و مسوولیت‌های آنان به زن خانواده است. این یعنی درهم آمیختگی تکالیف زن و مرد در ساحت خانواده و ورود زن به دنیایی مردانه با تکالیفی مردانه و کمرنگ شدن مرزهای جنسیتی و بالتبع آن نقش‌های جنسیتی. اما تفکراتی که همواره جنسیت را برساخت اجتماع دانسته و خاستگاهی طبیعی برای این نقش‌ها قائل نیستند، چه در نهادهای رسمی آموزشی، چه در قالب فیلم‌های سینمایی و سریال‌ها و چه در قالب تیزرهای تبلیغاتی به دنبال تزریق این تفکر به جامعه هستند که زن و مرد با هم برابر که شبیه همند. در این مسیر خود زنان نیز با خدمت به چنین جامعه‌ای مردسالار، مسیر این بیگانگی زنان از خویشتن را تسهیل می‌کنند. آنچه در این تیزر کوتاه تبلیغاتی قابل مشاهده است، جدای از استفاده‌ی ابزاری از زن برای تبلیغ یک کالا، القاء مفهوم‌هایی به مخاطب است که خواسته یا ناخواسته ریشه در تفکراتی فمنیستی دارد. مادری مجرد و مستقل که فرمان زندگی را خود به دست گرفته و پا در دنیایی کاملا مردانه(کارواش) گذاشته است. زنی که هماورد مردان شده و مستقل از وجود یک مرد در کنارش، بار زندگی را به دوش می‌کشد و در عین حال کاملا شاداب و سرحال است. این‌گونه زن بودن در دنیایی مردانه خواست فمنیسم‌های لیبرالی است که جامعه‌ی آرمانی از نظر آنان، جامعه‌ای است که تفاوت‌های جنسیتی را نشان نمی‌دهد و راه حل دست‌یابی به چنین جامعه‌ای، سوق دادن افراد به سوی بروز هر دو دسته از صفات مردانه و زنانه است. زیرا اگر همه دوجنسیتی یا آندروژن باشند، دیگر دلیلی پذیرفتنی برای تبعیض!! بر مبنای جنسیت وجود نخواهد داشت. اما باید دید نتیجه‌ی این تحولات هویتی و عدم هماهنگی با نظام تکوین و تشریع چه نتایجی را به دنبال خواهد داشت. به طور قطع اولین پیامد این تحول که به سوی بر هم خوردن مرزهای جنسیتی پیش می‌رود، ضعف بنیان‌های اعتقادی است. چراکه چنین تصویر جدیدی از هویت جنسی سبب می‌شود تا افراد هنگامی که با آموزه‌های دینی که بر تفاوت نقش‌ها و حقوق و تکالیف اصرار دارد، مواجه می‌شوند، آنها را برنتابند و بر علیه آموزه‌های دینی شوریده و به مخالفت با شریعت ناب برخیزند. از سوی دیگر به گفته‌ی کاستلز، انقلاب جنسی غرب که سبب افزایش روابط نامشروع به ویژه هم‌جنس‌گرایی، افزایش طلاق و زندگی‌های فردی گردیده، ثمره‌ی همین تحول در هویت جنسیتی بوده است. ✍مریم اردویی @zananegiii
https://www.instagram.com/s/aGlnaGxpZ2h0OjE3OTEyNDQ1ODU3MTMxMjgw?story_media_id=2735190159734719960_23612653275&utm_medium=share_sheet این هم رشته‌ استوری که قبلا در مورد رانندگی زنان در پیج بهش پرداخته بودم