نوشتهها ☫
تبلیغات چه چیزی به خورد ما میدهند؟
..
قبلتر در قالب یک رشته استوری به مسئلهی مادری و رانندگی به صورت مبسوط پرداخته بودم. رانندگی زنان اگرچه به عنوان توانمندسازی زنان در جامعه مطرح میشود، اما آنچه در عمل اتفاق میافتد، حذف مردان از جایگاه سرپرستی خانواده و واسپاری نقشها و مسوولیتهای آنان به زن خانواده است. این یعنی درهم آمیختگی تکالیف زن و مرد در ساحت خانواده و ورود زن به دنیایی مردانه با تکالیفی مردانه و کمرنگ شدن مرزهای جنسیتی و بالتبع آن نقشهای جنسیتی.
اما تفکراتی که همواره جنسیت را برساخت اجتماع دانسته و خاستگاهی طبیعی برای این نقشها قائل نیستند، چه در نهادهای رسمی آموزشی، چه در قالب فیلمهای سینمایی و سریالها و چه در قالب تیزرهای تبلیغاتی به دنبال تزریق این تفکر به جامعه هستند که زن و مرد با هم برابر که شبیه همند. در این مسیر خود زنان نیز با خدمت به چنین جامعهای مردسالار، مسیر این بیگانگی زنان از خویشتن را تسهیل میکنند.
آنچه در این تیزر کوتاه تبلیغاتی قابل مشاهده است، جدای از استفادهی ابزاری از زن برای تبلیغ یک کالا، القاء مفهومهایی به مخاطب است که خواسته یا ناخواسته ریشه در تفکراتی فمنیستی دارد. مادری مجرد و مستقل که فرمان زندگی را خود به دست گرفته و پا در دنیایی کاملا مردانه(کارواش) گذاشته است. زنی که هماورد مردان شده و مستقل از وجود یک مرد در کنارش، بار زندگی را به دوش میکشد و در عین حال کاملا شاداب و سرحال است.
اینگونه زن بودن در دنیایی مردانه خواست فمنیسمهای لیبرالی است که جامعهی آرمانی از نظر آنان، جامعهای است که تفاوتهای جنسیتی را نشان نمیدهد و راه حل دستیابی به چنین جامعهای، سوق دادن افراد به سوی بروز هر دو دسته از صفات مردانه و زنانه است. زیرا اگر همه دوجنسیتی یا آندروژن باشند، دیگر دلیلی پذیرفتنی برای تبعیض!! بر مبنای جنسیت وجود نخواهد داشت.
اما باید دید نتیجهی این تحولات هویتی و عدم هماهنگی با نظام تکوین و تشریع چه نتایجی را به دنبال خواهد داشت. به طور قطع اولین پیامد این تحول که به سوی بر هم خوردن مرزهای جنسیتی پیش میرود، ضعف بنیانهای اعتقادی است. چراکه چنین تصویر جدیدی از هویت جنسی سبب میشود تا افراد هنگامی که با آموزههای دینی که بر تفاوت نقشها و حقوق و تکالیف اصرار دارد، مواجه میشوند، آنها را برنتابند و بر علیه آموزههای دینی شوریده و به مخالفت با شریعت ناب برخیزند.
از سوی دیگر به گفتهی کاستلز، انقلاب جنسی غرب که سبب افزایش روابط نامشروع به ویژه همجنسگرایی، افزایش طلاق و زندگیهای فردی گردیده، ثمرهی همین تحول در هویت جنسیتی بوده است.
✍مریم اردویی
#فمنیسم
@zananegiii
https://www.instagram.com/s/aGlnaGxpZ2h0OjE3OTEyNDQ1ODU3MTMxMjgw?story_media_id=2735190159734719960_23612653275&utm_medium=share_sheet
این هم رشته استوری که قبلا در مورد رانندگی زنان در پیج بهش پرداخته بودم
سلام
این چهار فایل رو در مورد اهمیت امتداد نهضت فاطمی و نقش زنان در شرایط کنونی بخونید
آنگلا مرکل را به عنوان الگوی زن موفق در عرصهی سیاست به زنان ایرانی معرفی میکنند. اما مرکل را نمیتوان یک زن موفق قلمداد کرد، بلکه میتوان او را یک زن موفق در خدمت به ساختارهای مردساختهی مدرن دانست. چراکه یک زن زمانی میتواند الگوی مناسبی باشد که در هر نقشی که به عهده میگیرد، جنسیت زنانهی خود را بروز و ظهور بخشد و متناسب با اقتضائات آن رفتار کند. یکی از انتقادات اساسی که به این نوع الگو میتوان وارد دانست تداوم بخشیدن به سیاستهای جنگطلبانه آلمان در هنگام تصدی پست نخست وزیری است. حمایتهایی که از آمریکا در حمله به عراق به عمل آورد که نتیجه آن کشته و زخمی شدن هزاران زن و کودک بود. این عملکرد مرکل نه تنها با زنانگی منافات دارد، بلکه قوامبخش ساختارهای مردساخته است. چراکه اساسا نظامیگری و خشونتطلبی نسبتی با زنانگی ندارد.
برای درک بهتر این مدعا میتوان به ماجرای ملکهی سبأ در جریان دعوت حضرت سلیمان و چگونگی عملکرد ملکه اشاره کرد. زمانی که حضرت سلیمان خطاب به آن بانو که در نظام کفر زندگی میکرد، نامهی تندی نوشته و توسط هدهد به دست آنها میرساند، ملکه بعد از دیدن نامه و با توجه به شناختی که نسبت به جبروت حضرت سلیمان دارد با قوم خود در مورد چگونگی پاسخ مشورت میکند و از آنها نظریه میخواهد. پاسخ آنها را قرآن اینگونه بیان میکند: « نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ..»ناراحت مباش و هيچ غم مخور كه ما مردانى نيرومند هستيم و ارتشى قوى داريم.
ملکه که با توجه به این پاسخ متوجه تمایل آنها به جنگ میشود، شروع میکند به مذمت جنگ و میگوید:« إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها...» يعنى، جنگ عاقبتى ندارد، مگر غلبه يكى از دو طرف و شكست طرف ديگر، يعنى فساد قريهها و شهرها و ذلت عزيزان و با رد نظریهی آنها خودش با عقلانیتی زنانه اینگونه پیشنهاد میدهد:« وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ ..» یعنی نظر من اين است كه هديهاى براى او بفرستيم، ببينيم فرستادگان ما چه خبرى مىآورند، آن وقت تصميم به يكى از دو طرف جنگ يا صلح بگيريم.
در این ماجرا به وضوح میتوان نقش جنسیت را در این تصمیمگیری مشاهده کرد. زمانیکه زن بتواند زنانگی خود را به اجتماع تزریق کند و در ساختارهای مردساخته هضم نشود، میتوان گفت موفق عملکرده است، چرا که هویت زنانهی خود را محفوظ داشته و فکر و عقلانیت خود را در خدمت به بهبود زندگی جامعه قرار داده و در عین حال مستقل عمل کرده است.
✍مریم اردویی
@zananegiii