#شعر_پایداری
#شهدا
#غزل
🔹به فرمان مولا🔹
یک شب از صخرۀ سخت صحرا، یک شب از موج دریا گذشتند
خوش به حال شهیدان چه پرشور، صخرهها موجها را گذشتند
خنجر از روبرو خنجر از پشت، فرق دیروز و امروز این است
خوش به حال شهیدان که پیروز از هیاهوی فردا گذشتند
پنبه با تیغ فرقی ندارد، هر دو سر میبُرد هر دو جنگ است
صخره با موج... اما شهیدان هر دو را بیمحابا گذشتند
صلح را از شهیدان بیاموز، جنگ را از شهیدان بیاموز
با حسن تا حسین آمدند و دل به فرمان مولا گذشتند
گفت شمشیر، شمشیر بستند؛ یک زمان از پی آب رفتند
ظهر دیروز آیا ندیدی کربلا را چه زیبا گذشتند؟
از أولِی الأمرِ مِنکُم شنیدند ربّنا الله ثمّ استَقاموا
با أعدّوا لهُم مَا استطعتُم تا معَ العُسرِ یُسرا گذشتند
دل به فرمان مولا اگر بود، تا خدا میتوان عاشقی کرد
دوستان خدا مهربانند، دوستان خدا باگذشتند
خوش به حال شهیدان که رفتند، خوش به حال شهیدان که هستند
خوش به حال شهیدان که چون شمع، ایستاده از اینجا گذشتند
📝 #مهدی_جهاندار
✅ @ShereHeyat
#انقلاب_اسلامی
#حماسه_نه_دی
#غزل
🔹صبر و بصیرت🔹
عمریست بیقرار، به سر میبریم ما
بر این قرار تا نفس آخریم ما
همراز روضهها و نواخوان نوحهها
دمساز سوز سینه و چشم تریم ما
ما را به سر هوای شهیدان بی سر است
از سر گذشتهایم چو بر این سریم ما
نام حسین محشر عظمای جان ماست
جان دادگان زندۀ این محشریم ما
محشر به پا کنیم به فریاد یا حسین
امروز لشکر شه بیلشکریم ما
ما را به دست، پرچم صبر و بصیرت است
با عشق و شور همدم و همسنگریم ما
ما امّت نه دی و اهل حماسهایم
مرد جهاد و همقدم حیدریم ما
حرف ولیّ ماست که «من انقلابیام»
در راه انقلاب ز جان بگذریم ما
با طلحه و زبیر بگویید تا ابد
عمّار وار همنفس رهبریم ما
«اَلفتنةُ أشدُّ مِن القتل» خواندهایم
هرگز ز جرم فتنهگران نگذریم ما
با فاتحان بدر ز سازش سخن مگو
امروز رهسپار دژ خیبریم ما
چشم انتظار منتقم آل مصطفی
چشم انتظار معرکۀ آخریم ما
📝 #محمدمهدی_سیار
🌐 shereheyat.ir/node/1118
✅ @ShereHeyat
آن یاردلربا که چه خوش میکند نگاه
چون سرو استوار قدم میزند به راه
گر یک نگه به این دل مجنون من کند
از شوق برفکنم به هوا من ز سر کلاه
لیلی من زبس رخ او ماهواره است
ماه شب سیه چو شوماله است پیش ماه
سرها به پیش اوبه تواضع شودفرود
مجنونیان به پشت سرش جمع چون سپاه
یک غمزهٔ اش چنان ببرد دل زدین ودست
باید برم پناه و بجویم گریز گاه
داغ وصال اوشرر افکنده بر دلم
باشد رواکه ازدل خود برکشم صد آه
تنها نه عالمی پی او در تجسسند
من نیز دیده در پی اش دارم به هرپگاه
لیلی من رخت ز چه ازمن نهان کنی
رحمی نما وگوشهٔ چشمی نمانگاه
ایل و تبار تو همه گر چه پری رخند
بهر خدا نما نظری تو به روسیاه
بهر وصال،جان نبودقابلت ولی
آن راهدیه میدهم برتو میان راه
#جعفرکیانی
#غزل استقبال