هدایت شده از سالن مطالعه
#لطیفه_نکته ۴۸
*سلام بر شما که از خیر رسانی به انسانها دریغ نمی کنید*
*روایت امروز برای کسانی که در ادارات مختلف و شرکتهای خصوصی و ..... مسؤلیت دارند بسیار سودمند است لطفا برایشان ارسال کنید*
سلام خدمت عمو زنجیر باف
یه گله ازت داشتم،
شما که زحمت کشیدی و زنجیر منو بافتی
آخه چرا اونو پشت کوه انداختی!؟
😂😂😜😜
چرا کار منو راه ننداختی😜😭
امام حسین علیه السلام
وَ اعْلَمُوا أَنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ فَلَا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَحُورَ نِقَما
*نیاز مردم به شما از نعمت هاى خدا بر شما است؛ از این نعمت افسرده و بیزار نباشید که این نعمت به نقمت تبدیل خواهد شد.*
بجار جلد ۷۵ ص ۱۲۱
*ره نیک مردان آزاده گیر*
*چو ایستادهای دست افتاده گیر*
*اگر از دست شما کاری ساخته است و کار دیگران نزد شما گیر کرده است با روی باز و میل کار مردم را انجام دهید که نعمتی است از جانب خدا برای عاقبت بخیری شما و اگر از نیاز مردم به خود افسرده و ناراحت شوید و کار مردم را انجام ندهید هر اینه این نعمت برایتان به عذاب تبدیل خواهد شد و گناه بی توجهی به نیاز دیگر انسانها برایتان نوشته خواهد شد*
🖋سالن مطالعه محله زینبیه، با کلی کتاب، مقاله و ... مفید و خواندنی
@salonemotalee
سلام و عرض ادب و احترام
تاکنون حدود ۶ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان برای قربانی ابن ماه جمعآوری شده.
با عرض تشکر از لطف و اعتماد بزرگواران، تا امروز غروب هم به دریافت هدایا ادامه میدهیم.
والحمدلله
🖋کانال عمومی فرهنگی مسجد حضرت زینب علیهاالسلام @ahlolmasjed
هدایت شده از سالن مطالعه
#داستان_آب_اصفهان
#قسمت_اول
سال های درازی شهر اصفهان با آب باریکه زاینده رود (که رودخانهای فصلی بوده و بارها سابقهی خشکی داشته) ساخته و پرداخته و با همان آب، دو بار پایتختی ایران را پشت سر نهاده بود.
نه سلجوقیان و نه صفویان هیچ کدام از آب و آبادانی اصفهان گله مند نبودند.
چرخ زمانه، اصفهان را از نصف جهان بودن به زیر کشید و در همه سال های پس از واژگونی صفویه، روزگار خوش پیشین را نداشت تا رسیدیم به دوران معاصر هنگام زمامداری پهلوی دوم.
یکم: سال ۱۳۲۷ خورشیدی، طرح سوراخ کردن کوهی در چهارمحال و بختیاری به منظور آوردن بخش بزرگی از آبی که به صورت طبیعی روانه خوزستان می شد، در مجلس شورای ملی تصویب و در سال ۱۳۳۱ به فرجام رسید.
نامش را نهادند تونل اول کوهرنگ.
به پیگرد این طرح بلند پروازانه، آب بیشتری روانه فلات اصفهان شد و در نتیجه، کار بیشتر، شهرسازی بیشتر، زاد و ولد بیشتر، و جمعیت بیشتری پدید آمد.
صد البته اصفهان برای نخستین بار در همه ادوار تاریخ به یک منبع آب غیرطبیعی در دوردست وابسته شد.
🖋سالن مطالعه محله زینبیه، با کلی کتاب، مقاله و ... مفید و خواندنی
@salonemotalee
هدایت شده از الله اکبر
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴فیش حقوقی
سردار شهید فخریزاده
🔻دانشمندی که
۲۰ سال در لیست یک ترور رژیم صهیونیستی بود چقدر حقوق و دستمزد میگرفت؟
هدایت شده از سالن مطالعه
وقتی مهتاب گم شد 🇮🇷🇮🇷
✒قسمت نهم؛
قسمت قبل: https://eitaa.com/salonemotalee/349
فصل اول
کوچه باغهای محله شترگلو (۷)
... همانجا پیرمرد نفت فروش کوتاه قامتی به اسم "بابا قدرت" یا "قدرت نفتی" در کنارم شهید شد و آن روز خیابان شورین به نام خیابان شهدا تغییر نام داد.
یک روز همهمهای میان بزرگترها در خیابان افتاد؛ "برویم برای تسخیر ساختمان ساواک"
ساختمان ساواک را دیده بودم. در همان خیابانی که منزل ما در انتهای آن قرار داشت. معطل نکردم. پریدم پشت دوچرخه و رکاب زدم و عرقریزان به آنجا رسیدم. مردم، به ویژه جوانان مثل مور و ملخ از در و دیوار ساختمان ساواک بالا میرفتند.
شاید کم سن و سالترین فرد که از دیوار بلند ساواک بالا میکشید، من بودم. نه از گلوله میترسیدم و نه از ضرب باتوم آژانها. این کار دیگر از نوع شیطنتها و ماجراجوییهای نوجوانی من نبود.
بغض و کینه نسبت به حکومت طاغوت در دل و جانم زبانه میکشید. احساس میکردم کارم با معرفت و آگاهی همراه است. از حادثه و ماجرا لذت نمیبردم فکر میکردم به آموزههای منبر و مسجد عمل می کنم. لذا وقتی وارد ساختمان ساواک شدم دنبال اسلحه و نارنجک و اینجور چیزها نبودم.
مردم در یک کمد را با آهن شکستند و اسلحه و مهمات زیادی بیرون ریخت. چشمم به یک آلبوم بزرگ افتاد. همان جا در آن ازدحام و شلوغی یکی از آن ها را ورق زدم. پر بود از عکسهای نیروهای انقلابی در زندان با سرهای تراشیده و قیافههای نحیف و پیراهن یک شکل زندانی ها و پلاکی که از گردنشان آویزان بود.
آلبوم دیگری پیدا کردم برخلاف قبلی پر بود از عکس آدمهای اتو کشیده و فکل کراواتی و در صفحه اول آلبوم عکس بازدید شاه از همدان در قطعات بزرگ سیاه و سفید بیشتر به چشم میآمد.
حدسم درست بود این عکس ها می توانست بعد از پیروزی انقلاب برای شناسایی ساواکیها مدرک خوبی باشد.
آلبوم ها را زیر پیراهنم قایم کردم و از معرکه گریختم. به خانه رسیدم. قیافه ظاهریام تابلو بود که چیزی مهم را زیر پیراهنم قایم کردهام.
مادرم با نگرانی پرسید: "چی زیر لباست قایم کردهای؟
-- دوتا آلبوم عکس. آلبوم انقلابیها و آلبوم ساواکیها.
مادرم آمد دست روی جیب برآمده شلوارم زد. خودم هم فراموش کردم که قبلاً جیبم را از فشنگ پر کردهام.
مادر به گریه افتاد؛ میخواهی پای پاسبانها را به خانهمان باز کنی؟ و با دست به خانه همسایه اشاره کرد.
درست میگفت در همسایگی ما دو پاسبان زندگی می کردند که البته چندان آزار و اذیتی نداشتند ولی به هر حال مامور حکومتی بودند.
معطل نکردم. برای آرامش دل مادر از نردبان بالا رفتم و روی پشت بام یکی از همان پاسبانها فشنگ ها را ریختم و به خانه برگشتم.
وقتی مادرم آرام شد دور از چشم او دوباره آلبومها را مرور کردم. در این فکر بودم که آلبوم ها را کجا و به چه کسی تحویل بدهم. کانون هدایت مردم، بیت آیت الله مدنی بود. پشت دوچرخه پریدم و تا بیت ایشان یک نفس رکاب زدم و آلبوم ها را تحویل دادم. ...
◀️ ادامه دارد ...
قسمت بعد:https://eitaa.com/salonemotalee/357
با ما باشید با خاطرات علی خوشلفظ قهرمان ملی در کتاب: "وقتی مهتاب گم شد"؛
🖋سالن مطالعه محله زینبیه، با کلی کتاب، مقاله و ... مفید و خواندنی
@salonemotalee
هدایت شده از
امام زادگان عشق
5.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#قرار_شبانه
🎥شهدائی که دعای فرج میخوانند🌹نماهنگ عظم البلا با استفاده از تکنیک دیپ فیک👆خشنودی #امام_زمان (عج) و شادی روح جمیع شهدا #صلوات
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰🌷