🍀اخلاق مهدوی🍀
⛔️ قبل از اينكه #گناه🔥 كنی....
1⃣ یاد کن، پروردگارت را که #پنهان و آشکار را می داند « یعلم خاﺋﻧﺔ الاعین وما تخفی االصدور» ⚠️
2⃣ یاد کن، #ملائکه را که همه اقوال و اعمالت را می نویسند« ما تلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید» ⚠️
3⃣ یاد کن، #لحظه_مرگ و سکرات سخت آن را که محتاج « یک نیکی» خواهی شد.... ⚠️
4⃣ یاد کن، #عذاب_قبر🔥 و تاریکی آن را که فقط اعمال نیک آن را روشن خواهد کرد..... ⚠️
5⃣ یاد کن، #روز_محشر را که همه مردم عریان مبعوث می شوند.... ⚠️
6⃣ یاد کن، روزی که #پرونده_ها را بررسی کنند و به دست راست یا چپ انسانها می دهند.... ⚠️
7⃣ یاد کن، روزی را که خورشید سوزان #قیامت بالای سرت قرار گیرد.... ⚠️
8⃣ یاد کن، لحظه ای را که #اعضای بدنت بر علیه تو گواهی دهند.... ⚠️
9⃣ یاد کن، روزی را که مجرمین #فریاد می زنند وای برما این اعمالمان است، همه گناهان کوچک و بزرگ را درج کرده است. ⚠️
0⃣1⃣ یاد کن، به زودی تو باید از #پل_صراط عبور کنی « وان منکم الا واردها» ⚠️
1⃣1⃣یاد کن، پروردگارت را که، بدون مترجم و رو در رو از تو #سوال می کند.... ⚠️
#اخلاق_مهدوی
#تقوا
🌹سلام صبح اول هفته تون بخیر
🔹️باماهمراه شوید در
#اصحاب آخر الزمانی سیدالشهدا ء
http://eitaa.com/akherozzmani
⏪ امام زمانی بودن سخت نیست فقط جگر میخواد .اگر مردش هستی بسم الله
🔷 وارد میوهفروشی شدم. خلوت بود. قیمت موز و سیب را پرسیدم. فروشنده گفت: موز شانزده تومان و سیب ده تومان. گفتم از هر کدام دو کیلو به من بده. پیرزنی وارد میوهفروشی شد و پرسید: محمد آقا سیب چند؟ میوه فروش پاسخ داد: مادر کیلویی سه تومان! نگاه تعجبزدهام را به سرعت به میوهفروش انداختم و او که متوجه تعجب و دلخوری من شده بود، چشمکی زد و با نگاهش مرا به آرامش دعوت کرد. صبر کردم. پیرزن گفت: محمد آقا خدا خیرت بده! چند تا مغازه رفتم، همشون سیب را ده-دوازده تومن میدن! مادر با این قیمتا که نمیشه میوه خرید!
🔷محمد آقای میوهفروش، یک کیلو سیب برای پیرزن کشید و او را راهی کرد و رو به من کرد و گفت: این پیرزن به تازگی پسرش و عروسش را تو تصادف از دست داده و خودش مونده با دو تا نوهی یتیم! من چند بار خواستم به او کمک کنم و به او میوهی مجانی بدم اما ناراحت شد و قبول نکرد. به همین خاطر هیچ وقت روی میوهها تابلوی قیمت نمیزنم تا وقتی این زن به مغازه میاد از قیمتها خبر نداشته باشه و بتونه برای بچههاش میوه بخره. راستش را بخواهی من به هر کسی که نیاز داشته باشه کمک میکنم و همیشه با امام زمانم معامله میکنم.
🔷دلم مثل آوار ریخته بود پایین و بسیار شرمنده بودم و بغضی سنگین تو گلوم نشسته بود. دلم میخواست روی میوهفروش را ببوسم، میوهها را خریدم، سوار ماشین شدم و هقی زدم زیر گریه و در حال رانندگی از خودم و از امام زمان علیه السلام خجل بودم و با خودم میگفتم؛ ای کاش در طول سالیان دراز عمرم من هم قسمتی از درآمدم را با امام زمانم معامله میکردم.
#کار_مهدوی
#اخلاق_مهدوی
#امام_زمان
باماهمراه شوید در
#اصحاب آخر الزمانی سیدالشهدا ء
http://eitaa.com/akherozzmani
♨️گناه کنیدعادی می شود...
⭕️گناه بد است، اما بدتر از گناه،
عادت به گناه است. ڪمڪمچشم و
قلبهایمان عادت میڪند!
عادتبهدیدنخلوتزنانهدرسطحشهر!
زنانۍکههمانطوریڪه درخانهبرایمحرمخودهستند،
در شهر برای نامحرم هم با
همانحالوآرایشاند.
دیگر ساپورت، شلوار تنگ،
تبرج و خودنمایی عادی شده است.
•| و اگر روزی برسد که
چادرغیرعادیشود،
تعجب نکنید‼️
⭕️"مسلمانی یعنی:"
همانقدری که رگ گردنت
برای دزدیاز بیت المالوآن
فیشهاینجومی باد میڪند؛
برای فقروطلاقوظلموبۍحجابۍهمبادڪند!!
مگر اینڪهبرایمانعادۍشدهباشد‼️
#تعجیل_در_فرج_گناه_نکنیم
#اخلاق_مهدوی
#تلنگر_مهدوی
#امام_زمان
@@akherozzmani
🌺اخلاق مهدوی🌺
🔸یکی از کسانی که محضر امام زمان (عج) مشرف شد علی بن مهزیار اهوازی بود.او همواره در انتظار مراسم حج بود که به حج برود تا امام زمانش را ببیند بیست سفر حج به مکه رفت و آقایش راندید.کم کم نا امید شد و گفت اگر قرار باشد مولایم امام زمان (عج)را نبینم سفر حج نمی روم.
🔸در عالم رویا به او گفتند امسال برای بیست و یکمین بار به سفرحج بیا که امسال مولا و امام زمان (عج) خودت را می بینی.
🔸دوباره سال بعد شد حساب و کتاب هایش را کرد و پول های شرعی را حساب کرد و همراه کاروان به سمت خانه خدا رفتند اعمال را انجام دادند صحرای عرفات بودند، اعمال سه روز حج تمتع را انجام دادند و حج تمام شد ولی علی بن مهزیار محضر امام زمان (عج) نرسید.
🔸با خودش گفت در رویا این ها را به من گفتند و از آن طرف مراسم حج تمام شده ،پیش خودش گفت اشکال ندارد یک هفته دیگه هم در مکه می مانم و اعمال عمره انجام می دهم شاید امام زمان (عج) را ببینم.
🔸 یک هفته گذشت و اعمال را انجام داد، در کنار خانه خدا طواف انجام می داد و توسل و راز و نیاز می کرد که یک جوان خوش سیمایی از داخل خانه بیرون آمد.
🔸به علی بن مهزیار گفت از کجا هستی،گفت از عراق هستم.کدام بخش عراق ،گفت از اهوازش هستم. گفت که چه چیزی می خواهی ،گفت دیدار مولایم حضرت حجت بن الحسن امام زمان(عج) را می خواهم بعد آن فرد به علی بن مهزیار ،گفت امام زمان (ع) از شما پوشیده وپنهان نیست بلکه این گناهان و کردار شماست که باعث شده که امام زمان (ع) از شما پوشیده و پنهان باشد.
◀️ اکثر کسانی که محضر امام زمان (عج) مشرف شدند همین را شنیدند،چیزی که باعث شد نتوانیم محضر امام زمان برسیم و امام زمان (عج)را ببینیم،گناهان ماست که باعث میشود محضر امام زمان نرسیم و دور باشیم. و اکثر آن افرادی که امام زمان (عج) را دیدند تقوا حفظ کردند و گناه نکردند تا به محضر ایشان رسیدند.
🔸آن فرد به علی بن مهزیار گفت که به سمت کاروانت برو،وقتی خورشید غروب کرد و ستاره ها آشکار شدند بین رکن صفا و مروه منتظر تو هستیم.
🔸علی بن مهزیار رفت و بعد وقتی که غروب شد به سمت صفا و مروه رفت ، آنجا آن فرد را دید و سوار بر شتر شدند و به سمت خیمه امام زمان (عج) رفتند.
🔸 نیمه های شب شد گفت برخیز تا با هم نافله شب را بخوانیم از شتر پیاده شدند و نافله شب را خواندند(این جا ارزش نافله شب را می رساند که ،حتی وقتی انسان محضر امام زمان (ع)هم می خواهد برسد نباید از نافله شب باز بماند)
🔸می گفت دشت ها را پشت سر هم طی کردیم و به جایی رسیدیم که از دور یک خیمه ای مشخص بود ، آن فرد به من گفت:علی بن مهزیار آن خیمه ای که الان می بینی خیمه ی امام زمانت است. باید از این جا از شتر پیاده بشوی و بروی.
🔸علی بن مهزیار می پرسد اگر من از شتر پیاده بشوم افسار شترم را کجا ببندم؟ بعد آن شخص می گوید این حریم امام زمان (عج)حریمی است که جزء مومنین نمی توانند وارد آن بشوند.( می خواست به علی بن مهزیار بگوید وقتی می خواهی به محضر امام زمان برسی نباید به ظواهر و مادیات فکر کنی،. شتر تو ارزشی ندارد مهم نیست.ا باید تعلقات مادی را رها کنی و به محضر امام زمانت برسی.)
🔸گفت افسار شتر را رها کردم رفتم بالای آن تپه ای که خیمه امام زمان(عج) وجود داشت.در خیمه را باز کردم و...
✍استاد عبادی
#اخلاق_مهدوی
#وظایف_منتظران
#امام_زمان
🔻 اصحاب آخرالزمانی
https://eitaa.com/akherozzmani