eitaa logo
دانایِ جاهل |alef.sin.ra 🇮🇷
81 دنبال‌کننده
635 عکس
270 ویدیو
17 فایل
"أَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبِّی وَ أَتُوبُ إِلَیهِ" یک هیچِ، هیچ در هیچستان کلمات... . و من هرگز مخاطب شعرهایم را نیافتم! ^نادانی که دلیل نمی‌خواهد عاقلی است که تَوَهم می‌خواهد... ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_19j9dx&btn=ناشناس.ا
مشاهده در ایتا
دانلود
یه بزرگی می‌گفت: اگه می‌خوای آزاد بشی، هر جا می‌ری تقاضای تخفیف کن. نه برای اینکه پول کمتری بدی، برای اینکه «نه» بشنوی. شاید ساده به نظر بیاد، ولی روان‌شناس‌ها می‌گن قدرت شنیدن «نه» خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم روی زندگی‌مون اثر داره. واقعیت اینه که مغز ما «نه شنیدن» رو فقط یه جواب ساده نمی‌بینه. ذهن طوری برنامه‌ریزی شده که وقتی طرد می‌شیم، حس خطر کنه؛ چون تو دوران قدیم، طرد شدن از قبیله می‌تونست مساوی مرگ باشه. برای همین وقتی کسی بهمون «نه» می‌گه، بدنمون ناخودآگاه واکنش نشون می‌ده: استرس، دل‌شوره یا حتی یه جور حس خجالت. اما این فقط یه خطای تکاملیه. شنیدن «نه» امروز دیگه به معنای نابودی یا بی‌ارزش شدن ما نیست. کسی که «نه» می‌گه، فقط داره از حق انتخاب خودش استفاده می‌کنه. وقتی خودمون رو آگاهانه در موقعیت‌هایی بذاریم که «نه» بشنویم ــ مثل همین درخواست تخفیف که هیچ خطری نداره ــ کم‌کم مغزمون یاد می‌گیره آروم بمونه. اعتماد به نفسمون بیشتر می‌شه، ترسمون از قضاوت کمتر، و دیگه جواب منفی ما رو نمی‌ترسونه. این تمرینه یه جور «واکسیناسیون ذهنی» در برابر ترس از طرده. هرچی بیشتر «نه» بشنویم و زنده بمونیم (!) بیشتر می‌فهمیم که چیزی برای از دست دادن نداریم.
خدمت خدای بزرگ سلام غرض از مزاحمت این بود که‌ ایول الله، دستمریزاد ، انصاف ات رو شکر ؛تو که خیلی مشتی بودی! آخه این رسم جوون مردی؟ ما چه گناهی کردیم که باید همه اش اینجا بمونیم؟! بابا خسته شدیم دیگه! همه میگن زیر پلی ها! اِنصافِت رو شکر، پس کَرمت کجا رفته با این همه نعمت؟ ی گوشه و چشمی هم به ما نگاه کن؛؛ مگه ما چه گناهی کردیم بنده تو شدیم؟ اصلا مگه ما چند نفریم؟ _شیش _مگه مجید چی می خواهد؟ +پهلوون:ای کاش می تونستیم بریم معرکه بگیریم زنجیر پاره کنیم خیلی کیف داشت خیلی ... +وکیل: ی خورده پول می خواهد بره شهرستان دست پری رو بگیره و ی زندگی آروم شروع کنه... _دیالوگ زیر نور ماه
هیچکس رو نداشته باشیم؛ خدا رو داریم _دیالوگ زیر‌نور‌ماه
_این لباس عملگی؛
غم آدمی را بزرگ می کند، قدم به قدم، ذره به ذره، رشدش می دهم و آرام آرام درد را به خوردش می دهد و کم کَمَک نهالی از او می سازد مقام در برابر طوفان های غمناک دنیا بعد کم کم یادش می دهم که بایست به تنهایی در برابر هر بادی غمگینی سر خم نکند تنه اش که پهن شد شاخ و برگش می دهد آرام آرام آماده اش می کند تا ثمر دهد این چنین می شود که که از ادم های غمگین میوه ای حاصل می شود که عقل و منطق در آن مزه می کند و هیبتی فیلسوفانه به خود می گیرد و هر کس را طاقت و فهم مزه این ثمره حاصل شده نیست به کام بعضی ها شیرین تر از هر شهد و به کام برخی هم تلخ تر از زهر ... ⁰⁴.⁰⁶.¹¹ | الف.سین.رآ
چون می‌گذرد غمی نیست؛ ولی تا بگذرد عمر‌ کمی نیست!
خیالت با ما که چه ها نمی کند:؛ می بینمت در لحظه هایم؛ در کنارم نشسته به دیوار تکیه داده؛ به لبخند نگاه ام میکنی؛ من حواسم پرت لبخندت می شود؛ چای ام را داغ داغ می نوشم با شیرینی قند لبانت؛ ازدوبار که پلک میزنم باز گم میشوی در خیالم؛ و من چه ساده لوحانه به جست و جویت خانه را میگردم؛ ولی تو نیستی چنان که انگار از اول هم نبودی؛ این را ان چای یخ زده ای می گوید که هنوز همان جاست؛ ولی دیگر تو نیستی! _به وقت بی وقتی دلتنگی ⁰⁴.⁰⁶.¹¹ | الف.سین.رآ