eitaa logo
💓💓مــــُـــــحَنــــــــــــّٰٓــــــــــا💓💓
2.2هزار دنبال‌کننده
8هزار عکس
8.5هزار ویدیو
491 فایل
فعلا مادر شش فرزند، مشاور، حافظ نیم قرآن، مربی نویسنده، مسیول خوابگاه دختران، اینجاباهم از زندگی، به حیات می‌رسیم استفاده از مطالب کانال بلااستثنا آزاد است. https://harfeto.timefriend.net/173774543300 https://eitaa.com/joinchat/1763180548Cdca1fa9741
مشاهده در ایتا
دانلود
❇️ دعوت‌نامه بسم الله الرّحمن الرّحیم سلام علیکم شما به یک دورهمی دعوت هستید، لطفا تشریف بیاورید. دوستانتان را هم دعوت کنید. 📣 در کانال زندگی ماهرانه 👇👇👇👇 🌐https://eitaa.com/joinchat/3938910209C91e3de107a 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 @khanevadehenghlabi
اینجا سواحل کاليفرنيا یا سواحل دوردل دور انگلیس نیست، اینجا بندر بزم تیاب جنوب سیستان وبلوچستان ایران عزیزمونه؛ بازم میگه بهترین زمان مسافرت به سواحل مکران حالا تا اول بهاره... "مجیدبامری(بلوچم)" @zedbanoo
فاطمه‌ای دیگر، رنگی، ۲۵آذر۱۴۰۰.pdf
1.5M
🔻 "فاطمه‌ای دیگر؛ باز تعریف نقش مادری در خانواده" منتشر شد. 🔸به کوشش: حسین یوسفیان 🔸پژوهشگران: حسین یوسفیان، رضا زند وکیلی، موسی محمد آبادی، حسین جوادی صدر، حمید قاسمی 🔰 در بخشی از درآمد این مجموعه فیش منبر آمده است: 《مجموعه‌ی حاضر سعی دارد با الگوبرداری از زندگی فاطمه‌ی زهرا سلام الله علیها و بررسی ویژگی مادری آن حضرت، ارزش این مفهوم عمیق و عزیز یعنی مادری را توصیف کند.》 🔸 این مجموعه که همزمان با ایام فاطمیه (س) منتشر شده است شامل پنج مجلس با موضوعات زیر می‌باشد: 1⃣ مادرانه‌های فاطمی 2⃣ مادری که مادری می‌کرد 3⃣ رنج شیرین مادری 4⃣ مانند فاطمه 5⃣ عبادتهای خانوادگی ♻️ کاری از واحد راهبردی محتوایی اداره کل امور مبلغین سازمان تبلیغات ✅ مجمع‌ملی‌فعالان‌جمعیت https://eitaa.com/populationir
1_724352790.mp3
8.57M
4 🔘 جلسه چهارم: ماجرای سوزناک شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها... ☢️ اتفاقات پس از شهادت تا زمان ظهور امام زمان ارواحنا فداه با پرچمداری زعیمان شیعه... 🌷 حتما گوش بدید... استاد طائب 🔷 @zedbanoo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
12.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴پاسخ محکم و دندان شکن و به دور از توهین به حرفهای جناب گرگیج @zedbanoo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
29.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•|﷽|• ای وای مــادرم💚😔🥀 اللهـم عجـل لـــولـــیک الــفرج🍃💫 جهـت پسـت و اسـتورے🌿🌱 @zedbanoo
🌟🌙🌟🌙🌟🌙🌟 ✨ پیامی از عالم برزخ برای علامه✨ علامه جعفری در كنار صدها كتابی كه با آنها مأنوس و معاشر بود، با همه وجود غرق در نهج‌البلاغه علی (ع) شده بود. می‌خواست غواص دریای سخنان مولایش علی (ع) باشد. می‌خواست به هزاران هزار انسانی كه از كنار خانه او گذر می‌كردند، اگر شیر معرفت می‌بخشد از همان شیری هدیه كند كه روزی علی‌بن ابی‌طالب (ع) به او بخشیده بود. باید كاری می‌كرد. دلش برای امیرالمؤمنین (ع) تنگ شده بود. احساس می‌كرد حضور علی (ع) با همه عظمتش حتی در میان شیعیان نیز شناخته شده نیست. دلش برای كتابخانه علامه امینی، صاحب كتاب بزرگ «الغدیر» تنگ شده بود. از كتابخانه علامه امینی در نجف تا حرم علی (ع) راهی نبود. كتابخانه، هشت سال تمام صمیمانه او را پذیرفته بود. صاحب آن كتابخانه نیز از شیفتگان سینه چاك علی (ع) بود.  عظمت كتاب الغدیر علامه امینی، همواره برای او ستودنی بود، تا این كه اتفاق عجیبی افتاد. گویی باز هم خوابی در حال پیوستن به واقعیت بود. گویی جرقه‌ای در حال شعله‌ور ساختن خرمن اندیشه‌ای عظیم بود. روزی از روزهای سال ۱۳۵۶، داماد علامه جعفری با احساسی عمیق و هیجانی غیرقابل توصیف از اصفهان به دیدارش آمد. سفر او تنها برای زیارت استاد نبود. می‌خواست او را از خوابی كه مثل روز روشن، برایش اتفاق افتاده بود، آگاه سازد. فرمودندبه جعفری سلام مرا برسانید و بگویید ما كه به این عالم آمده‌ایم دستمان از كار بسته است. شما كه در آن دنیا هستید می‌توانید درباره علی‌بن ابی‌طالب(ع) كاری را شروع كنید. شما می‌توانید ... شروع كنید ... علامه جعفری با آرامش روحی و معنوی همیشگی خود آماده شنیدن بود. آقای مصاحب با احساسی شورانگیز سخن می‌گفت: «دیشب خواب مرحوم علامه امینی صاحب الغدیر را دیدم. به من فرمودند: شما محمدتقی جعفری را می‌شناسید؟ گفتم: بله. گفت: نامه‌ای هست كه باید به ایشان بدهید.  پاكت را گرفتم و گفتم اجازه می‌دهید ببینم چه نوشته است؟ اجازه داد. باز كردم. خیلی جنبه معنوی داشت. در خواب بسیار گریه كردم. الان جملات نامه یادم نیست. ایشان به من فرمودندبه جعفری سلام مرا برسانید و بگویید ما كه به این عالم آمده‌ایم دستمان از كار بسته است. شما كه در آن دنیا هستید می‌توانید درباره علی‌بن ابی‌طالب(ع) كاری را شروع كنید. شما می‌توانید ... شروع كنید ... .» علامه جعفری رو به درگاه خداوند كرد و گفت: «خدایا! این ولی اعظم توست. به ما محبت فرما كه همت كنیم و بتوانیم در این كار بزرگ شرمنده نشویم.»و چنین بود كه ترجمه و تفسیر نهج‌البلاغه آغاز شد. نه یك جلد، نه دو جلد، نه ده جلد ... از آن پس، همه‌ی دل مشغولی علامه محمدتقی جعفری صرف این ترجمه و تفسیر شد. @zedbanoo