eitaa logo
الوارثین(تخریب لشگر۱۰)
1.2هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
982 ویدیو
74 فایل
❤رزمندگان تخریب لشگر ۱۰ سید الشهداء (ع)❤ منتظر نظرات شما هستیم👈👈 @Alvaresin1394
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹🌹 ✍🏿✍🏿✍🏿 راوی: بود که با تعدادی از بچه ها رفتیم برای جمع کردن چادر بچه هایی که روز قبل شهید شده بودند. روز سیزده بدر و از طرفی هم بود گفتیم روحیه بچه ها عوض بشه . به مهدی صور اسرافیل اشاره کردم و اون هم روی ما رو زمین نگذاشت و شروع کرد سرود خوندن . گفت برادر ها من هرچی میگم شما بگید. گرفت ، گرفت .. مهدی خوند...فلق دوباره رنگ خون گرفت و همه بچه ها یک صدا میگفتند گرفت، گرفت و میزدند زیر خنده. و بعد هم چون شب نیمه شعبان بود با هم سرود" ای ولی عصر" رو خوندیم . به مقرکه رسیدیم همه چیز به ریخته و روی زمین خوابیده بود با کمک بچه ها چادرها رو روی پایه هاش بلند کردیم . چادرها که سر پا شد با منظره ای مواجه شدیم که اشک ها رو سرازیر کرد. دیدیم جانماز ها کنار هم در یک ردیف پهن شده و این حکایت میکرد که مهیا شده بودند و وقت نماز مقر بمباران شده بود. چادرها و وسایل شهدا رو جمع کردیم و به طرف شهر بیاره برگشتیم نزدیک غروب بود که به نزدیک مقرمون در بیاره رسیدیم.. دیدم ماشینها چراغ میزنند که جلو تر نرید . . باز به دلمون بد اومد که اینبار هم مقر ما رو زده. تا جلوی مقر رسیدیم . حاج احمد ماشین رو نگه داشت. من زودتر از همه پایین پریدم و سر بالایی جلو مقر رو بدو بالا رفتم. دیدم چادر تدارکات روی درخت آویزونه و یکی هم به پشت روی زمین افتاده. دلم ریخت و بچه ها رو صدا زدم . دیدم کسی جواب نمیده.. وارد ساختمون شدم همه جا تاریک بود و صدایی از کسی نمیومد .. کف اطاق تعداد زیادی پتو افتاده بود . پتوها رو وارسی کردم. اطاق خالی بود. از ساختمون بیرون اومدم و بچه های دیگه هم رسیدند و همه جا رو وارسی کردیم. یکی از بچه ها صدا زد بچه ها رفتند بالای ارتفاع و کسی اینجا نیست. خاطرمون جمع شد که تلفات زیاد نیست. رفتیم سر وقت چادر تدارکات ... به پشت افتاده بود و صورتش خونی بود. اون رو داخل پتو پیچیدیم و به بردیم. قرارمون بود که شب برای ولادت (ع) جشن بگیریم که هواپیماهای دشمن برنامه ما رو به هم زدند. اون روز نزدیک 50 نفر از بچه ها ی تخریب لشگر 10 سیدالشهداء(ع) مصدوم شیمیایی شدند. یه تعداد که حالشون خراب بود و حالت تهوع داشتن با مینی بوس به بهداری فرستادیم و ما هم که حالمون زیاد بد نبود موندیم . نماز مغرب و عشا رو که خوندیم وضعمون به هم ریخت و سرفه های شدید و خارش پوست شروع شد ... حالت تهوع و درد چشم هم اضافه شد و مجبور شدیم که به بهداری مراجعه کنیم و ما رو فرستادند پاوه و بعد هم کرمانشاه و در نهایت در بیمارستان امیرکبیر اراک بستری شدیم . در 14 تا شهید دادیم و بیش از پنجاه نفر هم مصدوم شیمیایی شدند. و گردان ما در تهران پخش بین دو تا بیمارستان شد. عده ای در بیمارستان لقمان... تعدادی هم در بیمارستان بقیه الله.. 🌺 🌺🌺 🌺🌺🌺 🍃🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹🌹🌹🌹 🌹🌹🌹 🌹🌹 🌹 : 13 فروردین 67 شهادت با ✍️✍️✍️ راوی: رضا از بچه های با صفای بود خودش میگفت بچه شا ه عبدالعظیم. خیلی لوطی منش بود از همون ابتدای ورودم به یه سری از بچه های شا ه عبد العظیم تا زه دوره آموزشی تخریبشون شروع شده بود اگر اشتباه نکرده باشم مربیشون برادر بزرگوار کوهی مقدم بود که این حقیر هم با ایشان همدوره شدم .توی مسیر رفتن به منطقه عملیاتی توی اتوبوس نشسته بودم که رضا اومد کنارم با همون گویش داش مشتیش. بهم گفت چطوری بچه محل! منم زدم زیر خنده بهش گفتم بابا من بچه خانی آباد نو هستم تو بچه شهر ری . خندیدوگفت: اره !!! خوب راهی نیست با موتور گازی یک لیتر بنزین راهه. دیدم چیزی می خواد بگه بهش گفتم رضا چه خبر؟ گفت یه سوالی دارم ؟ گفتم در خدمتم؟ پرسید به نظرت اگه من شهید بشم پدر مادرم چیکار میکنند؟ خیلی نگرانشون بود. منم به شوخی گفتم تو شهید بشو نگران اونا نباش. دیدم جدی داره حرف میزنه بهش گفتم داغ و ناراحتی اونا زود گذره اما خوشحالی و شادی تو ابدیه، خوب از اونجایی که بعد شهادت اخویم تجربه حال و هوای بعد شهادت عزیزانشونو داشتم کمی براش از اون حال و هوا گفتم دیدم خیلی آروم شد. گذشت تا توی داشتیم با بچه ها جلوی مدرسه پتوهارو می تکوندیم و به شوخی میکردیم . که یکدفعه هواپیماهای دشمن حمله کردند. من و دوسه نفر از بچه ها ابتدا رفتیم تو کانالی که اون دورو برا بود رضا پایین تر از ما جلوی بود که دقیقا کنارش خورد. توی همون موقع یکی داد زد . یکی هم داد زد بوی بادوم تلخ میاد(یکی از علامت های گاز شیمیایی استشمام بوی بادام تلخ بود). !خلاصه ماسک و زدیم همراه بچه ها رفتیم رو ارتفاعات. از اونجا معلوم بود که چند جای یگه رو هم زدند فکر کنم آشپزخانه لشکر رو هم زده بودند نزدیکای غروب اومدیم پایین که گفتند شهید شده. یادش به خیر چه زود خدا طلبیدش. 🌷 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 @alvaresinchannel
سیدعلی نجفی5.mp3
زمان: حجم: 1.15M
سالک الی الله هر جامی از جام های اسما الله که به جانش می ریزد، حال تازه ای به او دست می دهد، رنگارنگ است اما یک بی رنگی در آنها خوابیده که اصل همه رنگ هاست... باده بی رنگ است لکن رنگ های مختلف می شود ظاهر از او از اختلاف جام و کاس... آن وقت ملاحظه می کنید که ۱۰۰۰ اسم می شود، ملاحظه می کنید این دعا ۲۴ فقره می شود... ما همه این اسما را که توضیح می دهیم، می خواهیم به آن اسم جامع برسیم؛ از صد فرسخی آن اسم جامع، بوی آن می آید... زمان: ۲ دقیقه و ۲۴ ثانیه @alvaresinchannel
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶 🔶🔶 🔶 میزبانی افطاری شهدای گردان تخریب لشگر27 بر سر سفره کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی (ع) *ویژه برادران* مکان: گلزار شهدای بهشت زهرا (س) قطعه ۲۹ زمان: دوشنبه ۱۵ فروردین مطابق با دوم ماه مبارک رمضان مجلس از یک ساعت قبل از اذان مغرب با تلاوت قرآن کریم و مناجات امیرالمومنین (ع) توسط حاج منصور نورایی @alvaresinchannel
✅ قرار بهشت ویژه برنامه سحر قرار بهشت، ویژه برنامه مناجات خوانی در سحر های ماه مبارک رمضان با اجرای مجید یراق بافان و با حضور حجج الاسلام دکتر مرتضی آقا تهرانی، احسان بی آزار طهرانی، مهدی شریف و میثم علی پناه وبیان فضائل امیرالمومنین (ع) توسط استاد امین فروغی، و مداحی سید محمود علوی هرشب از ساعت 22 تا 24.30 دقیقه ضبط برنامه و پخش از شبکه 5 سیما از ساعت 3 تا 5 صبح 🔶🍁 قابل توجه زائران شهدا این برنامه برای استفاده عموم است و درب شهدا(انتهای اتوبان شهید علی هاشمی) برای تردد شما باز است. در یک جمع صمیمی و خانوادگی میهمان شهدا باشید در ماه رمضان 1401 @alvaresinchannel
🌷مراسم نکوداشت سی و پنجمین سالگرد 🔸زمان:روز پنج شنبه18فروردین1401ازساعت18.30 🔸مکان: گلزارشهدای بهشت زهرا(س) ضلع شرقی قطعه ۲۹ ضمنا افطار میهمان شهدا هستید @alvaresinchannel
🌷مراسم چهلمین روزشهادت زمان: روز پنج شنبه ۱۸فروردین ۱۴۰۱از ساعت ۱۹ مکان: چیذر، امام زاده علی اکبر(ع) @alvaresinchanne
رزمندگان تخریبچی لشگرهای27 و 10 و پیشکسوتان تخریبچی و فرماندهان و رزمندگان تهران سفره افطار به میزبانی شهدای تخریبچی لشگر27 محمد رسول الله(ص) در دوشنبه دوم ماه مبارک رمضان 1401 در کنار مزار شهدای تهران برگزار شد. @alvaresinchannel