🌼این روزها در دلم با کسانی که گله دارند از توصیف خانۀ خیالی حرف میزنم. دوست دارم صدای دلم را به گوششان برسانم تا بدانند اگر چه خانهای که از آن سخن میگویم در خیالم بنا شده، اما اگر زندگی به آنچه در خانۀ خیالی میگویم نزدیک نشود، از حقیقت فاصله میگیرد.
🌼دوست دارم فریاد بزنم تا همه بدانند اگر نام این خانه، خیالی است، برای شدت غربتی است که تو گرفتارش شدهای. تو اگر غریب نبودی و عشقت آشنای همه بود، دیگر لازم نبود نام این خانه را خیالی بگذاریم. آن وقت خانهای اگر روی زمین بود و رنگی از عشق آسمانی تو نداشت، میشد خانۀ دهشتناک که همه حتی در عالم خیال از آن فراری بودند.
🌼 باید نهضت بیرون آوردن تو از غربت را شروع کنیم. شاید سخن گفتن از خانۀ خیالی، گامی هر چند کوچک باشد در این راه.
🌼آقا! ما را ببخش برای این همه عاشق نبودن و این قدر تو را در غربت نگه داشتن.
🌼شبت بخیر امام غریب!
#شب بخیر 🌼
#محسن_عباسی_ولدی
@amn_org
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸 و ... امام باران حق است!
که باطل را میشوید و نابود میکند!
🌸 این پوستر موشن از محتوای مقاله زیر در مدرسه تخصصی انسان شناسی منتظر تولید شده است، روی تیتر کلیک کنید:
غربال شیعیان در آزمون امامت امام جواد (علیهالسلام)
🌸ویژه ولادت #امام_جواد علیهالسلام
@amn_org
@ostad_shojae
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸🌸 دستور العملی از امام جواد علیه السلام برای موفقیت در دنیا و آخرت
#حجت الاسلام حسینی قمی
#میلاد_امام_جواد
@amn_org
971.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸 اداره شوهرگاهی از بچه هاسخت تره..!
@amn_org
🌸🌸🌸
🌸🌸 عاشقانه یک جنین با مادرش
#داستان_فکت
🌸 قسمت اول: لانه امن
🌸در عمق تاریکی مطلق، جایی که زمان معنایی نداشت، دنیای من آغاز شد. دنیایی کوچک و گرم، با نبضی آرام که لالایی شبانهام بود. ضربان قلب مادرم، موسیقی دلنشینی بود که مرا در آغوش میکشید و آرامم میکرد.
🌸 هر روز، با لمس نوازشهایش، دنیای من کمی بزرگتر میشد. انگار که او با هر حرکتش، آیهای از عشق را در وجودم زمزمه میکرد.
🌸 پاهای کوچکم، اولین لمسهایشان را به دیوار نرم رحم او میرساندند و قلبم از شوق این کشف کوچک، تندتر میتپید.
🌸 من در این لانه امن، رویا میبافتم. دنیایی پر از رنگ و نور را تصور میکردم که روزی در آن قدم خواهم زد. دنیایی که مادرم در آن منتظرم خواهد بود.
🌸در این تاریکی مطلق، من تنها نبودم. مادرم همیشه همراه من بود. گرمای وجودش مرا احاطه کرده بود و به من آرامش میداد.
🌸 هر روز، با او صحبت میکردم. به او میگفتم که چقدر دوستش دارم و چقدر مشتاقم که او را ببینم.
🌸هر لحظه، برای من یک معجزه بود. من در حال رشد بودم، قویتر میشدم و به دنیای بیرون نزدیکتر میشدم. هر روز، دنیای من کمی بزرگتر میشد و من با شوق و اشتیاق، این تغییرات را در خودم احساس میکردم.
🌸اما هنوز نمیدانستم که این آرامش و امنیت، چقدر کوتاه خواهد بود...
ادامه دارد...
#استاد راجی
#داستانهای_تبیینی
#سقط_جنین
🌸🌸🌸
@amn_org
🌸جمعه شبهای خانۀ خیالیام شام غریبان است. ما هر جمعه شام غریبان داریم در خانهمان. در شام غریبانها دور هم جمع میشویم و از تو میگوییم و اشک میریزیم، شعر هجران تو را میخوانیم و بر سینه میزنیم، نام تو را زمزمه میکنیم و ناله سر میدهیم.
🌸هر کدام از ما اشک را با دستش از گونۀ دیگری پاک میکند و بر سینۀ خویش میکشد. ما اشک دیگری را خالصتر از اشک خودمان میدانیم و اشک خالصی را که در فراق تو ریخته میشود، اکسیر اعظم مینامیم.
🌸قلب اهالی خانۀ خیالی، در فراق تو به سختی میتپد و جمعه شبها بنای ایستادن دارد. آنچه قلبمان را برای تداوم تپیدن توان میدهد، همین اشکهایی است که روی سینهمان میکشیم.
🌸ما در خانۀ خیالی منتظر جمعهای هستیم که دیگر شام غریبان نباشد.
🌸شبت بخیر موعود جمعهها!
#شب بخیر🌸
#محسن_عباسی_ولدی
@amn_org