eitaa logo
زیرزمین
346 دنبال‌کننده
874 عکس
253 ویدیو
2 فایل
بهره‌برداری شده از امپراتوری ژئوپلیتیک مانا وابسته به حزب دیکتاتوری نئوسینتِتیکا صرفا برای خنزرپنزر و خزعبلات چنل اصلی: https://eitaa.com/hormeatashen ناشناس: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4tkxonx&btn=نمی تو خود ناشناس جوابتونو میدم*
مشاهده در ایتا
دانلود
اینکه حتی کسایی که اون اتفاق رو تجربه کردن هم سعی به سفیدشویی دارن برام عجیبه.
زیرزمین
اینکه حتی کسایی که اون اتفاق رو تجربه کردن هم سعی به سفیدشویی دارن برام عجیبه.
این منو یاد جزیره خرگوش‌ها میندازه، احتمالا خیلیاتون داستانشو میدونید؛ جزیره‌ای که به خرگوشای زیادش معروفه و تبدیل شده به یه مکان توریستی. از سال ۱۹۲۹ تا پایان جنگ جهانی دوم، این جزیره میزبان تأسیسات تحقیق و تولید گاز سمی بوده که توسط ارتش امپراتوری ژاپن اداره می‌شدن. این عملیات انقدر محرمانه بود که اوکونوشیما در نقشه‌های اون زمان ژاپن درج نشده بود. کارگران با یونیفرم‌های لاستیکی، دستکش، چکمه‌های بلند و ماسک‌های گاز، گاز خردل و مقادیر کوچکتر گاز اشک‌آور و سیانید تولید می‌کردن. جالبش اینجاست که کارگران این کارخونه از اینکه چه‌چیزی تولید میکنن خبر نداشتن(نمونش عکس بالا که برای یه مدرسه دخترونه بوده، خیلی از دخترا و پسرای کم‌سن‌وسال رو در جای‌جای ژاپن به کار اجباری می‌گرفتن و درغیراین‌صورت انگ کمونیست بودن میزدن بهشون) ساخت سلاح‌های شیمیایی که تا دهه ۱۹۸۰ افشا نشد، آغاز ارتباط جزیره با خرگوش‌ها بود. همچنین حدود ۲۰۰ خرگوش برای آزمایشِ اثربخشیِ گاز استفاده شدن که ارتش ژاپن در جنگ چین و ژاپن و بعدها برای بمب‌های بادکنکی به کار می‌برد.
درمورد جنایات ژاپن بگم براتون
کشتار نانجینگ، که به عنوان "تجاوز به نانجینگ" نیز شناخته می‌شود، یکی از وحشتناک‌ترین رویدادهای تاریخ مدرن است. این واقعه در زمستان ۱۹۳۷ تا اوایل ۱۹۳۸ میلادی رخ داد و بخشی از جنگ دوم چین و ژاپن بود که بعدها به جنگ جهانی دوم گسترش یافت. نانجینگ، پایتخت جمهوری چین در آن زمان، پس از سقوط شانگهای در اختیار نیروهای امپراتوری ژاپن قرار گرفت. ژاپنی‌ها، به رهبری ژنرال ایوانو ناکاجیما و فرمانده کل یاسوجی اوکامورا، وارد شهر شدند و آنچه که به عنوان یکی از بزرگ‌ترین جنایات جنگی قرن بیستم ثبت شده، را رقم زدند. این کشتار نه تنها شامل قتل‌عام گسترده غیرنظامیان و اسیران جنگی بود، بلکه با تجاوزهای جنسی سیستماتیک، غارت و ویرانی‌های گسترده همراه شد. تخمین‌ها نشان می‌دهد که بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ نفر کشته و ده‌ها هزار زن و دختر مورد تجاوز قرار گرفتند، هرچند ارقام دقیق به دلیل نابودی شواهد توسط ژاپنی‌ها، همچنان مورد بحث است. جنگ دوم چین و ژاپن در ۷ ژوئیه ۱۹۳۷ با حادثه پل مارکو پولو (یا حادثه لوگوچیائو) آغاز شد. این درگیری زمانی رخ داد که نیروهای ژاپنی ادعا کردند سربازان چینی به آن‌ها شلیک کرده‌اند، در حالی که چین آن را انکار می‌کرد. امپراتوری ژاپن، که از دهه ۱۸۹۰ به دنبال گسترش قلمرو در آسیا بود، از این فرصت برای حمله تمام‌عیار به چین استفاده کرد. ژاپن قبلاً در سال ۱۹۳۱ منچوری را اشغال کرده و دولت دست‌نشانده منچوکئو را تأسیس کرده بود، و حالا هدفش تصرف کامل چین بود.
در سپتامبر ۱۹۳۷، ژاپنی‌ها شانگهای را محاصره کردند. نبرد شانگهای، که شش هفته طول کشید، یکی از خونین‌ترین درگیری‌های آن دوران بود و بیش از ۷۰٬۰۰۰ سرباز چینی و ۴۰٬۰۰۰ ژاپنی را کشت. دولت چین به رهبری چیانگ کای‌شک، پایتخت را از نانجینگ به ووهان منتقل کرد، اما دفاع از نانجینگ را به ژنرال تانگ شن-ژی واگذار کرد. تانگ با حدود ۱۰۰٬۰۰۰ سرباز، شهر را در برابر ۲۰۰٬۰۰۰ نیروی ژاپنی دفاع کرد. نانجینگ، شهری با جمعیتی حدود یک میلیون نفر، به عنوان نماد مقاومت چین انتخاب شده بود. در ۱۰ دسامبر ۱۹۳۷، نیروهای چینی پس از مقاومت شدید، شهر را ترک کردند. ژاپنی‌ها در همان روز وارد شدند. فرمانده ژاپنی، پرنس یاسوهیکو آساکا، به نیروهایش دستور داد تا "شهر را تسخیر کنند و انتقام خون‌های ریخته‌شده را بگیرند." این دستور، که بعدها در دادگاه‌های جنگی نقل شد، زمینه‌ساز وحشت بود. در ۱۳ دسامبر ۱۹۳۷، نیروهای ژاپنی به طور کامل نانجینگ را اشغال کردند. بلافاصله پس از ورود، سربازان ژاپنی شروع به جستجوی سربازان چینی پنهان‌شده در میان غیرنظامیان کردند. آن‌ها مردان جوان را از خانه‌ها بیرون می‌کشیدند، لباس‌هایشان را چک می‌کردند و هر کسی که نشانه‌ای از سربازی – مانند پینه یا زخم – داشت، را اعدام می‌کردند. هزاران نفر در خیابان‌ها، رودخانه یانگ‌تسه و تپه‌های اطراف کشته شدند.
یکی از وحشتناک‌ترین روش‌ها، "مسابقه کشتار" بود. افسران ژاپنی به سربازان دستور می‌دادند تا با شمشیر، سرهای چینی‌ها را ببرند و آن را به عنوان رقابت شمارش کنند. مینورو تارا، یکی از افسران، بعدها اعتراف کرد که ۲۱۵ نفر را با شمشیر خود کشته است. اجساد در گودال‌های جمعی دفن می‌شدند یا به رودخانه یانگ‌تسه پرتاب می‌شدند، به طوری که آب رودخانه برای روزها قرمز رنگ شد. در همان روز، غارت گسترده آغاز شد. سربازان ژاپنی خانه‌ها، مغازه‌ها و معابد را غارت کردند. آن‌ها طلا، نقره، غذا و لباس‌ها را می‌بردند و هر چیزی باارزش را می‌سوزاندند. آتش‌سوزی‌های عمدی بخش‌های وسیعی از شهر را نابود کرد و نانجینگ را به ویرانه‌ای تبدیل کرد. یکی از جنبه‌های تاریک کشتار نانجینگ، تجاوز سیستماتیک به زنان و دختران بود. سربازان ژاپنی، که اغلب جوان و بدون نظارت بودند، به خانه‌ها هجوم می‌بردند و زنان را در مقابل خانواده‌هایشان مورد تجاوز قرار می‌دادند. تخمین‌ها از ۲۰٬۰۰۰ تا ۸۰٬۰۰۰ مورد تجاوز خبر می‌دهند. قربانیان از دختران ۸ ساله تا زنان سالخورده بودند. مینی تراویس، یکی از مبلغان آمریکایی در نانجینگ، در خاطراتش نوشت: "سربازان ژاپنی هر روز ده‌ها زن را می‌ربودند. آن‌ها در خیابان‌ها، خانه‌ها و حتی در منطقه ایمنی بین‌المللی تجاوز می‌کردند." منطقه ایمنی نانجینگ، که توسط خارجی‌ها مانند جان رابِی (رئیس کمیته بین‌المللی امداد) اداره می‌شد، پناهگاهی برای ۲۰۰٬۰۰۰ غیرنظامی بود، اما حتی آنجا هم ایمن نبود. ژاپنی‌ها موانع را نادیده می‌گرفتند و زنان را بیرون می‌کشیدند.
پس از تجاوز، بسیاری از قربانیان با بی‌رحمی کشته می‌شدند. سربازان چینی‌ها را با خنجر یا سرنیزه به درختان میخکوب می‌کردند یا آن‌ها را زنده می‌سوزاندند. یک شاهد غربی گزارش داد که بیش از ۱۰۰ زن در یک روز در یک محله مورد تجاوز قرار گرفتند و سپس اعدام شدند. در روزهای بعد، کشتار به اوج رسید. ژاپنی‌ها اسیران جنگی چینی را در اردوگاه‌های موقت جمع‌آوری کردند. در ۱۵ دسامبر، بیش از ۲٬۰۰۰ اسیر در تپه‌های اطراف نانجینگ تیرباران شدند. اجسادشان با ماشین‌بولدوزر دفن شد. در ۱۶ دسامبر، در مزرعه‌های نزدیک رودخانه، ۵٬۰۰۰ نفر با ماشین‌سنگر انداخته شد و سپس تیرباران شدند. سربازان ژاپنی برای سرگرمی، مسابقات کشتار با سگ‌ها یا شمشیرها برگزار می‌کردند. یک عکس معروف، که بعدها در دادگاه‌های نورنبرگ و توکیو استفاده شد، نشان‌دهنده شش سرباز ژاپنی در حال مسابقه بریدن سرها است. آن‌ها حتی کودکان را با سرنیزه به دیوار میخکوب می‌کردند یا مادران را وادار به تماشای تجاوز به دخترانشان می‌کردند. غربلی‌ها، مانند جورج فیشر (پزشک آلمانی) و مینی واتِرین (مبلغ آمریکایی)، گزارش‌های روزانه می‌فرستادند. واتِرین در ۱۸ دسامبر نوشت: "امروز ۱٬۰۰۰ جسد در خیابان‌ها شمردم. هوا پر از بوی مرگ است." کمیته ایمنی بین‌المللی، متشکل از ۲۷ خارجی (عمدتاً آمریکایی و اروپایی)، تلاش کرد تا از غیرنظامیان حفاظت کند، اما ژاپنی‌ها آن‌ها را "جاسوس" می‌نامیدند.