eitaa logo
انجمن راویان فتح البرز
284 دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
4.1هزار ویدیو
329 فایل
فعال در عرصه روایتگری و راهیان نور ارتباط با ادمین @saleh425
مشاهده در ایتا
دانلود
خادمین شهدا و رفقا؛ شادی روح خادم‌الشهداءکربلایی‌ نوید عسگری تسلای دل خانواده ایشان، در مجلس سوم و هفتم که روز دوشنبه ساعت ۱۵:۰۰ الی ۱۶:۳۰ واقع در مسجد حضرت ابوالفضل علیه السلام کوی کارمندان جنوبی برگزار میگردد شرکت نماییم.... 📌روابط عمومی کمیته مرکزی خادمین شهدا استان البرز ..
...............꧁༼﷽༽꧂.....‌........ 💌دعوت نامه💌💌دعوت نامه💌 مراسم گرامیداشت هفته بسیج و شهدای راه قدس 🔷چهارشنبه ۱ آذر ماه ۱۴۰۲ 🕓 شــــروع مـــــراســــــم.ساعت ۲۱:۰۰ 🎤سخنران🎤:سردار حاج نادر ادیبی 🎤مداح🎤: کربلایی سید جواد عرب 📍مکان: حصارک ابتدای خیابان شهید رجایی هیات فاطمیون رزمندگان غرب کرج 🚨 لطفاً رسانه باشید🚨 فاطمیون رزمندگان غرب کرج ناحیه ۱ کرج
13.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔼 صدای ضبط شده از داخل چادر دسته یک گروهان سیدالشهدا علیه‌السلام لشکر ۲۷ حضرت رسول اکرم « ص » همراه با تصاویر شهدای گرانقدر لشکر
روایت فتح المبین غزه.pdf
حجم: 2.31M
🔸نظام روایتِ «فتح المبینِ غزه» 🔻مبتنی بر روایت رهبر معظم انقلاب از طوفان الاقصی
2.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕌 بسیجی، عاشق کربلاست دوران جنگ تحمیلی ┄┅☫🇮🇷 دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ 🌴 روایتگر رویدادهای جنگ تحمیلی .... و حال و هوای رزمندگان جبهه ها
🌷 ده روزی می‌شد که حسن گفته بود نیروهای شناسایی، جزیره را شناسایی کنند. اما هنوز این کار انجام نشده بود. علتش هم این بود که جریان آب شدت زیادی داشت و نیروها اذعان می‌کردند که جریان آب تند است و نمی‌شود از آب رد شد. اگر گرداب بشود، همه چیز را توی خودش می‌کشد. این مطلب به گوش حسن رسید و او از نحوه‌ی پیشرفت کار حسابی ناراحت بود. نیروهای شناسایی را خواست و به آن‌ها گفت: آخه این چه وضعشه؟ چرا نمی‌تونین کار رو تموم کنین؟ نیروها مجددا دلایل خود را بیان کردند. حسن خیلی جدی خطاب به آن‌ها گفت: خب! می‌گین چه بکنیم؟ می‌خواین بریم سراغ خدا، بگیم خدایا! آب رو نگه دار، ما رد بشیم؟ شاید خدا روز قیامت جلوتونو گرفت و گفت: تو اومدی؟ اگه می‌اومدی ما هم کمک می‌کردیم؛ اون وقت چی جواب می‌دی؟ آن‌ها گفتند: آخه گرداب که بشه همه رو ... . حسن اجازه‌ی ادامه‌‌ صحبت به آن‌ها نداد و با عصبانیت پرید وسط حرف‌شان و فریاد زد: همه‌اش عقلی بحث می‌کنین! بابا! شما نیروهاتونو بفرستین، شاید خدا کمک کرد که حتما هم کمک می‌کنه. با این حرف حسن، دیگر صدایی از کسی در نیامد. به نقل از کتاب
🌷 من اعتقاد دارم شهادتش مزد پُرکاری اش بود. بعد از شهادتش دو بار به پادگان محل کارش در تهران رفتم. با یکی از همکارانش به اتاقی که کمد وسایل شخصی محمودرضا در آن بود رفتیم. روی کمدش این جمله از امام خامنه ای را با فونت درشت تایپ کرده و چسبانده بود: در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفته اید، همان جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه ی کارها به شما متوجه است. به نقل از کتاب