تمامی چيزهایی که دوست میدارم،
از آن من نيست!
دریـا از آن من نیست،
پائیز از آن من نيیست،
عشقت از آن من نیست!
تنها؛
زخمم، از آنِ من است...
-غادهالسمان
نمیدانم چگونه رخ داد
زمانش را حس نکردم
ندانستم چگونه شد که من دیگر من نبودم
من مالامال شده بودم از تُ
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تهمت میزنند مردمان این شهر
میگویند او که رفت
خودش را به آغوش مرگ دعوت کرد
مرگ چه برایش داشت جز بی نامی ؟
ارزشش را داشت ؟
اما افسوس ...
افسوس که نمیدانند او که رفت من را در وجودش غرق کرد
و حال من از اعماق قلب او می نویسم !