eitaa logo
𝑨𝒏𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝑳𝒐𝒗𝒆
749 دنبال‌کننده
394 عکس
299 ویدیو
24 فایل
@anotherlovee چنل محافظ ✨ نفس هایت شاعرانه ترین احساس ها را درون رگ هایم جاری می‌کند. من در کنارِ تو تمام معشوقه های افتاده روی پرد‌ه‌ی سینما را درونِ قلبم احساس می‌کنم.✨
مشاهده در ایتا
دانلود
202030_104599890.mp3
زمان: حجم: 2.8M
- تا بحال صدای بی صدای اشک ها را شنیده ایی ، حال من اینگونه میگریم . بدون بغض ، بدون صدا ،
باز هم با رفتنت اینجا زمستان شد. آیا دوباره‌ بهار می آید تا در کوچه‌ ای که سکوت فریاد می‌زند و صدای ضربان قلب های ما درون این غوغا گم می‌شود محو شویم شکوفه هایی که رنگ صوتی ملایمی به خود دارند را ببینیم و صدای بادی که شاخه های درختان را میرقصاند را بشنویم و بازهم دست هایمان را قفل هم کنیم شب زیبای من... آیا باز هم بهار می آید ؟
جام و می ما پر شده بود ز غم نمیدانستیم چه بود اما نوشیدنش دلچسب بود و بس
شبتون بخیر✨
در وجودت پرسه میزدم اما هر چه میگشتم بدنبال خودم نبود اثری از ما ....
بید مجنون هم اگر مجنون نبود در جنون لیلی مجنون گشت ...."
و باز هم تکرار میخندی،اوژنی ؟ .... اوژنی، میخندی ؟‌
قلم را محکم گرفته بود،و به جوهر آغشته میکرد به آرامی روی برگه های سفید نقش و نگار های مشکی رنگی به جا میزاشت. با دست های کشیده اش تنها نور کوچک این شب تاریک را به برگه های بیجانش نزدیک کرد. صدای سکوت در اتاق پیچیده بود.گویا سکوت هم صدا داشت اما چرا اینقدر غمگین؟ شمع به آرامی آب می‌شد و تمنا میکرد تا خاموش نشود. پنجره کمی باز بود و نسیم خنکی موهای پریشان پسر دست به قلم را در هوا میرقصاند. ماه کامل بود و صدای تکان خوردن گیسوان درختان پیر در شب به گوش می‌رسید و آرامش را در تمام رگ های این پسر جوان زنده می‌کرد. قاب عکسی که روی میز قهوه ایش خاک خورده بود را به سمت خود تنظیم کرد گویا مخاطب حرف هایش عکس خاموش و خاک خورده ی قاب عکس بود. لبخند غم‌انگیزی زد و نگاهش را به ماه پشت پنجره داد.با خود می اندیشید.. چقدر شبیه توست.. تویی که دنیا از تو فقط برایم عکس های قدیمی و بوی تنت را به جا گذاشته دریغا که این درد را دَوا نمی‌کند بلکه خاطرات خاموش خود درد است....