۹ امرداد سالروز درگذشت جلال ستاری
(زاده ۱۴ امرداد ۱۳۱۰ رشت -- درگذشته ۹ امرداد ۱۴۰۰ تهران) پژوهشگر و اسطورهشناس
او در سویس تحصیل کرد و دکترا گرفت و یکی از استادان معروفش "ژان پیاژه" بود و به مانند کارل گوستاو یونگ سویسی در رشته روانشناسی تحصیل کرد. وی مانند او دغدغهای فراتر از روانشناسی فردی داشت و تمرکز خود را بر روانشناسی جمعی و شناخت تأثیر مثبت یا منفی کهن الگوها و اسطورهها و افسانهها در ناخودآگاه جمعی معطوف کرد.
او بیش از ۱۰۰ کتاب در زمینههای افسانهشناسی، ادبیات نمایشی و نقد فرهنگی در بیش از ۶۰ سال نوشت یا ترجمه کرد که بعضی از این کتابها مرجع و شاخص در زمینههای تخصصی خود هستند. وی نشان هنر و ادب درجه شوالیه را از دولت فرانسه دریافت کرد.
آثار:
جانهای آشنا
آخرین مصاحبه با سارتر (ترجمه)
جهان نگری (ترجمه)
تراژدی و انسان
بازتاب اسطوره در بوفکور
فرهنگ و تئاتر و طاعون (ترجمه)
اسطوره در جهان امروز
پژوهشی در ناگزیری مرگ گیلگمش (ترجمه)
سیمای زن در فرهنگ ایران
در قلمرو فرهنگ
شرق در ادبیات فرانسه (ترجمه)
افسون شهرزاد
نمایش در شرق
اسطوره و رمز در اندیشه میرچا الیاده
درد عشق زلیخا
در بی دولتی فرهنگ
آیین و اسطوره در تئاتر
پژوهشی در اسطوره گیلگمش و افسانه اسکندر
جهان اسطوره شناسی (ترجمه)
اسطورگی و فرهیختگی
رمز و مثل در روانکاوی
نماد و نمایش
چهار سیمای اسطورهای (تارزان-دراکولا-فرانکشتاین-فاوست)
رمزپردازی آتش (ترجمه)
دانش اساطیر (ترجمه)
زبان رمزی افسانهها
پژوهشی در احوال شیخ صنعان و دختر ترسا
در روز بازار زمانه (سفرنامه)
تقلید و تماشا
اسطورههای عشق (ترجمه)
زمینه اجتماعی تعزیه و تئاتر در ایران
زبان رمزی قصههای پرشور
زمینه فرهنگ مردم
تأثیر سینما در کودک و نوجوان (ترجمه)
چشمانداز اسطوره
مدخلی بر رمزشناسی عرفانی
جایزه جلال ستاری:
جایزهای بهنام جلال ستّاری هرسال به پژوهشگران برتر نمایش ایرانی اهدا میشود. از برندگانش:
۱۳۹۰: رقیه بهزادی
۱۳۹۲: سودابه فضائلی
۱۳۹۸: بهرام بیضایی
@arayehha
۹ امرداد سالروز درگذشت مصطفی رحیمی
(زاده سال ۱۳۰۵ نائین -- درگذشته ۹ امرداد ۱۳۸۱ تهران) حقوقدان، جامعهشناس، نویسنده و مترجم
او در دانشکده حقوق دانشگاه تهران تحصیل کرد و در سال ۱۳۳۷ در دانشگاه سوربن فرانسه دوره دکتری حقوق را گذراند و در پاریس با افکار ژان پلسارتر آشنا شد. در بازگشت به تهران وارد دادگستری شد و در سالهای دهه ۴۰ به ترجمه پرداخت و مدتی در دانشگاه تهران به تدریس ادبیات غرب اشتغال داشت.
در روزهای اواخر دیماه ۱۳۵۷ روزنامه آیندگان در شماره ۲۵ دی، نامهای را با امضای دکتر مصطفی رحیمی، خطاب به آیتاله خمینی، مبنی بر دلایل شخصاش در مخالفت با مدل حکومتی «جمهوری اسلامی» منتشر کرد. عنوان نامه بود: «چرا با جمهوری اسلامی مخالفم.»
وی در بخشی از نامه مینویسد: «آن چنانکه من میفهمم، جمهوری اسلامی یعنی آن که حاکمیت متعلق به روحانیون باشد.» این در حالی است که در پیشنویس قانون اساسی که به امضا و تأیید آیتاله خمینی رسید ولایت فقیه وجود نداشت و در مجلس خبرگان به پیشنهاد محمد کیاوش، عبدالرحمن حیدری و حسن آیت وارد قانون اساسی شد.
به نظر مهرک کمالی، این نامه درسنامهای است برای انقلابیونی که خواستار دموکراسیاند، هم شیوهنامهای است برای انقلابیون ضد دموکراسی تا بدانند از چه باید اجتناب کنند. بهنظر کمالی، سرگذشت انقلابهای پیشین قرن بیستم بهرحیمی نشان داده بود که عدول از دموکراسی و مقید کردنش بههر صفتی جز خودش، سرانجام انقلاب را به شکست میکشاند و یک گروه خاص را حاکم میکند. لحن نامه او فروتنانه بود، اما به اعتقاد کمالی، او اصول اولیه دموکراسی که او معتقد است بسیاری از رهبران انقلاب بخت آموختنش را نداشتهاند را دارد تدریس میکند.
او بعدها در آستانه برگزاری همهپرسی قانون اساسی، کتاب «اصول حکومت جمهوری» را منتشر کرد که درباره اساس جمهوری بهمعنای مطلق آن بود.
وی سه سال پس از نگارش این نامه، بهعلت نوشتن متنی به اسم «عصرانه حکومت قانون» در سال ۱۳۶۰ بیش از سه ماه بازداشت شد.
آرامگاه وی در قطعه هنرمندان است.
کتابشناسی
شعر:
بهشت گمشده ۱۳۲۸
داستان:
اتهام ۱۳۵۷
باید زندگی کرد ۱۳۵۶
قصههای آن دنیا ۱۳۵۶
نمایشنامه:
آناهیتا ۱۳۴۹
تیاله ۱۳۵۶
دست بالای دست ۱۳۵۷
هملت ۱۳۷۱
مجموعه مقالات:
یأس فلسفی ۱۳۴۵
نگاه ۱۳۴۸
نیم نگاه ۱۳۴۹
دیدگاهها ۱۳۵۲
گامها و آرمانها ۱۳۷۰
آزادی و فرهنگ ۱۳۷۴
عبور از فرهنگ بازرگانی ۱۳۷۴
بررسی و تحقیق:
قانون اساسی ایران و اصول دموکراسی ۱۳۵۴
اصول حکومت جمهوری ۱۳۵۸
تراژدی قدرت در شاهنامه ۱۳۶۹
حافظ اندیشه ۱۳۷۱
سیاوش در آتش ۱۳۷۱
درباره ژان پلسارتر
مارکس و سایههایش
دمی با دشتی
ترجمهها:
آنکه گفت آری، آنکه گفت نه ۱۳۳۸ برتولت برشت
اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر ۱۳۴۴ ژان پلسارتر
هنرمند و زمان او ۱۳۴۵ کامو و دیگران
ننه دلاور و فرزندان او ۱۳۴۵ برتولت برشت
ادبیات چیست ۱۳۴۸ ژان پلسارتر
ارفه سیاه ۱۳۵۱ ژان پلسارتر
نقد حکمت عامیانه ۱۳۵۴ سیمون دوبوار
رسالت هنر ۱۳۵۶ آلبرکامو و دیگران
ادبیات و اندیشه ۱۳۵۶ سارتر و دیگران
مجازات اعدام ۱۳۵۶ مارک آنسل
آنچه من هستم ۱۳۵۷ ژان پلسارتر
کشتار عام ۱۳۵۷ ژان پلسارتر
حقوق و جامعهشناسی ۱۳۵۸ گزیده و ترجمه مقالات گورویچ و دیگران.
تعهد کامو ۱۳۶۲ آلبرکامو
دیالکتیک ۱۳۶۲ فولکیه
پرولتاریا، تکنولوژی، آزادی ۱۳۶۳ آندره گرز
بحران مارکسیسم ۱۳۷۰ کاری گروهی
پروسترویکا و نتایج آن ۱۳۷۰ کاری گروهی
جنگ خلیج فارس ۱۳۷۰ سالینجر/لوران
سخن پاز ۱۳۷۱ اکتاویو پاز
چرا شوروی متلاشی شد ۱۳۷۳ کاری گروهی
هملت، ویلیام شکسپیر ۱۳۷۱.
@arayehha
۹ امرداد سالروز درگذشت جعفر بدیعی
(زاده سال ۱۲۹۴ شیراز -- درگذشته ۹ امرداد ۱۳۸۰ تهران) روزنامهنگار و از بنیانگذاران مجله کیهان بچهها
او در سال ۱۳۲۵ در رشته فلسفه و علوم تربیتی از دانشسرای عالی دانشگاه تهران لیسانس گرفت و به مدت ۳۰ سال با وزارت آموزش و پرورش همکاری داشت و دبیر دبیرستانهای تهران بود.
وی در اوایل دهه ۱۳۳۰ فعالیت مطبوعاتیاش را با انتشار مجله بازی برای بچهها در تهران آغاز کرد و سه شماره منتشر شد ولی به علت مشکلات مالی متوقف گردید. به دنبال آن همکاریاش را با روزنامه کیهان آغاز کرد و در سرویس شهرستانها مشغول به کار شد. در تابستان سال ۱۳۳۵ پیشنهاد انتشار مجلهای برای کودکان و نوجوانان را به مصطفی مصباحزاده صاحب موسسه کیهان ارائه داد که با استقبال وی روبرو شد.
اولین شماره کیهان بچهها در روز ۶ دی ۱۳۳۵ با سرمایه مؤسسه کیهان و به سردبیری جعفر بدیعی در کشور منتشر شد. وی به مدت ۲۳ سال سردبیری و مدیریت کیهان بچهها را بهعهده داشت و در سال ۱۳۵۸ با تحولات انقلاب و تغییراتی که در مدیریت مؤسسه کیهان به وجود آمد، فعالیت مطبوعاتیاش متوقف شد.
آرامگاه وی در امامزاده طاهر کرج است.
@arayehha
۹ مرداد در تقویم ایرانی #روز_اهدا_خون است. این روز به مناسبت تاسیس سازمان انتقال خون ایران در ۹ مرداد ۱۳۵۳ نامگذاری شدهاست. اهدا خون نجاتدهنده جان انسانهاست
@arayehha
۹ امرداد روز اهدای خون
در امرداد سال ۱۳۵۳، سازمان انتقال خون ایران با هدف سامان بخشیدن به وضع آشفته خونرسانی و بهمنظور ترویج فرهنگ اهدا، تهیه و تأمین خون و فرآوردههای سالم و مطمئن و رایگان برای رفع نیاز بیماران نیازمند، بهخصوص مبتلایان به تالاسمی، هموفیلی و لوسمی بهوجود آمد.
از آن تاریخ به بعد، سالروز تأسیس این
سازمان در نهم امرداد ماه، بهعنوان روز اهدای خون نامگذاری شده است. جمعآوری خون از داوطلبانِ اهدای خون و آماده سازی آن برای نجات بیماران و مصدومین، ایجاد پایگاه در بیمارستانها و واحدهای سیار و ثابت جهت تهیه خون، ثبت اطلاعات لازم به منظور دعوت برای اهدای خون به هنگام ضرورت و توزیع خون و فرآوردههای آن به مراکز درمانی و بیمارستانها و ... از جمله کارهای سازمان انتقال خون ایران است.
برابر گفته کارشناسان، هر فرد بالغ "بین ۱۷ تا ۶۵ سال" با وزن متوسط پنجاه کیلوگرم، حدود پنج و نیم تا شش لیتر خون دارد و با اهدای ۲۵۰ سیسی تا ۴۵۰ سیسی از خون خود، نه تنها سلامتی خود را به مخاطره نمیاندازد، بلکه ضمن کمک به سلامتی خود، نجاتبخش زندگی دیگری نیز خواهد شد.
اهدای خون همچنین میتواند در کشف بیماریهای نهفته در اهدا کنندگان خون کاملاً مؤثر باشد. هر فرد سالم میتواند در هر سال تا چهار بار با فاصله هشت هفته "دو ماه" خون اهدا کند. مهمترین هدف انتقال خون در ایران تأمین خون و فرآوردههای سالم آن با بهترین کیفیت استاندارد مطابق با موازین تعیینشده بینالمللی برای بیماران و نیازمندان و همچنین ترویج طب انتقال خون است.
اهداف سازمان انتقال خون بهشرح زیر است:
۱- مشارکت در مراقبت از بیماران
۲- تأمین خون سالم و کافی
۳- بسیج اهداکنندگان داوطلب
۴- همکاری با بیمارستانها در حل مشکلات انتقال خون
۵- گسترش شبکه پایگاههای انتقال خون و ...
@arayehha
#معنا_شناسی_واژه
#چم
❇️ چم مادهٔ مضارع است از فعلی که مادهٔ ماضی آن چَفت است و صفت مفعولی از آن چَفته، چنانکه خم مادهٔ مضارع است از فعلی که مادهٔ ماضی آن خَفت است و صفت مفعولی از آن خَفته (رجوع شود به مقالهٔ جناب استاد صادقی در شمارهٔ ۱۲ از مجلهٔ فرهنگنویسی، صص ۱۲۸ و بعد). از این جا میتوان معنای چم و خم را بهتر دریافت.
ریشهای را که چم و چفت از آن مشتقند امروز kamp یا camp میدانند (رجوع شود به مدخل ناقص kamp در فرهنگ اشتقاقی افعال ایرانی از جانی چئونگ).
حال میگوییم که به نظر چنین میرسد که چمیدن به معنای "(خرامان) رفتن" نیز، که ظاهراً نظیر آن را در دیگر زبانهای هندی و هندیواروپایی نیافتهاند، از همین اصل است. تحول معنای "خمیدن" به "میل کردن" و "گراییدن" و از آن جا "روانه شدن" نظیری دیگر نیز در زبانهای ایرانی دارد و آن در فعل nam است که در اصل معنای "خمیدن" دارد و این معنای آن در کلمهٔ نرم (از namra) باقی است، ولی معنای "رفتن" نیز گرفته و این معنای آن در چند فعل در زبانهای ایرانی میانه، از جمله franaftan (مادهٔ مضارع آن: franam)، شواهد معتد به دارد.
اگر چنین باشد، آن گاه باید گفت که مشتق دیگر از این ریشه چمن است. چمن نیز جای چمیدن بوده و شاید معنای فعل چمیدن نیز میداشت.
❇️ دکتر سید احمدرضا قائممقامی
@arayehha
امرداد
فريدون جنيدی
در زبان و فرهنگ كهن ايرانيان، ويژهترين نام خداوند «اُهرمزد» است، به معنی «خرد هستی بخش» يا «سرور خردمند». اين واژه در زبان فارسی «هُرمُزد» شد. «هرمزد»، هفت چگونگی يا صفت دارد: بهمن (انديشه نيك)، ارديبهشت (برترين و بهترين راستی و پاكی)، شهريور (برترين فرمانروايی)، اسفند (گسترش و تقدس و پاكی و فروتنی)، خرداد (افزايش و رسايی) و امرداد (بیمرگ/ بیمرگی و جاودان/ جاودانگی).
در متون عرفانی متاخر چون آثار عطار نيشابوری در جوانیاش، به هفت شهر عشق (مهر) اشاره شده است كه ريشه در اين هفت ويژگی خداوند دارد و اين هفت ويژگی خداوند نيز ريشه در باورهای ديرين «مهری» دارد كه اكنون جای پرداختن بدان نيست. آن هفت شهر عشق عبارتند از: طلب و عشق و معرفت و استغنا و توحيد و حيرت و فقر و فنا. اين فنا همان گم شدن (جان گرفتن) در هستی و جاودانگی (فناء فیالله) است. عطار می گويد: سايهای از هستی خود وارهيد / در بر خورشيد، نورالنور شد. «امرداد» به معنی «بیمرگ» و «جاودانه» است و از اوست كه زندگی در جهان جريان دارد. بنابر روايت ابوريحان بيرونی، در باور كهن ايرانيان، «امرداد» حفظكننده گيتی است و خوردنی ها و داروهایی كه اصل گياهی دارند از اوست. «امرداد» تجلی صفت جاودانگی هستی و جان جهان و خدای جانآفرين است و اوست كه با سرپرستی گياهان و نمو و بالش برگ و گل، چهره هستی را هر روز رنگی می دهد و هر سال از درون خار خشك، برگ تر میآورد و به ديدگان مشتاق رهروان وادی هستی، با هزاران زبان، نشان می دهد كه مرگی در ميان نيست؛ آنچه هست تداوم زندگی است. اكنون كه جايگاه ويژه «امرداد» در فرهنگ ايرانی روشن شد، از نگاه زبانشناسی تاريخی اين واژه را بررسی كنيم:
در زبانهای باستانی ايران «ا» آغازين، واژه را منفی ميكرده و پيشوند صفتساز بود. اين «ا» در فارسي نو فرو افتاد: چون «اپورنای» و «ابُرنای» و «برنای»، «اناهيد» و «ناهيد»، و «امرداد» و «مرداد». «امرداد» در زبان كهن ايرانيان به گونه «امِرِتات» به معنی بیمرگ/ بیمرگی و جاودان/ جاودانگی است، از ريشه «مر» به معنی مردن و «ا» حرف نفی است. با اين روی، بر ايرانيان است كه با آگاهی از اين دگرگونی در زبان، باز هم پنجمين ماه از سال را به گونه كهنش «امرداد» به كار برند! به آيين دگرگونیهای زبانی يا آوايی ننگرند؛ نگاهشان به فرهنگ نياكان باشد و «مرداد» را كه برابر با «ميرايی» و دور از «خداوند جان و خرد» است به كار نبرند. فرمان، فرمان پايداری فرهنگ است و نه دگرگونی زبان و آوا و ...!
@arayehha
ادبیات و هنر، فُرم است و فُرم است و فُرم است و دیگر هیچ. حتّی همان چیزی را که شما در ادبیات و هنرها و ادیان و اسطورهها «مضمون» و «معنی» یا «پیام» یا «محتوی» میخوانید، وقتی شناخت عمیقی از آن به دست آوردید متوجه میشوید که چیزی جز صورت و ساختار و فرم نمیتواند باشد.
اگر در بحث از «هنرِ» سعدی شما نتوانید به مسائل «فرمِ» شعر او بپردازید، راهی نخواهید داشت جز اینکه «شعر»های سعدی را تبدیل به «نثر» کنید و عبارات مبتذل و مکرّر خودتان را جانشینِ بلاغت شگفتآورِ او سازید.
در حوزهٔ عرفان و دین نیز همین است و در قلمرو اسطوره نیز چنین است و در موسیقی و نقّاشی و تئاتر و سینما هم همین است. هر چه در قلمروِ این هنرها گفته شود و بیرون از بحث دربارهٔ «فرم»های این هنرها و تحوّل این فرمها یا کم و کسر این فرمها یا کمال این فرمها یا مشابهتِ این فرمها با فرمهای دیگر و یا تأثیرپذیری این فرمها از یکدیگر بگویید «انشانویسیِ» توخالی و فریبنده است و میتواند ساعاتی از وقت خوانندهٔ بیخبر را به هدر بدهد و دیگر هیچ.
محمدرضا شفیعی کدکنی
مطالعهٔ بیشتر:
رستاخیز کلمات،
بخشِ «صورت» تنها میدانِ تحقیق ادبی
صص ۲۱۲–۲۱۱
#استاد_محمدرضا_شفیعی_کدکنی
@arayehha
دهم مرداد ماه
زادروز «محمود دولت آبادی» نویسنده
رمان ده جلدی "کلیدر" مشهورترین اثر اوست
@arayehha
۱۰ امرداد زادروز محمود دولتآبادی
(زاده ۱۰ امرداد ۱۳۱۹ سبزوار) نویسنده، نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس
او نویسنده رمان بلند "۱۰ جلدی" کلیدر، است که مشهورترین و با ارزشترین اثر اوست. کلیدر، او را به کسب جایزه نوبل ادبیات بسیار نزدیک کرد.
آثار وی به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، نروژی، سوئدی، چینی، کردی، عربی، هلندی، عبری و آلمانی ترجمه شدهاست.
وی چندین نمایشنامه و فیلمنامه را به نگارش درآورد و همچنین سابقه بازیگری در تئاتر و سینما را دارد، اقتباس از آثار وی ساخت چند فیلم را به همراه داشته است.
فضای اکثر نوشتههای او در روستاهای خراسان رخ میدهد و رنج و مشقت روستاییان شرق ایران را به تصویر میکشد.
جوایز و افتخارات:
نشان شوالیه هنر و ادب فرانسه ۲۰۱۴
برنده جایزه ادبی یانمیخالسکی سویس ۲۰۱۳
ترجمه انگلیسی رمان کُلنل، با ترجمه تام پتردیل، نامزد جایزه بهترین کتاب ترجمه در آمریکا ۲۰۱۳
برنده جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک عمر فعالیت ۲۰۱۲
نامزد دریافت جایزه مَن بوکر آسیا در جشنواره کتاب سنگاپور ۲۰۱۱
نامزد دریافت جایزه ادبی آسیایی، برای رمان زوال کلنل ۲۰۱۱
دریافت جایزهٔ ادبیات بینالمللی خانه فرهنگهای جهان برلین ۲۰۰۹
برنده جایزه ادبی واو ۱۳۹۰
دریافت جایزه یک عمر فعالیت فرهنگی، بدر نخستین دوره جایزه ادبی یلدا بههمت انتشارات کاروان و انتشارات اندیشه سازان ۱۳۸۲
برنده لوح زرین بیست سال داستاننویسی بر کلیه آثار، به همراه امین فقیری ۱۳۷۶
تمبر یادبود:
از تمبر یادبود دولتآبادی همزمان با هفتاد و چهارمین تولدش با عنوان "آقای رمان ایران" در زادگاهش سبزوار، رونمایی شد. در این مراسم ضمن چند سخنرانی، برنامه هنری کلیدرخوانی توسط سه نفر از هنرمندان سبزوار برگزار شد.
گزیده آثارش به شرح زیر است.
• جای خالی سلوچ (رمان)
• کلیدر (رمان)
• روزگار سپری شده مردم سالخورده
• تنگنا (نمایشنامه)
• هجرت سلیمان
• از خم چنبر
• مرد
• آهوی بخت من گزل (داستان)
• روز و شب یوسف
• ما نیز مردمی هستیم (گفتوگو)
• سلوک
• لایههای بیابانی
• عقیل، عقیل
• گاوارهبان
• ناگریزی و گزینش هنرمند (مجموعه مقاله)
• سفر (رمان)
• اتوبوس (رمان)
• آن مادیان سرخیال
• کارنامه سپنج (مجموعه داستان و نمایشنامه)
• ققنوس
• باشبیرو (نمایشنامه)
• دیدار بلوچ (سفرنامه)
• ته شب (داستان)
• آوسنه بابا سبحان (داستان بلند)
• موقعیت کلی هنر و ادبیات کنونی
• رد، گفت و گزار سپنج
• روز و شب یوسف
• طریق بسمل شدن
• گلدستهها و سایهها
• زوال کلنل
• نون نوشتن
• میم و آن دیگران
• وزیری امیر حسنک
• تا سر زلف عروسان سخن
• بنیآدم
• این گفت و سخنها
• بیرون در
• اسبها اسبها از کنار یکدیگر
* دودمان
* دُرً یتیم
@arayehha