آیات بامداد چهارشنبه ، روز اول از سال شمسی ، و روز نهم از #ماه_خدا :
#قرآن
.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
سوره طور : وَ الطُّورِ «1»
سوره طور : وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ «2»
سوره طور : فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ «3»
.
به (كوه) طور سوگند.
به كتابى نوشته شده
در صفحه اى گشوده سوگند.
.
سوره طور : وَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ «4»
سوره طور : وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ «5»
سوره طور : وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ «6»
به آن خانهى آباد (خانه خدا) سوگند.
به سقف برافراشته (آسمان) سوگند.
به درياى شعله ور سوگند.
.
سوره طور : إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ «7»
سوره طور : ما لَهُ مِنْ دافِعٍ «8»
كه عذاب پروردگارت قطعاً واقع شدنى است.
و براى آن هيچ مانعى نيست.
.
نكته ها:
«طور» در لغت به معناى كوه است، ولى ظاهراً مراد از آن در اينجا، كوهى در منطقه سينا مى باشد كه ميقات خدا با حضرت #موسى بود.
كوه طور مكانى مقدّس است
و در قرآن چنين توصيف شده است: «الطُّورِ الْأَيْمَنِ» ، «بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ» و «فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ» .
.
مراد از «كِتابٍ مَسْطُورٍ»، كتب آسمانى همچون تورات و قرآن است
كه در صفحات نازك پوست نگاشته مىشده
و البتّه باز و گشوده بوده است، نه پيچيده و بسته. «فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ»
«رَقٍّ» از «رقت» به معناى پوستى است كه براى نوشتن آماده شده و لطيف و نازك است.
«مَنْشُورٍ» به معناى مبسوط
و « #مسجور» به معناى برافروخته و شعله ور است
و به معناى آكنده و مالامال نيز آمده است.
مقصود از «بيت المعمور» خانه خداست كه همواره به واسطه حضور زائران و حاجيان، معمور و آباد بوده است
و در قرآن ده بار از #كعبه به عنوان «بيت» ياد شده است، مانند:
«الْبَيْتِ الْعَتِيقِ» البتّه در روايات آمده است كه در آسمانها نيز محلّى در مقابل كعبه قرار دارد كه فرشتگان به دور آن طواف مىكنند و آن نيز «بيت المعمور» نام دارد.
.
مقصود از «الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ»، درياى شعله ور و جوشان و خروشان،
يا درياهايى است كه در آستانه قيامت برافروخته مىشوند،
چنانكه در آيهى 6 سوره تكوير مىخوانيم: «وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ»
و يا مراد موادّ مذابّ و جوشان قعر زمين است
كه همچون دريايى از آتش هرچندگاه يكبار از دهانه آتشفشانها فوران مىكند.
در آيهى آخر سوره قبل (ذاريات) خوانديم: «يَوْمِهِمُ الَّذِي يُوعَدُونَ» كه سخن از وعدهى قيامت بود
و اين سوره بعد از پنج سوگند مىفرمايد: آن وعده قطعاً واقع خواهد شد. «إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ لَواقِعٌ»
آن سنگ جمادى كه وحى بر روى آن نازل شود (كوه طور)، مقدّس و قابل سوگند است،
چگونه انسانى كه قلبش مركز وحى است، با گذشت زمان قداستش تمام مىشود
و چگونه وهّابيون كج فكر مىگويند: پيامبر صلى الله عليه و آله كه از دنيا رفت با ساير موجودات تفاوتى ندارد!!
.
سوگند ياد كردن به كتاب و نوشته، آن هم در زمان جاهليّت، نشانهى پيشرفته بودن مكتب است، «وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ».
در سوره قلم نيز، قرآن به قلم و كتاب و سطرهاى آن سوگند ياد مىكند. «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ»
.
پيامها:
1- زنده نگه داشتن نام و ياد و حفظ مكانهاى #مقدس اديان آسمانى لازم است.
«وَ الطُّورِ»
2- با سوگند به كوه طور (محل وحى به موسى)، قلب اهل كتاب را به سوى خود جذب كنيد. «وَ الطُّورِ»
3- خداوند براى به باور رساندن انسان، به نظام تشريع و تكوين (كوه و كتاب و كعبه و آسمان و دريا) سوگند ياد مىكند.
وَ الطُّورِ وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ ... وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ
4- وحى آسمان بايد بر بهترين و لطيفترين كاغذ و پوست، نگاشته و عرضه شود. «كِتابٍ مَسْطُورٍ فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ»
5- كتاب مقدّس، بايد همواره گشوده و مورد استفاده باشد. كِتابٍ ... مَنْشُورٍ
6- علم مفيد و مبارك، آن است كه منتشر شود و گسترش يابد. «مَنْشُورٍ»
7- قرآن، هم به قداست كتب آسمانى نظر دارد و لذا به آن سوگند ياد مىكند،
هم به نظم در نگارش و شيوه ارائه و گسترش آنها. «وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ»
8- آبادانى خانه به زرق و برق آن نيست، به آمد و رفت و قداست و بركت آن است. «الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ»
(خانه خدا ساده ترين خانه هاست، امّا مباركترين بناهاست.)
9- با مطالعه طبيعت، به قدرت خداوند بر ايجاد قيامت پى ببريم.
«وَ السَّقْفِ الْمَرْفُوعِ وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ»
10- قرآن كريم، توجّه انسان را از ديدنى ها، به ناديدنى ها سوق مىدهد.
«وَ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ»
11- قهر و تنبيه، از شئون ربوبيت است. «عَذابَ رَبِّكَ»