هدایت شده از 𝑳𝒂𝒅𝒚 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑮𝒂𝒓𝒅𝒆𝒏
مه غلیظ، خیابانهای لندن را در آغوش گرفته بود. ناقوس نیمهشب از برج کلیسا برخاست. در عمارت خاموش، شمعی پشت پرده لرزید. نامهای بینام کنار فنجان چای مانده بود. و کسی در راهرو، آهسته نام مرا صدا زد.خوشحال میشم یه سر یه باغ گل رز من بزنی بانوی جوان درب باغ از این طرفه دوشیزه : : https://eitaa.com/Hima_Xx