eitaa logo
عسل 🌱
9.7هزار دنبال‌کننده
470 عکس
110 ویدیو
0 فایل
http://eitaa.com/joinchat/2867200012C970b5042b7 فریده علی کرم نویسنده رمانهای عسل، عشق بیرنگ، پراز خالی، شقایق خانه کاغذی،بامن بمان
مشاهده در ایتا
دانلود
بامن‌بمان💐💐💐 صدای زنگ گوشی اش باعث شد از من فاصله بگیرد. به طرف اپن رفت گوشی اش را برداشت و گفت سلام مامان. صدای مادر ش به وضوح می امد. سلام نیما جان. چطوری پسرم؟ خوبم مامان. شما چطورین؟ منم خوبم. نیما جان، زنگ زدم یه چیزی بهت بگم. درباره مریم. نیما: با صدای گرفته گفت مامان… ما دوباره باهم حرف زدیم. ارزو خانم‌با لحنی نگران گفت چی؟ یعنی چی؟ یعنی میخوای باهاش بمونی؟ نیما، من بهت گفتم اون دختر دیگه به درد تو نمیخوره. اون مریضه. باید به فکر خودت باشی. مامان، خواهش میکنم. اینجوری حرف نزن. من… دوستش دارم. صدایش را بالا بردوگفت دوستش داری ؟ نیما، این چه حرفیه؟ تو فکر میکنی دوست داشتن کافیه؟ این دختر زندگی تو رو خراب میکنه. بیماریش تمومی نداره. امروز تو گلوش بوده فردا ازجای دیگه ش میزنه بیرون. تو جوونی، حق داری یه زندگی سالم داشته باشی. من نمیتونم اینجوری فکر کنم. مریم هم گناه داره. اون الان تو بدترین شرایط زندگیشه. من نمیتونم تنهاش بذارم. با عصبانیت گفت به جهنم که تو بدترین شرایط زندگیشه. میخواستی بعد از اینکه به تو با اون همه عشق و علاقه ایی که بهش داشتی خیانت کرد و رفت به یکی دیگه گفت دنبال بهانه م که طلاق بگیرم و با تو ازدواج کنم خدا بهش مدال بده؟ معلومه که تاوان کار زشتش بیماریشه. این وسط تو داری زندگی خودتو نابود میکنی. اون به تو خیانت کرده، یادت رفته؟ اون با دوز و کلک که زندگی یکی دبگه رو نجات بده تورو به بازی گرفت. اون روزهایی که تو با عشق و علاقه و شور و اشتیاق در تدارک مراسم عروسی واسه اون بی صفت بودی اون نگران حال دوست پسرش بود. بعد از اینهمه کار بد الان سرطان گرفته. حقشه. اون تورو با خودش می کشه پایین. تو باید ازش جدا بشی.