eitaa logo
عسل 🌱
9.7هزار دنبال‌کننده
467 عکس
110 ویدیو
0 فایل
http://eitaa.com/joinchat/2867200012C970b5042b7 فریده علی کرم نویسنده رمانهای عسل، عشق بیرنگ، پراز خالی، شقایق خانه کاغذی،بامن بمان
مشاهده در ایتا
دانلود
بامن بمان💐💐💐 هنگامه نگاهش بین هر سه ما چرخید و روی فرح زوم شد.شیطان را به وضوح در صورتش میدیدم. پورخندی زدورو به فرح گفت تو که نمی‌تونی واقعیت رو نادیده بگیری. هنگامه با صدای بلند ادامه داد این دختر، زن بدیه! همه می‌دونن که چه کارهایی کرده. تو داری خودت و گول میزنی هیچ یا خودت فکر کردی که چرا شوهرت داره ازش حمایت میکنه؟ ارزو خانم که انگار کشف بزرگی کرده باشدرو به عثمان گفت تو اسمت عثمانه؟ ببینم تو برادر اون پسره نیستی که مریم بخاطرش با نیما ازدواج کرد و بعد هم به پسرم‌خیانت کرد؟ انگار کل کوچه بر سرم اوار شد .‌اجری را در دل من نشانه گرفته بودند که با کشیدنش تمام وجودم فرو میریخت. ارزو خانم رو به فرح گفت دستش به داداشش نرسید شوهر تورو نشونه گرفته؟ نیما بهم گفت که گویا اینقدر زیر پای تو نشسته تا تورو ازشهرو خونه ت کشونده اینجا. نگو قصدش چیز دیگه ست. زندگی تورو خراب کنه و از طریق شوهرت به دوست پسرش دسترسی پیدا کنه. تو هم ساده و احمق گول این و خوردی اره؟ فرح به من نگاه کرد. دلم لرزید که نکند این حرفها روی او تاثیر بگذارد. اخم کرد و رو به ارزو خانم محکم گفت با زدن این حرفها نمیتونی بین مارو خراب کنی. فرح با صدای قاطعادامه داد من هرگز نمی‌ذارم کسی بین من و مریم و بهم بزنه.من شوهرم و میشناسم این بی ناموسی ها تو خونش نیست با اشاره به هنگامه به ارزو خانم گفت شماهایید که وارد زندگی هم میشید نه‌ما عثمان از این واکنش فرح لبخند زد و به او نزدیک‌تر شد. سپس با نگاهی جدی به انها گفت: "من هیچ‌کس را بهتر از فرح نمی‌شناسم. فرح تنها کسیه که من واقعاً دوستش دارم. به جز او، هیچ زنی در زندگی من وجود نداره سکوت در فضا حاکم شد. هنگامه با چهره‌ای متعجب و عصبانی به عثمان نگاه کرد، اما عثمان حتی یک قدم هم عقب‌نشینی نکرد. او به وضوح نشان داد که از هیچ‌ چیزی نمی‌ترسد و از حمایت از مادست نخواهد کشید. فرح به هنگامه گفت . ما زندگی خودمون رو داریم و نمی‌گذاریم کسی ما رو قضاوت کنه یا کنترل کنه! با زدن این حرفها داری ذات واقعیتو نشونمون میدی. هنگامه که‌انگار حسابی ترسیده بود گفت من فقط خواستم بهت هشدار بدم. تا بعدا پشیمون نشی . بگذار رو حساب دلسوزی و محبت این دلسوزیه یا دو بهم زنی؟ من هم مریم و میشناسم هم شوهرمو.‌تو هم بهتره به جای دلسوزی کردن واسه من دبت برای خودت بسوزه . چون مکافات عملتو پس میدی. با خراب کردن زندگی یکی دیگه سعی داری واسه خودت شوهر و خانه و خانواده ردیف کنی اما این پایان خوشی نداره. اینکارت عاقبت خیری نداره هنگامه خانم.