🌷🍃 پدرش كارمند شهردارى بود. از نظر اقتصادى دروضعیّت مناسبى به سر مى بردند و منزلشان شخصى بود.
مجید فرزند هفتم خانواده بود.بیشتر وقتش را در خانه مى گذراند و همواره به دنبال یادگیرى بود؛ نقّاشى مى كشید
كتابهاى برادرهاى بزرگش را مى گرفت و از روى آنها مى نوشت، آنها هم دراین كار به او كمك مى كردند و به این ترتیب در حالى به كلاس اوّل رفت كه از قبل چیزهاى بسیارى آموخته بود.
🌷🍃 شانزده ـ هفده ساله بود كه هواى جنگ و جبهه به سرش افتاد.عشق به اسلام و احساس وظیفه بود كه به او انگیزه ى حضور در جبهه را مى داد.
ابتدا به عنوان بسیجى وارد منطقه شد.در روزهاى نخست اعزامش، با توجه به سنّ و سال كمى كه داشت، هركسى فكر مى كرد او بدون آگاهى و شناخت و تنها بر پایه ى احساساتى گذرا به جبهه و جنگ رو آورده است، امّا پس از مدّتى همگان با دیدن فعّالیّتها و پیشرفتهایى كه به چشم خود از مجید مى دیدند یا مى شنیدند، پى بردند كه حضور او در جبهه نه تنها بدون آگاهى و شناخت نیست بلكه ناشى از معرفتى خدا دادى است.
🌷🍃 هرگز راضى به بازگشت از منطقه نبود. مخصوصا با به شهادت رسیدن برادرش ـ رضا ـ كه همواره یار و همراه او بود، عزم و اراده ى اوبراى ادامه ى راه راسخ تر گردید. به پدرش گفته بود: «خون بهاى رضا 5000 بعثى است. تا 5000 بعثى را نكشم برنمى گردم.
🌷🍃 بعد از شركت در عملیّاتى پاى چپش را از دست داد و یك پاى چوبى جانشین پاى از دست رفته اش شد. پس از آن طولى نكشید كه درعملیّاتى دیگر به دنبال هدف گرفته شدن ماشین حامل مهمّات توسط دشمن و پرتاب شدن او به داخل آب، پاى چوبى را آب برد.
🌷🍃 شجاعت از دیگر خصوصیّات قابل توجّه او بود.او درعملیّاتى سوار بر موتور به دنبال چند اسیر عراقى كه فرار كرده بودند رفته و توانسته بود به تنهایى، دوباره آنها را دستگیر كند وبرگرداند.
🌷🍃 در سخنرانى هایش بیشتر مسائل اخلاقى را مطرح مى كرد. در سخنانش همواره عشق به امام حسین(ع) قابل مشاهده بود و همیشه این قطعه از زیارت عاشورا را زمزمه مى كرد كه «أنّى سِلمٌ لمن سالمكم و حربٌ لمن حارَبكم.»
🌷🍃 خودش مانند كوه استوار بود و دیگران را نیز به صبر توصیه مى نمود. هرجا كه احساس مى كرد دوستان و همرزمانش خسته شده اند به آنها روحیّه مى داد.
یكى از همرزمانش او را با اخلاص ترین افراد مى داند و مى گوید: «او حتّى حاضر نبود طورى رفتار كند كه دیگران بدانند و بفهمند او فردى لایق و شایسته و فرماندهى گردان است.»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔴فرمانده بسیج دارخوین شادگان ترور شد
🔹فرمانده حوزه بسیج دارخوین شادگان در جنوب استان خوزستان توسط افراد ناشناس ترور و به شهادت رسید.
🔹سروان پاسدار عبدالحسین مجدمی فرمانده حوزه بسیج شهر دارخوین از توابع شهرستان شادگان استان خوزستان بامداد چهارشنبه توسط افراد ناشناس و نقابدار مورد ضرب مستقیم گلوله اسلحه قرار گرفته است.
🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
🔴 سرنوشت متفاوت این ۵ نفر !
🔹شهادت در جبهه، حبس ابد، طرد و خانه نشینی، قتل با ضربات چاقو، رهبری نظام !
ازراست؛شهید چمران، عباس امیرانتظام، بازرگان،فروهر،آیت ا... خامنه ای
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
نیم ساعت قبل از شهادت 😔
🔴 #فرمانده بسیج دارخوین شادگان ترور شد
🔹فرمانده حوزه #بسیج دارخوین شادگان در جنوب استان #خوزستان توسط افراد ناشناس #ترور و به #شهادت رسید.😭
🔹سروان #پاسدار #عبدالحسین_مجدمی فرمانده حوزه بسیج شهر #دارخوین از توابع شهرستان #شادگان استان خوزستان بامداد چهارشنبه توسط افراد ناشناس و نقابدار مورد ضرب مستقیم #گلوله اسلحه قرار گرفته است.
بدست همان #مزدور هایی ترور شد که در #آشوبهای_خیابانی مردم و نیروهای امنیتی را میکشند تا آتش آشوبها شعله ورتر بشه
ننگ بر مزدوران #پهلوی و #رجوی و #ترامپ.. نفرین بر #وطنفروش هایی که بهترین مردان این سرزمین را نشانه میگیرند
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
💠 آخرین باری که به کربلا رفته بود مصادف با اربعین بود، هرچی اصرار کردیم بیا حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع) نیامد. چون احساس خجالت می کرد که وقتی حرم بی بی در محاصره است به زیارت حضرت عباس علیه السلام بیاید ، ۱۰ روز بعد به سوریه رفت و به شهادت رسید.
#شهید_اکبر_شهریاری
#ایام_شهادت
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA
🇮🇷#سردار_سلیمانی:
🔸باشهدا بودن سخت نیست
باشهدا ماندن سخته
مثل شهدا بودن سخت نیست
مثل شهدا ماندن سخته
✅ راه شهدا یعنی...
نگه داشتن آتش در دستانت
التماس دعا
#سردار_دلها
#انتقام_سخت
🌹 @AXNEVESHTESHOHADA